تحلیلی بر چرایی و نتیجه تجاوز عربستان به همسایه جنوبی؛

یمن؛ سرابی که جوان خام سعودی را فریفت

سیاسی

بین الملل: دلایل حمله آل سعود به یمن را می توان از یک سو ناشی از تغییرات در ساختار داخلی قدرت سعودی و از سوی دیگر عدم نتایج مطلوب آل سعود در منطقه دانست.

این روزها یکی از بزرگترین جنایات انسانی در منطقه خاورمیانه در حال وقوع است. حکومت وهابی و تروریست پرور عربستان سعودی با ائتلافی صوری بیش از دو ماه است که حملات وحشیانه خود را به یمن آغاز کرده و با تجاوزی آشکار، هزاران تن از مردم مظلوم این کشور اعم از کودکان و زنان را به جرم استقلال طلبی و نفی ظلم و جور بیگانه، قتل عام کرده است.

این رفتار وحشیانه که مطابق مفاد منشور بین المللی حقوق بشر هیچگونه توجیهی ندارد، نه تنها احساسات نهادهای بین المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل متحد را بر نیانگیخت، که حتی پا را فراتر نهاده و به تشویق سعودی و ائتلاف خودساخته اش همت گماردند.

 این رخداد ضد بشری چنانچه از ظواهر امر پیداست و البته از قبل هم پیش بینی می شد با زبونی و شکست مفتضحانه ائتلاف متخاصم به پایان خود نزدیک شده و شکست سنگین دیگری را بر دستگاه حکومتی خائن الحرمین تحمیل خواهد کرد. برای بررسی و فهم عمیق و دقیق تر آنچه در این دو ماه اتفاق افتاد هم از جهت چرایی ماجرا و انگیزه سعودی برای این حماقت بزرگ، هم از جهت نقش تحریک کننده یا بازدارنده دیگر بازیگران موثر در فضای بیرونی، توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد:

مهمترین دلایل ورود عربستان به این بازی خطرناک

  الف) حکومت سعودی به دلیل شکست های پی در پی در سالیان اخیر و پس از آغاز دومینوی انقلاب های عربی متاثر از بیداری اسلامی منطقه، برای رهایی از تحقیر این شکست ها به ویژه در سوریه، عراق و بحرین، بر اساس یک اشتباه محاسباتی ناشی از خامی و ناپختگی شاهزادگان جوان تلاش کرد با حمله به یمن از زیر بار این فشار روانی خلاصی پیدا کند، غافل از اینکه بدترین شیوه را برای رسیدن به این هدف انتخاب کرده است.

ب) تحریک گسترده حکام سعودی توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا با هدف گرم نگاه داشتن اوضاع بحرانی منطقه و جلوگیری از تثبیت موقعیت انقلابیون یمنی که خواه ناخواه اثرات روانی خود را بر انقلابیون بحرینی و محور مقاومت در سوریه و عراق گذاشته است.

ج) ایفای نقش تخریبی در مذاکرات هسته ای علیه کشورمان از طریق ایجاد فشار بر جمهوری اسلامی.

د) جلوگیری از کامل شدن حلقه محور مقاومت در منطقه و انهدام انقلابیونی که به صراحت از الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران سخن بر زبان می رانند.

نقش موثر اقتدار و هژمونی جمهوری اسلامی ایران در مدیریت منطقه

از همان ابتدای شروع تجاوز سعودی و دیگر نیروهای ائتلاف به یمن، این جمهوری اسلامی ایران بود که با توجه به مشغولیت در بحث مذاکرات هسته ای تمام توان دیپلماتیک و مستشاری خود را به کار بست تا از گسترش ماجرا جلوگیری کرده و در کوتاه ترین مدت ممکن قضیه را فیصله دهد. در همین راستا مرتضی سرمدی قائم مقام وزارت خارجه به عنوان نماینده ویژه ریاست جمهوری بلافاصله به منطقه اعزام شد و در مذاکرات دو جانبه با برخی کشورها موضوع را به بحث گذاشت.

در همین حال حسین امیر عبداللهیان معاون عربی ـ آفریقایی وزارت خارجه تحرکات دیپلماتیک خود را در منطقه آغاز و زمینه را برای انصراف برخی کشورهای حاضر در ائتلاف مهیا ساخت. سپس محمدجواد ظریف بلافاصله پس از بازگشت از لوزان به مسقط و اسلام آباد سفر کرد و طرح چهار ماده ای کشورمان برای اتمام این ماجرا را با همتایان خود در این کشورها در میان گذاشت. از سویی رویکرد استراتژیک جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اقتدار توام با صلح طلبی در سفر اردوغان به تهران فضا را به گونه ای دیگر رقم زد و در پایان این تلاش گسترده دیپلماتیک و موثرکشورمان، پاکستان و تا حدود زیادی ترکیه عملا از ائتلاف مذکور کنار کشیده و عرصه را بر عربستان و امارات تنگ تر کردند. در همین راستا البته سخنان مهم و کوبنده رهبر معظم انقلاب مبنی بر خطای فاحش و از پیش شکست خورده سعودی هم موجب تقویت انقلابیون و هم موجب واهمه حکام سعودی شد تا جایی که بلافاصله سعودالفیصل ـ که هنوز در منصب وزارت خارجه حضور داشت ـ در سخنانی سعی کرد خود را از دایره تصمیم گیرندگان این نابخردی سعودی ها کنار بکشد. در واقع می توان گفت «توفان قاطعیت» سعودی ها علیه یمن عملا از واقعیت منطقه یعنی اقتدار جمهوری اسلامی ایران و هزیمت ذلت بار عربستان رونمایی کرد.

نقش ویژه رهبری معنوی جنبش انصارالله در انسجام انقلابیون

از سویی؛ رفتار هوشمندانه «سید عبدالملک الحوثی» رهبر جنبش انصارالله یمن، چنانچه از ابتدای حرکت انقلابی علیه علی عبدالله صالح دیکتاتور سرنگون شده یمنی ها مشهود بوده در این برهه و در جریان تجاوز سعودی به خاک یمن نیز تا حدود زیادی معادلات نیروهای ائتلاف و به ویژه عربستان را به هم زده است. وی در قامت رهبر انقلابیون یمنی بارها در اظهارات خود بهانه دفاع از امنیت قومی ـ عربی برای تجاوز به یمن را ادعایی باطل و عاری از صحت و تمسخر آمیز دانسته و گفته است: «آمریکا و اسرائیل در رأس تجاوز به یمن قرار دارند و نظام سعودی سرباز و خادم آمریکایی‌ها است و هر منطقه‌ای که در یمن هدف قرار می گیرد، از سوی آمریکایی‌ها تعیین شده و با نظارت آنان بمباران می‌شود و لذا آنان هم در ریختن خون مردم یمن شریک هستند.»

تبلور ذلت سعودی در برابر حزب الله و محور مقاومت

نکته مهم دیگری که در خلال این تجاوز آشکار و وحشیانه علیه مردم مظلوم یمن قبال ارزیابی است، تجمیع نیروهای ضد صهیونیستی، ضد آمریکایی و ضد سعودی در منطقه زیر لوای جمهوری اسلامی ایران و بازوان قدرتمند آن از جمله حزب الله لبنان است که بیش از پیش حاکمیت عربستان و دیگر دیکتاتورهای منطقه را نزد ملت ها زبون و ذلیل ساخته است. در همین باره روزنامه «السفیر» چاپ لبنان چندی پیش در مطلبی تأکید کرد: «عربستان مستقیماً با حزب الله درگیر نمی شود، بلکه از طریق متحدان خود خصوصاً تشکّل سیاسی «المستقبل» وارد عمل می شود چرا که توان این کار را ندارد. این در حالی است که حزب الله علناً به انتقاد از عربستان می پردازد و انتقاداتش را در لفافه نمی گوید و مستقیماً به آل سعود حمله می کند. سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان یک بار هنگام انتقاد از عربستان گفت که سخنانش را می گوید هر چند این سخنان پیامدهایی داشته باشد. این گفته نصرالله نشان می دهد که درخصوص عربستان تعارف را کنار  گذاشته و از پادشاهان این کشور خصوصاً ملک عبدالعزیز بنیانگذار نظام آل سعود به طور مستقیم و علنی انتقاد می کند.»

در واقع حزب الله در قبال نظام آل سعود، هوشمندانه و البته مقتدرانه سیاست «شکستن هیبت و عظمت» را در پیش گرفته زیرا در چند سال گذشته تلاش هایی برای تضعیف محورهای مقاومت منطقه یعنی لبنان، سوریه و ایران خصوصاً حزب الله انجام گرفته است. گویا حزب الله می خواهد این پیام مستقیم را به عربستان برساند که زمان سکوت طولانی در قبال اقدامات خصمانه آل سعود در لبنان و همچنین ضد لبنانی های مقیم کشورهای حاشیه خلیج فارس پایان یافته است. سید حسن نصرالله در سخنرانی های اخیر خود علل و عوامل انتقاد صریحش از آل سعود را بیان کرده و گویا وارد جنگی تمام عیار با عربستان شده است جنگی که فقط اسلحه کم دارد.

سقوط و حذف حاکمیت وهابی ها از سرزمین وحی

بر اساس آنچه گفته شد؛ پیش بینی ها و ارزیابی عموم صاحبنظران مسائل سیاسی و نظامی منطقه نشان از آن دارد که عربستان سعودی به تدریج در حال غرق شدن در شن های روان و داغ یمن است و این روزها گرچه به ظاهر با یمن می جنگد اما سخنگوی نیروهای نظامی عربستان هر روز از تلفات ارتش این کشور در جنگ یمن سخن می گوید و تازه این در حالی است که گروه انصارالله برای پاسخگویی به حملات سعودی هنوز از موشک ها و توپ های دوربرد خود استفاده نکرده است! و رهبر انقلابیون یمنی در سخنرانی های خود نیز به هیچ عنوان بحث یا طرحی برای سازش به میان نیاورده و به هیچ وجه نه امتیازی داده و نه از مواضع خود عقب نشینی کرده است و البته هیچ نشانه ای هم از ترس در او به دلیل حملات شدید هوایی ضد یمن قابل مشاهده نبوده است. او در تمام این سخنرانی ها به آیات قرآنی استشهاد کرده و تنها از خداوند درخواست یاری کرده و از ستم و تجاوزها در حق مردم یمن سخن گفته و خواستار پایداری مردم شده و تاکید کرده است که تکیه گاهش تنها خداوند است اما دشمنان یمن بر آمریکایی ها تکیه می کنند. این ها همه نشانه هایی است از آنچه رهبر معظم انقلاب نیز در سخنرانی چندی پیش خود بدان اشاره کرده و فرمودند: «در این ماجرا بینی عربستان به خاک مالیده خواهد شد.»

محمد قادری(کارشناس حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل)

وبگردی