• ۱۶بازدید

چگونه هوشمندانه از مخاطرات منطقه‌ای عبور کنیم؟

سیاست خارجی,تروریسم

مدیریت و کنترل جنگ های نیابتی ایجاب می کند تا ایران علاوه بر پایش و پیگیری مستقیم تحولات میدانی، در جهت فعال کردن ظرفیت ها و مولفه های بین المللی و منطقه ای گام های جدی تری بردارد.

دکتر نوذر شفيعي

يكي از نظرياتي كه در شناخت و فهم نسبي ساختار نظام سياسي جهان و به طبع آن تجزيه و تحليل مسايل منطقه اي مفيد و قابل استفاده مي باشد، نظريه «سيستم ژئوپليتيكي جهان» متعلق به سائل بي. كوهن مي باشد. بر اساس ديدگاه كوهن، مناطق جهان بر اساس نظريه «سيستمي» داراي سلسله مراتب ژئواستراتژيكي و ژئوپليتيكي مي باشند. در اين راستا، مناطق ژئوپليتيكي جهان ذيل 2 منطقه ژئواستراتژيك و كلان تر تعريف مي شوند. با اين وجود، تنها منطقه اي كه هنوز ويژگي هاي يك سازه منطقه اي يا به تعبير كوهن ويژگي هاي ژئوپليتيكي پيدا نكرده، منطقه خاورميانه مي باشد.

در حالي كه كوهن در ديدگاه هاي خود از خاورميانه به عنوان «منطقه شكننده» ياد مي كند، تحولات سال هاي اخير اين منطقه تاييدي بر ديدگاه هاي اين نظريه پرداز مي باشد. ضمن اين كه بسياري از تحليل گران و راهبردپردازان امروزه معتقدند منطقه خاورميانه براي يك دوره بلند مدت با تهديدات و چالش هاي جدي سياسي، امنيتي و نظامي مواجه خواهد بود و با يادآوري عمق و سطح اين چالش ها، از وقوع سناريوهاي خطرناك و نگران كننده تري مانند وقوع «نبردهاي سرنوشت ساز» خبر مي دهند.

انطباق كامل منطقه خاورميانه با محيط پيراموني و امنيت منطقه اي ايران بدين معني است كه سياست ها، اهداف، منافع و الگوهاي بازيگري ايران تحت تاثير ويژگي هاي شكنندگي منطقه خاورميانه قرار داشته و با توجه به پيش بيني افزايش تصاعدي شيب تهديدات و چالش هاي امنيتي در منطقه، چگونگي مديريت سياست هاي منطقه اي و عبور هوشمندانه از مخاطرات احتمالي آن، تبديل به مهمترين دغدغه سياست خارجي ايران شده است.

در چنين شرايطي به نظر مي رسد، شناخت دقيق ماهيت روندهاي كنوني و دلايل و انگيزه هاي بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي يكي از الزامات و ضرورت هاي مديريت هوشمندانه تحولات منطقه اي مي باشد.

در اين راستا، ابتدا بايد گفت ماهيت مناقشات منطقه اي در دوران پس از جنگ سرد و راهبرد قدرت هاي بزرگ تاثير قابل توجهي بر تحولات منطقه خاورميانه گذاشته است. بدين معني كه راهبرد قدرت هاي بزرگ در منطقه خاورميانه مبتني بر اين نظريه دچار تغيير شده كه پس از دوران جنگ سرد مناقشات منطقه اي به نسبت دوران قبل از جنگ سرد بسيار افزايش يافته و اين مناقشات الزاما از سياست هاي دوران دو قطبي جنگ سرد تبعيت پذيري نمي كنند. بدين ترتيب سياست قدرت هاي بزرگ پس از جنگ سرد بر پايه عدم دخالت مستقيم در مناقشات منطقه اي و عدم پرداخت هزينه هاي امنيتي آن مي باشد. بنابراين اتكاي قابل توجهي بر ظرفيت ها و مزيت هاي متحدين سنتي منطقه اي دارد.

از طرف ديگر، راهبرد عدم دخالت مستقيم از سوي قدرت هاي بزرگ در منطقه خاورميانه موجب شده تا برخي از كشورهاي منطقه كه به طور سنتي متحد اين قدرت ها بوده اند، اكنون با نگراني به آينده وضعيت خود بنگرند و به طور جدي در جهت اثبات نقش و ارزش ژئوپليتيكي كشورشان گام هاي تهاجمي و هرج و مرج طلبانه بردارند.

تلاقي 2 راهبرد مزبور كه امروزه موجب افزايش سطح شكنندگي منطقه خاورميانه شده است را به صورت زير مي توان شناسايي كرد:

الف-راهبرد ايجاد آشوب هاي منطقه اي و طراحي جنگ هاي نيابتي بر بستر شكاف هاي قومي، مذهبي و طائفه اي امروزه به نماد بارز دخالت هاي غير مستقيم قدرت هاي بزرگ در اكثر مناقشات منطقه اي و از جمله منطقه خاورميانه تبديل شده است.

ب-متحدين سنتي قدرت هاي بزرگ به منظور اثبات جايگاه و ارزش هاي ژئوپليتيكي خود به اتخاذ سياست هاي تهاجمي و توسعه طلبانه روي آورده اند.

با عنايت به توضيحات مزبور، در مورد تحولات جديد منطقه خاورميانه بايد بر نكات زير تاكيد كرد:

1-سياست قدرت هاي بزرگ در منطقه خاورميانه كماكان بر محور عدم ثبات و تداوم شكنندگي قرار دارد.

2-جريان ها و گروه هاي تروريستي فعال كنوني در منطقه خاورميانه به منظور شكل دادن به جنگ هاي نيابتي مورد حمايت جدي قدرت هاي بزرگ مداخله گر قرار دارند.

3-بنابراين مراقبت و پرهيز از ايجاد غافلگيري استراتژيك و افتادن به دامن جنگ هاي نيابتي بسيار حائز اهميت مي باشد.

4-مديريت و كنترل جنگ هاي نيابتي ايجاب مي كند تا ايران علاوه بر پايش و پيگيري مستقيم تحولات ميداني، در جهت فعال كردن ظرفيت ها و مولفه هاي بين المللي و منطقه اي گام هاي جدي تري بردارد.

5-فعال كردن ديپلماسي منطقه اي در جهت مديريت مولفه ها و ظرفيت هاي و طراحي ابتكارات سياسي در اكثر پرونده اي منطقه اي نيز از الزامات دوران جديد سياست هاي منطقه اي مي باشد.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شورای اسلامی

5252

وبگردی