بیانیه مایکل هایدن درباره پیش نویس توافق با ایران/ مشکل خود ایران است نه برنامه هسته ای آن

واحدمرکزی خبر نوشت:

آمریکا در قمار هسته ای با ایران وارد شده است که تنها موفقیت خود را در آن براساس مسدود کردن مسیر تولید مواد شکافت پذیر بنا کرده است.
به گزارش مونیتورینگ خبرگزاری صدا و سیما، مایکل هایدن رئیس سابق سیا در کمیته امورخارجی مجلس نمایندگان آمریکا حضوریافت و با توجه به جمع بندی هسته ای اخیر با ایران گفت زمانی که من به عنوان مدیر سیا در دولت حضور داشتم، ایران پس از تروریسم، دومین موضوعی بود که بیشترین بحث درباره آن می شد، البته برنامه هسته ای ایران کانون بحث ها درباره این کشور بود. من متذکر می شوم که برنامه هسته ای ایران اهمیت دارد اما این موضوع جزئی از یک کل محسوب می شود. چنانچه هنری کیسینجر می گوید ایران هنوز باید تصمیم بگیرد می خواهد یک کشور عادی باشد یا کشوری آرمان گرا. ما در یک سال و نیم گذشته با این فرض مذاکره کرده ایم که ایران می خواهد یک کشور عادی باشد، اما اقدامات آن در سوریه، یمن، عراق و نقاط دیگر نشان می دهد که ایران همچنان خود را یک کشور آرمانگرا می بیند، یک قدرت انقلابی که هویت خود را از خصومت بی وقفه بین روایتی که از خود به عنوان نماینده مشروع اسلام شیعه دارد با کل دنیا می گیرد.
ایران بی تردید بزرگترین کشور حامی تروریسم در جهان است. حزب الله،‌نایب ایران، به حفظ حکومت اسد در سوریه کمک می کند و در سال 2006 یک جنگ اساسی را علیه اسرائیل به راه انداخت. ایران به دنبال هژمونی منطقه ای است و بر همین اساس از تروریسم فلسطینی ها حمایت کرد و نیز برای برهم زدن ثبات عراق تلاش کرده است. من در سال 2007 به استیو هادلی مشاور امنیت ملی گزارش کردم که این سیاست دولت ایران در عالی ترین سطوح است که کشتن آمریکایی ها و دیگر سربازان ائتلافی در عراق را تسهیل کند. ایران اخیرا سلطه شیعه ها در عراق را تقویت کرد و از ‌آن حمایت کرد. این الگوی رفتاری است که موجب بیگانه شدن سنی ها شده و ظهور داعش را تسهیل کرده است.
ما حدود 2 سال این مسائل را کنار نهادیم و تصمیم گرفتیم بر بلندپروازی های هسته ای ایران تمرکز کنیم. من این تصمیم را درک می کنم. در دوره بوش نیز ما بر تلاش های هسته ای ایران تمرکز کردیم، اما ما باید بدانیم که این تمرکز ما، موضوعات دیگر را حتی در صورت نتیجه گیری موفقیت آمیز در مذاکرات هسته ای، مرتفع نمی سازد. این مسائل باقی خواهند ماند. در واقع این احتمال وجود دارد که مذاکرات موفقیت آمیز حتی آنها را بدتر کند.
به عبارت دیگر، مشکل، برنامه هسته ای ایران نیست، مشکل خود ایران است. و ما باید مراقب باشیم اقدامات ما برای حل مسئله هسته ای، دیگر ابعاد این مشکل را بدتر نکند.
حالا اجازه دهید من بر خود موضوع هسته ای متمرکز شوم. برنامه هسته ای ایران سه مسئله نگران کننده دارد، نخست سامانه های حل نظیر موشکهای بالستیک میان برد و دوربرد است که می توانند برای حمل وسیله هسته ای استفاده شوند، دوم، آنچیزی است که ما از آن با عنوان نظامی کردن یاد می کنیم؛ اینکه یک وسیله هسته ای را آنقدر کوچک کنیم که بتواند در دماغه یک موشک بالستیک جا بگیرد. نگرانی سوم، تولید مواد شکافت پذیر کافی برای ساخت عملی یک سلاح است. ما ترجیح داده ایم این قمار را با تلاش برای از بین بردن نگرانی سوم یعنی تولید مواد شکافت پذیر، دنبال کنیم.
در خصوص سامانه های حمل، گرچه شرمن مذاکره کننده ارشد ما زمانی گفت رسیدگی به این ها باید در دستورکار باشد، ایرانی ها از صحبت درباره آنها خودداری کردند و ما بر لزوم اینکار تاکید نکردیم.
جامعه اطلاعاتی آمریکا در خصوص نظامی کردن، اعلام کرده است که ایران چنین کاری را در حدود سال 2003 متوقف کرده است. من باور دارم که این هنوز برآورد جامعه اطلاعاتی ما است، گرچه ایران در 10 سال گذشته عملکردی داشته است که می توان آن را مبهم و با هدفی دوگانه توصیف کرد. به این علت است که آژانس اکنون 12 سوال را درباره «ابعاد نظامی احتمالی» برنامه هسته ای ایران پرسیده است. ایران فقط به یکی از این 12 سوال تا حدی پاسخ گفته است. از این رو من ماه گذشته زمانی که وزیر خارجه گفت ما از اقدام نظامی کردن آنها «اطلاعات قطعی» داریم و نیازی نداریم که کاملا بر گذشته تمرکز کنیم، حیرت کردم. من هیچ مقام اطلاعاتی آمریکا را نمی شناسم که ادعا کند ما از برنامه نظامی کردن ایران «اطلاعات قطعی» داریم.
ما چنین اطلاعاتی را قبل از بیانیه دیروز نداشتیم و من معتقدم پس از آن نیز به آن نخواهیم رسید. اگر ایرانی ها با آن موافقت کنند، شواهدی به دست خواهد آمد از اینکه آنها در گذشته پیوسته دروغ گفته اند.
بنابراین ما درباره دو نگرانی عمده از برنامه هسته ای ایران، در برابر مطالبات این کشور کوتاه آمدیم. همانطورکه قبلا گفتم ما کل این قمار را با مسدود کردن مسیر تولید مواد شکافت پذیر کافی، دنبال می کنیم.
حتی ما در اینجا حاشیه خطای خودمان را کاهش داده ایم. زمانی که مذاکرات با ایران شروع شد، وزیر خارجه ادعا کرد ما حق غنی سازی به ایرانی ها نداده ایم. البته این بی معنا بود زیرا حق غنی سازی هزینه ای بود که ما پرداختیم تا ایرانی ها را پای میز مذاکره بیاوریم.
حتی اگر ادعای ایران درباره نیاز به برنامه هسته ای برای تولید برق نیز معتبر باشد، این امر غنی سازی اورانیوم در ایران را توجیه نمی کند. امروز حدود 20 کشور متکی به برق هسته ای در جهان هستند که خود مواد شکافت پذیر تولید نمی کنند. ما فشار سیاسی قابل ملاحظه ای را به دولت مسئول و قابل اعتماد کره جنوبی وارد کردیم تا به دنبال آنچه در پیش نویس موافقت هسته ای آمده است و اجازه اینکار را به ایرانی ها می دهد، نباشد.
به همین ترتیب در شروع مذاکرات، پرزیدنت اوباما به روشنی عنوان کرد ایران به راکتور آب سنگین اراک یا تاسیسات سانتریفوژی که زیر کوه مدفون شده است، نیاز ندارد. اما هر دو این تاسیسات همچنان به کار ادامه خواهند داد.
همانطور که قبلا اشاره کردم، ما به میزان زیادی حاشیه خطای خود را کاهش دادیم. ما با ایرانی ها درباره دیگر جنبه های رفتارهایشان به جز برنامه هسته ای صحبت نکردیم و در برنامه هسته ای نیز درباره موشکهای بالستیک یا اقدامات نظامی کردن گذشته، صحبت نکردیم.
این امر توانایی ما را برای محدود کردن و نظارت بر تولید اورانیوم به شدت غنی شده، بسیار کاهش می دهد.
سئوال این است که آیا ما واقعا قصد داریم از یک حسابرسی صحیح درباره ابعات نظامی احتمالی برنامه ایرانی ها دست بکشیم؟ این کار معنای خاصی دارد و به اعضای آژانس یاد می دهد که آنها می توانند با موفقیت در برابر بازرسی ها مقاومت کنند. با توجه به رفتار و فریبکاری گذشته ایران، آیا آژانس بین المللی انرژی اتمی قادر خواهد بود بازرسی های هر نقطه، هر زمان داشته باشد؟ مجددا این موضوعی است که اهمیت خاصی دارد زیرا ما هرگز اعتقاد نداشته ایم اورانیومی که در سایتهای اعلام شده ایران وجود دارد راه خود را به سمت تسلیحات باز می کند. ما همواره اعتقاد داشته ایم که اینکار در جایی مخفیانه انجام می گیرد، از این رو آژانس نیاز دارد از مراکز مشکوک از جمله مراکز نظامی بازدید کند.
چند هفته قبل یک مقام آمریکای گفت ما نگفته ایم خواستار ورود به هر سایت نظامی هستیم زیرا آمریکا نیز اجازه چنین کاری را نمی دهد و اینکار مناسبی نیست.
این سخن درست است اما بر پایه مقایسه ای نادرست صورت گرفته است. لطفا اجازه ندهید کسی رژیم بازرسی ها را موضوعی قابل مقایسه با آنچه ما با شوروی ها دریکی از معاهدات کنترل تسلیحاتمان توافق کردیم، بداند. آن معاهده ای بود که به شکل دوطرفه بین طرف هایی برابر به اجرا درآمد.
ما اینجا از ایرانی صحبت می کنیم که چندین قطعنامه شورای امنیت از آن خواسته است از برنامه غنی سازی اش به علت نگرانی های موجه درباره نیات نظامی این برنامه، دست بکشد. مسئولیت ثابت کردن عکس این قضیه اکنون بر عهده ایران است.
در اینجا این سوال مطرح است که آیا دیگر تحریم علیه ایران از جمله تحریم های مرتبط با حمایت آن از تروریسم یا تحریم های بین المللی علیه تسلیحات متعارف ادامه خواهد یافت؟ تحریم های منع توسعه موشکهای بالستیک چطور؟ آیا ایران، روسیه یا چین می توانند با وتو از وضع مجدد تحریم ها جلوگیری کنند؟

4949

کد N890233