• ۱۶۹بازدید
یادداشت بین الملل؛

آخرین دوربرگردان اردوغان!

آنچه مسلم است اينکه ترکيه در سياست خارجي خود نياز به يک دوربرگردان دارد. اگر اردوغان خواستار بر هم زدن وضعيت موجود و گذار به وضعيتي مطلوب است، لازم است تا زمان دير نشده از سیاست های غلط خود دست بکشد.

یادداشت بین الملل ـ حنیف غفاری:  اين روزها کسي از رجب طيب اردوغان رئيس جمهور ترکيه به خوبي ياد نمي کند! سرنگوني جنگنده سوخوي روسي و لشكر کشي غير رسمي به شمال عراق و تجاوز به اين کشور خشم و نارضايتي افکار عمومي منطقه و جهان اسلام را برانگيخته است. با اين حال رئيس جمهور ترکيه همچنان بر سياستهاي نادرست خود در منطقه (خصوصا در قبال سوريه و عراق) پافشاري مي کند.

 به راستي حزب عدالت و توسعه و اردوغان به کدام سو مي روند؟ آيا احمد داوود اوغلو، مغز به اصطلاح متفکر حوزه سياست خارجي ترکيه متوجه بازي آنکارا با آتش نيست؟ آيا زمان آن نرسيده است که اردوغان به هشدار افرادي مانند عبدالله گل رئيس جمهور سابق ترکيه و همراه ديرينش مبني بر لزوم تغيير در سياست خارجي و منطقه اي کشورش گوش فرا دهد؟

در اين خصوص نکات قابل تاملي وجود دارد که لازم است مدنظر قرار گيرد :

اول) رئيس جمهور ترکيه اين روزها سخنان و ادعاهايي مطرح مي کند که نمايانگر ناکامي و سردرگمي وي در تحليل حداقلي  حوادث و رخدادهاي مربوط به کشورش و منطقه است. حتي اگرادعاي اردوغان و ارتش ترکيه را در خصوص سرنگوني جنگنده روسي پذيرفته و بدون هيچ گونه تحقيقي فرض کنيم جنگنده روسي اندکي وارد حريم هوايي ترکيه شده است، نمي توانيم ادعاي اردوغان در خصوص چرايي اشغالگري وي در شمال عراق را بپذيريم. چگونه است که اردوغان ورود چند متري يک هواپيما به خاک کشورش را مصداق تجاوز دانسته (اگر چنين تجاوزي اساسا صورت گرفته باشد) اما پياده سازي صدها نيروي نظامي خود در موصل و شمال عراق را مصداق اشغالگري و تجاوز نمي داند؟ در حالي که رئيس جمهور و نخست وزير عراق صراحتا اقدام اردوغان و دولت ترکيه را محکوم کرده و خواستار خروج نيروهاي ترکيه اي از کشورشان  شده اند، اردوغان اعلام کرده است اين حضور نظامي در شمال عراق لازم بوده و از تصميم خود در اين خصوص عقب نشيني نخواهد کرد!

دوم) اردوغان در تاريخ اول و دوم دسامبر امسال سفري دو روزه به کشور قطر داشت. در اين سفر که از قبل برنامه ريزي شده بود، رئيس جمهور ترکيه سران کشور قطر را در جريان تجاوز به شمال عراق گذاشته است. اين تصميم ترکيه با استقبال رياض و دوحه مواجه شده است. عربستان و قطر به عنوان دو بازيگر مولد بحران امنيت در عراق و منطقه به ترکيه وعده داده اند که از اين تصميم به صورت چراغ خاموش حمايت کرده و حتي مانع از اقدام جدي و شديد اتحاديه عرب در اين خصوص خواهند شد. رمز سکوت و انفعال اتحاديه عرب در قبال تجاوز ترکيه به شمال عراق در همين موضوع نهفته است. در حالي که حتي اعضاي اصلي شوراي امنيت سازمان ملل متحد (که متشکل از سه حامي غربي آل سعود نيز مي باشد) به صورت يکپارچه تجاوز به شمال عراق توسط ترکيه را محکوم کرده اند، اتحاديه عرب همچنان ترجيح داده است در اين خصوص سکوت کرده و موضعي اتخاذ نکند! ريشه اين سکوت را بايد در سفر دو روزه اردوغان به قطر و لابي گري هاي وي با مقامات قطري و واسطه هاي سعودي جستجو کرد.

متاسفانه ترکيه طي سالهاي اخير به ضلع سوم مثلث حمايت از تکفيري ها و گروه هاي تروريستي تبديل شده است. قرار گرفتن نام ترکيه در کنار نام دو کشور عربستان سعودي و قطر، منجر به تنزل موقعيت آنکارا نزد افکار عمومي منطقه و جهان اسلام شده است. در جريان نبرد کوباني، شاهد انفعال نيروهاي ارتش ترکيه در قبال عمليات داعش در اين شهر بوديم. عمليات کوباني نقطه آشکارساز حمايت اردوغان و داوود اوغلو از داعش محسوب مي شد. همچنين رفت و آمد آزادانه تروريستها از مرز ترکيه به سوي سوريه و عراق موضوعي است که حتي اردوغان نيز قدرت انکار آن را ندارد. علاوه بر آنچه ذکر شد، اردوغان قصد دارد از شکاف ميان دولت بغداد و کردها به سود اهداف توسعه طلبانه خود در منطقه استفاده کند. متاسفانه شواهد موجود نشان مي دهد حضور نظامي غير قانوني  ترکيه در شمال عراق  با هماهنگي مسعودبارزاني صورت گرفته است. 

سوم) اردوغان نبايد فراموش کند که با توجه به پيوستگي مستقيم دوحوزه سياست خارجي و داخلي در ترکيه(اين پيوستگي به صورت سنتي در آنکارا وجود دارد)، هر گونه رفتار وي در قبال منطقه بر روي تحولات داخلي اين کشور تاثيرگذار خواهد بود. به نظر مي رسد اردوغان هنوز متوجه پيچيدگي هاي شرايط منطقه و داخل کشور خود نيست. در جريان انتخابات سراسري اخير، اردوغان توانست با تهديد نسبت به برگزاري سه باره انتخابات و کشاندن آراي سفيد و خاموش پاي صندوقهاي راي، حدود ۸ الي ۱۰ درصد راي اجباري براي حزب عدالت و توسعه جمع کند تا در نهايت بتواند با کسب حداقل نتيجه ممکن پيروز انتخابات شود. حزب عدالت و توسعه اين پيروزي را در شرايط خاص و با درصدي حداقلي کسب کرده است. همچنين ترکيه هم اکنون داراي اپوزيسيوني قوي متشکل از احزاب جمهوريخواه خلق، دموکراتيک خلق و حرکت ملي گرا است. احزابي که از رفتار انتخاباتي حزب عدالت و توسعه نيز به اندازه کافي خشمگين و عصباني هستند. 

چهارم) در جريان تحولات اخير منطقه، شاهد بوديم که ناتو و شوراي امنيت سازمان ملل متحد هيچ يک حمايتهاي لازم و مورد انتظار اردوغان را از وي صورت ندادند. کشورهاي فرانسه، آلمان، يونان و برخي ديگر از کشورهاي ناتو نسبت به سياستهاي اردوغان در منطقه و هزينه سازي هاي وي براي ناتو هشدار دادند. حتي رئيس جمهور جمهوري چک صراحتا عنوان کرد که اردوغان به جاي آنکه شريک ناتو باشد شريک داعش محسوب مي شود. اين مواضع نشان مي دهد بر خلاف ادعا و انتظار اردوغان، ترکيه عضو موثري در ناتو که مورد حمايت مطلق اعضا باشد نيست! همچنين محکوميت تجاوز ترکيه به شمال عراق از سوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد نيز نشان داد حتي شرکاي غربي ترکيه نيز حاضر به پرداخت هزينه هاي استراتژيک تکروي هاي آنکارا در منطقه نيستند. 

پنجم)  اردوغان در سال ۲۰۰۲ ميلادي با حضور خود در معادلات سياسي ترکيه فصل نويني را در اين کشور ايجاد کرد. از اصلاحات اقتصادي گرفته و تا احياي برخي شعائر ديني اقدامات مثبتي بود که نخست وزير سابق و رئيس جمهور امروزي ترکيه طي سالهاي ابتدايي حضور خود  در کشورش صورت داد. ايستادگي در مقابل ژنرالهاي طرفدار لائيسيته نيز از اقدامات مثبت اردوغان طي سالهاي گذشته  محسوب مي شد. با همه اين موارد، رفتارهاي نادرست اردوغان در قبال سوريه و عراق که منجر به  ايجاد بحرانهاي مزمن امنيتي در منطقه شده است و همچنين برخي رفتارهاي وي در حوزه سياست داخلي اين کشور منجر به تزلزل موقعيت وي و نارضايتي افکار عمومي منطقه از وي شده است.

آنچه مسلم است اينکه ترکيه در سياست خارجي خود نياز به يک دوربرگردان دارد. اگر اردوغان خواستار بر هم زدن وضعيت موجود و گذار به وضعيتي مطلوب است، لازم است تا زمان دير نشده و دستاوردهاي سالها حضور وي در ترکيه به صورت کامل از بين نرفته است، از سياستهاي نادرست منطقه اي و سياسي خود دست کشيده و به توصيه افرادي مانند عبدالله گل گوش دهد. اردوغان هم اکنون در برهه زماني حساس و سرنوشت سازي قرار دارد. او در اين برهه بايد تصميمي سرنوشت ساز اتخاذ کند. تقابل مستقيم با روسيه و عراق محصول بي توجهي اردوغان به دوربرگردانهايي بود که طي سالها و ماههاي گذشته در مسير وي قرار داشت. رئيس جمهور ترکيه مي توانست با اصلاح رويکرد سياست خارجي خود مانع از تحقق اين موارد شود.

در حال حاضر اردوغان بايد ميان تنش زايي و تنش زدايي در حوزه سياستهاي منطقه اي خود يک گزينه را انتخاب کند. آيا اردوغان مي خواهد همچنان ضلع سوم مثلثي باشد که عربستان و قطر ديگر اضلاع تشکيل دهنده آن هستند؟ آيا اردوغان مي خواهد تنشهاي ايجاد شده فعلي ميان آنکارا با مسکو و بغداد را به بحران تبديل کند؟ در هر حال قاعده بازي اين گونه است که يک بازيگر در نظام بين الملل فرصت زيادي براي اصرار بر روي خطاهاي خود و آزمون و خطاي گزينه هاي مختلف  ندارد! موضوعي که اردوغان نيز بايد آن را درک کند و سريعا مسير سياست خارجي خود را تغيير دهد.

کد N1067435

وبگردی