۰
یادداشت مهمان:

چگونه داعش سبب تقویت دولت‌های خاورمیانه شده است؟

  • ۳۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

ماه هاست ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا از یک سو و نظامیان کشورهای منطقه از سوی دیگر، درگیر مبارزه با گروه تروریستی داعش هستند، اما این مبارزات نتوانسته اثری مشخص بر نابودی این گروه داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر «کیهان برزگر» رئیس مؤسسه مطالعات استراتژیک خاورمیانه، در مطلبی که در پایگاه تحلیلی «المانیتور» منتشر کرده، به بررسی این موضوع پرداخته که چگونه ظهور و اقدامات گروه تروریستی داعش، بر نقش و جایگاه دولت در کشورهای منطقه خاورمیانه تأثیر گذاشته است. وی همچنین راهکارهایی را برای شکست این گروه تروریستی ارائه کرده است.

در این مطلب آمده است:

گسترش داعش بطور جدی جامعه بین المللی را نسبت به احتمال فروپاشی دولت ها نگران کرده است؛ اما یک نگاه دقیق تر نسبت به شرایط فعلی منطقه، نشان می دهد که این تهدید مشترک به تدریج منجر به تقویت نقش دولت به عنوان بازیگر کلیدی در سیاست منطقه ای شده است.

این مسأله از سه جهت مهم است؛ نخست، دولت های قوی منطقه همانند ایران، ترکیه و عربستان بتدریج به ضرورت همکاری های منطقه ای واقف می شوند. این همکاری ها عمدتا بر محور حفظ نظام و نهادهای دولت به خصوص در کشورهای بحران زده مثل عراق، سوریه و لبنان است.

در اینجا دولت های قوی برای جلوگیری از سرایت داعش، که عملاً خواهان تاسیس یک خلیفه پان ـ اسلامی است و مرزهای ملی و سیاسی فعلی و نهادهای معمول در جامعه بین المللی را به رسمیت نمی شناسد، مجبور به اتخاذ سیاست های فعال برای جلوگیری از سقوط کامل دولت های ضعیف شده اند. اکنون اولویت سیاست ایران، ترکیه و عربستان نسبت به عراق و سوریه پرهیز از سقوط دولت های این کشورهاست. البته کاملا آشکار است که سیاست های این کشورها با اهداف و اصول متفاوتی دنبال می شود. در واقع، دولت های قوی برای جلوگیری از سرایت ناامنی به درون سرزمین خود و همچنین حفظ امنیت منطقه ای به دلایل مختلف سیاسی و اقتصادی، هیچ چاره دیگری جز تقویت نهادهای دولت در محیط همسایگی خود ندارند.

اشتباه نکنیم؛ تاکنون فعالیت های داعش در سوریه به بهای تضعیف همزمان رژیم سوریه و گروه های میانه روی مخالف آن تمام شده، که هر دو خواهان حفظ ساختار دولت هستند. این وضعیت به نفع منافع هیچ یک از بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای درگیر در بحران سوریه  نیست. همان گونه که گسترش داعش در عراق، که این کشور را در آستانه فروپاشی قرار داده، به نفع هیچ یک از این بازیگران نیست.

دوم در صحنه سیاست داخلی، یک نوع تغییر در نگاه عمومی جامعه نسبت به جایگاه دولت در برقراری نظم و ثبات به وجود آمده است. داعش به همراه خود نوع جدیدی از تهدید مشترک همچون خشونت افراطی، افزایش تفرقه های قومی و همچنین حمله به ارزش های بشری و میراث تاریخی را معرفی کرده که خود بر حس ناامنی میان ملت های منطقه افزوده است. این تحول سبب شده تا حمایت عمومی از دولت های فعلی و نهادهای دولتی به عنوان تنها راه حل کارآمد برای مقابله با این نوع تهدید به تدریج گسترش یابد.

در واقع، منطقه که پس از تحولات بهار عربی شاهد تغییر جهتی از مفهوم سنتی دولت حداقلی به دولت حداکثری بوده، بتدریج به سمت شکل گیری دولت های فراگیر پیش می رود که توان جذب همه گروه های سیاسی برای مقابله با بحران های سیاسی جاری به منظور برقراری ثبات و از آن طریق مبارزه با داعش را داشته باشند. یک مثال آشکار وضعیت جاری عراق است. 

سوم، فهم تدریجی در سطح بین المللی و به خصوص غرب نسبت به ضرورت همکاری میان کشورهای منطقه و تقویت نهادهای موجود دولت به عنوان تنها راه مبارزه با داعش است. داعش با توجه به ویژگی های ژئوپلتیک، تاریخی و اقتصادی ـ اجتمایی کشورها و مناطق مختلف فعالیت های خود را گسترش داده است. ماهیت عملیات های داعش در عراق، سوریه، افغانستان، لیبی، مصر، مالزی، فرانسه و ... با هم فرق می کند؛ بنابراین به نظر می رسد که غرب به این نتیجه می رسد، کم هزینه ترین راه برای مبارزه با داعش تقویت نهادهای موجود دولت، اعم از سنتی یا مدرن، و همچنین تشویق همکاری های منطقه ای است. بر این مبنا که اکنون غرب بر ضرورت همکاری بین ایران و عربستان به عنوان یک پیش شرط  مبارزه با داعش تأکید می کند.

همزمان جامعه بین المللی به شرایط پیچیده پس از منازعه و روند دولت سازی در منطقه است بیشتر واقف می شود. تجربه بحران های افغانستان، عراق، سوریه، یمن و حتی مصر نشان می دهند که چگونه تضعیف تدریجی نیروها و نهادهای دولت همانند پلیس، ارتش و نیروهای امنیتی و پیدایش خلأ قدرت، زمینه ها و فضای سیاسی لازم را برای فعالیت گروه های تروریستی مثل القاعده یا داعش فراهم کرده است. همزمان حضور پررنگ خارجی در معادلات منطقه ای به این گونه نیروهای افراطی فرصت داده تا جنگ خود علیه خارجی ها و متحدین منطقه ای آنها را توجیه کرده و از این طریق به استخدام نیروهای جدید بپردازند.

همچنانکه مسأله مبارزه با داعش پیچیده تر از همیشه می شود، غرب به این نتیجه می رسد که تنها چاره موجود همکاری با دولت های قدرتمند منطقه به عنوان شرکای جدید سیاسی و امنیتی است. مثلا بهبود در روابط ایران و کشورهای اروپایی در درجه اول مبتنی بر افزایش ارزش شراکت و ضرورت همکاری متقابل برای حل مشکلات منطقه ای و از جمله مبارزه با داعش است. 

بنابراین تهدید داعش خود به تقویت جایگاه دولت ها در منطقه کمک کرده است. برای شکست داعش سه نکته باید در نظر گرفته شوند: نخست، همکاری منطقه ای/فرامنطقه ای برای ایجاد یک فهم مشترک از چگونگی حفظ ثبات و به تبع مبارزه با داعش ضروری است. دوم، دولت های فراگیر که قادر به جذب تمامی نیروهای سیاسی برای جنگ با این تهدید مشترک باشند باید تشکیل شوند و سوم، در نتیجه افزایش توقعات عمومی، دولت های منطقه باید سیاست های مستقل تری را در روابط با قدرت های بزرگ دنبال کنند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.