تهران - ریاض؛ بالا رفتن بحران

سیاسی

ایران و عربستان به عنوان دو کشور کلیدی و بازیگر منطقه ای در سایه تحولات شمال افریقا و خاورمیانه عربی علاوه بر تضادهای ایدئولوژیکی و سیاسی و فرهنگی با تعارضات استراتژیکی نیز مواجه اند.

عمده اين تعارضات بر سر چگونگي حفظ نفوذ در منطقه و اختلاف بر سر چگونگي تنظيم مناسبات با قدرت هاي خارجي و امنيت منطقه خليج فارس و رويكردهاي متفاوت به تحولات بحرين، سوريه و حتي مصر است. لازم به ذكر است كه ايران و عربستان قبل از انقلاب اسلامي به عنوان دو ستون سياسي و مالي بر اساس تز نيكسون ثبات منطقه را تامين مي كردند ولي خروج ايران از دايره نفوذ غرب و بحث صدور انقلاب اسلامي و الهام بخشي براي مردم منطقه باعث ناامني در عربستان و ديگر كشورهاي حوزه خليج فارس شد. اگر بخواهيم رقابت ايران - عربستان را به نحو كارآمدي ترسيم كنيم بايد گفت: تهران - رياض بر سر چهار عامل ذيل با همديگر در حال رقابت همه جانبه هستند: 

1- امنيت منطقه خليج فارس
2- بسط نفوذ در شمال افريقا
3- بحرين - سوريه
4- رقابت بر سر تفسير اسلام

1- پیش از انقلاب اسلامی، ميان ايران و عربستان در چگونگي تنظيم مناسبات و الگوي امنيتي در خليج فارس يك نوع هماهنگي و همكاري مستمر وجود داشت، عربستان به نوعي ژاندارمري ايران را در منطقه خليج فارس پذيرفته بود و در اين مسير تحت استراتژي غرب، ايران به عنوان يكي از بازوان نظامي غرب در كنار تركيه با حمايت از رژيم هاي محافظه كار عرب، نقش بارزي در جلوگيري از نفوذ كمونيسم به منطقه خاورميانه بر عهده داشت، با استقرار جمهوري اسلامي كشورهاي محافظه كار عرب با چالش جدي امنيتي مواجه شده اند. ايده تشكيل شوراي همكاري خليج فارس در واقع از سوي عربستان و با حمايت امريكا براي جلوگيري از بسط و نفوذ ايران در منطقه صورت گرفت و اين شورا در جنگ تحميلي هشت ساله با حمايت مالي و نظامي نقش اساسي را در ادامه تجاوز رژيم بعث به ايران بر عهده داشت، اين در حالي است كه ايران پس از خاتمه جنگ هشت ساله از لزوم الگوي مشاركتي براي تامين امنيت خليج فارس و خروج نيروهاي بيگانه از منطقه حمايت كرد، با اين وجود عربستان به عنوان پدرخوانده كشورهاي كوچك حوزه خليج فارس با رد اين پيشنهاد تلاش كرد كه با وارد كردن سوريه و مصر به سيستم امنيتي منطقه، خلاء استراتژيكي ايران را پر كند. در شرايط فعلي نيز تضاد ديدگاه هاي ايران - عربستان نسبت به چگونگي تامين امنيت منطقه به اوج خود رسيده است و عربستان تلاش دارد كه با تكرار اتهامات واهي (ايران هسته اي - هلال شيعه اي) عليه ايران شرايط را براي حضور ناوگان جنگي امريكا و متحدان آن در منطقه فراهم سازد، در واقع عنصر مداخله گر عامل اصلي تطويل بحران و تضاد ديدگاه ها در اين حوزه است.
2- عربستان با تکیه بر دلارهای نفتی و ارتباطات استراتژیک با غرب در سالهای اخیر تلاش کرده به ظن خویش با نفوذ طبیعی ایران در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام مقابله کند . گرچه در دهه های گذشته بیشتر با تکیه بر اصل محافظه کاری و اکتفای صرف به کمک های مالی و تسلیحاتی به گروههای ضدایرانی در لبنان و عراق .... شرایط را برای محدود سازی نفوذِ رو به گسترش ایران فراهم سازد، با این وجود، پس از مرگ عبدالعزیز، پادشاه سعودی، و به قدرت رسیدن ملک سلمان سیاست منطقه ای عربستان با دگردیسی آشکار در مقابله با ایران شکل تهاجمی تری به خود گرفته و فلذا شاهد تنش بیشتر در منطقه هستیم. بی تردید حصول توافق هسته ای ایران با گروه 1+5 و ناکارآمدی سیاست ایران هراسی سعودی ها در همراهی با اسراییل در تشدید بحران اثرگذار بوده و سعودیها یکی از بازندگان دوئل هسته ای ایران محسوب می شوند .
3- شايد تلاقي و تضاد منافع تهران - رياض در دو حوزه بحرين و سوريه به عنوان كانون هاي اصلي بحران منطقه باشد. البته لشکرکشی به یمن و تلاش فزاینده برای بازگرداندن هادی منصور، متحد فراری بر سر قدرت به عمق اختلافات ایران و عربستان افزوده است و در فردای ناکامی ائتلاف عربی به رهبری ریاض تحت عنوان ناتوی عربی بارها ایران متهم به حمایت از حوثی ها و دخالت در یمن شده است جنگ خانمانسوزی که به جز کشتار زنان وکودکان یمنی بهره خاصی در پی نداشته است. در مورد بحرين؛ عربستان به عنوان حامي اصلي رژيم آل خليفه تلاش نموده كه ضمن دهن كجي به قوانين بين المللي با اعزام نيروهاي نظامي تحت لواي سپر دفاعي جزيره از گسترش انقلاب و سرنگوني رژيم بحرين جلوگيري كند. در اين مسير، سكوت مدعيان حقوق بشر غربي، نظاميان سعودي را در كشتار بيشتر زنان و كودكان بحريني مصمم تر نموده است. تداوم اعتراضات مردمي با وجود تبديل بحرين به آوردگاه نظامي باعث شده است كه عربستان با خام انديشيِ مجدد، طرح تبديل شوراي همكاري خليج فارس به اتحاديه كشورهاي خليج فارس مطرح و هدف علني خود را براي بلعيدن بحرين آشكار سازد. اين در حالي است كه ايران بر لزوم خروج نيروهاي اشغالگر سعودي و احترام به حاكميت مردم بحرين تاكيد دارد، در بحث سوريه نيز جدال لفظي ايران و عربستان در سطح رسانه و عرصه ديپلماتيك به نقطه جوش خود رسيده است. عربستان با تجهيز معارضين سوريه از سرنگوني رژيم بشار اسد و تشكيل حكومت وهابي ديگر در منطقه حمايت مي كند و مصمم است با همراهي قطر و غرب، ضمن تكرار سناريوي ليبي در سوريه، برنده بازي بزرگ در منطقه باشد. گرچه در اين ايده، امريكا و كشورهاي اروپايي بدليل تسري بحران به ديگر كشورهاي منطقه و نيز عزم جدي روسيه و چين در بكارگيري حق وتوی خود در شوراي امنيت ملاحظات خاص خود را دارند و بر اين باورند كه از طريق اقناع روسيه مي توانند به شكل مسالمت آميز با بركناري بشار اسد به اهداف استراتژيك خود برسند.
البته ورود جدی روسها به آوردگاه سوریه و حملات هدفمند علیه تکفیری های مورد حمایت سعودی ها موازنه قوا را به نفع بشار اسد و حامیان منطقه ای سوریه تغییر داده است. شکل گیری ائتلاف کارآمد میان ایران، روسیه، عراق و سوریه و بی اثر شدن ائتلاف عربی- غربی به رهبری آمریکا در مبارزه به اصطلاح با تروریسم نشانه هایی از زوال قدرت منطقه ای سعودی هاست. ايران، سوريه را محور اصلي مقاومت در منطقه عليه رژيم صهيونيستي و پل ارتباطي خويش با حزب الله لبنان مي داند و تضعيف سوريه و نيز هرگونه مداخله خارجي را بر عليه منافع ملي اش ارزيابي مي كند، از اين زاويه بر لزوم راه حل سياسي و حفظ ساختار قدرت فعلي در سوريه تاكيد دارد.
4- عربستان با دارا بودن موقعيت سوق الجيشي در منطقه و وجود ذخاير غني نفت و گاز و تسلط بر اماكن مقدسه مسلمانان (مكه - مدينه) تلاش خود را براي رهبري جهان اسلام بيشتر نموده است. در بحث ديني، عربستان به عنوان پايگاه اصلي مذهب تسنن وهابي به نوعي درگير خصومت ايدئولوژيك با ايران شيعه است. تضاد در اين حوزه پررنگتر از ديگر حوزه هاست. ايران، اسلام عربستاني را اسلام امريكايي مي داند و حاكمان سعودي نيز ايرانيان را به بدعت گذاري در دين و اختلاف افكني در ميان مسلمانان متهم مي سازند، اصولاً اين اختلاف را نبايد صرف اختلاف ديني دانست بلكه اين تضاد از عمق استراتژيك هم برخوردار است و نگرش متفاوت دو كشور تاثيرگذار در منطقه بر سر رهبري جهان اسلام است، آنچه بر بحران روابط افزوده وآن را به نقطه جوش رسانده، حادثه منا و بی تدبیری ماموران سعودی در حج ابراهیمی است . شهادت تعدادی از حجاج ایرانی و بی مسوولیتی مقامات سعودی در قبال انجام وظایف خویش خشم ایران را برانگیخته و موجب واکنش جدی مسوولین عالیرتبه کشورمان شده است . توانمندیهای دفاعی و تهاجمی ایران در دفاع از منافع ملی خویش امر مبرهنی است فلذا عربستان بجای تبلیغات سوء رسانه ای و تحریک کشورهای همسایه علیه ایران بایستی پاسخ گوی رفتار و اقدامات خویش باشد.

داوداحمدزاده كارشناس مسايل خاورميانه

کد N980875

وبگردی