دهقانی‌پوده: مناظره‌های هسته‌ای تلویزیون مخرب و آفت مذاکراتند/ توافق مغایر با ارزشهای انقلاب نیست

مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1

سفیر پیشین کشورمان در سازمان همکاری اسلامی و رییس اداره اول خاورمیانه وزارت خارجه از هزینه‌های دلواپسی و راه رفتن بر روی اعصاب مذاکره کنندگان می‌گوید.

زهرا خدایی: هفته ای که پشت سر نهادیم با اتفاقات عجیب و غریبی همراه شد؛ اتفاقاتی باز هم از جنس دلواپسی که به شکل غیرمنتظره ای با مذاکرات هسته ای گره خورد؛ گره ای توأم با رفتارهای هیجانی و غیرمعقول که نه رنگی از همدلی ملت داشت و نه بویی از همراهی با دولت.

در هفته ای که گذشت، صدای دلواپسان بلند و بلندتر شد، تا جائیکه خط و نشان کشیدند و بازار گرمی کردند و به تهدید متوسل شدند، تا جایی که فضای باشکوه تشییع پیکر غواصان شهیدمان به فضایی برای معدودی فرصت طلب تبدیل شد و  تریبونی یافتند تا در میان بغض و اندوه ملتی قدرشناس و همراه نطاقی کنند، بتازند، حرمت بشکنند و از همه بدتر مطالبه حق هم بکنند. فرصتی که می بایست بستری می شد برای وفاق ملی، مجالی شد برای تاختن به دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای که به واقع می توان از آنان به عنوان رزمندگان فعلی جنگ دیپلماسی یاد کرد.

پیرامون قواعد رقابت در مبارزات سیاسی بسیار خوانده ایم؛ اما چرا در بزنگاه هسته‌ای، امروز جریان‌هایمان رویه‌ای را در پیش گرفته‌اند که با هیچ معیاری همخوانی ندارد؟ چرا تندروها بی‌حرمتی می‌کنند و مداحان برای ملت خطوط سیاسی تعیین می‌کنند و "مسئولان" را خائن خطاب می‌کنند؟ چرا عاجزیم از اینکه نمی‌توانیم در لحظات حساس و سرنوشت‌ساز رفتارهای معقول و اصولی به نمایش بگذاریم؟

حمیدرضا دهقانی پوده سفیر پیشین کشورمان در سازمان همکاری اسلامی که امروز رییس ادارۀ اول خاورمیانه وزارت خارجه است، در این باره می گوید: باید مراقب باشیم که همین دلواپسی‌ها نشود ابزاری برای دشمن که در مذاکرات، امتیاز بگیرند از تیمی که همۀ تلاشش را تا اینجا کرده تا بازی را به نفع کشورمان تمام کند.

دهقانی پوده چند روز پیش میهمان کافه خبر خبرآنلاین بود و به تفصیل برایمان از هزینه‌های رویکرد هیجانی دلواپسان و اصول و قواعد نگاه انتقادی در سیاست خارجی گفت؛ آنچه در ادامه می خوانید مشروح گپ و گفت ما با این دیپلمات باسابقۀ وزارت خارجه است:

مسئله ای که برخی منتقدین تندرو و افراطی مطرح می کنند اینست که ایران با توافق به آرمانهای انقلاب پشت میکند، چقدر این ادعا پذیرفتنی است؟

امروز (سه شنبه 26 خرداد) حضور من در اینجا پس از تشییع پیکر پاک شهدای جنک تحمیلی توسط اقشار مختلف مردم با وفای ایران بود. نکته ای که می خواهم بدان اشاره کنم اینست که نباید به گونه ای تبلیغ شود که تلاشهای تیم مذاکره کننده در تضاد و مغایرت با خون شهدا و تلاشهای شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی قرار گیرد.

اما جامعه به این سمت رفته است و نهادهای مختلفی این روند را در پیش گرفته اند، از جمله صدا و سیما و مناظره ها.

من 100% با مناظره های هسته ای مخالفم. علتش هم اینست که در این مناظرات یکی از این دو اتفاق روی خواهد داد: اول اینکه طرف مذاکره کننده و یا آنهایی که طرفدار مذاکره هستند، اطلاعاتی در دست دارند که به ناچار برای اقناع طرف مقابل خود، اسناد و اوراقی که نباید کشف شود را کشف کنند و برگه های مذاکراتی که تا لحظۀ آخر نباید رو شود، با این سیاست رو می کنند که این امر به ضرر مذاکرات است. زیرا این مسئله باعث می شود که طرف مذاکره کننده غربی با بدست آوردن این اطلاعات، اهداف، تصمیم گیری ها، قصد و نیت تیم مذاکره کننده را از قبل بداند و دربارۀ آنها تصمیم گیری و برنامه ریزی کند. بر این اساس نباید با این مناظره ها این برگ برنده را به رایگان، به دست غربی ها و در مجموع به طرف مذاکراتی خود بدهیم.

این چه منطقی است که بالاترین مسئول مذاکراتی ما و سکان دار سیاست خارجی کشورمان جناب آقای دکتر ظریف و بالاترین مسئول و دانشمند هسته ای خودمان جناب آقای دکتر صالحی که آرزوی شفای عاجل برای ایشان دارم را در برابر دوربین ها مورد سوال قرار دهیم و همزمان از پروتکل الحاقی به دلیل اینکه ممکن است دانشمندان و مسئولان ما را مورد سوال قرار دهند شکوه و شکایت می کنیم؟ مقام معظم رهبری فرمودند اجازه مصاحبه با دانشمندان هسته ای را نمی دهند؛ ولی ما البته از روی غفلت، در مرئی و منظر میلیون ها نفر از جمله دشمنان این ملت و این کشور با دانشمندان هسته ای یا تیم مذاکراتی مناظره بر پا می کنیم.

یک مثال عرض کنم شما می دانید بر اساس بیانیه الجزایر که در پایان موضوع سفارت آمریکا امضاء شد، با هوشیاری و دقت مذاکره کننده ایرانی، ایالات متحده آمریکا بر مبنای این تعهد دیپلمات های به گروکان گرفته شده از حق هر گونه شکایت در دادگاههای داخلی و غیره محروم شدند؛ خوب حالا فرض کنید ما در حین مذاکرات برای آن بیانیه، مناظره برپا می کردیم و برخی افراد خارج از گود می گفتند: اگر گروگان ها را آزاد کنید و دست ما خالی شد، فردا آمریکایی علیه ما شکایت می کنند. مذاکره کننده ما مثلاً اگر اعلام می کرد: ما برای این منظور تمهیداتی اندیشیه ایم و بر اساس بندی از آمریکا تعهد گرفته ایم که در هیچ مرجعی در این مورد علیه ما شکایت نکند؛ و طرف مذاکره را نسبت به این تعهد حساس می کردیم مخالفان آمریکایی توافق اعم از داخلی و خارجی همچون شیاطین در این گره های مذاکراتی می دمیدند و مانع از دستیابی به آن بیانیه می شدند و موضوعی که می توانست و بهتر بود خیلی جلوتر و زودتر حل شود، به تاخیر می افتاد.

از سوی دیگر، اگر طرف مذاکره کننده به دلیل حفظ اوراق مذاکراتی و به دلیل آنکه مذاکرات هنوز ادامه دارد، هیچ یک از دلایلی که باعث مذاکره شده را بیان نکند و اوراق خود را برای مذاکره و نه برای مناظره محفوظ بدارد، در نتیجه در افکار عمومی، رفتن ما به سمت مذاکره نوعی کوتاه آمدن و عقبگرد تلقی شود، در این صورت نیز ما ضرر جبران ناپذیری خواهیم کرد و آن از دست دادن اعتماد مردم است که از اصلی ترین سرمایه نظام ما بعد از اتکاء به خدا است. بنابراین اگر تیم ما ناچار شود دلایل و انگیزه های ما را از رفتن به سمت مذاکره بیان کند در آن زمان ضررهای جبران ناپذیری را متحمل می شویم. مثلاً اگر مذاکره کننده ما در مناظره بگوید که فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم زیاد بوده و ما به این دلیل حاضر به مذاکره شده ایم، آن وقت دیگر چه امکانی برای ما در مذاکره و چانه زنی باقی می ماند؟ کمااینکه همین الان نیز بسیاری از همین منتقدین تیم مذاکره کننده می گویند برای چه مدام می گویید که صندوق های کشور خالی است. در حالی که غافل از آنند که این اظهارات متاسفانه در پاسخ به اینگونه سوالها و اینگونه تردید افکنی ها در مذاکره و با تاسف بالاتر به دلیل تردید افکنی در نیت مذاکره کننده خدوم و صادق کشور است.

این چه منطقی است که بالاترین مسئول مذاکراتی ما و سکان دار سیاست خارجی کشورمان را در برابر دوربین ها مورد سوال قرار دهیم و همزمان از پروتکل الحاقی به دلیل اینکه ممکن است دانشمندان و مسئولان ما را مورد سوال قرار دهند شکوه و شکایت می کنیم؟ مقام معظم رهبری فرمودند اجازه مصاحبه با دانشمندان هسته ای را نمی دهند؛ ولی ما البته از روی غفلت، در مرئی و منظر میلیون ها نفر از جمله دشمنان این ملت و این کشور با دانشمندان هسته ای یا تیم مذاکراتی مناظره بر پا می کنیم.

آنچه مقام معظم رهبری دربارۀ نقد مذاکرات مطرح کردند این بود که مذاکره کننده از افراد خبره که نظرات انتقادی مفید دارند بهره ببرند و مذاکره کنندگان منتقدین را قانع کنند و اگر قانع نشدند به تذکرات آنها در مذاکرات بعدی توجه نمایند. و اگر طرف مذاکره قانع شد در مذاکرات بعدی موارد مطروحه را اصلاح کنند و این اصلاح و تبادل اطلاعات و مشورت باید پشت درهای بسته صورت گیرد و نه اینکه با جار زدن آن در میان افکار عمومی و دشمن، از یکسو مردم را نا امید و بدبین و از سوی دیگر اطلاعات را بدست طرف مقابل و دشمن بدهیم و در زمان مذاکرات آنها با اطلاعات خودمان ما را تضعیف کنند. این سیاست به هیچ وجه به صلاح نیست.

از همه مهمتر اینکه ما در مذاکرات با خارجی ها مبنا را بر این گذاشتیم که به دشمن اعتماد نکنیم. در روایت هم داریم که در سه جا سوء ظن درست است. اصل بر حسن ظن است مگر در سه جا: به خود، به محیط ناسالم و به دشمن. ما باید براساس همین مسئله نسبت به دشمن سوء ظن داشته باشیم و هیچیک از اعمالش را حسن ظن ندانیم. امام علی در این مورد در خطبۀ 53 نهج البلاغه می فرماید: اگر دشمن درخواست صلح کرد صلح کن اما وقتی صلح کردی مراقب باش تا کاری که آنها از طریق جنگ دنبال آن بودند از طریق صلح بر سرت نیاورند. بنابراین سوء ظن به دشمن ما را بر این می دارد که با همدلی و در فضایی صمیمی و بدور از غوغا و البته بدور از چشم همان دشمنی که بدان حسن ظن نداریم مسائل را به یکدیگر تذکر دهیم.

در واقع شما بر این اعتقادید که موضوعات مهم و حساس نباید به سطح رسانه ها و افکار عمومی کشیده شود؟
ببینید ما بسیاری از موضوعات سیاست خارجی را نمی توانیم در افکار عمومی بیان کنیم. افکار عمومی تنها منحصر به مردم، دوستان انقلاب و دوستان ایران نیستند. اگر منحصر به دوستان بودند و تنها آن می شنیدند مسئله ای نبود. اینکه فرموده اند ما چیز پشت پرده ای با مردم نداریم، حرف بسیار درستی است. بله. ما چیزی برای پنهان کردن در مقابل مردم نداریم ؛ اما مشروط بر اینکه دشمنان مطلع نشوند. من از این حیث به نظرم میرسد که در این مناظرات بخش هایی از اطلاعات مهم بیان می شود؛ از سویی موجب دلسردی مردم و حتی در مواردی موجب دلسردی مذاکره کننده می شود.

اگر در زمان جنگ نیروهای ما برای نبرد می رفتند و ما اینجا نقد می کردیم آیا موجب دلسردی نمی شد؟ مگر غیر از اینست که مذاکرات یک نبرد است؟ این هم یک نبرد است اما از نوع دیپلماتیک. اگر با ایجاد دلسردی تیم دیپلماتیک نتوانند به اهداف خودشان که اهداف ملت ایران و اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران است برسند، ما مسئولیم. همه مایوس کنندگان و دلسردکنندگان مسئولند. آنها در میدان نبرد هستند و ما باید آنها را تشویق کنیم. ما داریم تیم دیپلماتیک مان را به میدان نبرد می فرستیم. باید رجزی بخوانیم که کمک کننده به حال آنها باشد. باید در شیپوری بدمیم که تیم مان را به نبرد تشویق کند. شما تا به حال دیدید که مقام معظم رهبری یک بار نسبت به تیم هسته ای نقد کنند، ایشان هر چه نقد کردند نسبت به طرف مذاکره بوده است و نه به نمایندۀ ما در مذاکرات. اما متأسفانه در اینجا در برخی از تریبون ها می بینیم که تیم هسته ای مورد نقد غیرمنصفانه قرار می گیرد.

پس چگونه می شود انتقادات را بیان کرد؟

فرض بگیرید که به زعم منتقدین در یک مورد تیم مذاکره کننده علی رغم همه هوشیاری و تیز بینی و دقت و دلسوزی تعهدی را پذیرفته است. این امر علی رغم آن روی داده که آنها همۀ توان مذاکراتی خود را به کار برده و هر آنچه باید ارائه می کرده اند ارائه کرده اند؛ ولی توان کشور بیش از آن نبوده است. ما باید توان کشور را نیز در نظر داشته باشیم. ما با همۀ توان مان در مقابل غرب، جهان سلطه، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی قرار گرفته ایم. تصور کنید همانند عملیات کربلای 4 که عملیات موفقی نبود و یا برخی دیگر از عملیات های کوچک یا بزرگ که توفیق در آنها به اندازه مطلوب نبود؛ آیا ما فرزندان دلیر و شجاع و با ایمان این آب و خاک را سرزنش کردیم؟ آیا فرماندهان خودمان را سرزنش کردیم؟ یا در نیت شان خدای ناکرده تشکیک می کردیم و نسبت به آنها اتهام می زدیم. در این نبرد نیز همچون نبرد نظامی نباید در نیت مذاکره کننده در نیت حامی مذاکره کننده در نیت مسئولان بلند پایه تردید کنیم. این نبرد با آن نبرد از این حیث تفاوتی ندارد.

آنچه مقام معظم رهبری دربارۀ نقد مذاکرات مطرح کردند این بود که مذاکره کننده از افراد خبره که نظرات انتقادی مفید دارند بهره ببرند و مذاکره کنندگان منتقدین را قانع کنند و اگر طرف مذاکره قانع شد در مذاکرات بعدی موارد مطروحه را اصلاح کنند و این اصلاح و تبادل اطلاعات و مشورت باید پشت درهای بسته صورت گیرد و نه اینکه با جار زدن آن در میان افکار عمومی و دشمن، از یکسو مردم را نا امید و بدبین و از سوی دیگر اطلاعات را بدست طرف مقابل و دشمن بدهیم و در زمان مذاکرات آنها با اطلاعات خودمان ما را تضعیف کنند. این سیاست به هیچ وجه به صلاح نیست.

نکته دیگر انکه همچنان که دیپلماتها و طرفداران روشهای دیپلماتیک مانع اعمال سایر روشها در جایگاه خود نیستند؛ توقع از سایرین اینست که مانع ابزار دیپلماسی نشوند. هر کسی قرار است نقش خودش را بازی کند. الغای نقش دیگران از جمله الغای نقش دیپلماتیک نادرست است. منظور من اینست که هر کسی باید کار خودش را انجام بدهد، همۀ اینها باید در یک منظومه به سوی یک هدف حرکت کنند که آنهم منافع ملی کشور است. برخی دنبال آنند که یک دیپلمات همان حرفی را بزند که یک نظامی و یا خطیب و یا یک روزنامه نگار می زند؛ هیچکدام از اینها نباید جایگاه دیگری را بگیرد. الغاء و نادیده گرفتن نقش ها و جایگاهها به مصلحت نیست.

دیدگاه منفی که نسبت به تیم هسته ای و دولت وجود دارد، ناشی از تمایلات جناحی است و یا یک عقبه ای دیگر دارد؟ گاهاً این هجمه از تبلغات و منفی بافی ها از جنس همان حملاتی است که به آمریکا و اسراییل می کنیم. چرا واقعاً این گونه است؟ چرا در این زمینه اینقدر جناحها و گروهها افراط می کنند؟ دقیقا همان بغضی که نسبت به آمریکا در ایران وجود دارد از سوی برخی جناحها علیه تیم مذاکره کننده دیده می شود.

نمی توان در مورد همۀ دیدگاههای که در مورد مذاکرات مطرح می شود، یک حکم صادر کرد. نمی توان گفت آنچه که منتقدین نسبت به آن ابراز نگرانی می کنند، تماماً از روی عناد و یا همه از روی دلسوزی است؛ با این حال من اکثریت قریب به اتفاق آنها را از روی دلسوزی و حسن نیت می دانم. ضمن آنکه برای من سخت است به دوستان و هموطنان خود بویژه برخی از آنها که دارای سابقه گرانبهایی در دوران مبارزه و جنگ داشته اند به جز حسن نیت، نیت دیگری متصور شوم. ضمنا آنچه که از حدیت معصوم علیه السلام نقل کردم که بجز در سه مورد که سوء ظن رواست در بقیه موارد ظن سوء داشتن روا نیست و اصل بر حسن ظن است؛ بنابراین من اینگونه مخالفت ها را بیشتر از روی دلسوزی می دانم ولی توهین و تهمت و بهتان نمی تواند از روی دلسوزی باشد و حساب آن جداست.

ولی تصور منتقدین اینست که ما با این مذاکرات و با توافق از سیاست قبلی مان فاصله می گیریم؛ آنها معتقدند که تغییر سیاست قبلی راه به جایی نمی برد. در حالیکه واقعیت اینست که وضعیت صفر و صدی نیست. وضعیت سیاه و سفید نیست. آنهایی که طرفدار مذاکره هستند، این وضعیت را خاکستری می بینند و معتقدند که از صفر تا صد امکان مذاکره برای دستیابی به توافق وجود دارد ضمن اینکه راهی جز این نیست.

مسئله مهمتر اینکه این ما نبودیم که معتقد به "قرار داشتن گزینه نظامی بر روی میز" بودیم و امروز نظرمان تغییر کرده باشد و یا دنبال این هستیم که موضوع را با مذاکره حل کنیم. این طرف مقابل و غرب است که معتقد بودند که راه حل نظامی روی میز است و از نظر خودشان بازگشتند و به سمت مذاکره رفتند. این طرف غربی بود که همواره تهدید می کرد که ما راه حل نظامی را روی میز داریم و اساساً میزی برای مذاکره قائل نبود. ما از ابتدا راهمان مذاکره بوده است. ما اساساً دنبال سلاح هسته ای نیستیم؛ ما در واقع داریم بر روی یک موضوع عدمی حرف می زنیم، ما می گوییم طبق اهداف و فتوایی که داریم سلاح هسته ای نمی خواهیم اما آنها چیز دیگری می گویند. طبق فتوای رهبری نه تنها استفاده از سلاح هسته ای حرام است بلکه داشتن آن نیز حرام است. برای ما فتوای شرعی بالاترین مرجع است. یکی از مهمترین اهداف اینست که بتوانیم با مذاکرات اجماع جهانی را بشکنیم و سوء ظن ها را برای برخی برطرف کنیم و با جهانیان اتمام حجت کنیم.

انتقادات زیادی در مورد لغو تحریم ها از سوی منتقدان تیم هسته ای مطرح می شود، آنها می گویند که تیم هسته ای در ازای آنچه که داده چیز زیادی دریافت نکرده و همۀ تحریمها قرار نیست لغو بشود.
یک مسئله را در نظر داشته باشید. تیم مذاکره کننده اختیار این را ندارد که دربارۀ چیزی به جز هسته ای مذاکره کند. مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری بارها اعلام کرده اند که در این مذاکرات بجز موضوع هسته ای سایر مباحث قابل بحث نیست. البته این بحث مطرح شده که اگر این روند به خوبی پیش رود، ممکن است در سایر موارد هم این تجربه تکرار شود؛ ولی در این مرحله نباید توقع داشته باشیم که مذاکره کننده راجع به سایر موارد بحث کند. لغو همه تحریم ها خوب است ولی مشروط بر اینکه مذاکره کننده ما اختیار لازم را برای گفتگو و مذاکره پیرامون همه موضوعات داشته باشد؛ تا درباره لغو سایر تحریم هایی که ارتباطی با هسته ای ندارد گفتگو و مذاکره کند. وقتی تیم ما مأموریت دارند که صرفاً درباره هسته ای مذاکره کنند چه توقعی داریم که در مورد همه تحریم ها- حتی غیرمرتبط با هسته ای- مذاکره کنند و آنها را لغو نماید؟ ضمن اینکه این همه اصرار بر رفع تحریم ها اگر از سوی طرفداران مذاکره و توافق بیان شود، ایرادی بر آن وارد نیست؛ اما اصرار بر این امر و اهمیت دادن به تحریم ها از سوی مخالفان مذاکره و معتقدان به بی تاثیر بودن تحریم ها، موجه و مقبول نیست. اگر تحریم ها اهمیتی ندارند، چرا اینقدر بر رفع آن و حتی تسری آن به تحریم های غیر هسته ای اصرار داریم؟

ولی برای پاسخ به شما از همان مواردی که عرض کردم جز در چنین محاجه هایی بیان نمی شود و خیلی هم تشریح و توضیح آنرا مفید نمی دانم و آن اینست که ما در ازای تعهد بر نرفتن به پاتوق کشورهای دارای سلاح هسته ای که قصد رفتن بدان را نداشته ایم و بر مبنای ارزش هایمان ورود به آن محدوده را حرام دانسته ایم، به دنبال ما به ازاء هستیم. البته ما به ازاء مورد مطالبه ما که رفع تحریم های ظالمانه فوق الذکر است ما به ازاء درستی است؛ ولی آیا هیچ گاه به این نکته توجه کرده ایم که کوتاه آمدن آنها و پذیرش راه حل دیپلماتیک و مذاکرات هسته ای بر مبنای تصور و برداشت نادرست آنها از حرکت و سیر ما در مسیر بمب هسته ای است؟ بنابر این اگر کشوری به دنبال سلاح هسته ای بود و یا به دنبال جنگ بود، به محض تعطیلی مذاکرات به سوی بمب و جنگ پیش می رفت؛ اما کشوری که عالی ترین مقامات رسمی خود ساختن و داشتن و بکار بستن سلاح هسته ای را حرام شرعی می داند، و جنگ با دیگران در برنامه اش نیست، به چه دلیلی با مذاکره و توافق مخالف باشد. این نکته درست در مورد تحریم هم صادق است؛ تحریم ها اثرندارند و یا کم اثرند؛ بلی در برنامه هسته ای ما تحریم ها بی تاثیر و یا کم تاثیر بوده اند. اما تحریم ها تاثیر داشته اند؛

بلی در زندگی مردم و در ممانعت از رشد و شکوفایی اقتصادی کشور قطعا تاثیر داشته اند. اینکه آنها با تحریم به هدفشان نرسیدند درست است؛ چون هدف آنها بازداشتن ما از ادامه برنامه هسته ای صلح آمیز بود؛ ما نه تنها در برنامه خود باز نماندیم، بلکه روز به روز هم پیشرفت کردیم و حتی به غنی سازی 20 درصد هم رسیدیم؛ اما اگر تحریم ها ادامه یابند آیا قصد داریم به غنی سازی بالاتر از 20 درصد برسیم؟ بنابراین شایسته است ما جز در موردی که مذاکرات از مسیر و ماهیت خود که دستیابی به توافقی برای رفع سوء برداشت های طرف غربی از برنامه هسته ای ما و رفع تحریم های آنها از کشورمان است، خارج نشود، با جدیت بدان ادامه دهیم و همگی یکپارچه از مذاکره کنندگان خود همچون سربازان میدان نبرد حمایت کنیم.

این فرمایش شما بنابراین بیانگر اینست که بخشی از تحریم های ما مربوط به هسته ای است و بخشی دیگر مربوط به سایر پرونده ها. آیا همین گونه است؟
بله. دقیقا. بخشی از تحریم ها در شورای امنیت، کنگره آمریکا، شخص رییس جمهور آمریکا و اتحادیه اروپا مشخصاً مربوط به مسائل هسته ای است و بخشی دیگر مربوط به غیرهسته ای است که به ادعاهای آنها در مورد تروریسم و حقوق بشر مربوط می شود. ما راجع به این مسائل با دنیا مذاکره ای نکرده ایم که توقع داشته باشیم مذاکره کننده ما اینگونه تحریم ها را برطرف و لغو کند.

وزن آن تحریمها چقدر است؟
در بحث ما اصلا مهم نیست که وزن آن تحریمها چقدر است. موضوع اینست که شما برای یک موضوع دیگری هیات مذاکره کننده را مأمور کرده اید و نباید از آنها توقعی بیش از ماموریت و حوزه اختیاراتشان داشته باشیم. البته تحریم های حقوق بشری و تحریم های ادعاهای مربوط به تروریسم قابل مقایسه با تحریم های مربوط به موضوع هسته ای نیست. اما در نظر داشته باشیم که مذاکره کنندگان ما تنها در همین زمینه اختیار دارند. ضمن آنکه ایجاد نگرانی مبنی بر اینکه تحریم های فعلی مجددا به بهانه های تروریسم و حقوق بشر باز میگردد نیز حرف حسابی نیست. یک نگرانی خیلی دقیق و درستی نیست؛ به دلیل اینکه اولا غربی ها در این موارد حساسیتشان در مقایسه با موضوع هسته ای کمتر است و درصورتی که قصد داشتند در این زمینه تحریم های بیشتری تصویب و اعمال کنند، قبل از هسته ای اعمال می کردند.

ثانیا برخی از کشور های عضو دائم شورای امنیت و عضو 5+1 مانند چین و روسیه در مباحث حقوق بشری در کنار غربی ها قرار ندارند و بطور کلی این مباحث در مقایسه با مباحث هسته ای از قدرت اجماع سازی کمتری برخوردار است. ضمن آنکه ما باید بپذیریم و قبول کنیم بخشی از ترس 5+1 و برخی دیگر از کشور ها اگر چه نادرست است ولی حقیقی است؛ لذا اگر این توافق و شفاف سازی، این ترس و نگرانی بی مورد را برطرف کند، اجماع سازی جدید علیه کشورمان توفیق چندانی ندارد.


نقد دیگری که از سوی منتقدین مطرح می شود اینست که چه ضمانتی وجود دارد که غرب نظرش تغییر نکند و یا به قولی جا نزند؟

این سوء ظن آنها منطقی است؛ ما بر مبنای تعالیم الهی و قرانی اهل وفای به عهد هستیم؛ المومنون عند شروطهم؛ ولی نسبت به وفای بعهد دشمن ایمان نداریم. باید توافق به گونه ای باشد که التزام به تعهدات بر مبنای خود تعهد باشد. اما از سوی دیگر نباید به نحوی موضعگیری شود که گویی از بازگشت به وضعیت فعلی خیلی نگرانیم. معنا و مفهوم نگرانی از تغییر نظر غربی ها اینست که ما در حال حاضر در وضعیت بسیار بد و بغرنجی قرار داریم و در نتیجه نگران بهم خوردن توافق و بازگشت و تغییر عقیدۀ غربی ها هستیم. اگر هر کسی نگرانی اش در این خصوص جا داشته باشد، حداقل دلواپسی دلواپسان در این خصوص بی مورد است. ما نباید به طرف مقابل اینگونه القاء کنیم که وضعیت مان بحرانی است و مداوم نگران تغییر نظر آنها و بهم خوردن توافق باشیم. اینگونه اندیشه و عمل به ضرر ماست. اینگونه ترسیم وضعیت مصداق آدمی است که یک ماشین قراضه ای را به کسی می فروشد و مدام نگران آنست که مشتری آن را پس بیاورد و معامله بهم بخورد. نباید به طرف مقابل مان اینگونه القاء کنیم که ما نگران بازگشت به وضعیت فعلی هستیم. این نگرانی یعنی ما در وضعیت خوبی قرار نداریم؛ این حرف حداقل از دوستانی که وضعیت فعلی را مطلوب می دانند پذیرفتنی نیست.

بله ممکن است این نگرانی باشد که توافقی که در آینده قرار است بدست اید بازگشت پذیری طرف مقابل را تضمین کند ولی بازگشت پذیری ما را به وضعیت فعلی تضمین نکند. این البته می تواند حاوی پیش داوری منفی توام بهمراه بد بینی و عدم اعتماد به هیات مذاکره کننده و عدم اعتماد به نفس بطور کلی باشد؛ ولی تذکر این معنا که مراقب باشیم ابزارهای لازم را در توافق برای وفای به عهد طرف مقابل در نظر بگیریم، امر مطلوبی است.

ما چیزی برای پنهان کردن در مقابل مردم نداریم ؛ اما مشروط بر اینکه دشمنان مطلع نشوند. من از این حیث به نظرم میرسد که در این مناظرات بخش هایی از اطلاعات مهم بیان می شود؛ از سویی موجب دلسردی مردم و حتی در مواردی موجب دلسردی مذاکره کننده می شود. اگر در زمان جنگ نیروهای ما برای نبرد می رفتند و ما اینجا نقد می کردیم آیا موجب دلسردی نمی شد؟ مگر غیر از اینست که مذاکرات یک نبرد است؟ این هم یک نبرد است اما از نوع دیپلماتیک. اگر با ایجاد دلسردی تیم دیپلماتیک نتوانند به اهداف خودشان که اهداف ملت ایران و اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران است برسند، ما مسئولیم.

منتها باید بدانیم الزام طرف مقابل به ایفای تعهداتش و التزام وی به این تعهدات و ضمانت های اجرایی همیشه قرار دادی نیست. وفای به تعهدات همیشه درون متنی نیست. در بسیاری از مواقع قدرت هر یک از توافق کنندگان می تواند ضامن حقیقی توافق باشد. چرا توافق مرزی 1975 بین دو کشور ایران و عراق بدون تغییر باقی ماند؟ این توافق محکمی است اما اگر جانفشانی رزمندگان و ایثار و از خوگذشتگی مردم ایران و رهبر حضرت امام خمینی رضوان الله علیه نبود، این توافق علی رغم قدرتش نمی توانست پایدار بماند.

بنابراین همواره بخشی از ضمانت اجرا در بیرون از متن است و این همان نگاهی است که رهبر معظم انقلاب به دنبال تقویت آن هستند که نگاه ما به مذاکرات و توافق نباید نگاهی باشد که با انعقاد ان همه مشکلات حل می شود و دیگر با مشکلی مواجه نیستیم؛ باید توقع خود و ملتمان را از این توافق تعدیل کنیم. اینجا اتفاقا برخی از منتقدین در روبروی این دیدگاه و در تضاد با ان قرار می گیرند؛ زیرا اولا توقع دارند با این توافق همه تحریم ها برداشته شود حتی تحریم های غیر هسته ای و ثانیا هرگونه اظهار دشمنی مقامات امریکایی را دلیل بر نادرستی مذاکرات و نادرستی توافق احتمالی آتی می دانند. ثالثا این موضوع بقدری برایشان بزرگ جلوه کرده است که از توجه به سایر امور غافل شده اند. به عنوان مثال چند روز دیگر روز قدس است؛ فلسطین و قدس و همراهی با مظلوم و مخالفت با ظالم برای ایشان بسیار مهم بود. روز قدس یکی از یادگارها و میراث بزرگ امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در موضوع فلسطین و سیاست خارجی است. اگر از باب نقشی که حضرت امام برای مردم در همه صحنه ها داشت، جزو بزرگترین یادگارهای ایشان در سیاست و اجتماع است. آنوقت شما ملاحظه فرمایید که تعداد و تمرکز بر خبرهای منفی بر علیه توافق و مذاکرات هسته ای و تعداد اندک و شبه معدوم از خبرهای راجع به جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین که در رسانه های منتقدین مذاکرات ارایه می شود، قابل مقایسه نیست.

این انتقاد از سوی منتقدین مطرح می شود که این تحریم ها همزمان با توافق لغو نمی شود و یا اساساً لغو نمی شود و تنها متوقف می شود؟ این مسئله چقدر می تواند درست باشد؟

این نگرانی ها درست است و باید مراقب باشیم. به عنوان یک اصل کلی در مقابل تعهدات جمهوری اسلامی، کشورهای عضو دائم شورای امنیت و آلمان نیز متعهدند که تحریم ها را بردارند. اما همه موارد حکم واحدی ندارد. هم تعهدات ایران و هم تعهدات 5+1 دارای مراتبی است که باید مورد توجه قرار داد. تعهدات طرفین می تواند شامل تعهد به فعل و تعهد به نتیجه باشد. و همچنانکه تحریم ها هم از جهت منشاء وضع تحریم و هم از جهت سبب و انگیزه وضع کننده تحریم متفاوت هستند؛ تعهدات طرف ایرانی نیز تعهدی بسیط نیست؛ به عنوان مثال 5+1 با توجه به نقش و جایگاهی که در شورای امنیت دارد متعهد می شود طی قطعنامه ای تحریم های شورای امنیت را که در قطعنامه های گذشته بر علیه کشورمان وضع کرده بود، لغو کند. نسبت و تعادل و هماوردی تعهدات طرفین از حیث ماهیت و بر مبنای امکان برگشت پذیری برای طرفین یا برای هیچ طرف، و از حیث زمانی، مواردی است که می تواند در یک فرایند پیچیده بدست آید. اعمال فشار و حرکت بر روی اعصاب مذاکره کننده از طریق نشر اکاذیب و یا اتهام زنی و تبلیغات عاری از حقیقت مانع از دستیابی به اهداف است و در مواردی می تواند کمک به دشمن محسوب شود...

در مورد مصاحبه با دانشمندان و دسترسی به سایتهای نظامی چطور؟

مقام معظم رهبری به عنوان عالی ترین مقام کشور که با انجام مذاکرات موافقت کرده اند و به عنوان فرمانده کل قوا اعلام کردند که ایران اجازه این کار را نمی دهد. ما باید این موضوع را در مذاکرات مورد توجه قرار بدهیم. اما من توضیحی بدهم و یک مثال برای شما میزنم؛ ما کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی را پذیرفته ایم و حتی از موسسان سازمان منع سلاحهای شیمیایی هستیم؛ سازمان منع سلاحهای شیمیایی در بازرسی از مراکز و سایتها همان اختیاراتی را دارد که سازمان انرژی اتمی دارد. اگر ما در یک توافق کلی به نتایج کلی برسیم که آن نتایج بر این موضوع سایه بیندازد قطعا در آنجا نیز شاهد این وضعیت نخواهیم بود.

باید مراقب باشیم همانطور که دانشمندان و سایتهای ما در آن مورد تحت بازرسی قرار نگرفتند در این مورد نیز به همین منوال باشد، و این روند به نحوی که در کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی به خطوط قرمز ما لطمه نزد در این مورد نیز لطمه نزند. مثال دیگر در مورد پروتکل الحاقی است در این مورد نیز ایران اولین کشور نیست و بیش از 100 کشور نظیر ایران بدان پیوسته اند. اینگونه نیست که آن کشورها مراکز نظامی نداشته اند و یا دشمن نداشته اند و یا نگران به خطر افتادن اسرار نظامی خود نبوده اند. آنچه در این مورد مهم است و مقام معظم رهبری بر آن تاکید کرده اند آنست که ایران ترتیبات ویژه ای را نمی پذیرد.

ما هم یک نمونه داخلی دربارۀ منع سلاح های شیمیایی داریم و هم یک الگوی بین المللی داریم. از سویی این مسئله را در نظر داشته باشیم که ما نه اولین کشوری هستیم که پروتکل الحاقی را امضاء می کنیم، کما اینکه کشورهای زیادی آنرا امضاء کرده اند و نه در مورد کشورمان این اولین باری است که چنین پروتکل هایی را امضاء می کنیم. اینکه ابراز نگرانی کنیم، هشدار بدهیم و مراقب باشیم خوب است اما نه به نحوی که موجب شود از روند اصلی دور شویم. روند اصلی اینست که ما پرونده هسته ای خودمان از طریق گفتگو حل و فصل کنیم.

4952

کد N864870