۰
یادداشت بین الملل؛

تغییر یا تداوم سیاست های ایالات متحده در قبال ایران بعد از توافق

  • ۲۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

با توجه به عدم تغییر در هویت انقلابی و اسلامی جمهوری اسلامی ایران و تداوم خصومت آمریکا نمی توان انتظار تغییر سیاست از سوی ایران در قبال آمریکا را متصور بود.

گروه بین الملل-مصطفی نجفی*: با روی کارآمدن حسن روحانی و آغاز مذاکرات هسته ای میان ج.ا. ایران و گروه 5+1 تا الان که توافق وین در چارچوب قطعنامه 2231 در شورای امنیت به تصویب رسیده، گمانه زنی ها و مباحث زیادی میان صاحبنظران داخلی و خارجی پیرامون روابط همکاری جویانه و سیاسی –دیپلماتیک ایران و ایالات متحده به وجود آمده و همچنان ادامه دارد.

بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان داخلی و خارجی با تحلیلی خوشبینانه یکی از پیامدها و ابعاد احتمالی این توافق را برقراری روابط چندلایه بین ایران و ایالات متحده تلقی می کنند. در مقابل عده دیگری با یک نگاه واقع گرایانه معتقدند که سیاست های تقابل گرایانه ایالات متحده در قبال ایران تغییری نخواهد کرد و اختلافات فیمابین این دو کشور در سطوح و ابعاد مختلف همچنان ادامه خواهد داشت.

با یک نگاه واقع گرایانه و در اثبات استدلال گروه دوم باید گفت که با توجه به اهداف، رویکردها و متغییرهای ناسازگار در روابط ایران و ایالات متحده در طول 35 سال اخیر که منجر به تعارضات و رویکردهای تهاجمی طرفین نسبت به یکدیگر شده و همچنین با توجه به تجارب تیره تاریخی در روابط این دو کشور، به نظر نمی رسد توافق وین و حل بحران ساختگی هسته ای ایران بتواند منجر به روابط همکاری جویانه بین ایالات متحده و ایران در سطوح مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی شود. در اثبات این فرضیه دلایل و تجارب تاریخی متقنی وجود دارد که نشان می دهد سیاست های ایالات متحده در قبال ایران تغییری نخواهد کرد و تقابل و تعارض منافع میان این دو کشور همچنان ادامه خواهد داشت.

اسرائیل و لابی صهیونیسم :

بدون شک یکی از مولفه های پایدار در تقابل ایالات متحده و ایران را باید در ضدیت جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی تلقی کرد. ج. ا. ایران از آغاز، عدم مشروعیت اسرائیل و مبارزه برای نابودی موجودیت اسرائیل را یکی از اصول سیاست خارجی خود تعریف کرد و در این راستا اقدامات عملی زیادی نیز برای مبارزه و مقابله با اسرائیل پیگیری کرده است.

روابط ایالات متحده و اسرائیل با توجه به نقش منطقه ای اسرائیل در راهبردهای کلان سیاست خارجی آمریکا از عمق استراتژیک برخوردار است و واشنگتن تامین امنیت اسرائیل را در اولویت سیاست های خاورمیانه ای خود قرار داده است.

یکی از دلایل عمده حمایت های تمام عیار و یکسونگرانه ایالات متحده از اسرائیل که بسیاری از صاحبنظران آمریکایی و سیاست‌مداران غربی نیز بر آن اذعان دارند، نقش و نفوذ گروه فشار اسرائیل در دستگاه سیاستگذاری ایالات متحده است.

در واقع، گروه فشار طرفدار اسرائیل به رهبری و پیشگامی کمیته امور عمومی آمریکایی_اسراییلی موسوم به آیپک نفوذ زیادی بر سطوح مختلف تصمیم گیری ایالات متحده از جمله کنگره، وزارت امور خارجه و پنتاگون دارد. به غیر از آیپک، رسانه ها و همچنین نهادهای وابسته به یهودیان آمریکا همچون موسسه  «اینتر پرایز»، «بنیاد هریتیج» و «موسسه واشنگتن برای خاور نزدیک» نیز نقش عمده ای را در حمایت از اسرائیل ایفا می کنند.

به گونه ای که بسیاری از کارشناسان مسائل خاورمیانه بر این باورند که عدم ارائه یک تحلیل واقعی و نبود درک و شناخت صحیح از ایران از سوی مقامات آمریکایی ناشی از نقش و نفوذ لابی قدرتمند صهیونیستی است که مانع شکل گیری یک تحلیل واقعی از ایران در کاخ سفید شده است.

نفوذ لابی یهود در ساختار سیاستگذاری ایالات متحده و به ویژه سیاست های تدوین شده در قبال ایران آنقدر تعیین کننده است که «جک استراو» وزیر امور خارجه پیشین انگلیس در کتاب خاطرات خود می گوید: «ایالات متحده جمعیتی بیش از 300 میلیون نفر دارد. جمعیت اسرائیل 7 میلیون نفر است. تولید ناخالص داخلی آمریکا یک پنجم کل دنیاست که این رقم برای اسرائیل سه دهم درصد است، اما فقط یک نفر که از مریخ آمده فکر می کند که آمریکا کنترل بیشتری بر اسرائیل دارد تا اسرائیل بر آمریکا». «جان مرشایمر» و «استفان والت» دو تن از متفکران و نظریه پردازان رئالیست روابط بین الملل نیز در بررسی انتقادی خود از عملکرد آیپک، آن را به عنوان قدرتمندترین و شناخته شده ترین عنصر از یک لابی بزرگ طرفدار اسرائیل توصیف می کنند که در سیاست خارجی ایالات متحده نفوذ دارند و اخلال ایجاد می کنند.

بنابراین باید گفت تا زمانی که ج. ا. ایران، اسرائیل را به عنوان یک دولت ملت مستقل به رسمیت نشناسند، به حمایت خود از گروه های ضد اسرائیلی ادامه دهد و به طور کلی از ضدیت و تقابل با اسرائیل کوتاه نیاید، نباید انتظار تغییر در سیاست های تقابلی ایالات متحده در قبال ایران را داشت.

نقش و ملاحظات منطقه ای متفاوت دو کشور در خاورمیانه و تعارضات ناشی از آن :

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران با توجه به اهداف و رویکرد های متفاوت و متضاد ژئوکالچری و ژئوپلیتیک خود، به تقابل با یکدیگر برخاستند. نه جمهوری اسلامی ایران حضور مداوم ایالات متحده در نظم امنیتی خاورمیانه را پذیرفته است و نه ایالات متحده واقعیت قدرت و نفوذ منطقه‌ای ایران را به رسمیت شناخته است . ج. ا. ایران با توجه به ماهیت انقلابی و ایدئولوژیک خود نمی تواند مورد پذیرش ایالات متحده قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران همواره درصدد مقابله با اقدامات و سیاست های ایالات متحده در خاورمیانه، حمایت از گروه های مخالف منافع آمریکا و اسرائیل و پشتیبانی از گروه ها و جنبش های مردمی در دولت های عربی متحد ایالات متحده برآمده است.

ایران همواره در برابر تفوق و نفوذ ایالات متحده در منطقه خاورمیانه، فرایند صلح فلسطین و اسرائیل و طرح خاورمیانه بزرگ آمریکایی مشکلات و چالش های جدی به وجود آورده است.

در این بعد از تحلیل، نباید انتظار داشت که جمهوری اسلامی ایران برای روابط تعاملی و نزدیک با واشنگتن از مواضع خود در سوریه، عراق، فلسطین، یمن، لبنان و همچنین مواضع ضد اسرائیلی خود عقب نشینی کند و در مقابل نیز نمی توان تصور کرد که ایالات متحده از سیاست های حمایتی نسبت به متحدان عرب و اسرائیلی خود که نزدیکی تهران و واشنگتن را تهدیدی جدی برای خود تلقی می کنند عقب نشینی کند.

در واقع، باید گفت ملاحظات و منافع استراتژیک و ایدئولوژیک ایالات متحده به عنوان یک قدرت فرامنطقه ای موثر در نظم امنیتی خاورمیانه و ج. ا. ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای به صورتی تعریف و پیگیری شده است که دورنمای هرگونه همکاری و روابط نزدیک بین این دو کشور را تیره نگه داشته است.

بی اعتمادی تاریخی بین ایران و ایالات متحده :

مولفه های ملموس تعارض و نمونه های عینی بی اعتمادی تاریخی بین ایالات متحده و ج. ا. ایران چنان بر تصورات و ایستارهای این دو کشور نسبت به سیاست های یکدیگر سایه افکنده که تصور هرگونه همکاری نزدیک بین آن ها را با چالش جدی مواجه کرده است.

سرنگونی دولت مردمی دکتر محمد مصدق در کودتای 28 مرداد 1332، حمایت از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران، حمله به سکوهای نفتی ایران، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، تحریم های گسترده و تهدیدات مستمر ایالات متحده علیه ایران تنها بخشی از اقدامات ایالات متحده بر علیه ایران بود که درک نخبگان سیاسی و سیاستگذارن ج. ا. ایران را نسبت به ایالات متحده تحت تاثیر قرار داد و یک بی اعتمادی تاریخی پایدار را نسبت به نیات و سیاست های آمریکا در ایران به وجود آورده است.

در مقابل تسخیر سفارت ایالات متحده از سوی انقلابیون ایران در اوایل انقلاب که موجب تضعیف پرستیژ بین المللی ایالات متحده در نظام بین الملل گردید و همچنین سیاست های مستمر ضد آمریکایی ج. ا. ایران، باعث شده است که تصور دائمی تهدید نسبت به ایران در بین نخبگان سیاسی، ساختارهای تصمیم ساز و سیاستگذارن آمریکایی نهادینه شود.

در داخل ایران حتی کسانی که معتقد به همکاری و روابط نزدیک با ایالات متحده هستند، با توجه به این بی اعتمادی تاریخی، اعتقاد به رابطه با آمریکا و امکان تحقق آن را با تردید زیاد بیان می کنند. آن ها به خوبی به یاد دارند که در اوج همکاری امنیتی ج. ا. ایران با ایالات متحده در دوران اصلاحات در عراق و افغانستان که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بی سابقه بود چگونه جرج بوش ایران را در محور شرارتی قرار داد که حتی متحدان اروپایی واشنگتن نیز از این اقدام شگفت زده شدند.

در این دوران نه تنها متحدان اروپایی ایالات متحده همانطور که جک استراو وزیر خارجه پیشین انگلیس اذعان کرده است از این اقدام بوش سرخورده شدند بلکه طرفداران رابطه تهران_واشنگتن در محیط سیاسی ایران نیز دچار سردرگمی و سرخوردگی شدیدی در مورد نیات و سیاست های ایالات متحده شدند.

واقعیت مسلم این است که نه ایالات متحده مطابق با اهداف و رویکرد های کنونی بین المللی، منطقه ای و استراتژیک خود معتقد و متعهد به رابطه و همکاری نزدیک با ایران است و نه ایران با توجه به ملاحظات و سیاست های منطقه ای، ایدئولوژیک و  تجارب تعارض آمیز تاریخی خود با ایالات متحده می تواند به رابطه نزدیک با واشنگتن اعتماد کند و خوشبین باشد.

کسانی که معتقدند توافق وین و پایان بحران هسته ای، آغازی بر رابطه نزدیک ایالات متحده و ج. ا. ایران خواهد بود باید در نظر داشته باشند که تا زمانی که سیاست ایران در قبال اسرائیل تغییر پیدا نکند (که مسلما تغییر نخواهد کرد)، تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به حمایت و پشتیبانی از محور مقاومت بداند و تا زمانی که وجه ایدئولوژیک و انقلابی سیاست ها و اقدامات ایران در خاورمیانه و نظم بین المللی تغییر ماهوی پیدا نکند، سیاست های ایالات متحده در قبال ایران نیز همچنان پابرجا خواهد ماند و تغییری نخواهد کرد. در نهایت، اگرچه ممکن است دو کشور در بحران ها و پرونده های امنیتی خاورمیانه از جمله بحران سوریه و مبارزه با داعش همکاری های محدود متقابلی با یکدیگر داشته باشند اما تصور رابطه تعاملی و نزدیک بین آن ها در سطوح مختلف و تغییر سیاست های ایالات متحده در قبال ایران خوش‌بینانه به نظر می رسد.

* کارشناس ارشد روابط بین الملل

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.