• ۲۱بازدید
روحانی پاکستانی در گفتگو با مهر مطرح کرد:

«ایران هراسی» موجب پیشبرد سیاست های جنگ افروزانه غرب در منطقه

«عابد حسین شاکر» استاد علوم دینی پاکستانی پافشاری غرب بر پروژه «ایران هراسی» را عامل پیشبرد سیاست غربی ها در منطقه و جهان اسلام دانست.

به گزارش خبرگزاری مهر، یکی از مؤثرترین راهکارهای مقابله با دسیسه های غرب علیه اسلام تلاش منسجم برای ایجاد امت واحد اسلامی به دور از اختلافات مذهبی است، چرا که سیر تاریخی تفرقه افکنی در میان مسلمانان به وضوح مؤید این نکته بوده است که دشمkان اسلام از راه های گوناگون برای تسلط به منابع و ذخایر عظیم مادی و معنوی جهان اسلام، حربه «تفرقه افکنی» را به صورت دائمی مستمسک خود قرار داده و برای تحقق نیات شوم خود از ابزارهای متنوعی از قبیل شایعه افکنی، صرف هزینه های گزاف در ایجاد انحرافات مختلف، آموزش عوامل خود، جلوگیری از گفتمان در میان علماء فراق مختلف اسلامی و ... دامن می زنند.

آنها آشکارا از اتحاد بیش از ۱/۷ میلیارد مسلمان در هراس بوده و تمامی همت خود را مصروف تفرقه میان مسلمانان می کنند. به گواهی تاریخ، تنها برخی از منافذ جبهه استکبار برای ورود و برهم زدن یکپارچگی ملت های مسلمان را می توان عواملی از قبیل جذب عوامل نفوذی از میان مسلمانان، تلاش برای عدم گفتگو و تعامل میان علماء دینی اسلام از مذاهب گوناگون، ساخت مذاهب و گروه های جعلی اسلامی مانند وهابیت، ایجاد پروژه هایی مانند ایران هراسی و هلال شیعی، اغفال افکار عمومی با روش هایی مانند ائتلاف ضد داعش و ... دانست.

در همین راستا گفتگویی با «عابد حسین شاکری»، مدرس علوم اسلامی، امام جمعه و جماعت مدرسه جامعه الشهید عارف حسینی پیشاور کشور پاکستان انجام شده است که مشروح آن به قرار زیر است:

 تحولات کنونی منطقه ضرورت اتحاد امت اسلام را بیشتر کرده است. به نظر شما چرا غرب مانع ایجاد اتحاد میان امت اسلام شده است؟

یکی از مهمترین موانع اتحاد در میان امت اسلام در زمان حاضر عنصری به نام جاهلیت است. جهل برخی افراد موجب می شود امت اسلام از این موهبت الهی که همان اتحاد است محروم شوند.

عامل دوم در این خصوص، سرمایه گذاری دشمنان اسلام در ابعاد مختلف است. آنها قانونی به نام «تفرقه بینداز و حکومت کن» را در دستور کار خور قرار داده اند و در این راستا نه تنها نمی گذارند ما مسلمانان به هم نزدیک شویم، بلکه برای دور نگه داشتن ما از یکدیگر نیز تلاش همه جانبه ای را آغاز و دنبال می کنند.

یکی از ابزارهای دشمنان اسلام برای عملی کردن این نقشه، افترا به مذاهب اسلامی دربرابر مذاهب دیگر است، مثلاً این تهمت را به اهل تشیع می زنند که قرآن شیعیان دارای ۴۰ جزء است.

از دیگر ابزارها در این راه، پیشنهادهایی است که به افراد ذی نفوذ داده تا از آنها به عنوان حربه ای در اجرای اهداف خود استفاده کند؛ پرداخت مبالغ هنگفت به بزرگان مذاهب مختلف در میان امت اسلام به بهانه های مختلف را نیز می توان نمونه ای در این مورد دانست. بر اساس احادیث ائمه، حب دنیا در رأس همه خطا ها است، لذا پیشنهادات معاندان برای پرداخت مبالغ هنگفت پول به بهانه های مختلف، در همین راستا قلمداد می شود.

دشمنان برای رسیدن به مقاصد شوم خود در اختلاف افکنی تلاش زیادی را مصروف «عدم گفتگو» میان فرق اسلام می کنند، چرا که تعامل و گفتمان میان آنها از گسترش دامنه تفرقه جلوگیری خواهد نمود.

کسانی که وحدت امت اسلام را مانع رسیدن به نیات شوم خود می دانند، در تبلیغات خود هرگونه قرابت و همبستگی میان فرق اسلامی را با منافع خد در تعارض دیده و با آن مبارزه می کنند. نمونه ای در این مورد، افکار منحط وهابیت است که تنها یک نمونه آن، عدم اجازه ازدواج میان اهل تسنن و تشیع است.

مسلمانان ممکن است حتی ندانسته در دام دشمنان بیفتند و به دلیل نداشتن دانش کافی از اسلام، سخنانی را علیه دیگر مسلمانان بیان کنند. همه مسلمانان باید بدانند که در این صورت آب در آسیاب دشمنان خواهند ریخت.

نقش علماء دین برای جلوگیری از اختلاف افکنی میان امت اسلام چیست؟

نبی مکرم اسلام(ص) می فرمایند: اگر دو گروه اصلاح شدند همه اصلاح خواهند شد؛ علماء و حکام.

حکام نیز متأثر از علماء خواهند بود اگر عالمان بایکدیگر متحد باشند؛ زیرا تاریخ نشان داده است که علماء به دلیل نفوذ در قلوب مردم از قدرت اثرگذاری بیشتری برخوردار هستند. مسأله تحریم تنباکو و نقش آیت الله میرازای شیرازی در صدور فتوای تاریخ ساز خود و نابودی توطئه انگلیسی ها را می توان مشتی از خروار در این راه دانست.

نقش جمهوری اسلامی ایران در مدیریت تحولات کنونی منطقه را چگونه ارزیابی می کنید؟

جمهوری اسلامی ایران به دلیل اینکه هیچگاه سابقه تهاجمی نداشته و همواره در پی دفاع از مسلمانان بوده است، از نفوذ زیادی در منطقه برخوردار است و لذا بیشترین تأثیرگذاری را نیز در منطقه دارد.

جمهوری اسلامی ایران نه تنها از حقوق و منافع خود بلکه از حقوق مظلومین در سراسر جهان نیز دفاع کرده است.

مثالی برجسته از دیدگاه بلند و جامع نگری این کشور اسلامی در مدیریت تحولات منطقه را می توان از دفاع جمهوری اسلامی ایران از جنبش مقاومت اسلامی حماس که جزء برادران تسنن هستند درکنار حمایت های معنوی از حزب الله لبنان که دارای مذهب تشیع هستند دانست.

مدیریت این کشور اسلامی در مدیریت تحولات منطقه به گونه ای است که به عنوان یک پاکستانی اذعان می کنم ایران علماء سنی پاکستان را همانند عالمان شیعه در این کشور دانسته و در تعاملات با آنها تساوی رفتاری را رعایت کرده است.

از دیگر نقاط قوت مدیریت ایران در تحولات، کنفرانس ها و گردهمایی های مختلف است که با هدف تلاش برای «تقریب مذاهب اسلامی» انجام می شود.

چرا غرب دائماً به پروژه ایران هراسی دامن می زند؟

این مسأله نیز به همان اصل از اصول اساسی تفرقه بینداز و حکومت کن برمی گردد که در بالا به آن اشاره شد.

ایران کشوری اسلامی است که دارای اکثریت جمعیت شیعه است. غرب در تبلیغات خود همواره بر طبل دروغین «تسلط شیعه بر سنی» یا «تفوق فارس بر عرب» می کوبد تا هراس کاذبی را درست کرده  از این آب گل آلود ماهی تفرقه صید نماید.

پروژه ایران هراسی موجب جنگ افروزی و فروش تسلیحات کشورهای غربی شدهاست. چون این امر منافع کشورهای غربی را از لحاظ گوناگون تأمین می کند، لذا غرب همواره در تلاش است تا ابعاد مختلفی از این پروژه را طراحی و اجرایی سازد.

ائتلاف به اصطلاح ضد داعش به رهبری آمریکا چندی است تشکیل شده است. به نظر شما آیا آمریکا واقعاً در پی نابودی داعش است؟

سوابق تاریخی بیشمار دولت آمریکا در اتخاذ سیاست های دوگانه در مسائل جهانی به ویژه در امور خاور میانه باعث شده است که همگان درمقابل ادعا های این کشور در امور بین الملل موضع عقلایی را در پیش گیرند.

حضرت امام (ره) فرمودند که آمریکا شیطا بزرگ است. اکنون همه ملت ها به نقشه های آمریکا در این خصوص پی برده و مفهوم فوق را درک کرده اند.

آمریکا از سویی ادعای قدرت بزرگ بودن را مطرح و از سوی دیگر مبارزه برای محو داعش را مستلزم صرف چند سال زمان می داند. آیا این دونکته «نقیضه» نیست؟

از سوی دیگر، به گواهی گزارش های منتشره از مجامع بین المللی سرویس های جاسوسی آمریکا برنامه ریزی برای تشکیل این گروه تروریستی را از حدود سال ۲۰۰۶ آغاز و اکنون هم با هلیبرد تسلیحات برای این گروه تمامی حمایت های لازم را از آن به عمل می آورد. آیا چنین دولتی می تواند حتی ادعای مبارزه با داعش را مطرح نماید؟

در جریان تجاوز ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و درحمله این کشور در سال ۲۰۰۱ به افغانستان برای برکناری طالبان، چه مدت زمانی صرف شد؟ چگونه است  که این کشور ادعای مبارزه طولانی مدت با گروه تروریستی داعش را سرلوحه کارهای خود قرار داده است؟

ادعای آمریکا در تلاش برای تشکیل «دولت مردمی» در سوریه را چطور می توان با ابزار قرار دادن یک گروه تروریستی به نام داعش توجیه نمود؟

مطلب دیگردر این خصوص این است که مگر در عربستان سعودی، خوکامگی و نقض حقوق بشر وجود ندارد؟ پس چرا آمریکا نه تنها تلاش را برای مبارزه با دولت عربستان در برنامه خود ندارد، بلکه برای حفظ منافع خود و کسب دلار های نفتی عربستان همواره در راستای تحکیم روابط با آن کشور قدم گذاشته است؟

اگر آمریکا واقعاً تمایل به حذف داعش داشت، طی چند روز این گروه تروریستی را حذف می نمود؛ لیکن تأمین منافع آمریکا مستلزم نگه داشتن داعش در منطقه است و ادعا در مبارزه علیه آن حتی در پوشش ائـتلاف سرابی بیش نیست.

با توجه به بحران کنونی در یمن پس از تهاجم عربستان به این کشور، چرا نهاد های بین المللی مانند سازمان ملل از محکومیت صریح تجاوز عربستان خودداری کرده و هیچ اقدام عملی را برای توقف این تجاوزها انجام نمی دهند؟

سازمان ملل متحد و منشورهای نگاشته آن به گونه ای تنظیم شده است که در اکثر موارد پوشش خوبی برای جرائم ارتکابی آمریکا محسوب می شود.

آیا اگر مثلاً یمنی ها به عربستان حمله می کردند، سازمان ملل همین طور سکوت اختیار می کرد؟

آمریکا مایل است ملت یمن در مضیقه باشد، سازمان ملل هم با صدور برخی بیانیه ها که غیر الزام آور نیز هستند، تنها نام اعلامیه را بر اقدامات خود که غالباً دوپهلو نیز هستند قرار می دهد.

طبیعی است که سازمان ملل چون در سیطره آمریکا است، مجری اوامر خواهد بود.

گفتگو: مهدی ذو الفقاری

وبگردی