۰

خباز:نماینده دلواپسی به من گفت «نمی گذارم آب خوش از گلوی دولت پایین رود»/مجلس بعد موی دماغ دولت نیست

  • ۴۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
محمد رضا خباز,اصلاح طلبان,انتخابات مجلس دهم

محمدرضا خباز می گوید: یکی از نمایندگانی که در جریان بررسی طرح برجام در مجلس نعره می‌زد دو مرتبه به خودم گفته است که ما نخواهیم گذاشت در طول این چهار سال آب خوش از گلوی دولت پایین برود.

مریم محمدپور: آخرین سمتی که داشت، معاون امور تقنینی معاونت پارلمانی رئیس جمهور روحانی بود اما سابقه نمایندگی در چهار دوره چهارم، پنجم، ششم و هشتم به عنوان نماینده مردم شهرستان‌های کاشمر و خلیل‌آباد و بردسکن در مجلس را در کارنامه خود دارد. محمدرضا خباز البته دوبار دیگر هم برای نمایندگی خیز برداشته اما نتوانسته راهی پارلمان شود.

این عضو حزب اعتماد ملی میهمان ما در کافه خبر بود؛ از هر دری با او سخن گفتیم اما وضعیت اصلاح طلبان در آستانه انتخابات مجلس دهم و تاثیرات تحریم‌ها و مدیریت دولت قبل بر کشور محورهای اصلی این گفت و گوست.

مشروح گفت و گوی خبرآنلاین با محمدرضا خباز در ادامه می‌آید:

درباره نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده، تاکتیک‌هایی همچون ثبت نام حداکثری یا همان سونامی ثبت نام از سوی برخی چهره‌های اصلاح‌طلب مطرح می‌شود. همچنین گفته می‌شود نگرانی از ردصلاحیت نباید باعث شود از اصلاح‌طلبان از ترس مرگ سکته کرده و عطای ثبت‌نام را به لقایش ببخشند. تحلیل شما درباره نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات چیست؟

دعوت از اصلاح‌طلبان برای کاندیداتوری انواع و اقسام دارد. اما در این بین، آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی دعوت زیبایی داشتند، ایشان فرمودند هر کسی در خودش می‌بیند که می‌تواند در مجلس خبرگان یا مجلس شورای اسلامی نقش ایفا کند، کاندیدا شود. یعنی از تمامی نیروهای خوش فکر و علاقمند به خدمت به نظام دعوت کرد که ثبت‌نام کنند. اما برخی دیگر به نوعی دعوت به حضور می‌کنند که نفس «دعوت» برای برخی محرک است؛ یعنی جای ان‌قلت باقی می‌گذارد و باعث می‌شود آنها گارد بگیرند. تعبیری که شما از «سونامی ثبت‌نام» نقل کردید نیز از همین جنس است، در حالی که برای ادای تکلیف که سونامی لازم نیست.

اگر کسی واقعا در خودش می‌بیند که می‌تواند نقش ایفا کند، خانه نشستن و سکوت کردن و عافیت‌طلبی بر او حرام است. چراکه برای این کشور 220 هزار خون شهید ریخته شده است و نمی‌توان با راحت‌طلبی در برابر آنها بی‌تفاوت بود. هر کسی که امید دارد به وسیله شورای نگهبان تایید می‌شود و در حوزه انتخابیه‌اش کف رأیی دارد، سکوت کردن و انزوا پیشه کردنش منطقی نیست. البته دعوت برای ثبت‌نام تحت این عنوان که هر کسی در خودش توانی می‌بیند، ثبت نام کند تا در صورت عدم تایید صلاحیت عده‌ای توسط شورای نگهبان با کمبود کاندیدا مواجه نشویم، کار منطقی و درستی است. به هر حال سابقه داشته است که شورای نگهبان عده‌ای از کاندیداها را ردصلاحیت ‌کرده و برخی از حوزه‌های انتخابیه بدون کاندیدای اصلاح‌طلب باقی ‌مانده است. ولی برخی عبارات و جملات خودش تحریک کننده است؛ ما نباید نه برای رقبای خود و نه برای دشمنان این سرزمین سوژه درست کنیم که فکر کنند خبری است و رقبا تمام تلاششان را برای ردصلاحیت به کار ببرند. به کار بردن عبارات تند باعث صف آرایی بین دو جبهه می‌شود و به نظر بنده این صف آرایی مفیدفایده نخواهد بود.

در فضای رسانه‌ای گفته می‌شود اعضای شورای هماهنگی اصلاحات در حال رایزنی با علمای قم و برخی از اعضای شورای نگهبان هستند. این گونه مذاکرات در این مقطع زمانی بی‌سابقه است. در انتخابات‌های گذشته اینگونه مذاکرات پس از اظهار نظر اولیه شورای نگهبان درباره نامزدها صورت می‌گرفت. دلیل این امر چیست و فکر می‌کنید بر شورای نگهبان تاثیری داشته باشد؟

درباره اصل خبر را یقین ندارم. الان فضای رسانه‌ای به‌گونه‌ای است که گاهی خبرهای منتشر می‌شود که صاحب خبر به کلی از آن بی‌خبر است، یعنی خبرها ساخته شده و به خورد مردم داده می‌شود.

این خبر را آقای رضا خاتمی داده بودند که برخی اصلاح‌طلبان در حال رایزنی هستند. همچنین در مصاحبه‌ای که آقای مرتضی حاجی با خبرآنلاین داشتند، گفتند که این مذاکرات در حاشیه جلسات صورت گرفته و در حال تغییر نگاه اعضای شوراي نگهبان هستند.

این حرف درست است. برخی اصلاح‌طلبان چنین کرده‌اند اما بر این امر اجماع نشده و نظر جمعی اصلاح‌طلبان نیست. چند نفر را خود من هم خبر دارم. این افراد در دوره‌های گذشته رد شده‌اند و حالا می‌خواهند بررسی کنند که آیا نظر شورای نگهبان همان نظر سابق است یا عوض شده است. آیا ستادهایش را تشکیل دهد؟ آیا رایزنی‌هایش را انجام دهد و آیا دوباره دوستانش را گرد شمع وجود خودش جمع بکند یا خیر؟ این کارها به ویژه در شهرهای کوچک ضروری است، در این شهرها کسی که می‌خواهد کاندیدا شود ابتدا متنفذین محل را می‌بیند و اگر آنها به کاندیدا قولی بدهند احتمال اینکه قولشان را بشکنند خیلی کم است. بنابراین کسانی که رد شده‌اند اما فکر می‌کنند رد شدن آنها قابل ترمیم است یا موجه نبوده است، درصدد اصلاح امور برمی‌آیند. به این صورت که اگر به فقهای شورای نگهبان دسترسی داشته باشند با آنها و در غیر این صورت با حقوقدان‌های شورا رایزنی می‌کنند. دسترسی به حقوقدانها راحت‌تر است، آنها در راهروهای مجلس رفت و آمد دارند و نمایندگان ادوار نیز هر لحظه که بخواهند می‌توانند با کارت نمایندگی ادوار خود وارد مجلس شوند. در راهروها حقوقدان‌ها را می‌بینند و دوباره خود را عرضه کرده و می‌گویند من فلانی هستم و به این دلیل رد شده‌ام اما مستندات جدیدی دارم، حال من کاندیدا بشوم یا خیر. اما اینطور نیست که مجموعه‌ای از اصلاح‌طلبان ماموریت داشته باشند تا با اعضای شورای نگهبان مذاکره کنند.

و از نتیجه این مذاکرات مطلع شده‌اید؟

از چند نفر خبر دارم البته مصادیقش را نمی‌گویم اما پاسخ حقوقدان‌های شورای نگهبان تقریبا مشابه است؛ می‌گویند که کسانی را که رد کرده‌ایم، بر اساس استناداتی بوده است. بنابراین از نظر ما همچنان رد است و کسی را که تایید کرده‌ایم، همچنان از نظر ما تایید شده است؛ مگر اینکه برای هر کدام از این گروه‌ها عکسش ثابت شود و دلیلی بیاورند که تشخیص اولیه ما تشخیص درستی نبوده است. به این رویه از فقهی «استصحاب» می‌گویند.

اما شورای نگهبان گاهی حرکت‌های سینوسی داشته و برخی کاندیدا یک دوره تایید، دوره بعد رد و دوره بعد تایید شدند یا برعکس این.

من هم همین را می‌گویم. بنده شش دوره کاندیدا شده و هیچگاه رد صلاحیت نشدم -البته از نظر اصلاح‌طلب‌ها خیلی مطلوب نیست که کسی هیچگاه صابون رد به جامه‌اش نخورده باشد!- اما فرض می‌کنیم بنده تایید شدم، سپس مدرکی پیدا می‌کنند که برای دور بعد مرا رد می‌کنند. یعنی اینطور نیست که یک نفر مادام‌العمر تایید شود. یا برعکس آن فرض کنید من در دوره‌ای رد شده‌ام اما برای دوره بعد می‌روم از وزارت اطلاعات، پلیس و سایر مراجع استعلاماتی می‌آورم و نشان می‌دهم که مستندات قبلی شورای نگهبان درست نبوده‌اند و تایید می‌شوم.

دوستان خبرهایی آورده‌اند که حاج اقای کروبی هم با حضور در انتخابات گذشته موافق بودند و هم به حضور در انتخابات پیش رو تاکید دارند و همچنین می‌خواهند علما و روحانیونی که در حد متجزی هستند و قریب‌الاجتهادند در انتخابات خبرگان شرکت کنند.

درباره فعالیت‌های اصلاح‌طلبان برای انتخابات سخن بگوییم. از  طرفی شورای هماهنگی اصلاحات کارهایی انجام می‌دهد، از یک طرف آقای عارف اقداماتی را شروع کرده است، و در این بین هم احزاب جدید ندای ایرانیان و اتحاد ملت را داریم که هنوز عضو شورای هماهنگی نشده اند. شما فعالیت‌های گروه‌های مختلف اين جريان سياسي را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اصلاح‌طلبان تا زمان انتخابات از الان منسجم‌تر خواهند شد، البته اکنون هم نسبت به اصولگراها منسجم‌تر هستند و مهمترین دلیلش هم این است که شیرینی این اتحاد را در سال 92 با کناره‌گیری دکتر عارف چشیده‌اند. ایشان کاری کرد که در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه است. من در سخنرانی‌هایم هم گفته‌ام که مردان بزرگ تصمیم‌های بزرگ می‌گیرند و ارزش انسان به تصمیمش است. تصمیمی که ایشان گرفت فوق‌العاده بزرگ بود. حالا اصلاح‌طلبان شیرینی اتحاد را چشیده‌اند چراکه اکنون دولتی که بر سر کار است اگرچه اصلاح‌طلب نیست، اما منویات اصلاح‌طلبان را دنبال می‌کند. بنابراین با تجربه این دوره هم به وحدت خواهند رسید. خبری که من دارم این است که مسئولیت تهران به دکتر عارف سپرده شده است.

بله، این خبر اعلام شده است.

بله، ایشان هم مسئولیت دارند و هم سرلیست تهران خواهند بود. چراکه کسانی که آقای عارف را کمتر قبول داشتند بعد از این حرکت، به هوش، درایت، ذکاوت، دوراندیشی و روحیه مقدم دانستن منافع ملی بر منافع فردی ایشان پی بردند و اعتقاد بیشتری به ایشان پیدا کردند. در هر استانی هم شورای راهبردی اصلاح‌طلبان فعال است و در همه استان‌ها شورای راهبردی فعالیت انتخاباتی‌اش را شروع کرده است و به نسبت سال‌های گذشته وضعیت بهتری دارد. البته نمی‌گویم که شرایط ایده‌آل است اما نسبت به گذشته در زمینه وحدت و انسجام وضعیت بهتری حاکم است.

در مورد اعتماد ملی وضعیت چطور است؟ شما همچنان در قالب این حزب فعالیت خواهید داشت؟

پیش از محصور شدن آقای کروبی حزب را تعطیل کردند، اما این حزب منحل نشده است. برای منحل شدن حزب هیچ نامه‌ای ازسوی قوه قضائیه وجود ندارد. فقط عده‌ای آمدند و دفتر حزب را بستند. 19 رمضان سال 88 بود که آمدند و در آنجا را تخته کردند. پس از آن یکی دو سالی صاحب ملک به دنبال ملکش بود و عاقبت ملکش را پس گرفت. بنابراین حزب دفتری ندارد. یعنی اگر کسی بخواهد عضو این حزب شود دفتری نیست که به آنجا برود و ثبت نام کند؛ البته آن نیروها و آن توانمندی هنوز هست. بعضی از جلسات هم در خانه آقای منتجب‌نیا، قائم مقام حزب برگزار می‌شود. البته نظر من این است که حزب باید حتما دفتر داشته باشد. تاکید کنم که تنها دفتر تهران بسته شد و دفاتر شهرستان‌ها تا مدتی فعال بود، اما چون دیگر از تهران حمایت مالی نمی‌شد، پس از شش ماه تا یک سال یکی پس از دیگری تعطیل شدند. البته پتانسیل قبل همچنان وجود دارد.

برنامه‌ای برای بازگشایی دفتر تهران دارید؟

علاقه که داریم اما هنوز نمی‌دانم که به چنین نتیجه‌ای خواهیم رسید یا خیر.

در برنامه‌ریزی‌ها برای انتخابات مجلس با خود آقای کروبی رایزنی‌هایی داشته‌اید؟

بنده که خیر. چون می‌دانید که تماس با ایشان اجازه دادستانی می‌خواهد.

اما اعضای حزب می‌توانند با خانواده ایشان در تماس باشند.

شما از من سوال کردید.

منظورم مجموعه حزب اعتماد ملی است.

بله. خبرهایی دوستان آورده‌اند که حاج اقا هم با حضور در انتخابات گذشته موافق بودند و هم به حضور در انتخابات پیش رو تاکید دارند و همچنین می‌خواهند علما و روحانیونی که در حد متجزی هستند و قریب‌الاجتهادند در انتخابات خبرگان شرکت کنند چراکه سرنوشت همه ما از صندوق‌ها در می‌آید و هیچکس منهای صندوق نمی‌تواند برای خودش سرنوشتی را تعریف کند.

درباره اردوگاه اصولگرا‌ها نظرتان چیست؟ آن اردوگاه در انتخابات مجلالس هشتم و نهم چون رقیب جدی اصلاح‌طلب نداشتند، تعدد لیست داشتند. در این دوره اگرچه در پی وحدت هستند اما هنوز نشانه‌های وحدت در آنها دیده نمی‌شود و ممکن است مثل ادوار قبل با چند لیست حضور پیدا کنند. فکر می‌کنید با جدی شدن حضور اصلاح‌طلب‌ها، ممکن است اصولگراها به وحدت برسند؟

بر خلاف آنها که آرزوی مرگ اصلاح‌طلب‌ها را دارند، اما آرزوی من این است که اصولگراها به وحدت برسند. من هیچ موقع آرزو نمی‌کنم رقیبم بمیرد! اما آرزو می‌کنم که رقیبم سالم زندگی کند و در این مرحله نیز آرزو می‌کنم که اصولگراها بدون دوپینگ و حمایت‌های ویژه به وحدت برسند تا یک رقابت زیبا اتفاق بیفتد.

اجازه بدهید یک مثال ورزشی بزنم. دو تیم محبوب و مشهور این کشور استقلال و پرسپولیس هستند، اگر این دو تیم خود را آماده کرده و بازی زیبایی ارائه دهند همه مردم از این رقابت شاد می‌شوند چه بیننده‌ها و چه کسانی که پول‌های سنگینی داده و به استادیوم رفته‌اند. درگیری از زمانی به وجود می‌آید که رقابت ناسالم باشد. من خودم آرزو دارم که یک رقابت انتخاباتی واقعی برگزار کنیم تا بدون دوپینگ مشخص شود مردم چه کسی را می‌خواهند ولی بعید به نظر می‌رسد که این آرزوی بنده محقق شود.

اصولگراها حتی انسجامی را که باید در داخل مجلس باید داشته باشند، ندارند. شما دیدید که در جریان بررسی طرح برجام در مجلس چه اتفاقاتی افتاد. مظاهر اصولگرایان در داخل مجلس بدترین پالس‌ها را به جامعه ارائه کردند. هر کسی که پای رادیو نشسته بود از آن رفتار و منش و اهانت‌هایی که شد مشمئز شد. این اتفاق نشان می‌دهد که اختلاف عمیقی بین اصولگراها هست آن هم وقتی سر مسلمات اینگونه با هم درگیر می‌شوند، چراکه انرژی هسته‌ای بحثی کاملا ملی است.

 

يکی از نمایندگانی که در جریان بررسی طرح برجام در مجلس نعره می‌زد دو دفعه به خودم گفته است که ما نخواهیم گذاشت در طول این چهار سال آب خوش از گلوی دولت پایین برود

در سوال‌تان به دوره‌های گذشته اشاره فرمودید، درست است. در این زمینه من تحلیلی دارم که بر مبنای تجربه آن را به دست آورده‌ام. همیشه مردم وقتی رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کنند، در کنارش مجلسی انتخاب می‌کنند که با آن رئیس جمهور هماهنگ باشد تا بتوانند مشکلاتشان را حل کنند. آقای خاتمی را انتخاب کردند و پس از آن مجلس ششم را آراستند، آقای احمدی نژاد را انتخاب کردند مجلس هفتم و هشتم را آراستند و حالا آقای روحانی را انتخاب کرده‌اند و مجلس دهم را خواهند آراست. روش مردم اینگونه است و البته در کنار آن تبلیغات و پول سالاری کار خود را پیش می‌برد، اما نتیجه کار مجلسی خواهد شد که به درد کشور بخورد و برای رفع مشکلات، حامی دولت باشد. برداشت من این است که مجلس آینده مجلسی خواهد بود که موی دماغ دولت نباشد. بار بر دولت نباشد بلکه بال دولت باشد، به دنبال نقطه ضعف و مچ‌گیری نباشد بلکه به دنبال رفع مشکلات باشد.

البته این سخن به این معنا نیست که اکثریت این مجلس اصلاح‌طلب باشند، عرض من این است که مردم به مجموعه‌ای رای خواهند داد که احساس کنند این مجموعه نقطه مقابل دولت نیست، این مجموعه چه اصلاح‌طلب باشند و چه اصولگرا، رفع مشکل کننده است. اگر دولت را مانند بال یک پرنده که نمادی از کشور است در نظر بگیریم، مردم بال دیگر که همان قوه مقننه است را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که این پرنده قادر به پریدن باشد. نقش مجلس در بعضی موارد نقشی به مراتب پررنگ‌تر از نقش دولت دارد، چون مجلس نرم‌افزار و دولت سخت‌افزار است.

با این تعابیر فکر می‌کنید نسبت اصولگراها و اصلاح‌طلبان مجلس بعد چگونه باشد؟

هنوز به تحلیلی که بگوید چند درصد از کدام جناح به مجلس می‌روند نرسیده‌ام، اما به این نتیجه رسیده‌ام که مجموعه‌ای از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل به مجلس راه می‌یابند.

یعنی ممکن است شبیه به مجلس پنجم باشد؟

کمی بهتر. من خودم هم در مجلس چهارم و هم در مجلس پنجم بودم. در مجلس پنجم ما اصلاح‌طلب‌ها در اقلیت بودیم اما یک اقلیت موثر بودیم.

بله. مجلس پنجم فراکسيون اقلیت قدرتمندی داشت و تا مرز آبستراکسيون تصميمات اکثريت پيش مي رفت.

بله ما آن زمان حدود 80 نفر نیروی کیفی پای کار بودیم، حتی دو بار آبستراکسیون کردیم. یک بارش همین آقای روحانی رئیس جلسه بود و موضوعی در حال تصویب بود که در آن حقوق مردم تضییع می‌شد و این کار با منویات ما اصلاح‌طلب‌ها نمی‌خواند. آقای انصاری و دوستان بلند شدند، کارت خود را زدند و از جلسه خارج شدند. بقیه هم بدون اینکه از قبل هماهنگی صورت گرفته باشد، بلند شدند و از جلسه خارج شدند. اما آقای روحانی هوشیاری به خرج داده و همانجا زنگ را زدند و جلسه را بدون اینکه سروصدایی به بیرون برود، تعطیل کرد. خودشان آمدند به جمع معترض‌ها تا دلیل اعتراض ما را بدانند. ما گفتیم ما با این طرح مخالفیم، حقوق مردم تضییع می‌شود. ایشان هم قبول کردند و گفتند به جلسه برگردید، من هم به گونه ای جلسه را اداره می‌کنم که شما هم به خواسته خود برسید و دوباره جلسه را برقرار کردند.

برخی اصلاح طلبان در راهروهای مجلس، حقوقدان‌های شورای نگهبان را می‌بینند و دوباره خود را عرضه کرده و می‌گویند من فلانی هستم و به این دلیل رد شده‌ام اما مستندات جدیدی دارم، حال من کاندیدا بشوم یا خیر. اینطور نیست که مجموعه‌ای از اصلاح‌طلبان ماموریت داشته باشند تا با اعضای شورای نگهبان مذاکره کنند.

چون ما در مجلس‌های چهارم و پنجم، ما و اصولگراها دو لیست دوازده نفره برای هیات رئیسه داشتیم که آقای روحانی در هر دولیست مشترک بودند. ما اصلاح‌طلبان به این دلیل که آقای روحانی مشی معتدلی داشت، عقیده داشتیم. در عین اینکه در اقلیت بودیم اما به آقای روحانی رای دادیم. مثل اتفاقی که الان هم می‌افتد و اصلاح‌طلبان مجلس به آقای لایجانی رای می‌دهند. من خودم در مجلس گذشته به ریاست ایشان رای دادم. بنابراین در مجلس آینده حتی اگر اصلاح‌طلبان در اقلیت باشند، اقلیت قوی و موثر خواهند بود.

در این مجلس تاکنون بیش از 14 هزار تذکر به دولت داده‌اند که 5 هزار و اندی مربوط به دولت آقای احمدی‌نژاد بود و هشت هزار و اندی مربوط به دولت آقای روحانی است. 92 سوال در آن دولت کردند و 281 سوال از این دولت. 33 تحقیق و تفحص داشتند که 13موردش مربوط به دولت قبل و 20 موردش مربوط به دولت کنونی است در حالی که دولت دست کم در یک سال اول باید کار دستش بیاید، ضمن اینکه همه این گرفتاری‌ها را شما برای این دولت درست کرده‌اید. این اعداد نشان می‌دهد که مجلس با دولت همراهی نمی‌کند بلکه در برابرش گارد گرفته است. یکی از نمایندگانی که در جریان بررسی طرح برجام در مجلس نعره می‌زد دو دفعه به خودم گفته است که ما نخواهیم گذاشت در طول این چهار سال آب خوش از گلوی دولت پایین برود. این تفکر نماینده است. این کارها که ما به سروکله هم بزنیم بسیار بچگانه است. یا یک بار دیگر به خودم گفت که ما تا آخر این چهار سال هر روز در کشور جنجال درست می‌کنیم. خیلی عجیب است نماینده مجلس که مسئول است آرامش، طمانیه، سکینه، رافت و مهرانی را بر کشور حاکم کند، در برابر رقیب خودش اینگونه سخن می‌گوید. دیگر معلوم نیست که در جلسات پشت پرده خودشان چه می‌گویند. بنابراین به نظر من حتما مردم در مجلس تجدیدنظر خواهند کرد. مجلسی که بهتر از گذشته بتواند مشکلات مردم را رفع کند.

شما فرمودید که در دوره قبل به آقای لاریجانی رای داده‌اید. در مجلس آینده آیا اگر در کنار آقای عارف، آقای لاریجانی یا چهره‌هایی مثل آقای ناطق نوري کاندیدای ریاست باشند، احتمال دارد که این چهره‌های اصولگرا در لیست اصلاح‌طلبان برای هیات رئیسه قرار بگیرند؟

بله. البته ترکیب هيات رئیسه مجلس را نمايندگان تعیین می‌کنند. چندی پیش هم خبرنگاری از من سوال کرد که فکر می‌کنم آقای عارف رئیس مجلس می‌شود؟، گفتم هیچکس نمی‌تواند از الان چنین چیزی را پیش‌بینی کند، چون در آن زمان عدد حرف می‌زند. اگر طرفداران آقای عارف نصف بعلاوه یک باشد ایشان رئیس مجلس می‌شود و اگر طرفداران آقای لاریجانی نصف بعلاوه یک باشند ایشان رئیس مجلس می‌شوند.

 به طور مشخص سوالم درباره احتمال حمایت اصلاح‌طلبان از آقای لاریجانی است.

بنده عرض کردم که قبلا هم حمایت کرده بودیم.

برداشت من این است که مجلس آینده مجلسی خواهد بود که موی دماغ دولت نباشد. بار بر دولت نباشد بلکه بال دولت باشد، به دنبال نقطه ضعف و مچ‌گیری نباشد بلکه به دنبال رفع مشکلات باشد. البته این سخن به این معنا نیست که اکثریت این مجلس اصلاح‌طلب هستند.

هنوز باید صبر کنیم و ببنیم چه کسانی وارد مجلس می‌شوند. یک ضرب المثل عربی هست که می‌گوید «ما لا یدرک کل، لا یترک کل». یعنی اگر در امری به صددرصد هدفت نرسیدی اما به هشتاد درصد رسیدی، خوب است، به هفتاد درصد هم رسیدی خوشحال باش و حتی اگر به 10 درصد رسیدی، بالاخره اميدوار باش! یک زمانی اصلاح‌طلبان می‌خواهند بین آقای عارف و آقای لاریجانی انتخاب کنند و یک زمانی مثل همین دوره، بین آقای لاریجانی و آقای حداد. در شرایط مختلف تصمیم فرق می‌کند. در دوره آینده اگر بیش از 150نفر از طرفداران آقای عارف وارد مجلس شدند، طبیعی است که او رئیس مجلس می‌شود یا برعکس فرض کنید طرفداران ایشان 70 نفر هستند در این شرایط اصلا کاندیدای ریاست نمی‌شوند. بنابراین فراکسیون تحت عنوان فراکسیون اقلیت تشکیل می‌شود مثل همان کاری که آقای حداد عادل در مجلس ششم انجام دادند. وقتی اکثریت با اصلاح‌طلبان بود ایشان با 15 یا 20 نفر فراکسیون تشکیل دادند یا همان کاری که ما در مجلس‌های چهارم و پنجم انجام دادیم.

در مجلس هفتم و هشتم هم همینطور بود. شما برای ریاست کاندیدا نداشتید اما برای نایب رئیسی در مجلس هشتم آقای پزشکیان کاندیدا شدند و آرای ایشان چندان با آقای باهنر فاصله نداشت.

بله. یا باید آنقدر آرا بالا باشد که یک ضرب رای بیاورد یا اینکه گاهی کاندیدایی خودش را برای وزن‌کشی مطرح می‌کند چون اگر وزن‌کشی نکنیم می‌گویند شما رای ندارید اما در صورت کاندیداتوری مشخص می‌شود که آقای پزشکیان 90 رای دارد. چه بسا خود آقای پزشکیان هم می‌دانست رای نمی‌آورد اما لازم بود این وزن‌کشی صورت گیرد.

آقای خباز، حافظه عددی شما خیلی به کار خبرنگارها می‌آید. با توجه به اینکه شما عضو کمیسیون اقتصادی هم بودید می‌خواهیم از این حافظه بهره ببریم. درباره اینکه برجام به تاخیر بیفتد آمار و ارقام زیادی مطرح شده که هر روز تاخیرش چه ضرری به کشور وارد می‌کند. شما آماری به دستتان رسیده که تحریم‌ها در هشت ساله گذشته و هر قطع نامه‌ای که علیه ایران صادر می‌شد چقدر اقتصاد کشور ما را خدشه‌دار کرده و هر بار ما چقدر آسیب دیدیم؟ اینکه امروز اقتصاد ما دچار رکود شده و کارخانه‌ها خاک می‌خورند به واقع چقدرش به خاطر تحریم  است و چقدرش به خاطر بدهی‌هایی است که دولت قبل به جا گذاشته و خالی بودن خزانه است؟

وقتی دولت را تحویل آقای احمدی‌نژاد دادند، تورم 10.5درصد بود، بیکاری نزدیک 11درصد بود، نقدینگی دست بخش خصوصی 70هزار میلیارد تومان بود، رشد اقتصادی کشور به 6درصد نزدیک بود و دلار نزدیک به 900 تومان بود اما وقتی آقای احمدی‌نژاد کشور را تحویل داد، رشد تورم نزدیک به 44درصد بود، رشد اقتصادی که باید در سال90، 8درصد می‌بود، منهای پنج و هفت دهم درصد بود و در سال91، منهای دو و دو دهم بود که هر دو با هم می‌شود حدود 9درصد رشد منفی. در همین حال نقدینگی دست بخش خصوصی هشت برابر شده و به 560هزار میلیارد تومان شده بود. درباره نرخ بیکاری هم تعریف نرخ بین‌المللی را عوض کرده بودند می‌گفتند هر کسی دو ساعت در هفته کار کند، شاغل محسوب می‌شود. در حالی که برخی افراد با سه شیفت کار کردن هم نمی‌توانند زندگی‌شان را بچرخانند. اما در دولت احمدی‌نژاد تعریف تغییر کرد و مبنای مقایسه از دست رفت. پس از آن هم سازمان برنامه و بودجه را تعطیل کرد یعنی روی جایی خاک ریخت که حساب و کتاب دولت در آن مشخص می‌شد.  

در طول تاریخ 90 ساله فروش نفت تا زمان آقای احمدی نژاد حدود 600 میلیارد دلار نفت فروخته شده بود اما در دوره ایشان 780میلیارد دلار نفت فروخته شد که در طول تاریخ بی‌نظیر بود. این رقم در کنار فروش میعانات گازی به بیش از هزار دلار میلیارد دلار می‌رسد. گفته بودند که می‌خواهیم کشور را به ژاپن اسلامی تبدیل کنیم.

این عبارت را آقای حداد عادل گفته بودند.

 بله. سخن ایشان بود. بنده در مجلس هفتم نماینده نبودم اما پس از مدتی یادداشتی دادم و نوشتم شما قرار بود با این درآمد کذایی و فوق‌العاده تبدیل به ژاپن اسلامی شوید اما نه‌تنها به ژاپن اسلامی تبدیل نشدیم بلکه اقتصاد کشور را دچار بیماری هلندی کردید. در بیماری هلندی آنقدر واردات زیاد می‌شود که تولیدات داخلی تعطیل می‌شود مثلا ما دیگر در کشور صنعت کفش نداریم، در صورتی که قبل از آن صنعت کفش غوغا می‌کرد. صنایع دستی و فرش و خیلی چیزهای دیگر هم مضمهل شد یعنی آنقدر اجناس وارداتی با قیمت‌های کمتر و متنوع‌تر می‌آید که تولیدات داخلی جمع می‌شود. این اتفاقات در دولت گذشته افتاد و شرایط بر همگان محرز است. دولت اصلاحات 140میلیارد دلار و دولت آقای ‌هاشمی 120میلیارد دلار درآمد داشت.

از حساب ذخیره ارزی نیز خبر دارید که در آن زمان آقای احمدی‌نژاد با چه مبلغی تحویل گرفت؟

آقای خاتمی با 15هزار میلیارد دلار حساب ذخیره ارزی را به  آقای احمدی نژاد تحویل داد.

و آقای احمدی نژاد با چه رقمی تحویل داد؟

حساب منفی بود. البته پس از آن که سررسید اقساط رسید، پول به صندوق برگشت اما لحظه‌ای که تحویل داد، حساب منفی بود یعنی موجودي حساب را پیش‌خور کرده بودند. نه تنها در حساب ذخیره ارزی چیزی نبود که حتی قراردادهایی بسته بودند که دولت بعدی باید به تعهدات آنها عمل می‌کرد.

در این مجلس تاکنون بیش از 14 هزار تذکر به دولت داده‌اند که 5 هزار و اندی مربوط به دولت آقای احمدی‌نژاد بود و هشت هزار و اندی مربوط به دولت آقای روحانی است. 92 سوال در آن دولت کردند و 281 سوال از این دولت. 33 تحقیق و تفحص داشتند که 13موردش مربوط به دولت قبل و 20 موردش مربوط به دولت کنونی است.

غیر از حساب ذخیره ارزی، از بقیه بدهی‌های دولت قبلی خبری دارید؟

بیش از سه هزار پروژه نیمه‌تمام وجود داشت که برای اتمامش حدود 400 هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز بود. برای همین دولت پیشنهاد داد و مجلس پذیرفت که پروژه‌های نیمه‌تمام به بخش خصوصی واگذار شود چراکه دولت خودش توان اجراي پروژه‌هاي نيمه تمام نداشت. در بهترين حالت 40هزار ميليارد تومان بودجه عمراني سالانه داشته‌ايم و اگر همیشه همین وضع خوب باشد، تحقق پروژه‌هاي نيمه کاره باشد 10 سال زمان مي‌برد که در این شرایط پروژه‌ها تباه می‌شوند.

دولت یازدهم ابتدا گفت که می‌خواهد شتاب تورم را کم کند و شتاب 44 درصدی الان 15درصد رسیده است. البته تاکید کنم که شتاب تورم به این رقم رسیده است، به بعضی وقتی می‌گویی تورم کم شده می‌گویند چرا نرخ‌ها کم نشده است. در حالی که اگر جلوی شتاب ماشین تورم گرفته نمی‌شد، 44درصد به بیش از 60درصد رسیده بود. رشد اقتصادی نیز از منهای دو و دهم آخرین سال و منهای هفت‌دهم درصد سال 92 که دو دولت مشترک بودند اکنون به نزدیک 3درصد رسیده است. اما اگر بخواهیم رونق در کشور به وجود بیاید باید به هشت درصد برسد و تا رسیدن به هشت فاصله زیادی داریم.

آخرین تحلیلی که داریم و تحلیل واقع‌بینانه‌ای هم هست، این است که اگر همه امکانات کشور با هم همراه و همدل باشند و دلواپسان نیز مانع نشوند، 15 سال دیگر به سال 83 مي‌رسيم که کشور تحويل آقای احمدي‌نژاد داده شد. تازه به شرط همراهي و همدلي همه ارکان کشور و نه مثل الان که بر سر هم می‌زنند و اختلاف نظر بين دستگاه‌ها وجود دارد و مانع از پيشروي بيشتر مي‌شود، در این شرایط بیش از 15 سال طول می‌کشد. در آن سال‌ها دلار هم به بیش از 4 هزار تومان و حتی 4500 تومان رسید.

یک صبح تا ظهر قيمت دلار به 5 هزار تومان هم رسید.

بله، اما الان الحمدالله حدود 3500 تومان است. اینها کاری که انجام دادند با بی‌دلاری کشور را به اینجا رساندند. زمانی با ميانگين 120 دلاري فروش نفت، دلار را به مرز 5 هزارتومان رساندند اما الان با ميانگين 44 دلاری که یک سوم درآمد نفتی دولت قبل است، خوشبختانه حداکثر به 3500 می‌رسد. کشور ما مثل یک حوضی بود که آب فراوانی وارد می‌شد اما سوراخ‌های زیادی داشت که باعث می‌شد آب در حوض باقی نماند. اکنون مقدار آبی که به حوض می‌آید خیلی از گذشته کمتر است اما چون سوراخ‌های اضافی را بسته‌اند، توانستند کشور را تا اینجا پیش ببرند. البته در رکود تا حدی موفق نبودند و تا رسيدن به سرمنزل مقصود هنوز فاصله داريم.

گفته می‌شود که هر روز تاخیر در اجرای برجام، چند میلیارد دلار به کشور ضربه می‌‌زند، مبنای این محاسبه کجاست؟

روزی که خبر برجام همه ملت را خوشحال کرد و در بعضی از شهرها مردم به صورت خودجوش به خیابان‌ها ریختند، و زمینه سرمایه‌گذاری برای بخش خصوصی و بخش خارجی فراهم شد، اگر همان روز که نزدیک به سه ماه از آن گذشته، استارت کار زده می‌شد، و این گرفتاری‌های پیش نمی‌آمد و این چوب‌ها لای چرخ گذاشته نمی‌شد چند اتفاق مبارک می‌افتاد، اولا دلارهای ما همان روز آزاد می‌شد. کشور ما مثل آدم تشنه‌ای است که باید زودتر به آن آب برسانیم. از این دلارهایی که آزاد می‌شود، 6میلیاردش اختصاصا جذب بودجه دولت می‌شود. نزدیک به 20 میلیارد دلارش ذخایر بانک مرکزی است که پشتوانه پول ملی ماست و هر قدر افزایش پیدا کند، پول ملی تقویت می‌شود.

اتفاق دیگر هم مربوط به حضور خارجی‌ها است آنها آمده‌اند تا ببینند برجام اجرایی می‌شود یا خیر. اگر همین الان چند تماس با هتل‌های تهرانی بگیرید جای خالی پیدا نمی‌کنید و همه هتل‌هاي تهران پر است چون سرمايه‌گذاران زيادي از خارج آمده‌اند تا برجام اجرايي شود و آنها سرمايه‌گذاري کنند و قراردادهاي دوطرفه‌اي را به امضا برسانند. آنها حاضر نیستند در جایی که هنوز شرایط مشخص نیست، سرمایه‌شان را به خاک و گل بمالند. سرمایه مثل کبوتر می‌ماند که روی بام آرام می‌نشیند و هیچگاه روی بام پرسروصدا نمی‌نشیند. با بررسی این شرایط یکی از آقایان پیش بینی کرده بود که با تاخیر در برجام یک میلیارد و دویست میلیون دلار نفی سود داریم یعنی سودها به خاطر لجبازی‌ها از دست ما خارج می‌شود.

اتاق بازرگاني مملو از نمايندگان شرکت‌هاي بزرگ براي عقد قراردادهاي کلان در حوزه توليد انرژي است، سرمایه‌گذاران پول اوليه هم از ما نمي‌خواهند بلکه در منافع نهايي سهمشان را برمي‌دارند یعنی به صورت BOT است. راه حل مشکل رکود که معجزه نیست، سرمایه‌گذاری است و سرمایه يا بايد دولتی باشد که نداريم، يا سرمايه بخش خصوصي و خارجي باشد که بايد اطمينان به سرمايه‌گذاري داشته باشند که بيايند. اجراي برجام مي‌تواند اين اطمينان را در آنها ايجاد کند و از طرف دیگر در آمد نفتی ما صرف سرمایه گذاری می‌شود.

اين دولت ارتباط بودجه با نفت را به حداقل رسانده است. این نسبت در سال 94 به 25 درصد رسیده است در حالی که تا 80درصد هم سابقه داشته ایم و کمترین نسبت پیش از این 44 درصد بوده است. یک حرکت دیگر انجام دهیم بند ناف بودجه از نفت بریده می‌شود و این امر از موفقيت‌هاي بسيار مهم براي کشور است که نفت را سرمايه کشور بداند و نه منبعي براي درآمد. به خصوص اینکه نفت یک ابزار سیاسی است و می‌توانند هر کاری با آن بکنند.

درباره اتفاقات اخیری که در مجلس افتاد می‌خواهم از بُعد عیان شدن بی‌اخلاقی‌های سیاسی ورود داشته باشیم. در مجلسی که به آن عصاره فضایل ملت می‌گویند بداخلاقی‌های سیاسی  زیادی را شاهد بودیم، یک روز به آقای مطهری حمله می‌شود، یک روز آقای ظریف را با جوجه خروس مقایسه می‌شود و روزی هم دو نفر از اعضای کابینه تهدید به قتل می‌شوند، ریشه این بداخلاقی‌ها در کجاست و اگر بخواهیم یک گام عملی برداریم که سدی شود در برابر این بداخلاقی‌ها چه باید بکنیم؟

ما انقلاب کردیم که سیاست مان را اخلاقی کنیم اما متاسفانه اخلاق مان را سیاسی کردیم. پیامبر اسلام می‌فرمایند که من فقط برای مکارم اخلاق آمده ام و نه چیز دیگری. همه انبیای عظام الهی برای این آمده اند که انسان را اخلاقی کنند ما هم برای همین انقلاب کردیم. در اول انقلاب زمانی که مسعود رجوی روزی 50، 60 نفر در تهران می‌کشت می‌گفتند شعار منافقین این بود که هدف وسیله را توجیه می‌کند یعنی برای رسیدن ریاست جمهوری می‌شود از همه ابزارها چه درست و چه غلط، چه اخلاقی و چه غیراخلاقی بهره برد. ما این تفکر را نکوهش می‌کردیم و زشت می‌شمردیم اما الان متاسفانه همین شرایط است.

دعوا هنوز دعوای سال 92 است. آقایان با همه توان به صحنه آمده و چهار میلیون رای آوردند اما هنوز دارند ماجرا را کش می‌دهند. در یک کلام اینها دعوای چهار میلیون رای را دارند. اینها فکر می‌کردند که در باز هم بر همان پاشنه می‌چرخد اما خداوند عنایت کرد و مردم به بلوغ سیاسی رسیدند اتفاقاتی خاصی افتاد و آقای عارف آن کار فوق العاده را انجام داد و خداوند متعال سرنوشت این کشور را عوض کرد. آقایان می‌گویند چون شما در دولت گذشته از احمدی نژاد انتقاد می‌کردید، ما هم می‌خواهیم انتقاد کنیم. به خود من می‌گویند که فلانی انتقاد چقدر شیرین است. می‌گویم برادر عزیز، ما هیچوقت چنین ادبیاتی را به کار نمی‌بردیم، من خودم مدام از عبارت آقای رئیس جمهور استفاده می‌کردم. من حتی در مجلس چهارم به آقای‌ هاشمی انتقاد کردم و گفتم: «قافله سالار، سر قدم کوتاه! از عقب قافله مردم به زمین می‌ریزند». خب انتقاد کردن با کینه توزی کردن از زمین تا آسمان تفاوت دارد. آقایان همچنان بر طبل گذشته می‌کوبند و می‌خواهند به مردم بگویند که انتخاب شما، انتخاب درستی نبوده است. چون همه حیثیت خود را سر سیاست خارجی گذاشته بودند اما از درون آن شش قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران صادر شد. که در این شش قطعنامه ایران جزو فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار گرفت که یعنی جنگ حتمی است.

هنوز به تحلیلی که بگوید چند درصد از کدام جناح به مجلس می‌روند نرسیده‌ام، اما به این نتیجه رسیده‌ام که مجموعه‌ای از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل به مجلس راه می‌یابند.

 

پس به زعم شما توسعه می‌تواند سدی در برابر بی اخلاقی‌های سیاسی شود؟

اینها این بی‌اخلاقی‌ها را انجام می‌دهند تا توسعه اتفاق نیفتد اصل قضیه که چرا بی‌اخلاقی می‌کنند، برمی‌گردد به ایمان و انسانیت خود انسان، یک نفر هست که در خانواده‌ای تربیت شده که به کلی حرف زشت بر زبانش جاری نمی‌شود، ممکن است عصبانی شود و رگ گردنش حرکت کند اما حرف ناروا و نامناسب بر زبانش جاری نمی‌شود یکی هم هست که بر خلاف او، به راحتی غیبت می‌کند، تهمت می‌زند، دروغ می‌گوید، هدف وسیله را توجیه می‌کند با دروغ و آبروریزی کار را پیش می‌برد و معتقد است دارد وظیفه اش را انجام می‌دهد.

بخش دوم سوال من درباره سازوکاری بود که جلوی این بی‌اخلاقی‌ها را بگیرد. نمودهای اخیر بی خلاقی‌ها ازسوی کسانی رخ داده که در گذشته آنها ابهامات فراوانی هست.

به نظر من یکی از موضوعاتی که شورای نگهبان باید به آن بپردازد، همین جاست. اگر من حقوقدان شورای نگهبان بودم، به آقایان پیشنهاد می‌کردم که رفتار نمایندگان را در مجلس ارزیابی کنند. خوشبختانه دور گذشته که ما در مجلس بودیم، مجموعه تحت عنوان «نظارت بر رفتار نمایندگان» راه افتاد. در گذشته این سازوکار نبود و به محض اینکه کاندیدایی رای مردم را کسب می‌کرد، می‌توانست از همه سوال کند اما کسی نمی‌توانست از او سوال کند و ظرف چهار سال هر حرفی که دوست داشت می‌زد و هیچکس هم نمی‌توانست مواخذه‌اش کند. البته این هیات هنوز دور اولش است و بیشتر با کدخدامنشی موضوعات را فیصله می‌دهد. یکی از جاهایی که می‌شود جلوی این انحرافات را گرفت همینجاست، همینکه اجازه ندهند افرادی با رفتار سوء جو کشور را آلوده کنند به مجلس راه پیدا کنند. خود مردم این کار را خواهند کرد ولی آنچه مسلم است دستگاه‌های نظارتی هم باید وارد شوند و اجازه ندهند افرادی که غوغاسالاری می‌کنند و با رفتارهای نامناسب با باورهای مردم بازی می‌کنند وارد حساس ترین دستگاه که قوه مقننه است، وارد شوند.

شورای نگهبان از چهار نهاد استعلام می‌گیرد، می‌شود محل رجوع دیگر این شورا برای کسانی که سابقه نمایندگی دارند همین هیات نظارت بر رفتار نمایندگان باشد.

چهار جا در قانون آمده اما شورای نگهبان از محل دیگری تحت عنوان اطلاعات محلی نیز تحقیق می‌کند که نتایج این هیات می‌تواند زیرمجموعه آن قرار بگیرد. همانطور که می‌شود یک فرد را به مناسبت مسائل سیاسی تحت عنوان اطلاعات محلی ردصلاحیت کرد در حالی که فرد موردنظر نه در پلیس بین الملل، نه قوه قضائیه، نه وزارت اطلاعات و نه در ثبت احوال مشکلی ندارد.

در مجالس اولیه برای حل مشکلات کشور و عبور از بحران‌ها "مجمع عقلا" شکل گرفت. به نظر شما برای عبور از بحران بی‌اخلاقی‌های سیاسی و دوقطبی شدنی که به فضای عمومی جامعه ضربه می‌زند، اگر دوباره عقلای کشور جمع شوند و مجمع مشابهی شکل بگیرد، می‌تواند راهگشا باشد؟

حتما موثر است. اولین کار این است که به اخلاق سیاسی پایبند باشیم. باید بین خود و خدای خودمان بنشینیم و بگوییم که یک انسان هستیم و به‌ماهو انسان وظایفی داریم. پس از آن مسلمانیم و قید اسلام بر گردن ماست. الاسلام هو تسلیم، یعنی مسلمان کسی است که مردم از دست او در آزار نباشند. هر کسی هم از خودش شروع کند. پس از آن عقلای قوم، احزاب و گروه‌ها در این زمینه فعال شوند، رهبر معظم انقلاب تعبیری داشتند و فرموندند شما نه تنها مسئول خودتان هستید، مسئول حزبتان هم هستید. شما در یک تیم و مجموعه سیاسی هستید. به عنوان مثال من که عضو حزب اعتماد ملی بودم اگر نکته ای درباره سایر اعضای حزبم دیدم باید به آنها تذکر بدهم.

آقای خباز می خواهیم به جای آخرین سوال، از شما بخواهیم که یک خاطره از دوران کاری‌تان تعریف کنید.

چندی پیش من به این نتیجه رسیدم که دستی در کار است که اجازه ندهند اتفاقاتی که در دولت گذشته افتاده، بیان شود و می‌خواهند بگویند گذشته‌ها گذشت و بر گذشته‌ها صلوات. و اگر کسی حرفی در این زمینه می‌گفت، نکوهشش می‌کردند. من از طرف معاونت امور مجلس در کمیسیون اقتصادی دولت عضو بودم. یک روز لایحه‌ای آمد که می‌خواستند درباره کسانی که از صندوق توسعه ملی وام ارزی گرفته‌اند، تصمیمی بگیرند که نحوه بازپرداخت چگونه باشد. من در کمیسیون گفتم ما که خبری از گذشته نداریم. بانک مرکزی گزارشی را ارائه کند تا ما بررسی کنیم و به استناد آن تصمیم بگیریم. هفته بعد بانک مرکزی گزارشی داد که واقعا تکان دهنده بود. این بود که میزان وام‌هایی که از صندوق توسعه ملی به صورت ارزی در دولت آقای احمدی نژاد گرفته شده، 68 تاست. از این 68 فقره، 18 فقره به شرکت‌های کاغذی داده شده. یعنی به جایی وام داده اند که به کلی وجود خارجی ندارند. 22 یا 24 فقره از این وام‌ها، وام گیرنده شرایط وام را نداشته و وزارت صنایع وقت آن را تایید نمی‌کرده، او هم رفته با سربرگ وزارت صنایع امضای وزیر را جعل کرده و وام گرفته است.

من این خبر را در مصاحبه ای گفتم و فکر کردم حرفی زده ام و تمام شده است. اما بعد از مدتی از سازمان بازرسی کل کشور به من زنگ زدند و گفتند ماجرای آن مصاحبه چیست؟ می‌خواهیم تعقیب کنیم و ببینیم وام گیرنده‌ها چه کسانی بودند. خیلی خوشحال شدم. من فکر می‌کردم برای این مصاحبه‌ها فقط باید در پیشگاه خداوند معال جواب بدهیم اما ظاهرا سازمان بازرسی کل کشور هم مصاحبه‌ها را تعقیب می‌کنند و حواسشان جمع است و اتفاقات ناگواری که در بودجه کشور به وجود آمده را رصد می‌کنند. ببینید شرایط چه بوده است، 18 شرکت روی کاغذ بودند و به آنها وام داده اند در حالی که اگر کسی بخواهد 5 میلیون تومان وام بگیرد از هفت فیلتر ردش می‌کنند اما وام‌های چندصد میلیونی ارزی از صندوق توسعه ملی گرفته می‌شود توسط شرکتی که اصلا وجود خارجی ندارد. آدم این غصه را برای کی تعریف کند؟

27213

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.