۱
جوزف نای بررسی کرد؛

چشم انداز روابط هند با آمریکا در آینده نزدیک/ توازن با چین

  • ۲۹بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

«جوزف نای» واضع نظریه قدرت نرم در مقاله ای به همگرایی هند و آمریکا پرداخته و با مقایسه میان مؤلفه های اثر گذار در این خصوص، توسعه روابط دو کشور را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، «جوزف نای» واضع نظریه قدرت نرم و استاد مدرسه «کندی» دانشگاه «هاروارد» در مقاله ای با عنوان «همگرایی نوین دموکراسی های بزرگ» در سایت مرکز «بلفر» دانشگاه هاروارد به عوامل مؤثر در چشم انداز گسترش روابط هند و آمریکا پرداخته و با مقایسه میان مؤلفه های اثرگذار در این خصوص، توسعه روابط دو کشور را از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داده که در ادامه می آید.

دعوت «نارندرا مودی» نخست وزیر هند از «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا برای شرکت در مراسم روز استقلال این کشور، نوید بخش تحول در روابط میان دو دموکراسی بزرگ در جهان بود. از دهه ۹۰ تا کنون، سه رئیس جمهور در آمریکا تلاش کردند تا روابط دو جانبه را بهبود و ارتقاء بخشند که البته نتایج گوناگونی را نیز در پی داشت. اگرچه تراز تجاری مناسبات دو کشور از ۲۰ میلیون دلار در طول این دوره به ۱۰۰ میلیون دلار افزایش یافت، مبادلات تجاری-بازرگانی میان چین و آمریکا حتی با وجود فراز و نشیب ها فراوان در روابط سیاسی، کماکان دارای حجم ۶ برابری است.

تاریخچه روابط دو کشور آمریکا و هند در طول سالیان گذشته، از پیچیدگی های ویژه ای برخوردار بوده است. بر اساس تعاریف علمی در این زمینه، هرگونه برقراری روابط با یک قدرت بزرگ متأثر از نابرابری های خاصی است؛ لذا تلاش ها برای بهره مندی از روابط نزدیک با آمریکا همواره در تعارض با سنت های دیرینه استقلال طلبی راهبردی در هند خواهد بود. آمریکا هند را به عنوان تهدیدی برای خود قلمداد نمی کند، بلکه موفقیت هند در تأمین منافع آمریکا از اهمیت خاصی برخوردار است. در این راستا، عوامل متعددی می توانند آینده ای روشن تر در روابط آینده میان دو کشور را رقم بزنند.

شتاب در رشد اقتصادی هند به گونه ای که پروژه های صندوق بین المللی پول تا سال ۲۰۲۰ از ۵/۷ % نیز فراتر خواهد رفت، مهمترین عامل در این مسیر تلقی می شود. در طول دهه های گذشته، هند مبتلابه معضلی موسوم به رشد اقتصادی با نرخ «هندو» بوده که به مفهوم کمی بیشتر از یک درصد رشد اقتصادی است که البته بهتر است آن را «نرخ رشد سوسیالیستی انگلیسی در دهه ۳۰» نامگذاری کنیم. پس از استقلال خود در سال ۱۹۴۷، هند نظام برنامه ریزی خود اتکایی را برگزید و بر صنایع سنگین متمرکز شد.

اصلاحات بازار-محور در دهه ۹۰ الگوی حرکت اقتصادی در این کشور را تغییر داد؛ به گونه ای که رشد سالانه اقتصاد این کشور به ۷% افزایش یافت. ناگفته نماند که هند با انتخابات سال ۲۰۱۴ که در آن حزب مودی به قدرت رسید، مقداری تنزل در این مسیر را نیز تجربه کرده است.

تاریخچه روابط دو کشور آمریکا و هند در طول سالیان گذشته، از پیچیدگی های ویژه ای برخوردار بوده است. بر اساس تعاریف علمی در این زمینه، هرگونه برقراری روابط با یک قدرت بزرگ متأثر از نابرابری های خاصی است؛ لذا تلاش ها برای بهره مندی از روابط نزدیک با آمریکا همواره در تعارض با سنت های دیرینه استقلال راهبردی هند خواهد بود. آمریکا هند را به عنوان تهدیدی برای خود قلمداد نمی کند، بلکه موفقیت هند در تأمین منافع آمریکا از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. در این راستا، عوامل متعددی نوید بخش آینده ای روشن تر در روابط اینده میان دو کشور خواهد بود.

شتاب در رشد اقتصادی هند به گونه ای که پروژه های صندوق بین المللی پول تا سال ۲۰۲۰ از ۵/۷ درصد نیز فراتر خواهد رفت، مهمترین عامل در این مسیر تلقی می شود. در طول دهه های گذشته، هند مبتلابه معضلی موسوم به «رشد اقتصادی با نرخ هندو» بوده که به مفهوم کمی بیشتر از یک درصد است. البته بهتر است آن را «نرخ رشد سوسیالیستی انگلیسی در دهه ۳۰» نامگذاری کنیم. کشور پس از استقلال خود در سال ۱۹۴۷، هند نظام برنامه ریزی خود اتکایی را برگزید و بر صنایع سنگین متمرکز شد. اصلاحات بازار-محور در دهه ۱۹۹۰ الگوی حرکت اقتصادی در این کشور را تغییر داد به گونه ای رشد سالانه اقتصاد این کشور به ۷% افزایش یافت. ناگفته نماند که هند با انتخابات سال ۲۰۱۴ که در آن حزب مودی به قدرت رسید، مقداری تنزل در این مسیر را نیز تجربه کرد.

از آنجاییکه هند برخوردار از طبقه متوسط نوظهوری با جمعیت چند صد میلیونی بوده و زبان گفتاری ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر از آنان نیز زبان انگلیسی است، نهادهای اطلاعاتی این کشور قادر خواهند بود تا در جهان به نقش آفرینی برجسته ای بپردازند.

همچنین، هند با جمعیتی معادل ۱/۲ میلیارد نفر، ۴ برابر آمریکا نیروی انسانی دارد و تا سال ۲۰۲۵ میلادی از نظر جمعیت از چین هم پیشی خواهد گرفت. برخورداری از این مقیاس، نه تنها در اقتصاد جهانی حائز اهمیت است، بلکه از جایگاه برجسته ای برای ایجاد توازن در برابر نفوذ چین در آسیا در حوزه هایی از قبیل تغییرات اقلیمی، بهداشت و سلامت عمومی و بالاخره امنیت سایبری نیز برخوردار خواهد بود.

قدرت نظامی هند با در نظر گرفتن حدوداً ۹۰ تا ۱۰۰ کلاهک هسته ای، موشک های میان برد، ۱/۳ میلیون نیروی نظامی و هزینه نظامی سالانه بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار که ۳% کل هزینه های نظامی جهان است را نباید به بوته فراموشی سپرد. حتی در زمینه قدرت نرم، هند داری دموکراسی سامان یافته، فرهنگ عمومی پویا و تأثیرگذاری فراوان در داخل و خارج از کشور خود است.

تمام آنچه درباره برتری های هند گفته شد را باید با در نظر گرفتن مشکلات این کشور بررسی کرد. هند از مشکلاتی نیز برخوردار است، چرا که تعداد جمعیت یک کشور به خودی خود یک منبع قدرت محسوب نمی شود؛ مگر آنکه منابع انسانی آن کشور توسعه یافته باشند. هند از نظر سوادآموزی، تحصیلات و رشد اقتصادی به میزان قابل توجهی از رقیب منطقه ای خود یعنی چین عقب است. علیرغم پیشرفت هایی که این کشور به آن دست یافته است، حدود یک سوم جمعیت این کشور در فقر شدید به سر می برند؛ لذا این کشور یک سوم فقراء جهان را در خود جای داده است.

تولید ناخالص ملی هند تنها یک پنجم تولید ناخالص ملی ۱۰ تریلیون دلاری چین و یک نهم تولید ناخالص ملی ۱۷/۵ تریلیون دلاری آمریکا است. همچنین، سرانه درآمد سالانه در هند نیز معادل ۱/۷۶۰ دلار یعنی فقط یک پنجم چین است. توجه به آمار ۹۵ درصدی باسوادان در چین در مقایسه با جمعیت تحصیل کرده های ۷۴ درصدی در هند تکان دهنده تر است. این مهم بیشتر در عملکرد ضعیف کشور هند در مقایسه های بین المللی دانشگاه ها در جهان خود را نشان می دهد.

بر اساس موارد مشروحه فوق، بعید است هند بتواند تا نیمه اول قرن حاضر به رقیبی چالش برانگیز برای آمریکا تبدیل شود. حتی در عرصه قدرت نرم نیز مطالعه اخیر اندیشکده «پورتلند» در لندن، هند را خارج از ۳۰ کشور برتر دراین زمینه قرار داده است. چین در این بررسی علمی حائز رتبه سی ام و آمریکا نیز پس از انگلیس و آلمان در جایگاه سوم قرار دارد. با این وجود، هند از سرمایه هایی برخوردار است که تا کنون نیز این کشور را در توازن قدرت منطقه ای تأثیرگذار کرده است. با وجود اینکه هند و چین با امضاء دو موافقتنامه در سال های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ متعهد شدند منازعات مرزی با یکدیگر که در سال ۱۹۶۲ منجر به جنگ میان آن ها شد را به صورت صلح آمیز حل و فصل نمایند، در سال های اخیر مجدداً این مسأله تشدید شده است.

چین و هند هر دو از اعضاء «بریکس» در کنار کشورهایی همچون برزیل، روسیه و آفریقای جنوبی هستند؛ اما با این وجود میزان همکاری در این نهاد از محدودیتهایی برخوردار است. در حالیکه مسئولین هند اغلب در اظهارات عمومی خود در خصوص گسترش روابط با چین محتاطانه عمل می کنند و به گونه ای هوشمندانه خواستار توسعه تجارت و سرمایه گذاری دو جانبه با این کشور هستند، اما نگرانی های امنیتی آنان کماکان در سطح بحرانی قرار دارد. از سویی، هند به عنوان عضوی از گروه کشورهای آسیایی متمایل به حفظ توازن با چین است و از سوی دیگر،  این کشور تلاش هایی را برای تحکیم روابط با ژاپن آغاز نموده است.

بر این اساس، تلقی چشم انداز گسترش روابط هند با آمریکا صرفاً برای مقابله با قدرت رو به افزایش چین، اشتباه بزرگی است. موفقیت های هند در عرصه اقتصاد، به خودی خود تأمین کننده منافع آمریکا نیز محسوب می شود. اما با توجه به افکار عمومی هندی ها در طول تاریخ، نمی توان امید داشت که افق روابط هند با آمریکا به زودی محقق شود؛ تنها می توان گفت که در سال های آتی و با در نظر گرفتن برخی ملاحظات، این روابط به سمت و سوی تقویت و تحکیم حرکت نماید.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.