۰

مجتهدزاده: سرنوشت بشریت به ضرب الاجل هسته‌ای گره نخورده

  • ۶۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1,انرژی هسته ای,آژانس بین المللی انرژی اتمی,ایران و آمریکا,کنگره آمریکا

دکتر پیروز مجتهدزاده، استاد برجسته ژئوپلیتیک معتقد است مذاکرات هسته ای برغم چالش ها و کارشکنی هایی که در داخل و خارج می شود باید پیش برود و منافع ملی نباید معطل بدبینی های عده ای معدود شود.

زهره نوروزپور : هرچقدر به ضرب الاجل مذاکرات نزدیک می شویم بحث در پیرامون شرایط توافق جامع، موفقیت یا شکست آن و خصوصا مطالبات طرفین از یکدیگر و طرح موضوعاتی فراتر از چارچوب های مدنظر داغ تر می شود. آخرین وضعیت مذاکرات هسته ای و مسائل و چالش های مطرح شده پیرامون آن را با دکتر پیروز مجتهد زاده استاد برجسته ژئوپلیتیک درمیان گذاشته ایم که

درخواست آژانس انرژی اتمی از هیئت مذاکره کننده ایرانی مبنی بر مصاحبه با دانشمندان هسته ای کشورمان را چه طور ارزیابی می کنید و به نظر شما آژانس چه اهدافی را دنبال می کند؟
اولا باید عرض کنم صحبت از مصاحبه با دانشمندان ایرانی درخواستی است کهنه و نه جدید، ولی آنچه جدید می نماید و نباید به عنوان شرط از شروط تفاهم نهایی در مذاکرات ایران و پنج به اضافه یک مطرح شده و به صورت مطالباتی تازه در آید که نه تنها مورد اعتراض ایران قرار گرفت بلکه برخی از اعضای پنج به اضافه یک نیز نسبت به طرح مطالبات جدید، پس از تفاهم یا توافق فروردین در لوزان اعتراض کردند. اما اصل در خواست آژانس، همان گونه که اشاره کردم، قدیمی است و ربطی به روند مذاکرات انجام شده یا انجام شونده ندارد. دلیل این درخواست آژانس واضح است آژانس بین المللی انرژی اتمی برای دولت ایران و جهان روشن و مشخص کرده است که در پی آن است که ثابت کند ایران هیچ گونه برنامه تسلیحاتی در صنعت هسته ای خود ندارد.

آنها می گویند برای اینکه این امر ثابت شود باید از مناطقی که مد نظرشان است بازدید صورت بگیرد و تشخیص داده اند که با کسانی از مهندسان و دانشمندان مربوطه هم مصاحبه و گفت و گو شود. این درخواست وارد است یا نه، من نمی دانم، شماهم نمی دانید، هیچکس نمی داند. این درخواستی است که لزوم یا عدم لزومش باید در مذاکرات ویژه ایران و آژانس بررسی شود. به گفته دیگر، این دولت ایران است که باید از آژانس توضیح بخواهد که به چه منظور می خواهند با دانشمندان هسته ای ما صحبت کنند؟ نمایندگان کشورمان در آژانس اتمی باید از آژانس بخواهند که با ارائه دلایل محکمه پسند روشن کنند چه چیزهایی انها را به چنین نتایجی رسانده است؟ چرا احساس کرده اند دولت ایران همه چیز را نگفته است یا چیزی برای مخفی کاری دارد؟ این آژانس است که باید در استدلال های مستند و منطقی به صورت کتبی برای همگان روشن سازد که ایران در چه رابطه هایی کوتاهی دارد که آزانس را ناگزیر به طرح درخواست مصاحبه با دانشمندان و دست اندرکاران ایرانی ساخته است؟

یعنی شما معتقدید آژانس برای رفع مسئولیت خود یا راحت کردن وظیفه اش در خصوص برنامه هسته ای ایران به سراغ ط مصاحبه با دانشمندان هسته ای ما آمده؟
آژانس بر این باور است که مسائلی در بازرسی های آژانس پنهان مانده است که می خواهند در گفت و گو با دانشمندان ایران به آنها دست پیدا کنند. خوب بدیهی است که هر کس هر ادعایی را طرح می کند، خودش موظف است تا آن ها را با ارائه اسناد و مدارک محکمه پسند ثابت نماید.  این مسائلی که آژانس بدون ارائه سند و مدرک بیان می کند، بهانه هایی است که تازگی ندارد. در 20 سال گذشته مرتب این بهانه ها تکرار شده است. با این وصف ایران همیشه چالش ها را جوابگو بوده است. در این شرایط و مساله پیش آمده اگر بخواهیم کسی را محکوم کنیم  به نیتجه نخواهیم رسید. ما باید با آژانس وارد بحث شویم. دولت یا نمایندگی ایران درآژانس باید جویای این خواسته شود ، چرا به این نتیجه رسیده اید که باید مصاحبه کنید؟ به چه مساله ایی شک کرده اید که فکر می کنید از طریق مصاحبه با کارکنان صنعت هسته ای ایران می توانید به ان برسید؟

وظیفه ما درقبال این درخواست آژانس و طرف مذاکره کننده چیست؟
تقاضای آژانس برای دیدن مراکز حساس استراتژیک ایران یا صحبت با دانشمندان هسته ای امری مطلوب نیست اما باید بدانیم که این در خواست ها از مدت ها قبل در چارچوب یک فرایند از سوی یک آژانس بین المللی مطرح شده است و چاره کار معمولا باید در همان هنگام طرح این گونه مطالب جست و جو شود، به صورتی که به پیشرفت مذاکرات هم مربوط شود. لاجرم در این برخورد صرف محکوم کردن این تقاضا مشکلی را حل نمی کند. من فکر می کنم که دولت ایران از طریق مذاکره و گفت و گو موضوع را حل کند و به این نتیجه برسد که آیا لازم است این بازدیدهای فوق العاده واقعیت پیدا کند؟ این گفت گوها و مصاحبه های غیر معقول اگر واقعیت داشته باشد، دولت ایران باید تصمیم یگیرد و روشن کند که آیا این تقاضا وارد است یا نیست و اگر وارد است چگونه باید عملی شود که هم خواسته آنان برآورده شود و هم ملاحظات ما رعایت گردد.

روند مذاکرات را در حال حاضر چه طور ارزیابی می کنید؟
مذاکرات در حال حاضر علی رغم همه کارشکنی های گسترده ای که صورت می گیرد، روندی رو به جلو دارد و بر همان روال سابق  ادامه دارد جز اینکه شکستن پای جان کری ممکن است موضوع را پیچیده تر و روند آن را به تاخیر بیاندازد.
مذاکرات تازه شروع شده است و رویداد های مختلف سبب تاخیر می شود و نمی توان الان تحلیل درستی ارئه داد. مساله سانحه ای که برای وزیر خارجه آمریکا اتفاق افتاده است به طور قطع بر مذاکرات تاثیر می گذارد. در خبرها شنیدم که ایشان به واشنگتن می روند این برگشت سبب خواهد شد که مذاکرات به تاخیر بیفتد یا احتمالا نماینده ایی از سوی جان کری به میز مذاکره بیاید. از سوی دیگر، ما شاهد آن هستیم در حالی که در موضع گیری های اسرائیلی علیه روند این مذاکرات تخفیف هایی محسوس در کار است، بالا گرفتن برخی کارشکنی ها ناشی از عدم تفاهم در داخل ایران سایه ای از نگرانی را محسوس می سازد.

با این تفاسیرضرب الاجل رسیدن به توافق چه می شود؟
انهایی که ضرب الاجل تعیین کرده اند خودشان می دانند چگونه جواب گوی تنگنای زمانی ناشی از تعیین ضرب الاجل باشند. ضرب الاجل تعیین شده روز وفات نسل بشری نیست یعنی سرنوشت به این روز گره نخورده است. هرکسی آن را تعیین کرده، همان کس هم می تواند ظرفیت زمانی آن را افزایش یا در آن تغییر ایجاد کند حتی اگر لازم شد می شود آن را به تاخیر انداخت، نباید به دلیل اینکه به ضرب الاجل رسیده ایم غصه بخوریم. قطعا همه تلاش ها به کار گرفته خواهد شد که تاخیری ایجاد نشود. نکته دیگر اینکه طرف مذاکره کننده با وزیر خارجه ایران دچار سانحه شده است پس این مشکل ما نیست مشکل آنهاست. ما اگر فرض کنیم که فقط ما دلواپس و مسول هستیم و دیگران نیستند اشتباه کرده ایم. این یک مساله دو طرفه است، اگر کوتاهی صورت بگیرد انها باید جبران کنند. تا آنجا که من می دانم نمایندگان ایران همیشه آماده و حاضر پای میز مذاکره بوده اند.

بحث پذیرش یا رد پروتکل الحاقی که این روزها در داخل روی آن بحث های زیادی بعمل می آید چقدر در روند مذاکرات مهم است؟
پروتکل یک بحث جداگانه است که سابقه هم دارد. امضای پروتکل درگیر بحث مذاکرات نیست امضای پروتکل و یا تصویب آن در مجلس شورای اسلامی از زمان دولت آقای خاتمی پیش امد. بحث پروتکل الحاقی اضافی یک پروسه جدا است که اصلا ارتباطی با مذاکرات ندارد. در این صورت اگر غرب بخواهد این موضوع را به عنوان یک پیش شرط به مذاکرات ارتباط دهد مرتکب کاری خلاف شده است و اعتراض برخی از اعضای پنج به اضافه یک به طرح مطالبات جدید هم ناظر بر همین موارد است. این روندی که در حال حاضر مذاکرات طی می  کند تنها مربوط می شود به تفاهم نامه لوزان که در آنجا بحث پروتکل مطرح نشده است. حال اگر فردی در خارج از این توافق هوس کرد که بحث پروتکل الحاقی را هم مطرح کند و افرادی در داخل این حرف را شرط حیات و ممات فرض کنند باید بدانند که این مذاکرات زیر نظر رهبری جمهوری اسلامی پی گیری می شود و وقتی ایشان از نزدیک مذاکرات را زیر نظر دارند دیگر طرح این گونه تردید ها می تواند سوال بر انگیز شود.

  طرح نظارت کنگره بر روند مذاکرات هسته ای که به تصویب کاخ سفید رسید چه تاثیری بر روند مذاکرات بعد از بیانیه لوزان خواهد گذاشت؟
کنکره هم دست به همان کاری زده است که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی عنوان کرده اند که هر گونه توافقی در هر موردی باید بعد از تصویب مجلس به امضا یا تایید آنها برسد. در کنگره ایالات متحده عده ای هستند که صرفا از نتانیاهو پیروی دارند و می خواهند همه منافع کشورشان را فدای زیاده خواهی های اسرائیل کنند و این مشکل شخص اوباما است نه مشکل ما. رئیس جمهور آمریکا هم برای پیدا کردن یک راه حل مناسب تلاش خود را می کند . تا جایی که به ما مربوط می شود مساله تصویب توافق ها در کنگره آن کشور است که اگر هم تصویب نشود مشکلی برای ما نخواهد بود، بلکه مشکل دولت ایالات متحده خواهد بود. از سوی دیگر، باید توجه داشت که طرح کنگره برای وضعیت کنونی در روند مذاکرات نیست. این مطالب از خیلی وقت پیش وجود داشته و برای روز بعد از اعلام توافق طرفین است. امروز نمی توانیم بگوییم چون کنگره حق نظارت دارد پس مذاکرات متوقف می شود یا خللی ایجاد می شود و از بین می رود .

کنگره، پارلمان ان کشور است. پارلمان خواه و ناخواه نظارت خود را اعمال می کند مثل مجلس ما با این تفاوت که مجلس ما وقتی می تواند نظارت خودش را در عمل به کار بگیرد که توافقات نهایی شده باشد و حاصل کار به مجلس ارائه شود که به نمایندگان امکان ابراز و یا اعمال نظر خواهد داد تا توافق ها را تصویب  یا رد کنند. کار کنگره هم  بر همین منوال است. از طرف دیگر، با توجه به وجود احتمالات مختلف در زمینه اجرای توافق ها از سوی دولت بدون ارجاع به کنگره  آنها آمدند و با تصویب این لایحه نظارت خواستند موقعیت نظارتی خودشان را قطعی کنند. این وضعیت جدید نیست. اعظای کنگره می ترسیدند که اوباما از اختیاراتش استفاده کند و لایحه را بدون ارائه به کنگره به اجرا گذارد. انها می خواهند با تصویب کاخ سفید این وضعیت را قطعی کنند که لایحه نهایی به کنگره ارائه شود تا آنها بتوانند اظهار نظر کنند. اگر خواستند رد کنند یا تصویب کنند که آن هم با اکثریت آرا انجام می شود و خاصیتش در این است که با تصویب لایحه دولت در کنگره پروسه قانونی بودن تصمیمات ملی تکمیل می شود.

برخی از منتقدین به مذاکرات هسته ای می گویند که لایحه نظارت کنگره سنگ اندازی آمریکایی ها در مذاکرات است این را چگونه ارزیابی می کنید؟
دلواپسی هایی که ما در کشور خودمان داریم مشابه دلواپی های کنگره امریکا است. واقعیت این لایحه همین بود که عرض کردم. شما اگر بخواهید عینک بد بینی به چشم بزنید هر اتفاق بدی ممکن است رخ دهد. حتی همین اقدامات کنگره و اظهارات داخلی ما هم ممکن است روند مذاکرات را قطع کند. ولی آنچه از دید منافع ملت - در هر دو سر ماجرا - اهمیت دارد این است که منافع ملی یک ملت را نمی توان معطل بدبینی های چند نفر کرد. اگر از من می پرسید که لایحه نظارت کنگره چه تاثیری بر مذاکرات دارد؟ بنده جواب می دهم که لایحه ای که آنها تصویب کرده اند نظارت بر مذاکرات است نه متوقف کردن مذاکرات. انها می خواهند که هیئت مذاکره کننده امریکا در کنگره از روند مذاکرات گزارش بدهند که البته چنین توقعی در قانون اساسی امریکا وجود ندارد، هراندازه هم که لایحه آنها تصویب شود. انتهای قضیه همان می شود که ما هم دچارش هستیم. یعنی  مذاکره کننده آمریکایی نتیجه کار را همان طوری که به ریاست جمهوری تحویل می دهد همان گونه هم دولت آن نتایج را به کنگره می برد. یعنی همان  کاری که ما در کشورخودمان می کنیم و نتایج را به مجلس تحویل می دهیم. در قوانین امریکا ریاست جمهوری اختیاراتی دارد که می تواند این پروسه را دور بزند و بدون تصویب نهایی کنگره هم می تواند تصمیم بگیرد. کنگره این لایحه را تصویب کرد که اظهار نظر آنها قعطی باشد تا ریاست جمهوری با دور زدن کنگره از اختیاراتش استفاده نکند.

یعنی اوباما می تواند تصمیم کنگره را وتو کند؟
یکی از اختیارات رئیس جمهوری آمریکا همان "وتو" است. رئیس جمهور می تواند تصمیمی را بدون ارائه به کنگره به تصویب نهایی برساند و امضا کند. در کشور ما هم کم و بیش وجود دارد چرا که وقتی پروتکل در زمان اقای خاتمی رئیس جمهور وقت مطرح شد با وجود فشار بسیار بالاخره دولت بدون ارائه لایحه به مجلس پذیرفت آن را اجرا کند. دولت وقت صلاح را بر آن دید که پروتکل را به مجلس ارئه ندهد و بدون تصویب مجلس امضا کند. یکی از دلایلی که به مجلس ارائه نداد، این بود که خواسته آنها به صورت دیکته کردن به ما مطرح می شد، آن زمان غرب این مسائل را دیکته می کرد که باید این را عمل کنید و دولت هم می گفت من این دیکته را نمی پذیرم، اجرا خواهیم کرد ولی تصویب ملی نخواهیم کرد. به این دلیل است که می بینیم موضع پروتکل الحاقی اضافی بار دیگر مطرح شده است.

 اینها مسائل فنی و حقوقی است که نمی تواینم به هر صورتی که می خواهیم تحلیل کنیم و فرض را بر این بگذاریم اگر کسی اظهار نظری کرد آن را خیانت بدانیم و یا همین تصویب لایحه نظارت کنگره را پایان عمر بشر محسوب کنیم.  بر فرض محال و غیرممکن اگر بگوییم لایحه کنگره موجبات توقف مذاکرات را فراهم می کند، خود کنگره نمی تواند دست به چنین کاری بزند، زیرا این کار اجرایی است و کنگره حق دخالت در امور اجرایی را ندارد.  اگر نتیجه مذاکرات را تصویب نکرد یا به هر دلایلی آن را نپذیرفت بازهم رئیس جمهور آمریکا می تواند ازاختیارات خودش استفاده کند و باز هم کنگره نمی تواند کاری از پیش ببرد. اینها را بدانیم و دچار دلواپسی های عجیب و غریب نشویم.

آینده مذاکرات را چگونه پیش بینی می کنید؟
در مجموع همچنان امیدوار هستم به پیشرفت مذاکرات و حصول نتایج دو طرف علیرغم همه کار شکنی های داخلی و خارجی که هم در ایران و هم در ایالات متحده امریکا صورت می گیرد ، به خصوص کار شکنی اسرائیل و لابی یهودی. اراده ملی در هر دوکشور بر این است که این مساله حل شود تا ملت ایران از یوغ فشار این رفتار خلاف انسانی رها شود.  بعضی از دلواپسان باید در نظر بگیرند که این خواسته ملت ایران است که در اخرین انتخابات با رای خود بلند و رسا به دولت یازدهم ماموریت حل مشکلات روابط خارجی را داده اند.

من اینده مثبتی را پیشبینی می کنم و امیدوارم که این طور باشد. از جزئیات خبر ندارم حتی مذاکره کننده ها هم نمی توانند بگویند که چه زمانی به توافق می رسند. انهایی که ضرب الاجل تعیین می کنند حتما مواظب ضرب الاجل خودشان هستند. انهایی که این مهلت را تعیین کرده اند آن قدر لیاقت باید داشته باشند که مواظب ضرب الاجل خودشان باشند. البته اشاره کرده اند که اگر در زمان تعیین شده به نتایج مطلوب نرسیدیم جارجوب زمانی مناسب تری را در نظر می گیریم.

بنده به هیچ وجه صحبت از این ندارم که با این توافق دنیا گلستان می شود، من بحثم همانی است که از ابتدای دور جدید بارها در رسانه های داخلی و برون مرزی گفته ام و تاکید کرده ام و آن اینکه بزرگترین دستاورد این مذاکرات و توافق احتمالی خروج ایران از بن بست است . این بزرگترین دستاورد است، ما چیز جدیدی به دست نمی آوریم، ان مصائبی که بر ما هموار شده است مارا امیدوار می کند که  این توافق اغازی باشد بر پایان این مصائب.

ما وقتی که در بن بست و انزوا قرار گرفته ایم کمتر می توانیم آینده بهتری را برای نسل بعدی معماری کنیم. وقتی تحریمی نباشد از نظر مالی و اقتصادی، حقوقی و بین المللی با دست گشاده تر می توانیم و کارهای عمده تری انجام دهیم . این توافق مارا به هیچ جیز نمی رساند ولی حاصل این توافق می تواند ما را به جایی برساند که راه برای رسیدن به هر آنچه می خواهیم هموارتر خواهد شد.

49310

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.