ناطق نوری در دیدار شورای مرکزی ندای ایرانیان:

فعالیت ندا به مذاق عده‌ای خوش نیامده است/ فرهنگ تحمل مخالف نداریم

سیاسی

عضو مجمع تشخیص مصلحت زود خسته شدن و از پا در آمدن با کار تشکیلاتی نمی‌سازد گفت: وقتی شما آمدید و یک حزبی را اعلام کردید به مزاج عده‌ای خوش نیامد زیرا فکر کردند برایشان رقیبی پیدا شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر حجت‌الاسلام ناطق نوری در دیدار با اعضای حزب ندای ایرانیان با اشاره به نقش و جایگاه مردم در انقلاب اسلامی و حمایت آن‌ها از نظام گفت: بنده «من البدو من الختم» دوران امام را شاهد و ناظر بودم و می‌توانم روز قیامت شهادت بدهم که این ملت پای امام و پای انقلاب مردانه ایستادند و آن همه شهید دادند و آن همه ویرانی، اما یک گله از امام نداشتند و عاشقانه ایشان را بدرقه کردند. آن صحنه بدرقه باشکوه امام (ره) هیچگاه از خاطر من دور نمی‌شود، محو که هرگز، بلکه حتی دور هم نمی‌شود تصویر آن جوانان عاشقی که امام را بدرقه می‌کردند.

وی افزود: خب در مقابل این مردم ما‌ها خیلی کاری نکرد‌ه ایم، هیچ کاری نکردیم، به هرحال اگر کاری هم شده است شما دعا کنید خداوند آن را قبول کند و برای رضای خودش بداند و انشاءالله که برای رضای خدا بوده که در غیراین صورت جز رنج و تعب چیزی نبوده است. 

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به الزامات برقراری دموکراسی در جامعه خاطر نشان کرد: بحث من بحث نو و تازه ای نیست، یک بحث تکراری است و علت آن هم این است که چون محقق نمی‌شود، آدم مجبور است آن را تکرار کند و آن هم این چند نکته است که شاید هم ملال آور باشد، اما به هرحال بضاعت من همین است. 

حجت الاسلام ناطق نوری در ادامه به الزامات دموکراسی و کار سیاسی در جامعه اشاره کرد و گفت: اول اینکه همیشه من معتقد بودم اگر در جایی بخواهد دموکراسی بیاید، حتما باید ابزار آن هم به همراهش باشد تا محقق شود. دموکراسی به آن معنی که مراجعه به آرا و افکار مردم است و نظرات مردم را گرفته اند؛ خب دموکراسی یعنی همین که مردم در سرنوشت خودشان مؤثر باشند و نقش آفرینی کنند و کشور ما تا پیروزی انقلاب و زحماتی که امام (ره) و انقلابیون و مردم کشیده اند تا انقلاب را به پیروزی رسانیدند.

وی افزود: تاکنون به گونه ایست که ما میانگین سالی یک انتخابات را داشته ایم و افتخار هم می‌کنیم که اگر ٣۶ سال از انقلاب گذشته، ٣٧ انتخابات داشته ایم؛ یعنی میانگین سالی یک انتخابات. هرچند به تازگی آمد‌ه ایم برای اینکه هر انتخابات یک تنشی در جامعه ایجاد می‌کند این را کمتر کنیم. یعنی با هم تلفیق کرد‌ه ایم مثلا انتخابات خبرگان با مجلس یا انتخابات ریاست جمهوری با شورا‌ها که دیگر تنش جدیدی ایجاد نشود، وگرنه ما سالی یک انتخابات داشته ایم؛ خب این دموکراسی است. اگر صحیح پیاده کنیم و انجام دهیم سالی یک بار مراجعه به آرای مردم خیلی ارزشمند است. 

ابزار دموکراسی را نداریم

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه افزود: این ابزار می‌خواهد و ما ابزارش را نداریم. ابزار دموکراسی حزب است و این موضوع خیلی ساده است و اصلا پیچیده نیست؛ وقتی می‌خواهیم یک خبره انتخاب کنیم، برای خبرگان رهبری و مردم می‌خواهند که رأی بدهند. بالاخره همه شهروندان و همه اقشار مختلف که کار‌شناس این کار نیستند به چه کسی می‌خواهند رأی بدهند؟ به عنوان خبره رهبری! و به عنوان کسی که می‌خواهد رهبر را انتخاب کند در زمانی که لازم است. همه مردم که کار‌شناس نیستند و همه مردم که متخصص نیستند. مثلا بیایند و به هرکسی که عمامه بزرگتری داشت و یا محاسن بلندتری دارد به او بگویند آیت الله و به او رای بدهند و هرکسی که عمامه کوچکتری دارد و محاسن اش هم خیلی بلند نبود، ولی در عوض عالم درجه یکی است به او رأی ندهند! عامه مردم چگونه باید بشناسند؟ یا چگونه می‌خواهند رئیس جمهور را انتخاب کنند؟.

خاتمی و روحانی در ۷۶ و ۹۲ با یک موج انتخاب شدند؛ کشور را نمی‌توان با موج اداره کرد

رئیس مجلس پنجم شورای اسلامی افزود: بی گمان معیارهایی که قانون اساسی بیان کرده است یا قانون انتخابات یا قانون ریاست جمهوری می‌گوید عامه مردم چگونه باید تشخیص بدهند؟ همه مردم نمی‌توانند بروند تحقیق کنند که چه کسی صلاحیت این کار را دارد؛ بنابراین چون حزب نداریم، انتخاب‌هایمان هم خیلی درست درنمی آید. تعبیر من این است که ما تقریبا در دو یا سه تا از انتخابات هایی که داشته  ایم؛ ریاست جمهوری را مثال بزنم: رؤسای جمهورمان با موج انتخاب شده اند؛ یعنی‌‌ همان سال ٧۶ یک موج آمد، حالا موج حق یا ناحق آن بحث دیگری است. یک موج آمد و بعد جناب آقای خاتمی انتخاب شدند که شاید دو ماه قبل از آن هرگز به ذهنشان و به ذهن هیچکس نمی‌رسید که این می‌شود یا آن می‌شود.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: بعد از آقای خاتمی باز هم یک موج آمد، ولی گاهی موج مثبت است و گاهی هم منفی. انتخاب جناب آقای روحانی هم باز یک موج است. من همیشه به دوستان گفتم نمی‌شود کشور را با موج اداره کرد. موجی حرکت کردن این نوسانات و مشکلات را هم دارد. حتما وجود حزب لازم است و من اعتقاد دارم که این ریشه قرآنی هم دارد. اینکه قرآن می‌فرماید: «تصَلو اهل الذکر من کنتم لاتعلَمون» یعنی اگر نمی‌دانید از اهل ذکر که می‌دانند سؤال کنید و این آیه در اصول، مبنای خیلی از بحثهای اصولی است؛ در اصول فقه (تصَلو اهل الذکر) از اهل خبره سؤال کنید. از اهل ذکر سؤال کنید از کسی که می‌داند. این بدان معنی است که اگر ما می‌خواهیم یک رئیس جمهور انتخاب کنیم، عامه مردم که از همه چیز خبر ندارند و نمی‌دانند کی چه کاره است؟! و حزب اینجا معنی و مفهوم پیدا می‌کند.

حجت الاسلام ناطق نوری با بیان اینکه سه، چهار یا چند حزب قدر و فراگیر در تمام کشورهای پیشرفته وجود دارد گفت: حزب هم یک رأس‌الحزب دارد که ورای شورای مرکزی حزب است و اعضا به شورای مرکزی اعتماد می‌کنند که این شورای مرکزی‌‌ همان اهل ذکر است که تحقیق کرده اند و اطلاع دارند و کار‌شناسی می‌کنند و اعضا و بدنه حزب از آنان پیروی می‌کند که این یعنی (تصَلو اهل الذکر من کنتم لا تعلَمون). 

تنها حزبی که واقعا تشکیلاتی عمل می‌کرد حزب توده بود

رئیس مجلس پنجم تاکید کرد: متأسفانه در کشور ما حزب شکل نگرفته است. قبل از انقلاب هم همینطور، البته این باید یک آسیب‌شناسی هم بشود که چرا در ایران در طول تاریخ احزاب شکل نگرفته اند. به اعتقاد من قبل از انقلاب و در تاریخ ایران یک حزب به معنی واقعی کلمه حزب بود و آن هم حزب توده بود. تنها حزبی که واقعا حزب بود و تشکیلاتی عمل می‌کرد و واقعا کار می‌کرد، حزب توده بود.

وی با اشاره به خاطره ای در قبل از انقلاب خاطر نشان کرد: بد نیست برای رفع خستگی یک خاطره تعریف کنم. فکر می‌کنم سال ۴۶ بود، یک آشنا و همشهری داشتیم که یک کارگر ساده بود؛ او را گرفته بودند چون توده ای بود. من بعد از مدتی به ملاقاتش در زندان قصر رفتم دیدم که خیلی بریده و در پشت میله های زندان خیلی به هم ریخته بود و همه چیز را هم لو داده بود. خب یک کارگر ساده بود که برید. طولی نکشید که تقریباَ دو یا سه ماه بعد از آن من را هم دستگیر کردند و به زندان قصر بردند ما بند چهار بودیم و آن‌ها بند سه. مرحوم بازرگان، طالقانی، سحابی و همه این‌ها بند چهار بودند که ما هم رفتیم و به جمع آنان پیوستیم.

ناطق نوری ادامه داد: در تیرماه سال ۴۶ بود که مرحوم بازرگان از رئیس آن‌ها که در بند سه بودند، قبلا در دانشکده فنی شاگرد ایشان بودند، دعوت کردند و رئیس آن‌ها برای ناهار به بند ما آمد که اگر حافظه ام یاری کند فردی بود به نام مهندس شجاعی، اهل تبریز، ما فهمیدیم که این فرد در حزب توده بوده و رئیس آن همشهری ماست. به او گفتم مهندس آدم قحطی بود که گشتی و این آدم را پیدا کردی که الان که هم خودش بریده و بهم ریخته است و همه شما‌ها را لو داده است. حالا ببینید که آن‌ها چقدر کار می‌کردند. در جواب من گفت که حاج آقا به من گزارش دادند که یک کارگری است که این وقتی می‌آید در قهوه خانه می‌نشیند وقتی که حرف می‌زند مثل این است که لنین دارد صحبت می‌کند. حراف بود، زیرا معمولا ما‌ مازندرانی‌ها در حرف زدن کم نمی‌آوریم، او حراف بود و مطالعه هم داشت و خوب هم حرف می‌زد. ببینید حزب آن است که می‌رود در یک قهوه خانه و یک کارگری که خوب حرف می‌زند را جذب می‌کند. 

ما هنوز هم از جیب‌‌ حزب جمهوری خرج می‌کنیم

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: حالا ممکن که این مصداق نداشته باشد ولی حزب اینطور است؛ تنها حزبی که حزب بود این‌ها بودند آنقدر تشکیلات این حزب قوی بود که در‌‌ همان زندان قصر عده ای از افسران تود های با ما هم زندانی بودند. آقای امانی که الان هم هنوز زنده است با پسرخاله اش و سرهنگ کی‌منش و... افسران توده ای ارتش بودند. حتی بعضی از آنان در هیأت دادرسان ارتش بودند برای محاکمه توده ای‌ها. خودشان تودهای بودند ولی چنان تشکیلاتی عمل کرده بودند در ارتش که هیأت دادرسان بودند برای محاکمه رفقای خودشان و بعد کشف شد که این‌ها توده ای هستند. به قدری تشکیلاتی کار می‌کردند که در همه جا نفوذ داشتند و همه جا بودند. 

وی در ادامه گفت: ما بعد از انقلاب یک حزب درست کردیم به اسم حزب جمهوری اسلامی؛ البته خدا رحمت کند مرحوم بهشتی را. آقای بهشتی، مقام معظم رهبری، جناب آقای هاشمی، مرحوم شهید باهنر و جناب آقای موسوی اردبیلی. من خودم آن زمان آنقدر علاقه داشتم به کار تشکیلاتی که تا اینان گفتند، من خودم بلند شدم و رفتم کانون توحید برای ثبت نام؛ یعنی در صف ایستادم. وقتی آقای عظیمی مرا دید گفت که تو هم در صف ایستاده ای؟ گفتم: بله، آمده ام تا عضو حزب بشوم که بعد عضو شورا شدیم. به نظر من الان ما هرچه داریم و هرچه می‌کنیم و بهره می‌بریم همه از برکات‌‌ همان حزب است. 

رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری درخصوص خدمات حزب جمهوری اسلامی یادآور شد: قانون اساسی اگر درست شد از‌‌ همان حزب است؛ مجلس اول مان اگر شکل گرفت‌‌ همان حزب بود؛ خبرگانی اگر درست شد از حزب بود و ما هنوز هم از جیب‌‌ همان حزب خرج می‌کنیم. تازه به‌‌ همان حزب هم ما اشکال داشتیم که با مدیریت مرحوم بهشتی که انصافا جای او را نتوانستیم پر کنیم و نخواهیم توانست. ولی این حزب هم با مشکلاتی روبرو شد و حزب تعطیل شد؛ منحل نشد اما تعطیل شد و الان هم منحل نیست بلکه تعطیل است. آقای خرازی هم در حزب جمهوری اسلامی بودند و باید این مسئله را آسیب‌شناسی کنید. البته سابقه آشنایی من با ایشان به قبل از انقلاب برمیگردد. 

رئیس مجلس پنجم شورای اسلامی در ادامه به رعایت نکردن قاعده بازی سیاسی اشاره کرد و گفت: مسئله امروز ندانستن قاعده بازی است. ما هم حزب نداریم و هم قاعده بازی را بلد نیستیم. واقعا در ایران قاعده بازی را بلد نیستیم. در دنیا یک جناحی در انتخابات اکثریت پیدا می‌کنند و رئیس جمهور از آن حزب انتخاب می‌شود. این رئیس جمهور حق دارد معاونان خودش را از حزب خودش انتخاب کند و حق دارد مشاورانش را از حزب خودش انتخاب کند و حق دارد وزرای کابینه اش را هم از حزب خودش انتخاب کند؛ در دنیا به این شکل است. در بعضی از جا‌ها قاعده و قانون است که به پایین‌تر از این دست نزنند و در بعضی کشور‌ها قانون نیست ولی فرهنگ حاکم است.

امروز هرکسی سرکار می‌آید از بالا تا فراش مدرسه فلان روستا را عوض می‌کند

ناطق نوری با اشاره دوران جنگ تحمیلی گفت: در همه جا این فرهنگ حاکم است که از وزیر و معاون و مشاور رئیس جمهور به پایین را دیگر دست نمی‌زنند. این را می‌گویند بدنه کار‌شناسی. اگر از حزب (آ) آمده باشد بر سر کار، حزب (ب) دیگر کار‌شناس را عوض نمی‌کند. مدیرکل را عوض نمی‌کنند. این ٢٠ سال است دارد کار می‌کند و تجربه آموخته و کار‌شناس شده است و آن هم این فرهنگ را دارد که با رئیس غیرحزبی خودش درست کار کند. هر دو این فرهنگ را دارند ولی متأسفانه ما در ایران، این را نداریم و قاعده بازی را بلد نیستیم. هر گروهی که بر سر کار می‌آید، آن گروه مقابل را به قصد کشت از میدان خارج می‌کند و از بالا تا فراش مدرسه فلان روستا را هم عوض می‌کنند که این از آن حزب بوده است.

 ناطق نوری در ادامه با انتقاد از شرایط مدیریت اجرایی در کشور گفت: هنوز نیروهای مبتدی و ناشی و صفرکیلومتر می‌آوریم سر کار برای اینکه همه را بیرون کرد‌ه ایم. اتوبوسی بیرون می‌کنیم مینی‌بوسی می‌آوریم. این چپ می‌رود و راست را می‌زند، راست می‌آید و چپ را می‌زند. فرق هم نمی‌کند هم اصلاحات اینگونه عمل کرد هم غیراصلاحات. هر دو جناح اینگونه عمل کردند که از نظر من هر دو جناح محکوم هستند و به کشور خسارت زدند. 

رئیس مجلس چهارم و پنجم گفت: در مجلس پنجم دو جناح اقلیت و اکثریت بودیم. اقلیت ما آنچنان قدرتمند بود - البته آن موقع نمی‌گفتند اصلاحات می‌گفتند خط امام-که آقای عبدالله نوری وقتی کاندیدای ریاست شدند، من هم کاندیدای ریاست شدم، از جناح به اصطلاح امروز اصولگرا‌ها که آن زمان  هم تعریف خودش را داشت، من ١١ تا رأی بیشتر از آقای نوری آوردم. یعنی صد و بیست وخورده ای رأی ایشان داشت در یک مجلسی که ١٣٠ نفر اقلیت مجلس بودند. آن هم آدم های مقتدر. در آن مجلس انتخابات ریاست جمهوری هم انجام شد؛ اما در تاریخ شما نگاه کنید و بررسی کنید جزء بهترین مجلس هایی که نام می‌برند. همین الان جناب آقای خاتمی هر کجا که می‌نشیند نام و یادی از مجلس پنجم می‌آورند و علت آن هم این بود که من باز عمل می‌کردم و خسارتی هم ندیدم و بهترین مجلس هم بود و همه با هم صمیمی بودند.

 امروز هیچ نشانه ای از انتخابات در دو جناح اصلی کشور نیست 

ناطق نوری خاطر نشان کرد: من در مجلس پنجم با همین آقایان یک روز تنش نداشتم. دوستان و هم خطه ای من شوخی می‌کردند و می‌گفتند بالاخره ما نتوانستیم تو را بشناسیم، پایین که هستی با مایی ولی بالا که می‌نشینی با اینهایی. بنده می‌گفتم شما توجه ندارید. اگر شما بخواهید تذکر آیین نامه ای بدهید و من جلوی این کار را بگیرم به آن تحلیل سیاسی نمی‌خورد؛ اما اگر آقای زید که دارد تذکر آیین نامه ای می‌دهد، من جلویش را بگیرم به این تحلیل سیاسی می‌خورد. این را من باید نگه دارم و ضرر هم نکردیم؛ اما نگاه وسیع این چنینی در کشور نیست، چه اصلاح طلبان چه اصولگرایان. برادران و خواهران باید بگویم که این نگاه نمی‌تواند کشور را اداره کند حتما و حتما، کما اینکه نتوانسته اداره هم بکند. 

ناطق نوری تاکید کرد: گاهی من می‌بینم بعضی از آقایان در بعضی از تشکیلات، چه اصلاح طلب و چه اصولگرا درباره انتخابات آینده می‌پرسند! آنجا من گفتم که این آقایان چه اصلاح طلب و چه اصولگرا‌ها آرام آرام راه می‌روند. این تجربه ای است که من از انتخابات دارم. الان هیچ بو و نشانه ای از انتخابات از این دو جناح نمی‌آید. علت آن هم این است که وقت نمی‌گذارند. 

با نانازی بودن نمی شود کار تشکیلاتی کرد

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: کار تشکیلاتی حوصله می‌خواهد و صبر می‌خواهد و دنده پهنی می‌خواهد و اخلاق می‌خواهد همه انسان‌ها یکجور نیستند همه به یک اندازه ظرفیت ندارند. رئیس مجلس پنجم شورای اسلامی در ادامه به انتخابات مجلس اشاره کرد و گفت: الان برای انتخابات خیلی دیر است؛ یعنی الان دیگر سلانه سلانه نباید حرکت کرد. 

وی در ادامه یادآور شد: حتما هم باید که وقت بگذارید تشکیلاتی کارکردن وقت و حوصله می‌خواهد، اعصاب و دنده پهنی می‌خواهد، البته معذرت می‌خواهم که اینطور می‌گویم، ولی با نازنازی بودن نمی‌شود کار تشکیلاتی انجام داد.

در جلسات من از حبیبی موتلفه تا کرباسچی کارگزاران حضور دارند 

وزیر پیشین کشور گفت: من هنوز با استانداران زمان خودم ماهی یک دفعه جلسه دارم که دیروز یکی از جلسات مان بود. در این جلسات چند نکته مهم وجود دارد اولاَ در این جلسات اقای حبیبی از موتلفه حضور دارند و اقای کرباسچی هم هستند و حمید جلایی‌پور هم حضور دارد، اقای کوه پایه و میر سلیم هم هستند. خلاصه من به آن‌ها هم می‌گویم که این جلسه هفت بیجار است که همه جور نیرو در آن هست و همدیگر را هم تحمل می‌کنند و مواضعشان را هم دارند و بحث هم می‌کنند اما به هم احترام می‌گذارند و بنده هم با تمام این‌ها کار می‌کردم. اقای احمد‌پور نجاتی مدیر کل سیاسی ما بود اقای مسجد جامعی مدیر کل اجتماعی ما بود و همین ابراهیم نبوی که طنز نویس است در پیش ما به نام داور نبوی در وزارت کشور بود.

ناطق نوری خاطر نشان کرد: بنده عضو شورای مرکزی حزب هم بودم و معاون سیاسی قبل من اقای میرسلیم بود. شخصیتی که در‌‌ همان دوران، بحث ریاست جمهوری و نخست وزیری اش بود. ایشان معاون سیاسی وزارت کشور بود و هر ۲ نفر ما عضو شورای مرکزی حزب هم بودیم اما همین که من امدم و یک چند ماهی گذشت من گفتم که مهندس ما باهم خیلی نمی‌توانیم کار کنیم. من می‌خواستم یک تحولی ایجاد کنم و ایشان را برداشتم و اقای عباس اخوندی که آن موقع یک دانشجوی سال دوم دانشکده علوم بود را اوردم و معاون سیاسی کردم که حزبی هم نبود. اتفاقا خیلی روشن فکر و مخالف حزب بود اما من به ایشان می‌گفتم شما غیر حزبی و یا ضد حزبی و من هم حزبی، ولی فقط تا دم در وزارت کشور، وارد که می‌شویم همه ما کارمند وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران هستیم نه حزب جمهوری و نه چیز دیگر. انصافاَ هم با این نگاه موفق بودیم. 

ریشه بسیاری از مسائل تنگ نظری و تحمل نکردن یکدیگر است

وی در ادامه یادآور شد: ریشه تمام این مسائل تنگ نظری و تحمل نکردن همدیگر است وگرنه جایگاه ما در دنیا نباید این باشد که هست. شما باید اعتدال را به معنی واقعی کلمه دنبال کنید و ما هم می‌توانیم از همه نیرو‌ها استفاده کنیم.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: زمانی در شورای هماهنگی که من راه انداخته بودم گفتم که هرکسی که این چهار اصل را قبول دارد می‌تواند در این جمع قرار بگیرد. ۱- اسلام ۲- انقلاب ۳- امام ۴- رهبری. کم نیستند نیروهای داخل کشور که این چهار اصل را قبول دارند. اگر اعلام کنیم که هر کسی که این چهار اصل را قبول دارد بیاید می‌دانید چه جمعیتی جمع می‌شود؟ تمام این افرادی که روز قدس می‌آیند و یا در روز ۲۲ بهمن می‌آیند همین‌هایی که ما گاهی با آن‌ها برخورد حذفی می‌کنیم اما باز هرگاه که نیاز باشد می‌آیند و در صحنه حاضر هستند. همین‌ها که در تشیع پیکرهای شهدای غواص آمده‌اند. ولی متاسفانه بهره برداری سیاسی شد و خرابش کردند. اما ملتی که حضور پیدا کرده بود می‌گفتند از همه اقشار مردم حضور داشتند. 

ناطق نوری در ادامه در جمع اعضای ارشد و شورای مرکزی ندای ایرانیان گفت: با همین اهنگ اعتدال به سمت جلو حرکت کنید البته باید مواظب باشید که بعضی‌ها در میانتان برنخورند، بالاخره ممکن است بعضی از مابهتران با ظاهری موجه در این میان بیایند و جاذبه هم داشته باشند اما در باطنشان چیز دیگری باشد و با گذشت زمان موجب شکاف بشوند. ما در حزب جمهوری دچار دودستگی شده‌ایم. یکی از عوامل این بود حتماَ باید وقت بگذارید زیرا تشکیلاتی کار کردن وقت و حوصله می‌خواهد.

شروع کار حزبی شما به مذاق عده ای خوش نیامد؛ باید فحش خورتان خوب باشد 

وی تصریح کرد: شما یک مواضعی دارید و الان یک جریانی از درون اصلاحات هستید. اعتراض تان به بعضی از دوستان و تندروی‌هایشان بوده است. البته اینکه شما آمده اید و یک حزبی را اعلام کردید به مزاج عده‌ای خوش نمی‌آید و فکر می‌کنند که رقیبی برایشان پیدا شده است. ممکن است بگویند چون این‌ها را تحویل نگرفتیم رفتند و برای خودشان این حزب را درست کردند و در مقابل ما قرار گرفتند. بالاخره وقتی حزب یک مواضعی دارد عده‌ای به مزاج شان خوش نمی‌آید آن هم در کشوری مثل ما که تحمل همدیگر را نداریم بنابراین زود خسته شدن و از پا در امدن و رنجیدن با حزب و تشکیلات نمی‌سازد.

وی در ادامه با اشاره به روحیه تعامل و مدارا گفت: فحش خورتان هم باید خوب باشد و طبق تجربه من این جواب خواهد داد. من الان کاره‌ای نیستم و کسی هم نیستم اما هرگاه جایی می‌روم مثلا با لباس ورزشی به کوه می‌روم در‌‌ همان کوه می‌بینم که نگاه مردم فرق کرده و نگاه مردم توام است با یک محبت و لطف و احترام. وقتی که ادم صبر بکند برای رضای خدا. خدا هم جواب می‌دهد. 

رئیس مجلس پنجم شورای اسلامی در ادامه به انتخابات مجلس اشاره کرد و گفت: الان برای انتخابات خیلی دیر است، یعنی الان دیگر سلانه سلانه نباید بروید. امیدوارم بتوانید کارهای درست و حسابی بکنید و هماهنگ و در حد امکان با گروههای دیگر همکاری کنید. فقط روی اختلافات تاکید نکنید. اگر ۲ نفر را هم بتوانیم با خودمان همراه و همدل کنیم غنیمت است.