سیگنال های ناموزون سناتور جمهوری خواه برای کاخ سفید و کنگره؛

«کورکر» همزمان خطر پذیرش و لغو توافق هسته‌ای را گوشزد می‌کند

سیاسی

رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا مدعی است که در فقدان وجود یک سیاست واضح و جامع در قبال منطقه، توافق هسته ای ایران به رکن اصلی استراتژی خاورمیانه ای ایالات متحده آمریکا بدل خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، سناتور جمهوری خواه «باب کورکر» به عنوان رئیس کمیته قدرتمند روابط خارجی سنای آمریکا نقش کلیدی در روند مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای ۱+۵ ایفا نمود. در حالی که کنگره تحت تاثیر سناتورهای افراط گرای جمهوری خواه نظیر «تام کاتن»، «مارکو روبیو» و «تد کروز» سعی به سنگ اندازی در مسیر مذاکرات و خارج کردن آن از مسیر اصلی را داشت، کورکر در مشارکت با سناتور دموکرات «بن کاردین» طرح بازبینی توافق هسته ای ایران را معرفی کرد تا به جنگ داخلی کاخ سفید و کنگره آمریکا خاتمه داده و به دولتمردان واشنگتن فرصتی برای ابراز وجود بدهد. مطابق این طرح کنگره آمریکا از فرصتی ۶۰ روزه برای بررسی تفاهم هسته ای برخوردار شد که در تاریخ ۲۳ ام تیرماه در شهر «وین» اتریش بین ایران و دیگر طرفین مذاکره به دست آمد.

از زمان حصول تفاهم وین، کورکر و لابی های مرتبط با وی به دفعات «جان کری» و «ارنست مونیز» وزرای امور خارجه و انرژی آمریکا را وادار به ارایه توضیحات درباره نتایج مذاکره نموده اند. وی حتی یک بار نیز پای «یوکیا آمانو» مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی را به کنگره باز کرد تا از او درباره توافق های به اصطلاح محرمانه ای که بین این نهاد بین المللی و ایران امضا شده است اعتراف بگیرد. وی بعدها مدعی شد که توضیحات آمانو قانع کننده نبوده و نگرانی های بیشتری را برای کنگره به همراه داشته است.

کورکر بر خلاف دیگر همقطاران جمهوری خواه به جای تلخ زبانی و حمله به کاخ سفید ترجیح می دهد خود را معقول جلوه دهد تا در سایه آرامش و به بهانه خیرخواهی نتیجه را به سمت و سویی سوق دهد که در نهایت آبروی کنگره جمهوری خواه را بخرد.

بر همین اساس، وی در یادداشتی که در وبسایت روزنامه «واشنگتن پست» منتشر شد، می نویسد: اکنون که «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا به مقصود خود رسیده، نوبت کنگره است تا درباره اینکه توافق هسته ای در جهت منافع آمریکا هست یا خیر تصمیم گیری کند. حال آنکه به عقیده من توافق نه امنیت بیشتری را برای آمریکا به ارمغان می آورد و نه مانع از دستابی ایران به سلاح اتمی می شود.

کورکر در ادامه بر ادعای خود مبنی بر پنهان کاری آژانس بین المللی انرژی اتمی اشاره کرده و مدعی می شود که آژانس، کاخ سفید و دیگر اعضای ۱+۵ برای آنکه خاطر رهبر ایران آشفته نشود به توافق سری با تهران رضایت داده اند.

وی در این باره می نویسد: این موافقت نامه ها سری باقی می ماند اما ما به خوبی از ماهیت غیر معمول آنها آگاهی داشته و این را نشانه ای از ضعف گروه ۱+۵ در واداشتن ایران به مسؤولیت پذیری در قبال فعالیت های خود می دانیم.

کورکر در بخشی از یادداشت خود مشکل فعلی آمریکا را بسیار فراتر از توافق هسته ای ایران ارزیابی می کند و آن را به عدم شفافیت سیاست واشنگتن در قبال منطقه خاورمیانه نسبت می دهد.

وی در توجیه ادعای خود می نویسد: مشکل بزرگتری که با آن روبرو هستیم از دایره توافق هسته ای ایران فراتر می رود. در فقدان وجود یک سیاست واضح و جامع در قبال منطقه، این توافق به رکن اصلی استراتژی خاورمیانه ای ایالات متحده آمریکا بدل خواهد شد. به این ترتیب ما برای رسیدن به اهداف خود در عراق و سوریه و شاید هر جای دیگر ناگزیر به ایران تکیه خواهیم کرد. توازن قدرت ناگهانی ممکن است دیگر کشورهای منطقه را به اقدامات مخاطره انگیز واداشته و به بی ثباتی منطقه دامن بزند.

کورکر در ادامه مدعی می شود: ایران به خوبی از این واقعیت آگاه بود و همین موجب شد که توافق را به نفع خود پیش ببرد حال آنکه این موضوع مانع پا پس کشیدن ما از توافق در صورت هرگونه تخطی احتمالی ایران خواهد بود.     

به ادعای کورکر، برخلاف ایالات متحده که استراتژی واضحی را در خاورمیانه دنبال نمی کند، ایران استراتژی منطقه ای مشخصی دارد که به واسطه توافق هسته ای بیش از پیش تقویت می شود که از آن میان می توان به همکاری برای تامین امنیت عراق، حمایت از دولت دمشق و تقویت حزب الله اشاره کرد.

کورکر با استناد به مطالب پیشین، مدعی می شود که بهترین راهی که پیش روی کنگره قرار دارد لغو توافقی است که با آزادسازی صدها میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران طی ده سال آینده نه تنها موجب قدرت گرفتن کشور می شود، بلکه تحریم های تسلیحاتی و موشکی ایران را حذف کرده و حتی با نظر مساعد آمریکا غنی سازی اوانیوم در ابعاد اقتصادی را نیز میسر می سازد.

اما  کورکر که داعیه دار پیروی از منطق است پس از ذکر تمامی معایب توافق هسته ای و لزوم لغو آن از سوی کنگره آمریکا بی آنکه رشته کلام را گم کند ناگهان روی دیگر سکه را نیز به دولتمردان واشنگتن نشان می دهد و خطر پا پس کشیدن از توافق هسته ای را گوشزد می کند. وی در این باره می نویسد: متاسفانه، توافق هسته ای دست ما را برای مقابله با تلاش های ایران می بندد. اگر کوششی برای پا پس کشیدن به خرج بدهیم، ایران با توجه به منابع مالی که در اختیارش قرار می گیرد و با توسل به تسریع رشد اقتصادی در سایه اتحاد با شرکای ما -که بر خوان پر نعمت فواید حاصل از تجارت با این کشور خواهند نشست-  فعالیت های هسته ای خود را تشدید خواهد کرد.

وی در ادامه می افزاید: این تصور که رئیس جمهور آینده آمریکا --به امید آنکه ایران فقیر و منزوی شود-  از گزینه هایی مشابه با آنچه که امروز پیش روی ما است برخوردار خواهد بود، توهمی بیش نیست.

در نهایت، کورکر این ایده تکراری را پیش می کشد که ما به دنبال عدم توافق نیستیم بلکه در پی توافق جایگزنی هستیم که شرایط بهتری را برای آمریکا فراهم کند. وی در این خصوص می نویسد: در طول تاریخ، کنگره صدها توافق بین المللی را لغو کرده و یا تغییر داده است. بسیاری از این توافق ها چند جانبه بوده اند و اینکه کاخ سفید مدعی است توافقی به غیر از آنچه که به دست آمده وجود ندارد تلاشی در جهت نادیده گرفتن نقش و اهمیت کنگره است. توافق به دست آمده ادامه فشار بر ایران را به امید ممانعت از ساخت سلاح اتمی تضمین نمی کند و در عوض آمریکا را با کشوری مواجه می سازد که برای رسیدن به اهداف خود در خاورمیانه به مراتب ثروتمندتر و توانمندتر خواهد بود. به همین دلیل کنگره باید توافق هسته ای را لغو کرده و آن را به رئیس جمهور ارجاع دهد.

لحن کلام کورکر که در طول یادداشت دو صفحه ای خود تا حد ممکن از تهدید فاصله گرفته، بیشتر حامل سیگنال هشداری است که به طور همزمان به کاخ سفید و کنگره آمریکا گسیل می شود. این پیام که با برشمردن تهدیدهای برخاسته از تحکیم موقعیت ایران به واسطه توافق هسته ای آغاز می شود در میانه راه مسیر خود را تغییر داده و به خطرات ناشی از لغو توافق و تسریع فعالیت های هسته ای ایران در سایه رویگردانی متحدان آمریکا از ادامه تحریم ها می انجامد و در نهایت باز توافق را به امید یافتن جایگزینی بهتر به میز باراک اوباما ارجاع می دهد.  

پس شاید بتوان یادداشت کورکر را پیش زمینه ای برای اثبات این فرضیه به حساب آورد که کنگره به خوبی از عدم تاثیرگذاری خود بر تفاهمی که در وین حاصل شد، آگاه است اما برای قدرت نمایی هم که شده در دور نخست به آن رای منفی خواهد داد تا نتیجه نهایی را به وتوی رئیس جمهور منوط کند. به این ترتیب، اکثریت جمهوری خواه کنگره آبروی خود را حفظ کرده و به تخطی از آرمان های حزبی محکوم نمی شود و همه بار مسئولیت را بر دوش رئیس جمهور دموکرات می گذارد. در نهایت، وقتی که بعد از همه کارشکنی ها توافق به نتیجه برسد، کنگره می تواند در حرکتی نمایشی التزام خود را به حفظ اتحاد کشور به نمایش بگذارد و پاسخ آری بدهد.