۰

گزارش نیویورک‌تایمز درباره تاثیر برجام بر روابط آمریکا و اسراییل

  • ۱۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
برجام

یک روزنامه آمریکایی با انتشار مقاله‌ای به بررسی رابطه اسراییل و ایالات متحده پرداخت و نوشت: سیاست‌های دو طرف دیگر هم سو با یکدیگر نیست و اسراییل باید به تقویت همکاری با کشورهایی مانند عربستان سعودی که مخالف توافق هسته‌ای ایران است، بپردازد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در مقاله روزنامه نیویورک‌تایمز آمده است: اکنون که توافق هسته‌ای ایران عملی انجام شده است، کاملا روشن است که روابط بین آمریکا و اسراییل به سطح پایینی رسیده است. بسیاری از اسراییلی‌ها استدلال می‌کنند که این موضوع به دلیل سیاست‌های اوباما، رییس‌جمهور ایالات متحده رخ داده است. مخالفان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسراییل انگشت اتهام را به سمت وی نشانه رفته‌اند. با این حال هر دو گروه بر یک موضوع اتفاق نظر دارند. روابط دو کشور نسبت به گذشته باید تغییر کند. اولین گام برای این روند بهبودی با دیدار اوباما و نتانیاهو در واشنگتن در اوایل نوامبر شکل خواهد گرفت.

با این حال اسراییل باید انتظارات واقع‌گرایانه داشته باشد و با کم‌ترین بسازد. هیچ جایگزینی برای آمریکا و دولت آمریکا وجود ندارد و اسراییل به شدت بر این روابط تکیه کرده است. این موضوع نیاز به تغییر دارد.

این مقاله با اشاره روابط سرد تاریخی گذشته دو طرف ادامه داد: روابط بین اورشلیم و واشنگتن همیشه به طور شگفت‌انگیزی نزدیک نبوده است و در دوره آیزنهاور این روابط به سردی گراییده بود. فرانسه در دهه 1950 به دلیل این که ایالات متحده در آن دوره بی‌میل شده بود،‌ به تنها متحد اسراییل بدل شد. در دوره کندی پیشرفت‌هایی به وجود آمد و در دوره جرالد فورد، جیمی کارتر و جورج اچ. دبلیو بوش تنش‌هایی وجود داشت.

با گذشت زمان تکیه کامل به حمایت‌های آمریکا برای اسراییل تبدیل به نوعی عادت شد که لازم است اندکی مورد بررسی و گفت‌وگو قرار بگیرد. این روابط به استراتژی بنیادی امنیت ملی اسراییل و یک بازدارنده در برابر دشمنان بدل شده است و هزینه دادن برای آن معمولا قابل تحمل است. مناخم بگین، نخست‌وزیر اسراییل مجبور بود تا با ضرب‌الاجل رونالد ریگان برای پایان دادن به بمباران بیروت چالش کند. اسحاق شامیر، نخست‌وزیر اسراییل مجبور بود تا با وجود تمایل نداشتنش در اجلاس صلح مادرید شرکت کند.

این مقاله می‌افزاید:‌ این روابط نزدیک به شدت هم از نظر دیپلماتیک و اقتصادی و هم به لحاظ روحی و روانی برای اسراییل سودمند است ولی این روابط تا حدی نیز اسراییل را تنبل و سست کرده است. در مواقع ضروری یا در برابر مشکلات تنها آدرسی که به دستگاه هدایت‌گر دیپلماسی اسراییل داده می‌شود، نیویورک است. اسراییل در ایجاد دوستی با دیگران سرمایه‌گذاری کافی نکرده است. اسراییل در صورت شکست روابطش با دوستان آماده نشده است.

در این مقاله با مقایسه روابط خوب اسراییل در دوره کلینتون و جورج بوش با دوره اوباما آورده است: زمانی که اوباما پی برد که توافق هسته‌ای ایران به بهترین شکل منافع ایالات متحده را تامین می‌کند این روابط به طرز چشم‌گیری تغییر کرد. ناگهان برای اولین‌بار بعد از سال‌ها آرامش نسبی و دوستی به نسبت بی‌دردسر، دو طرف در برابر مساله‌ای که اولویت اصلی‌شان بود خود را در مغایرت با یکدیگر دیدند.

در ادامه مقاله نیویورک تایمز آمده است: توافق هسته‌ای ایران اکنون توافقی انجام شده است و واکنش طبیعی به آن این است که وانمود کنیم که کارها به روال سابق خود بازگردد. اوباما چند هفته گذشته اعلام کرد زمانی که توافق هسته‌ای اجرا شود، انتظار دارد تا روابط آمریکا و اسراییل به سرعت بهبود یابد. در اسراییل نیز مخالفان نتانیاهو استدلال می‌کنند که ترمیم روابط با واشنگتن مهم‌ترین گام بعدی باید باشد.

این مقاله با بیان این که اسراییل نباید تشنه برقراری و بهبود رابطه با آمریکا باشد می‌افزاید: بهبود روابط اسراییل با قدرت‌های نوظهور مثل هند کلید پیشرفت در چنین مساله‌ای است. چین نیز انتخاب دیگری می‌تواند باشد. تقویت همکاری‌های منطقه‌یی با کشورهایی مثل عربستان سعودی که مخالف توافق هسته‌ای است راه دیگری به شمار می‌رود. توافق هسته‌ای ایران اسراییل را به مخاطره می‌اندازد اما فرصت‌هایی را نیز به همراه دارد: بسیاری از کشورها در خاورمیانه به ایران به عنوان یک تهدید می‌نگرند. آن‌ها ممکن است در نهایت تصمیم بگیرند که زمان همکاری با اسراییل فرا رسیده است.

در ادامه مقاله آمده است: اسراییل نباید روابطش با اروپا را نادیده بگیرد. بسیاری از قدرت‌های اروپایی نسبت به سیاست‌های اسراییل به ویژه در برابر فلسطینیان انتقادات تندی دارند. اما اسراییل می‌تواند روابط دولتی خود را با کشورهای اروپای شرقی و منطقه مدیترانه توسعه دهد.

در پایان این مقاله آمده است: اکنون کابینه اوباما ایمان دارد که ایالات متحده منافع حیاتی مشخصی دارد و نتانیاهو نیز همین گونه فکر می‌کند و این منافع یکسان نیستند. در نتیجه سیاست‌های دو طرف دیگر در مسائل مهم با یکدیگر سازوگار نیست. برای اسراییل یافتن راهی مکمل در روابطش با واشنگتن یک اقدام تجملاتی نیست بلکه یک ضرورت است.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.