۰

آیا روسیه توافق سیاسی را در سوریه فراهم می‌سازد؟

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
روسیه,سوریه

سید علی موجانی

در بحران سوریه تا قبل از ورود نظامی روسیه با این شرایط روبرو بودیم:  

اینجا بدیهی بوده و هست که دو فرهنگ اجتماعی و دو قالب متفاوت یعنی: 1. حوزه فینیقی در مناطق شمال و حاشیه مدیترانه، با خلقیات تجارت پیشه‌گی؛  و 2. هویت «جزیره‌ای» با اتصالات عشیره‌ای و روحیه کشاورزی در قلمروی کنونی خلافت وجود دارند که با دو پیوست غیر نژادی، کردها و علوی‌ها، چهار حوزه با ترکیب متنوع انسانی و اجتماعی را نمایندگی می کنند. جوامعی که به رغم سالها همزیستی در هم تنیده نشده‌اند.آن سو، در جزیره بین «فرات و خابور» همه کشاورزان و اهل تصوف هستند و در این سو، در خط «دمشق تا حلب» همه تاجر و متشرع، حکایت علویان و کردها نیز به دلیل ویژگی اقلیتی متفاوت است و متناظر. از این رو، وقتی کسی مثل رئیس جمهور اسد که الان در حوزه فرهنگ فینیقی جای دارد، از چشم فرو بستن نسبت به بخشی از خاکش سخن می گوید یقینا سخن از جغرافیای ناپیوسته فرهنگی، که همانا قلمرو داعش و اهل جزیره را در بر می گیرد،  باید تفسیر گردد. در نتیجه چنین پنداشته می شود که در آخرین بیان رئیس جمهور اسد تفکیک سوریه به دو جز برخاسته از تنوع اقلیمی ، نزد ذهن ایشان و نه الزاماً دیگران، محتمل می نموده است

پیش فرض‎های لازم برای حل هر بحرانی از این دست:

احتمال

در یک برآورد ذهنی بنظر می رسد، توافقاتی چند جانبه و یا دو جانبه، از سوی قدرتهای بزرگ با جهات مختلف و طبعاً با ادبیاتی متفاوت حاصل شده، که تمیز و تحلیل آنها، یا اخذ ضمانتهایی و بده بستان های خاص سبب گشته در شرایط کنونی روسیه به بزرگترین عملیات فرامرزی خود پس از فروپاشی شوروی سابق مبادرت ورزد. بالنتیجه اگر این مفروض درست باشد، دور از انتظار نخواهد بود با تثبیت مرزهای توافق شده در روی زمین عملیات هوایی قدرتهای بزرگ متوقف و فرآیند ورود به یک تفاهم سیاسی برای تنظیم سندی تازه ( نظام فدرالی یا تجزیه)برای سوریه محقق گردد. 

[em]نکته قابل تامل

 

سه سال و اندی پیش در نشستهای هفتگی برای تبادل اخبار خاورمیانه و تحلیل روند بیداری اسلامی و در آستانه رویدادهای نخستین درعا، دوستی فاضل و ارجمند گزارشی از انتشار اخبار یک نشست در دانشگاه هرتسیلیا که در رسانه های عربی منطقه انعکاس یافته بود را دادند که کارشناسی از آن دانشگاه در سخنرانی خود از تجزیه سوریه به 4 جزء سخن گفته بود: «یک اقلیم کرد، یک سرزمین علوی و دو حکومت سنی یکی خشن در شمال و دیگری متعامل در جنوب». بدیهی بود نخستین سوال برای نگارنده که فی البداهه طرح شد چرایی تفکیک قلمرو اهل سنت به دو حوزه متفاوت بود؟! شاید در آن شرایط هیچکدام از ما تصویری از خلافت و دواعش نداشتیم، و تفکیک دو سرزمین سنی در کنار هم را محقق بر نمی‌شمردیم، اما طبعاً این نظریه غریب، به رغم طرح و بحث در حد چند دقیقه، از آنجائیکه تناسبی با شرایط آن روز نداشت، تنها در ذهن ماند. اکنون سه سال و اندی پس از آن شرایط، در زمین بازی شرایطی نزدیک به آن تصور ممکن است به سوریه تحمیل گردد. 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.