وین2: تشدید جنگ دپیلماتیک

سیاسی

هر چه به زمان برگزاری نشست مهم وین 2 نزدیکتر می شویم با تشدید منازعه در حوزه نرم میان کنشگران منطقه ای و بین المللی، معمای پیچیده و مجهولات حل نشده فرایند بحران سوریه نیز بیشتر می شود.

 گرچه نشست وین 1در قالب دشمنان منطقه ای (ایران و عربستان) بر سر میز مذاکره آن هم برای اولین بار از آغاز بحران در کنار روسیه و آمریکا به عنوان قدرت های جهانی، ابتکار مناسبی برای کاستن از اختلافات و نیل به یک راه حل سیاسی برای پایان یک جنگ فلاکت بار منطقه ای به شمار می رفت، بطوری که عربستان و آمریکا مجبور به پذیرش نفوذ ایران در مسایل سوریه و قبول برخی از واقعیت های میدانی آن شدند، اما خروجی مذاکرات دوره اول وین به رغم خوش بینی های سیاسی و تاکید بر مواد 9 گانه آن از جمله صلح سازی و مبارزه با گروههای تروریستی و هماهنگی کشورهای حاضر در نشست در عملیات و امدادرسانی بین المللی برای مردم آواره سوریه همچنان نشان دهنده وجود شکاف بزرگ میان حامیان و مخالفین بشار اسد است .
بطوری که آینده سیاسی سوریه در کنار تضاد قدرت های بزرگ بر سر چگونگی مصالحه سیاسی، با یک سوال بزرگ و حل نشده روبروست ، "سرنوشت بشار اسد ". آیا در فرایند صلح سازی و توافق کلی میان بازیگران دخیل در بحران می توان نقشی هم برای بشار اسد قایل شد؟
در قبال این سوال کلیدی، دو رویکرد مختلف و منتاقض وجود دارد: جبهه عربی - غربی با محوریت آمریکا و عربستان بر رفتن بشار اسد و عدم بازیگری وی در فرایند سیاسی و ساختار آینده سوریه تاکید دارد و حتی عربستان حاضر به پذیرش نقش محدود وی در دوره انتقالی هم نیست، در کنار آن آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی تحت شرایط خاص پس از رایزنی های فشرده دیپلماتیک اخیر با رقیب روس خود راضی به ماندن بشار اسد بر سر قدرت در بازه زمانی محدود شدند.
در مقابل این رویکرد جبهه حامیان بشار اسد، هر چند به ظاهر اتفاق نظر در خصوص حفظ ساختار نظام سوریه وجود دارد ولی روسها پس از پیشروی در عرصه میدانی و تثبیت اقتدار منطقه ای برای حفظ منافع راهبردی خویش در خاورمیانه، کم کم آماده معامله بر سر بشار اسد با طرف غربی و عربی می شوند . ممکن است توافق بر سر کنار رفتن بشار اسد از قدرت از سوی دو قدرت اصلی (آمریکا -روسیه) بدون لحاظ منافع ایران صورت گیرد .
بطوری که مقامات روس آشکار در مصاحبه های رسانه ای اخیر، عملا اولویت اصلی مسکو در منطقه را حفظ بشار اسد بر سر قدرت اعلام نمی کنند. در علت تغییر مواضع و چرخش سازش با غرب باید گفت: روسیه به قصد ادامه یک جنگ طولانی مدت و پرهزینه وارد آواردگاه سوریه نشده بلکه استراتژی کلی مسکو تکیه بر منفعت طلبی و حفظ منطقه نفوذ سنتی خویش است . بنابراین مرد قدرتمند کرملین (پوتین) با درک این مو ضوع که مقدورات و محذورات فعلی روسیه امکان درگیری با ائتلاف غربی- عربی به رهبری آمریکا را نمی دهد و برای یک پیروزی قاطع در جبهه سوریه بایستی در کنار نیروی هوایی قدرتمند به لشکرکشی زمینی نیز اقدام نمود.
این امر علاوه بر افزایش هزینه های سنگین نظامی ممکن است به بالارفتن تلفات انسانی بیانجامد فلذا روسها برای اجتناب از جنگ فرسایشی برای برون رفت از بحران فراگیر منطقه ای بیشتر به گزینه سیاسی و تقسیم امتیاز با طرف غربی در شرایط برابر فکر می کنند. این بده بستان سیاسی روسها با غرب می تواند بدون هماهنگی و نادیده گرفتن منافع ایران شکل گیرد .
این بدبینی تاریخی در مورد روسها و معامله گری آنها در مورد سوریه نیز تکرارپذیر است. اصولا روسها در بزنگاه های سخت تاریخی متحدان نزدیک خود را تنها گذاشتند، نمونه بارز آن در مورد عراق و لیبی و کمی دورتر در مورد ایران و خیانت به قیام جنگل و دولت مصدق بود. این در شرایطی بود که در فضای جنگ سرد، قدرت نظامی روسها در کنار سیاست های تهاجمی با تکیه بر کمونیسم تقربیا با آمریکا برابری می کرد. در شرایط موجود روسها از قالب جنگ ایدئولوژیکی با غرب خارج شده و بیشتر رقابت استراتژیکی با غرب را دنبال می کنند .
واکاوی مواضع روسها در مورد تحولات اخیر سوریه از آن جهت اهمیت دارد که ایران به عنوان متحد نزدیک بشار اسد از شروع بحران در کنار روسیه، هزینه سنگینی را برای بقای ساختار سیاسی سوریه پرداخته و بحران این کشور یکی از عوامل اصلی تنش فزاینده در روابط ایران با برخی از همسایگان عرب خویش از جمله عربستان سعودی بوده است .
تغییر موضع روسیه در مورد سرنوشت بشار اسد می تواند بر دشواری های سیاست های منطقه ای ایران بیافزاید. بی شک تلاش های همه جانبه غرب از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تحریم بیشتر و نیز مجوز لازم برای دخالت نظامی با وتوی روسها در کنار چین تا به حال بی اثر گشته هست. کمک های ایران محدود به حضور برخی از مستشاران نظامی و آموزش های نظامی در کنار حضور نیروهای حزب ا... لبنان بوده است .
صحنه میدانی سوریه گرچه با افزایش این حضور و بمباران هوایی روسیه تغییر کرده است . با این وجود، پشتیبانی از نیروهای تکفیری و اشغال بیش از یک سوم خاک سوریه توسط نیروهای مخالف بشار اسد احتمال پیروزی در نبرد نظامی را سخت تر کرده است. از دیگر سو، در پذیرش نشانه هایی از تغییر موضع مسکو نسبت به مخالفین دولت سوریه بایستی به تلاش های بی وقفه دیپلماتیک برای ایجاد تماس با نیروهای مخالف میانه رو در قالب ارتش آزاد اشاره کرد. امری که به نظر می رسد مورد پذیرش جدی ایران نیست.
همچنین روسها در بازی چندگانه خویش در مورد سوریه به حفظ منافع راهبردی اسراییل و جلوگیری از دستیابی حزب ا... لبنان به برخی از سلاح های پیشرفته نظامی تعهد دارند. در چنین شرایطی گرچه سیاست اصولی ایران بر تعیین سرنوشت سیاسی سوریه از طریق مردم خویش بدون تحمیل هرگونه اراده خارجی تاکید دارد، با این وجود، تضمین قطعی به کارآمدی این سیاست در دارزمدت وجود ندارد . در هر صورت، بخش بزرگی از مردم سنی سوریه بشار اسد را مقصر جنگ و ویرانی کشور خود می دانند و شاید در یک انتخابات آزاد و قانونی حاضر به پذیرش ادامه حکومت وی نباشند.
بنابراین برای حفظ منافع ایران در منطقه، به ویژه در سوریه بایستی با رصد تحولات اخیر و بازنگری در برخی از سیاست های گذشته و گسترده تر کردن دامنه کشورهای طالب دیپلماسی مانند ورود مصر و الجزایر و... درکنار حضور فعال در وین 2 از تغییرات لجام گسیخته و برهم زننده وضعیت موجود جلوگیری کرد. بی شک وضعیت مطلوب برای ایران همچنان حفظ ساختار نظام موجود سوریه است. با این وجود، ایران باید خود را برای هر گزینه محتمل تر در فردای سوریه بدون بشار اسد هم آماده کند. طرز تلقی همپوشانی منافع ایران با حفظ الزام آور بشار اسد در قدرت، تفکر مناسبی نیست.
این روابط نزدیک فیمابین در یک شرایط طبیعی و بدون دخالت عناصر خارجی در آینده نیز با بشار یا بدون بشار هم حفظ خواهد شد . چرا که ایران و سوریه از روابط استراتژیک و تاریخی در منطقه برخودارند وجود تهدیدات مشترک و دغدغه های امنیتی همسان در آینده نیز به رغم تحولات و تغییرات فراگیر سیاسی مجبور به همکاری می کند. در گام اول ایران بایستی از سیاست یا بشار اسد یا هیچ کس به نوعی خود را خلاص کند. درست است در کوتاه مدت بدلیل تغییر شرایط و حاکمیت هیجانات سیاسیِ دوره گذار، آسیب ها متوجه روابط نزدیک ایران و سوریه شود. ولی با گذشت زمان و حصول ادراک مشترک برای حفظ منافع مشترک این شکاف پر خواهد شد. در ضمن، ایران در منطقه با توافق هسته ای 1+5 قدرت مانوری بیشتر در عرصه چانه زنی های سیاسی پیدا کرده است .
به نظر می رسدکه در کنار اقلیت 13درصدی علوی و مسیحیان، بخشی زیادی از اکثریت سنی مردم سوریه هم به ارتباط و داشتن روابط نزدیک مبتنی بر همکاریهای سازنده در آینده علاقمند باشند و این چنین نیست با تغییر ساختار سیاسی سوریه همه چیز برای ایران تمام شده قلمداد شود، اگر این تغییر ساختار در یک پروسه دمکراتیک و خارج از دخالت های خارجی صورت گیرد بی شک با استقبال ایران هم مواجه خواهد شد.
پایداری در برخی از اصول ثابت خویش به دلیل ادامه ارسال سلاح به جریانات تکفیری - سلفی از سوی حامیان منطقه ای تروریست هاست. به نظر می رسد ایران در نشست وین 2 با برجسته نمودن حلقه های ارتباطی تروریست ها با عربستان و دیگر کشورهای منطقه و الزام به قطع کمک ها به آنان از یک سو و تاکید بر همکاری بین المللی برای برقراری آتش بس فوری، ابتکار عمل را از حامیان تروریست ها بگیرد.

داود احمدزاده، کارشناس مسایل خاورمیانه

کد N1027097