نوشته ایگور ایوانوف در روزنامه روسیسکایا گازتا؛

جهان چشم به راه گفتگو است

سیاسی

وزیر امور خارجه سابق روسیه که هم اکنون رئیس شورای امور بین الملل روسیه محسوب می شود با انتشار یادداشتی بر لزوم انجام گفتگو برای برون رفتن از چالش های فعلی جهان تاکید کرد.

به گزارش مهر، «ایگور ایوانوف» در این یادداشت که در زونامه روسیسکایا گازتا منتشر شده می نویسد: هر سالگرد مهم بهانه ای نه تنها برای یادآوری گذشته بلکه برای تفکر درباره حال و نگاه به آینده فراهم می کند. پیروزی بزرگ در جنگ جهانی دوم برای همیشه تاریخ جهان را به دو مرحله قبل و بعد از جنگ تقسیم کرده است. نه تنها تاریخدانان بلکه شخصیت های دولتی، سیاستمداران، روزنامه نگاران و کارشناسان امور بین الملل به منظور درک ویژگی های مرحله جاری سیاست جهانی و چشم انداز آن، به این رویدادهای بزرگ مراجعه می کنند. در این رابطه این سئوال مطرح می شود که چرا قدرت های اساسی جهان بعد از پایان جنگ جهانی دوم موفق شده بودند سازمان ملل متحد را تشکیل داده و درباره قواعد مشترک رفتار به توافق برسند و بر همین اساس طی مدت قریب به نیم قرن ثبات جهانی را حفظ کنند و چرا بعد از پایان جنگ سرد موفق نشدند همین کار را بکنند؟ بالاخره به نظر می آمد که اواخر قرن ۲۰ و اوایل قرن ۲۱ همه شرایط برای رسیدن به این توافق فراهم شده بود. 

در شرایط جدید بر خلاف شرایط سال های ۱۹۴۰، کسی خود را برای وضعیت جدید آماده نکرده بود و کمتر کسی ابعاد حقیقی تغییرات را درک می کرد. در این شرایط از نظر بسیاری از سیاستمداران هوشیار و با تجربه مسایل تاکتیکی جای مسایل راهبردی را گرفته و امکان دستیابی به پیروزی های مقطعی با بذل تلاش های کمتر به وسوسه نیرومندی تبدیل شد. ایالات متحده به ماجراجویی ساخت جهان تک قطبی پرداخت که این کار برای کشورهای هدف تلاش های آمریکا و خود واشنگتن گران تمام شده است. اروپا غرق در مسایل خود شده و وزن خود را در سیاست جهانی از دست داد، چین دنبال اهداف خود می گشت و عجله نمی کرد مسئولیت در قبال ثبات جهانی را بر عهده خود بگیرد و روسیه مشغول مبارزه سخت در راه بقای وجود بود و کمتر به بازسازی نظام مناسبات بین الملل می اندیشید.در ادامه این یادداشت آمده است: جنگ جهانی دوم سیاستمداران و کشورهای کامل را به شدت تکان داده بود. بعد از پایان آن جنگ اختلاف نظرهای شدید عقیدتی و سیاسی، سوء ظن ها و بی اعتمادی متقابل بین قدرت های برنده جنگ از بین نرفته بود ولی همزمان همه این کشورها مسئولیت مشترک خود را در قبال سرنوشت جهان بعد از جنگ درک کرده و اعتقاد داشتند که هیچ پیروزی تاکتیکی و منافع مقطعی نمی توانند از تثبیت نظام سیاست جهانی مهمتر باشند.

قدرت های پیروزمند به منظور تأمین امنیت خود نظام روابط بین الملل را به وجود آوردند که در طول نیم قرن امکان اجتناب از تکان های جدید جهانی را فراهم کرده و در موارد زیادی آتش بحران های منطقه ای را با موفقیت خاموش می کرد. متأسفانه بعد از پایان جنگ سرد چنین نشد. در سال های ۱۹۹۰ تغییرات ریشه ای در منظره سیاست جهانی پدید آمد. تقسیم کشورها به پیروزمندان و شکست خوردگان جنگ جهانی دوم از بین رفت. اردوگاه سوسیالیستی و ساختارهای آن (پیمان ورشو، شورای همیاری اقتصادی) به تاریخ پیوست. به تدریج توانمندی و نفوذ کشورهای غیر غربی و قبل از همه چین رو به افزایش گذاشت. کشورهای اتحادیه اروپا سعی کردند طرح پر ادعا و – همانطور که بعداً روشن شد – خطرناک گسترش و تعمیق همزمان همگرایی اروپایی را اجرا کنند.

ایوانوف می نویسد: در شرایط جدید بر خلاف شرایط سال های ۱۹۴۰، کسی خود را برای وضعیت جدید آماده نکرده بود و کمتر کسی ابعاد حقیقی تغییرات را درک می کرد. در این شرایط از نظر بسیاری از سیاستمداران هوشیار و با تجربه مسایل تاکتیکی جای مسایل راهبردی را گرفته و امکان دستیابی به پیروزی های مقطعی با بذل تلاش های کمتر به وسوسه نیرومندی تبدیل شد. ایالات متحده به ماجراجویی ساخت جهان تک قطبی پرداخت که این کار برای کشورهای هدف تلاش های آمریکا و خود واشنگتن گران تمام شده است. اروپا غرق در مسایل خود شده و وزن خود را در سیاست جهانی از دست داد، چین دنبال اهداف خود می گشت و عجله نمی کرد مسئولیت در قبال ثبات جهانی را بر عهده خود بگیرد و روسیه مشغول مبارزه سخت در راه بقای وجود بود و کمتر به بازسازی نظام مناسبات بین الملل می اندیشید.

متزلزل شدن مبانی نظم جهانی که بعد از جنگ جهانی دوم برقرار شده بود، از جمله پی آمدهای تمایلات ناسازگار قدرت های بزرگ جهانی و جهت گیری های متفاوت حرکت آنها در صحنه جهانی شده است. نظم قدیمی جهانی در شرایط جدید قادر نبود به طور مؤثر با بحران های منطقه ای، خطرات جدید و چالش های جدید امنیتی که از جمله از سوی کنشگران غیر دولتی سیاست جهانی بر می آمد، مقابله کند.

نظام موازین بنیادین حقوق بین الملل سال به سال و گام به گام متزلزل شده و سازمان های بین المللی نظیر سازمان ملل متحد ارزش و اعتبار خود را از دست می دادند. نوسانات و حالت غیر قابل پیشبینی اقتصاد جهانی و از جمله قیمت های مواد خام، نرخ برابری ارز های جهانی و نرخ سهام در بورس های جهانی شدت یافت.
نمی توان گفت که کسی از سیاستمداران و دولتمردان به جلوه های نگران کننده فروپاشی آینده نظم جهانی توجه نکرده باشد. اوایل قرن جاری این جلوه ها بیش از حد به چشم می خوردند. ولی همه تلاش ها در جهت احیای اداره پذیری سیاست جهانی، غیر پیگیرانه، گزینشی و فاقد هماهنگی متقابل بودند. تلاش هایی برای تقویت گروه ۸ به عمل آمد و سپس گروه ۲۰ بزرگ تشکیل شد؛ بریکس و سازمان همکاری شانگهای به وجود آمدند و روند اصلاحات آهسته صندوق بین المللی پول و بانک جهانی شروع شد. ولی این گام ها نتوانستند گرایش عمومی را برطرف کنند که به افزایش بی ثباتی و بی نظمی در سیاست و اقتصاد جهانی می انجامید.

روسیه در این شرایط با انتخاب دشواری روبرو شده است. روسیه بایستی یکی از دو گزینه یعنی عهده دار شدن نقش رهبری در طراحی و برقراری نظم جهانی جدید یا تأکید بر منافع و اولویت های خود و کناره گیری از بی ثباتی فزاینده جهانی را انتخاب کند. با وجود اینکه این دو راهبرد همدیگر را نفی نمی کنند، به نظر می آید که گزینه دوم انتخاب شد. این سیاست به ثمر نشسته و امکان خریدن وقت برای توسعه داخلی و حفظ ثبات اجتماعی و سیاسی داخلی را فراهم کرده است.

ولی سیاست روسیه حالت واکنشی پیدا کرده و روسیه فقط به حفاظت از مواضع قبلی خود پرداخت. ما بیش از پیش در امور جهانی و از جمله مسایل بنیادین توسعه حقوق بین الملل و اصلاحات سازمان های بین المللی به حفظ وضعیت جاری توجه کردیم. حتی خطر انزوای روسیه در بسیاری از مسایل بین المللی حایز اهمیت برای کشورمان و رانده شدن روسیه به حاشیه سیاست و اقتصاد جهانی فراهم شد.

به لحاظ تاریخی، قواعد جدید بازی در سیاست و اقتصاد جهانی همیشه در پی بحران ها و تکان های شدید جهانی نظیر جنگ های ناپلئون در اروپای اوایل قرن ۱۹، رکود بزرگ اواخر سال های ۱۹۲۰- اوایل سال های ۱۹۳۰ و جنگ جهانی دوم – برقرار می شد. برخی سیاستمداران ادعا می کنند که راه دیگری وجود ندارد و اینکه بشریت فقط تحت فشار شرایط استثنایی به تغییرات اصولی تن می دهد زیرا می فهمد که چاره دیگری ندارد. ولی تمدن معاصر بشری ساختار آنقدر پیچیده، شکننده و آسیب پذیری دارد که ممکن است نتواند تکان های شدید را تحمل کند.

بدیهی است که تنها روسیه نیست که دنبال معادلات و تناسبات بهینه راهبرد سیاست خارجی خود می گردد. واقعیات جدید جهان قرن ۲۱ از همه شرکت کنندگان در سیاست جهانی تصمیمات غیر عادی را ایجاب می کند زیرا امروزه کسی نمی تواند مدعی برخورداری از پاسخ های نهایی و غایی به همه چالش های متعدد عصر حاضر باشد. بدیهی است که موجبات جستجوی پاسخ های چالش ها به قرار ذیل است:

- در قرن ۲۱ نمی توان به وسیله زور قواعد جدید بازی را به کسی تحمیل کرد (که این یکی از تفاوت های اصولی اوضاع جاری با اواسط قرن گذشته است)،

- تهدید ها و چالش های معاصر اکثراً حالت جهان شمول دارند و لذا کسی نمی تواند با استفاده از راهبرد انزوا طلبی وضعیت خود را امن کرده یا حتی عواقب منفی امنیتی را کاهش دهد،

- بین قدرت های اساسی جهانی اختلاف نظرهایی وجود ندارد که به مانع عبورناپذیر بر سر راه آغاز گفتگوی جدی درباره نظم جهانی آینده تبدیل گردد،

- قدرت های اصلی جهانی (از جمله اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد) باید مبتکر این گفتگو شوند چنانچه درباره مسایل اصولی به توافق برسند،

- در گفتگو درباره نظم جدید جهانی باید حضور همه کشورها را در قالبی تأمین کرد که از رسیدن به توافقات مشخص درباره حادترین مسایل ممانعت نکند،

- گفتگو باید به یک گام جدید به سوی سطح جدید همکاری های جهانی تبدیل شود زیرا گفتگو امکان انتقال روابط از حالت رویارویی به قالب جستجوی مشترک راه حل های بهینه مسایل انباشته شده را خواهد داد،

- تصمیم سطح عالی سیاسی اکثر کشورهای جهان برای راه اندازی این گفتگو لازم است (می توان از اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل که امسال برای هفتادمین بار تشکیل می شود، استفاده کرد)،

- این روند باید به برگزاری کنفرانس جهانی (شبیه به کنگره وین سال ۱۸۱۵) بیانجامد که در جریان آن اصول و قواعد اجرایی تأمین امنیت و توسعه جهانی تصویب شوند.

به لحاظ تاریخی، قواعد جدید بازی در سیاست و اقتصاد جهانی همیشه در پی بحران ها و تکان های شدید جهانی نظیر جنگ های ناپلئون در اروپای اوایل قرن ۱۹، رکود بزرگ اواخر سال های ۱۹۲۰- اوایل سال های ۱۹۳۰ و جنگ جهانی دوم – برقرار می شد. برخی سیاستمداران ادعا می کنند که راه دیگری وجود ندارد و اینکه بشریت فقط تحت فشار شرایط استثنایی به تغییرات اصولی تن می دهد زیرا می فهمد که چاره دیگری ندارد.

ولی تمدن معاصر بشری ساختار آنقدر پیچیده، شکننده و آسیب پذیری دارد که ممکن است نتواند تکان های شدید را تحمل کند. امیدواریم که این دفعه بهایی که همه باید بابت گذر نظام جهانی به کیفیت جدید بپردازند، از بهایی که اواسط قرن گذشته پرداخته شد، به مراتب کمتر باشد.

وبگردی