۱

صالحی: وقتی از من خواستند به مذاکرات ملحق شوم، گفتم: شوخی می‌کنید؟ من چه کار می‌توانم بکنم!

  • ۲۲بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه

انتخاب نوشت:

علی اکبر صالحی با نشریه ساینس مگزین مصاحبه کرد.

به گزارش «انتخاب»، ریچارد استون خبرنگار این نشریه از رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در مقر این سازمان در تهران از پرسید از نظر شما به یادماندنی ترین لحظه ای که با ارنست مونیز وزیر انرژی آمریکا داشتید چه بود؟

صالحی گفت: اولین بار که رو در رو با او ملاقات کردم، احساس کردم خیلی وقت است همدیگر را می شناسیم. یکی از لحظات استثنایی زمانی بود که من از مونیز در آخرین روزهای حضورم در وین پرسیدم آیا هیچ خبری درباره پرفسور موجد کاظمی دارید، او استاد مهندسی هسته ای در دانشگاه ام آی تی است. روز بعد مونیز پیش من آمد و گفت خبر بدی برای شما دارم. فکر کردم درباره مذاکرات است. گفتم چی شده؟ او گفت موجد درگذشته است. گفتم خدای من ، دیروز داشتیم درباره او صحبت می کردیم و شما گفتید که حالش خوب است و فعالیت دارد. او گفت بله او برای ایراد سخنرانی علمی در چین بود اما ناگهان در اثر حمله قلبی شدیدی درگذشت. سپس من از مونیز خواستم اگر می‌تواند شماره تماسی از خانواده پروفسور کاظمی به من بدهد و وی شماره آنها را پیدا کرد و به من داد و من با خانواده وی تماس گرفتم و تسلیت گفتم.

ما همدیگر را از طریق این دوستان مشترک می شناسیم. برای او کاملا طبیعی بود که دنبال منافع کشورش باشد. اما این مسئله باعث نمی شد منطقی برخورد نکنیم. ما سعی می کردیم منطقی و منصف باشیم. ما همدیگر را درک می کردیم. من محدودیتهای او را درک می کردم. او نیز محدودیتهای مرا درک می کرد. به این شکل بود که توانستیم در گفتگوهایمان پیشرفت داشته باشیم و جلو برویم.

خبرنگار پرسید شما و مونیز چگونه وارد مذاکرات شدید؟

صالحی گفت: حدود یک سال و نیم بود که داشتند مذاکره می کردند اما نمی توانستند جلو بروند. فوریه ، مقامات مافوقم مرا احضار کردند. یکی از آنها به من گفت خوب، علی ، تو باید به مذاکرات بپیوندی. من به او گفتم شوخی می کنی. من چه کار می توانم بکنم. ظریف حداکثر تلاش خود را کرده است. من دیگر چه کار می توانم بکنم. خلاصه بحثی طولانی میان ما بود. من گفتم خوب، از نظر سیاسی اگر من اکنون به مذاکرات بپیوندم و اگر شکست بخوریم، در آن صورت همه مسئولیت این شکست روی دوش من می افتد.

اما مسئولان مافوق من اصرار داشتند که من بروم. من گفتم ، بسیار خوب ، من می روم. اما به این شرط که همتای آمریکایی من نیز به این مذاکرات بپیوندد. آنها به من گفتند همتای تو کیست. من گفتم وزیر انرژی آمریکاست. و این اولین باری بود که آنها اسم این وزارتخانه را می شنیدند. گفتم اگر او بیاید من هم خواهم رفت. اگر او نیاید ، من هم نمی روم. طرف ما با وندی شرمن تماس گرفتند و به او گفتند که قصد دارند مرا با خودشان به مذاکرات بیاورند. اما به این شرط که وزیر انرژی آنها نیز وارد این مذاکرات شود. پس از چند ساعت ، شرمن پاسخ داد و گفت که ما از این موضوع استقبال می کنیم و مونیز را با خودمان می آوریم. وقتی این خبر را شنیدم که او نیز می آید، گفتم خوب من هم می روم. سخنگوی وزارت انرژی آمریکا این حرفهای صالحی را تایید کرده است.

فکر کردم به ماموریتی غیرممکن می روم. من خیلی خوشحالم که نتیجه نهایی همه ما را خوشحال کرد. بله، ما محدودیتهایی داریم اما این محدودیتها چیست؟ از نگاه آمریکاییها، آنها می خواهند مانع انحراف ما به فعالیتهای غیرصلح آمیز شوند. اما ما هرگز به فکر انحراف به فعالیتهای غیرصلح آمیز نبوده ایم زیرا ما در این خصوص فتوای رهبر معظم انقلاب را داریم. بنابراین ما گفتیم اصلا مهم نیست که شما چه قدر مانع ایجاد کنید، شما می توانید به مردم خود بگویید که به اهدافتان رسیده اید و توانسته اید ایران را مجبور کنید دنبال مسیر تسلیحاتی کردن برنامه خود نرود.


خبرنگار پرسید دوست دارید در آینده چگونه از شما یاد کنند؟

صالحی گفت: کسی که برای بشریت زحمت کشید. همین را می خواهم.

5252

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.