۰

خاطرات محسن رفیق دوست از نفوذی‌های پیش از انقلاب و انگ نفوذی زدن پس از انقلاب

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محسن رفیقدوست,اکبر هاشمی رفسنجانی

محسن رفیق دوست درباره نفوذ پیش از انقلاب می گوید: بحث نفوذ از زمانی مطرح شد که دشمنی‌ها از دشمنی فردی به دشمنی گروهی تبدیل شد.

رفیقدوست گفت و گوی مشروحی با تسنیم انجام داده است که در بخشی از آن خاطراتی از نفوذی های ساواک در بین انقلابیون در پیش از انقلاب و انگ نفوذی زدن به انقلابی ها پس از انقلاب تعریف کرده که به شرح زیر است:
**بحث نفوذ از زمانی مطرح شد که دشمنی‌ها از دشمنی فردی به دشمنی گروهی تبدیل شد، حزبی یا تشکیلاتی که شکل می‌گرفت، سعی بر این بود که هر طرفی با طرف دیگر مخالفت کند، تا بتواند اطلاعاتی از طرف مقابل پیدا کند. بحث نفوذ قطعی بود. بنده در زندگی‌ام خاطره‌ای برای شما نقل می‌کنم که به سال‌های 42، 43 و یا سال‌های بعد مربوط می‌شود؛ در آن زمان آقای منتظری زندان بود و شایع شده بود که وی در زندان تحت فشار است، بنده مأموریت پیدا کردم که با یکی، دو تا از دوستان به قم و نزد بزرگان و آنهایی که با دستگاه ارتباط حسنه‌ای دارند، برویم تا این فشار از روی آنها برداشته شود. من به خانه آیت الله مرتضی حائری رفتم، گفتند: "بهترین کسی که می‌تواند به شما کمک کند، آقای شریعتمداری است". داستان مفصل است، ساعت 9:30 صبح مجبور شدم به خانه آقای شریعتمداری بروم؛ دو، سه نفری رفتیم پیش ایشان و صحبت کردیم، به اصفهان رفتم و برگشتم و متوجه شدم آن دو نفری را که با من بودند دستگیر کرده‌اند،بعد نزد آقای شریعتمداری رفتم و به ایشان گفتم "در آن ملاقات که ما سه نفر بودیم، یعنی من، شما و شیخ قدرت زنجانی". آن فرد قبل از انقلاب با مریضی‌ای که براثر درفشی بوده که از مرحوم امیرحسینی خورده بود، کشته شد. گفتم: "یا من یا شما و یا شیخ قدرت ساواکی هستیم"، حتی به یاد دارم که اول کسی بود که اسمش یادم نیست، ولی در تشکیلات مؤتلفه نفوذ کرده بود، وقتی که همه را دستگیر کردند، فهمیدیم که این شخص نفوذی بوده است، بحث نفوذ، قابل انکار نیست، حتی ما هم اگر بتوانیم باید در اردوهای دشمن نفوذ کنیم. باید مواظب باشیم که نفوذ دشمن در ما باعث سُست شدن جبهه و لو رفتن اهداف‌مان نشود، کسی که بخواهد منکر نفوذ باشد، سهل‌انگار است. بحثی که وجود دارد این است که در مقطعی برای اینکه فردی را از میدان خارج کنند، به او اَنگ نفوذی می‌زنند. به یاد دارم که به‌اتفاق یکی از دوستان که در ابتدای انقلاب به او اَنگ ساواکی بودن زده بودند، نزد شهید بهشتی رفتیم و موضوع را با ایشان مطرح کردیم، شهید بهشتی گفتند: ما که مسئولین نظام هستیم، می‌دانیم که تو ساواکی نیستی و از این اَنگی که به شما زده‌‌اند، بهترین استفاده را انجام بدهید، که این اتفاق قبل از انقلاب افتاده است". چیزی که مذموم است این است که بی‌‌علم یا شایعه یا خدای ناکرده به‌قصد ضربه زدن اَنگ نفوذی به کسی بزنند، ولی به‌طور قطع همه باید مواظب باشند، به‌طوری که وقتی شخصیتی مانند مقام معظم رهبری مسئله نفوذ را جدی تلقی و مطرح می‌کنند، این موضوع تقریباً یک امر واجبی تلقی می‌شود که تمام پیروان ایشان باید مواظب مسئله نفوذ باشند و اطراف خودشان را مواظبت کنند که نفوذ اتفاق نیفتد.

رفیق دوست در بخش دیگری از این گفت و گو به سوالاتی درباره عملکرد آیت الله هاشمی پاسخ داده است که بخش هایی از آن به شرح زیر است:


** بنده توقع داشتم که آقای هاشمی با فتنه 88 علنی مخالفت کند، اما مخالفت علنی از ایشان ندیدم. من به 25 سال قبل از فتنه 88، زمانی که وزیر سپاه بودم، برمی‌گردم، یک روز خدمت آقای هاشمی در مجلس رفتم و عرض کردم: "شما جنس‌تان از ماست، ما از سال 40 با هم هستیم، احساس می‌کنم شما از تیپی که مقابل ماست، حمایت می‌کنید (چون در دولت دو دسته بودیم)". من ایشان را زیرک و ملا می‌شناسم، ایشان گفت: "شما‌ هم در هر شرایطی با ما هستید، من می‌خواهم آن‌ها را نگه دارم". شاید از برخی جهات درست می‌گفت. هنوز هم ما با آقای هاشمی، مخالفتی که بسیاری می‌کنند، نمی‌کنیم. چرا که معتقدیم که باید این سرمایه را برای انقلاب نگه داشت.
**به ایشان گفتم این شما‌ها (دخترها و پسران آقای هاشمی) هستید که دارید آقای هاشمی را از هستی ساقط می‌کنید". البته محسن و یاسر عاقلانه رفتار و فائزه و مهدی خارج از چارچوب عمل کردند.
** آقای هاشمی در برابر خانواده‌اش بسیار آزاد برخورد می‌کند و بنده نیز معتقدم که جامعه نباید رفتار فرزندان هاشمی را به حساب ایشان بگذارد. فرزندان ایشان هم اگر تخلف کنند، محاکمه و مجازات می‌شوند و ایشان اعتراض نمی‌کنند.
27213

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.