۰

آیا سرمایه گذاران پشت درهای ایران صف خواهند بست؟

  • ۱۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

بعد از توافق هسته ای در وین، شایعاتی که از نظر خیال انگیز بودن دست همدیگر را از پشت می بندد، در میان بخشی از تجار ایرانی و در محافل شبه کاری جهانی پخش می شود.

ایگور پانکراتنکو
بعد از توافق هسته ای در وین، شایعاتی که از نظر خیال انگیز بودن دست همدیگر را از پشت می بندد، در میان بخشی از تجار ایرانی و در محافل شبه کاری جهانی پخش می شود. عده ای منتظر سرمایه باران اقتصاد کشور و صف طولانی تجار خارجی که منتظر توزیع قسمت های بازار باشند، هستند. دیگران درباره سقوط قیمت های نفت و گاز صحبت می کنند. به عقیده مفسران، همه این رویدادهای مثبت و منفی باید در یکی از همین روزها اتفاق بیفتد.

یک نوع هیستری خفیف به خاطر این برداشت بروز می کند که گویا تهران قبل از مذاکرات وین در یک انزوای کامل از اقتصاد جهانی به سر می برده است، ولی این ادعا قطعاً درست نیست چرا که واشنگتن و کمیسر های اتحادیه اروپا حتی در مرحله اوج تحریم ها موفق نشده بودند بخش تجاری ایران را به طور کامل از مابقی جهان منزوی کنند. ضربه دوگانه ای که در سال 2012 به جمهوری اسلامی ایران وارد آمد و شامل تحریم صادرات نفت و منفصل کردن ایران از سامانه سویفت بود، طبیعتاً بر امکانات تهران در زمینه تجارت خارجی اثر جدی گذاشت ولی به انزوای کامل ایران منجر نشد.

واقعاً تا پایان سال 2014 اکثریت قریب به اتفاق بانک های دولتی و خصوصی ایران از نظام مالی اروپا و آمریکا جدا شده و به همین علت از امکانات ناچیزی برای خرید دلار آمریکا و یورو برای انجام معاملات در زمینه تجارت خارجی برخوردار بودند. از سوی دیگر، تهران و شرکایش در آن مرحله به استفاده فعال از طرح های پرداخت ها بدون دلار و یورو مبادرت ورزیدند. تجارت فرامرزی ایران با ترکیه، عراق، افغانستان و پاکستان گسترش چشمگیری یافت. تلفن های موبایل چینی، سیگار پاکستانی و وسایل برقی خانگی ساخت کره جنوبی به صورت سیلاب وارد ایران می شد. شهرهای قسمت جنوبی عراق با استفاده از مصالح ساختمانی ایرانی بازسازی می شدند. شرکت بزرگ مجید الفوتین مشغول ساخت هیپرمارکت در قسمت غربی تهران بود.

حتی در اوج تحریم ها هیچ گونه انزوای کامل اقتصادی ایران در کار نبود که طرح های مشترک ایرانیان با شرکت های چینی، هندی، کره جنوبی و به طور کلی خارجی مصداق این ادعاست. این واقعیت حتماً باید برای ادامه گفتگو در نظر گرفته شود. درهای ایران هرگز به طور کامل بسته نشده بود. توافق هسته ای فقط لای آن را بازتر کرده است. ولی آیا این بدان معناست که ما شاهد ازدحام بی نظیر جلوی این درها خواهیم شد؟ چنین چیزی بعید به نظر می رسد.

علت این نتیجه گیری خود را توضیح می دهیم. بدون تردید، بازار عظیمی که 81 میلیون نفر جمعیت دارد که اکثر آنها جوان هستند و لذا به تعبیر غربی مصرف کنندگان ایده آلی هستند، واقعاً جذابیت زیادی دارد. شرکت های خارجی که مشغول فروش های مختلف اعم از شبکه های زنجیره ای فست فود تا تلفن های همراه، وسایل خانگی و دارو هستند، هم اکنون به منظور گسترش حضور خود در بازار ایرانی مراسم رونمایی تهیه می کنند و سود احتمالی را حساب می کنند. ولی اگر به شاخه های جدی تر اقتصاد و سرمایه گذاری در صنایع و انرژی نگاه کنیم، اوضاع به این سادگی نیست.

نگرانی های جدید و قدیمی سرمایه گذاران خارجی
شرکت های بزرگ بین المللی توافق هسته ای را به گونه ای که هست، ارزیابی کردند. این یک موافقتنامه مقدماتی با چشم انداز نسبتاً مبهم به لحاظ اجرا است. درست است که سران شرکت ها در جلسات غیر علنی خود برنامه های حضور در بازار ایرانی را بررسی کرده و فرستادگان خود را به تهران برای بو کردن هوا اعزام می کنند. ولی این چیزی جز برنامه ها نیست. سران این شرکت ها طی چند روزی که از زمان امضای توافقات وین بین ایران و شش میانجی بین المللی گذشته است، موفق شده اند حکم خود را طراحی و صادر کنند: در حال حاضر توافق هسته ای ضمانت بازگشت ناپذیری تحریم ها را نمی دهد و نیز پشتوانه ای از تغییرات در حقوق و مقررات بین الملل و قوانین ایالات متحده و اتحادیه اروپا ندارد.

اوضاع برای شرکت هایی که تا کنون در بازار ایرانی حضور فعالی داشته اند، از جمله شرکت های فرانسوی پژو و سیتروئن که با شرکت عظیم خودروسازی ایرانی «ایران خودرو» همکاری می کرد، ساده تر است. سران این شرکت ها اعلام کرده اند که قصد دارند صدور قطعات ترکیبی به شرکت های ایرانی را از سر گیرند ولی این کار تا پایان سال جاری یا حتی اوایل سال آینده شروع نخواهد شد. دست اندرکاران فرانسوی حاضرند طرح های مونتاژ مدل های مدرن تر خودروها در کارخانه های ایرانی را مورد بحث و بررسی قرار دهند ولی قبل از آن، تغییرات لازم باید در قوانین اتحادیه اروپا و ایالات متحده اعمال شود.
سال ها تنش در روابط ایران با غرب، غوغای تحریم ها و جریمه های چندین میلیونی در ازای همکاری با تهران، کار خود را کرده است. شرکت های بزرگ فعلاً به توافق هسته ای اعتماد نمی کنند و هراس دارند که اوضاع در یک آن به اندازه 180 درجه بچرخد و به همین دلیل در زمینه چشم انداز حضور خود در بازار ایرانی احتیاطی فراوانی به خرج می دهند.

موضع گیری آنها قابل درک است. هیچ یک از اسناد در مورد تحریم ها علیه تهران تا کنون لغو نشده است. همه توافقات سیاسی فعلاً فقط در سطح لفظی وجود دارند. می گویند که مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد که صحت این ضرب المثل بعداً روشن خواهد شد. شرکت ها به وقت قابل توجهی نیاز دارند تا باور کنند که شروع طرح های بزرگ بلندمدت با ایران کار امنی است. هر دو طرف باید سعی کنند این واقعیت را به شرکت ها تلقین کنند. از یک سو، قوانین ایالات متحده و اتحادیه اروپا باید اصلاح شود که این یک روند طولانی و پیچیده است و از سوی دیگر، قوانین ایران باید به طور جدی تغییر کند، شفاف تر شود و با شرایط متغیر تطبیق گردد. بدیهی است که این کار نیز به موضوع بحث شدید بین نخبگان ایرانی تبدیل خواهد شد.
نفت کلمه مهمی است

سیلاب نفت ایرانی که گویا بعد از لغو تحریم ها به بازار جهانی سرازیر شده و قیمت ها را غرق خواهد کرد، خواب هولناکی است که بسیاری از مفسران را ناآرام می کند. گویا هر شب شبح بیژن نامدار زنگنه جلوی آنها ظاهر شده و با وعده های افزایش امروز یا فردای تولید روزانه نفت ایران تا قریب به چهار و نیم میلیون بشکه، آن ها را به عرق سرد می اندازد. چنین اتفاقی می تواند بیفتد و این رقم واقعی است. ولی به دو شرط. اولاً، این تولید نفت تنها تا سال 2020 حاصل خواهد شد. ثانیاً، مقامات ایرانی باید حد اقل 70 میلیارد دلار در بازسازی زیرساختی که فعلاً از نظر سطح توسعه فنی از امکانات عربستان سعودی، ایالات متحده و روسیه عقب مانده است، سرمایه گذاری کنند.
معتبرترین کارشناسان غربی نظیر گاری راس از PIRA Energy Group و سارا وحشوری رئیس SVB Energy International هم عقیده هستند که تا 12-8 ماه آینده حد اکثر افزایش تولید نفت ایران برابر 500 الی 800 هزار بشکه در روز خواهد بود. و حالا می توانید این رقم را با دو رقم دیگر مقایسه کنید: امروز هر روز حدود 94 میلیون بشکه نفت به بازار جهانی عرضه می شود، در حالی که تقاضا از 92.5 میلیون بشکه بالاتر است. پیشبینی می شود که در سال 2016 تقاضا تا 93.9 میلیون بشکه در روز افزایش یابد. بازار جهانی قادر است بدون هیچ تکان خاصی حجم واقعی نفت ایرانی - و نه بیانیه های غرض جویانه سیاسی وزارتخانه زنگنه - را به آسانی هضم کند.

یک مثال ساده بزنیم. امروزه تهران صاحب 40 میلیون بشکه از نفت تولید شده ولی به فروش نرفته ای است که در نفت کش ها و انبارها نگهداری می شود. بعد از امضای توافق هسته ای چین، هند، کره جنوبی و ژاپن علاقه به خرید این مقادیر نفت را اعلام کردند. بازار به این معامله حتی توجه نکرد و نوسانات روزهای اخیر قیمت ها چندان بالا نبود. قسمت های نفت در میان مدت رو به تنزل خواهد گذاشت. ولی نه به علت ورود سیلاب نفت ایرانی به بازار بلکه به خاطر اوضاع اقتصاد جهانی. در واقع، نفت ایران تا پایان سال 2016 در قیمت گذاری بازار نفت نفوذ چندانی نخواهد کرد. نه رفتار تهران بلکه موضع گیری عربستان سعودی و ایالات متحده در این زمینه به عامل تعیین کننده ای تبدیل خواهد شد.

سعودی ها در ماه های گذشته تولید نفت خود را به بالاترین سطح ممکن یعنی 10.4 میلیون بشکه در روز بالا برده اند. بدین وسیله به تهران پیام فرستاده شد که «شما می توانید تولید خود را افزایش دهید ولی سهم مکمل بازار و نیز درآمدهای بالایی را که بعد از رفع تحریم ها بدان امید بسته اید، دریافت نخواهید کرد». در ایالات متحده هم نیروهایی هستند که برای محدود کردن صادرات نفت ایران تلاش می کنند. کافی است گزارش تازه لیزا مارکوفسکی سناتور از آلاسکا ذکر شود که منعکس کننده درخواست واحد لابی نفتی آمریکا از دولت فعلی و دولت بعدی کاخ سفید است: «تا زمانی که تولید کنندگان ایالات متحده سهم خود را در بازار جهانی به دست نیاوردند، تحریم های نفتی علیه ایران نباید تضعیف شود».

گاز هم فراموش نشود
بی اساس بودن خیال پردازی ها درباره «انقلاب ایرانی در بخش انرژی» که بلافاصله بعد از امضای توافقات وین مطرح شد، ضمن تجزیه و تحلیل بازار گاز، پایه و اساس دوم جهان معاصر، به اثبات می رسد.
آژانس خبری «ایران رو» تا کنون بارها از مسایلی اطلاع داده است که در صنعت گاز جمهوری اسلامی وجود دارد. احتیاج این بخش به سرمایه گذاری های خارجی معادل ده ها میلیارد دلار برآورد می شود. ایران که دارنده دومین ذخایر بزرگ اکتشاف شده گاز جهان بعد از روسیه است، در زمینه تولید گاز از رهبری دور است. سال گذشته 173 میلیارد متر مکعب گاز تولید شد. رسانه‌های گروهی درباره مقام چهارم ایران صحبت کردند ولی بد نیست معنای واقعی این مقام چهارم را بدانیم: آمریکایی ها صاحب مقام اول در میان بزرگترین تولید کنندگان گاز (ایالات متحده، سوریه ، کانادا) با 728 میلیارد متر مکعب هستند. در مقام پنجم قطر با 161 میلیارد متر مکعب قرار دارد و به ایران بسیار نزدیک است. حتی چین با 135 میلیارد متر مکعب می تواند به ایران برسد.

از تولیدات فعلی گاز حدود 30 میلیارد متر مکعب به چاه های قدیمی نفت تلمبه می شود تا بهره دهی آنها حفظ شود. 17 میلیارد متر مکعب به مشعل تبدیل می شود (در روسیه حدود 8-7 میلیارد متر مکعب سوزانده می شود و در ایالات متحده 5 میلیارد متر مکعب) که این نتیجه ظرفیت پایین لوله های انتقال گاز است. افزایش سالانه تولید گاز به طور تقریباً کامل به تأمین رشد مصرف داخلی اختصاص می یابد. حتی اگر توافق هسته ای در زمینه رفع تحریم ها در مسیر مثبتی حرکت کند و هیچ مشکلی بروز نکند، و حتی اگر سرمایه گذاران خارجی جرأت کنند در آینده نزدیک در بخش گاز میلیاردها دلار سرمایه گذاری کنند، ایران می تواند تا سال 2020 صادرات خود را به ترکیه و اروپا حد اکثر به میزان 10 الی 20 میلیارد متر مکعب گاز افزایش دهد.

طبیعی است که اتحادیه اروپا از گاز ایرانی به عنوان گاز جایگزین صادرات روسی استقبال خواهد کرد. مقامات بروکسل جدیداً درباره فرصت کم نظیر بالفعل کردن توان بالقوه ایران به عنوان صادر کننده حامل های انرژی به اتحادیه اروپا بحث زیادی می کنند. ولی این حرف ها مانند بسیاری از اندیشه های بروکسل که جدیداً بیان شده اند، چیزی جز سیاست و رؤیا نیست و کمتر به تمایلات جدی شباهت دارد که بر محاسبات اقتصادی استوار باشد. ورود سرسام آور گاز ایرانی به بازارهای جهان مستلزم میلیاردها دلار سرمایه گذاری، هزار ها کیلومتر زیرساخت و بازسازی ریشه ای این بخش اقتصاد ایران است و لذا کار آینده نه چندان نزدیک است. بالاخره حتی افزایش احتمالی تولید گاز در میان مدت تا کنون در قرارداد ها با مصرف کنندگان داخلی، پاکستان، ترکیه، عمان و دیگران به این مشتریان اختصاص یافته است.

باید عوامل سیاسی را به این واقعیت اقتصادی اضافه کرد زیرا سیاست همه جا حضور دارد. درست است که ایالات متحده از تمایل اروپا به کاهش هر چه بیشتری وابستگی به گاز روسی با استفاده از گاز ایران استقبال می کند. ولی این بدان معنی نیست که واشنگتن به اروپایی ها اجازه دهد بی خیال خود را به آغوش صنعت گاز ایران بیاندازند. آمریکا کالای خود را هم برای فروش دارد.

******
جان کلام، توافقات وین و به خصوص قسمت مبهم آن در رابطه با تحریم ها به سرآغاز رشد سریع اقتصاد ایران و ورود برق آسای این کشور به بازار های جهانی تبدیل نخواهد شد. همه صحبت ها در این مورد غرض ورزانه و به نرخ روز است. در بهترین فرصت یعنی در نبودن مناقشات و تأخیر در اجرای توافقات نهایی، اقتصاد ایران اولین عواقب واقعی و جدی رفع تحریم ها را حد اقل تا 1.5-1 سال آینده احساس خواهد کرد. سرمایه گذاران خارجی تقریباً به همین مدت نیاز دارند تا به امن بودن سرمایه گذاری در جمهوری اسلامی اعتقاد پیدا کنند. فقط بعد از آن می توان گفت که توافقات امضا شده در وین برای تهران و ما بقی جهان اهمیت واقعی دارد.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.