قریشی: سعودی در هرحال به یمن حمله می کرد/ همزمانی حمله با تفاهم لوزان پیامی به ایران و آمریکا بود

انصارالله یمن,ایران و عربستان,یمن,عربستان

سفیر پیشین ایران در صنعاء با بیان دلایل اهمیت یمن برای ایران، دخالت کشورمان در اوضاع داخلی این کشور را نادرست خواند ، وی همچنین همزمانی حمله عربستان به یمن را ما به ازای بیانیه لوزان تلقی کرد.

زهره نوروزپور: بحران یمن وارد سومین ماه خود می شود. با وجود اعلام آتش بس های متعدد، رژیم آل سعود بارها آن را نقض کرده است و با قدرت هرچه تمام تر علیه این کشور یکه تازی می کند. در این اثنی اعراب در ادعایی واهی  ایران را متهم به دخالت امور داخلی یمن می کنندکه با واکنش تند مقامات ایران مواجه شده اند. اما سفیر پیشین کشورمان در صنعا می گوید : « ادعای دخالت ایران در امور یمن از اساس نادرست است و روابط این دو کشور به عهد باستان و حتی بعد از اسلام باز می گردد و پیشینه تاریخی و مذهبی دارد». همچنین سفیر کشورمان با اشاره به همزمانی حمله عربستان به یمن با مذاکرات لوزان بیان کرد : « همزمانی حمله عربستان به یمن ،ما به ازای بیانیه لوزان بود».

برای مباحث ذکر شده و بررسی و تحلیل نقش آمریکا، روسیه و اعراب منطقه در بحران این کشور ، و اینکه موضوع تجزیه تا چه اندازه ممکن است دامن این کشور را بگیرد؟ و در اخر اینکه اساسا چرا این کشور عربی برای ایران حائز اهمیت است؟ با سید اصغر قریشی سفیر پیشین کشورمان در صنعا که میهمان ما در کافه خبر بودند به گپ و گفت نشسته ایم ، مشروح آن را از نظر می گذرانید؛


چرا یمن برای ایران مهم است؟ ادعای رسانه های عربی و بیگانه را مبنی بر دخالت ایران در امور یمن چگونه ارزیابی می کنید؟
چنین ادعایی قطعادرست نیست، ایران هیچ دخالتی در امور یمن ندارد و تمایل ملت یمن به ایران و بالعکس ریشه های عمیق تاریخی، فرهنگی و مذهبی دارد و باید علل اهمیت یمن و ایران را برای یکدیگر در همین پیشینه تاریخی و مذهبی جستجو کرد که اگر شما تمایل داشته باشید پیش از ورود به مباحث روز یمن قدری درباره این ریشه ها توضیح دهم.

بفرمایید. آیا این درست است که یمن روزگاری بخشی از سرزمین ایران یا پارس بوده است یا حکام آن را ساسانیان انتخاب می کرده اند؟
واقعیت این است که رابطه کشورمان با یمن به قبل از اسلام و به زمان ساسانیان بر می گردد.  این جریان مسبوق به سابقه شکنجه مسیحیان آن منطقه توسط یهودیان بوده است. یمنی ها از امپراتوری روم درخواست کمک می کنند و آنها در پاسخ، این موضوع را به متحد خودشان در حبشه و اتیوپی ارجاع می دهند. یمن از دست یهودیان آزاد می شود و حکومت یمن به دست حبشیان می افتد و حاکمی از سوی حبشه سکان حکومت بر یمنی ها را به دست می گیرد و حاکم یمنی که سیف بن ذی یزن نام داشته را از قدرت برکنار می کنند .( داستان ابرهه مربوط به همان دوران حکومت  مسیحی ها در یمن است).  سیف بن ذی یزن برای طلب کمک به دربار ساسانی می رود. پادشاه ساسانی، انوشیروان لشکری به یمن برای جنگ با حبشی ها اعزام می کند و در نهایت حاکم حبشی  یمن شکست می خورد. سیف بن ذی یزن با حمایت دربار ساسانی دوباره حاکم می شود و پس از مرگ وی حاکمانی از سوی دربار ساسانی بر یمن حکومت کرده اند. این اشاره ای کوتاه و گذرا به  تاریخ یمن قبل از اسلام بود و موضوع روابط تاریخی ایران و یمن بسیار گسترده است که در اینجا مجال گفتن آن نیست اما به طور اجمال نشان می دهد که ریشه این روابط کجاست.

روابط ایران و یمن پس از اسلام چگونه بود؟
رابطه و مناسبات ایران و یمن بعد از ظهور اسلام هم ادامه داشت . زمانی که پیامبر اکرم (ص) مبعوث شدند، فرمانروایی از جانب ساسانیان  به نام باذان بر یمن حکومت می کرد . وقتی نامه پیامبر اکرم (ص) برای دعوت به اسلام به دست خسروپرویز پادشاه ایران رسید، به باذان حاکم ایرانی یمن نامه نوشت و از او خواست  پیامبر را دستگیر کرده و به ایران بفرستد. هیئتی از جانب باذان به جانب مدینه و پیامبر(ص) می رود که داستان آن در تاریخ مشهور است که رسول اکرم (ص) از آن هیئت با گشاده رویی استقبال می کند و به آنها می گوید فردا بیایند و آنها وقتی فردا مراجعه می کنند پیامبر آنها را مطلع می کند که خسرو پرویز کشته شده است و می فرمایند که آنها بازگردند و این خبر را برای حاکم خود ببرند. وقتی این پیام به باذان می رسد و صحت آن مشخص می شود، باذان و به تدریج مردم یمن تحت تاثیر این واقعه قرار می گیرند و این شروع تحولات در یمن و  اسلام آوردن خود باذان و مردم یمن می شود.

این درست است که علی (ع) هم مدتی حاکم یمن بوده اند؟
حضرت علی (ع)  دورانی را به فرموده پیامبر (ص) به یمن می روند تا مردم این کشور را به اسلام دعوت کنند و آنها را با احکام و معارف دین آشنا کنند. ایشان مدتی در یک خانه محقر که متعلق به پیرزنی در صنعا بود سکنی می گزینند و بعدها در آنجا مسجدی ساخته می شود که هم اینک آن مسجد در کنار مسجد جامع صنعا وجود دارد. لذا خود این موضوع که اسلام در یمن از طریق حضرت علی (ع) رواج پیدا کرده تاثیر زیادی درگرایش مردم یمن به اهل بیت داشته است. حتی زمانی که امام حسین (ع) به سمت کربلا عزیمت می کنند ابن عباس خطاب به امام می گوید به یمن برو که آنجا پیروان و شیعیان پدرت هستند و از شما حمایت می کنند.

درجریان قیام زید بن علی نیز حمایت هایی از سوی ایرانی ها از زیدی ها بعمل آمد
ارتباط و نزدیکی زیدی های ایران و یمن هم موضوع ریشه داری است. در زمان حکومت بنی امیه که شیعیان بسیار ناراضی بودند زید در سال 122 قمری در کوفه علیه بنی امیه قیام کرد. بعد از زید هم یحیی پسرش بود که در خراسان قیام کرد و شهید شد. وقتی یحیی در ایران شهید شد در آن سال هر نوزاد پسری که به دنیا می آمد یحیی نامگذاری می شد. مردم ایران از حکومت بنی امیه ناراحت بودند و از یحیی حمایت می کردند. حتی قیام ابومسلم خراسانی هم ادامه جریان زید و یحیی بود.

زیدی ها چند امامی هستند؟ آیا آنها معتقد به امام قائم بالسیف هستند و هرکسی را که این شرط را داشته باشد امام می دانند؟
در پاسخ این سؤال ابتدا باید مشخص شود منظور ما در این سؤال از امام چیست و آیا منظور ما از امام تعریفی است که شیعیان اثنا عشری یا دوازده امامی از امام دارند؟ اگر این باشد باید گفت زیدی ها سه امام اول شیعیان امامیه را به عنوان امام بر طبق تعریف خود می شناسند زیرا که از نظرشیعیان زیدی امام کسی است که ضمن داشتن شروط امامت از لحاظ علمی و اجتهاد و دعوت به خود قیام به سیف کند یعنی برای تشکیل حکومت اسلامی در صورت ضرورت مبارزه مسلحانه کند. طبق گفته نماینده انصار الله در سخنرانی خود در دانشگاه تهران، شرایط امامت همان شرایط ولی فقیه است به اضافه شرطی که انها می گویند امام باید از فرزندان حسنین(ع) باشد یعنی از سادات حسنی یا حسینی، ناصر اطروش امام زیدی های ایران در اوایل قرن سوم هجری از سادات حسینی بود. امامان زیدی های یمن بیشتر سادات حسنی هستند. امام از نظر آنها کسی است که قیام به سیف کند. ناصر اطروش در طبرستان در حدود سال 300 هجری در گیلان و طبرستان تشکیل حکومت داد قبل از آن در طبرستان قاسم بن ابراهیم طباطبا به عنوان امام شناخته شده بود. در تاریخ ایران از آنها به عنوان علویان طبرستان یاد می شود، که همان شیعیان زیدی هستند. و در تاریخ زیدیان همواره، عده ای از علمای زیدی یمنی و علمای زیدی ایرانی میان دو کشور تردد داشته و اقامت گزیده اند.  در طول تاریخ  زیدیه مواردی وجود داشته که زیدی های یمن امام زیدی ایرانی داشته اند و یا بالعکس ایرانیان زیدی، خصوصا در طبرستان ( مازندران و گیلان امروزی) امام زیدی یمنی داشته اند. بنا بر این شمار امامان زیدی محدود به تعداد معینی نیست و امامت همچنان می تواند ادامه داشته باشد.

از زیدی های طبرستان ایران بیشتر بگویید
در طبرستان دو طایفه زیدی به نام های طایفه قاسمی ها منتسب به قاسم بن ابراهیم طباطبا و طایفه ناصری ها منتسب به  ناصر اطروش حضور داشتند و در زمان ناصر اطروش که از امامان بزرگ زیدی و صاحب حکومت زیدی در طبرستان بود فتوایی صادر شد که زیدی های ایران می توانند برای کمک به یحیی هادی مؤسس دولت زیدی در یمن که در آن زمان امام زیدی ها در یمن بود به این کشور بروند. اکنون در صعده گورستان معروفی هست که به آن گورستان طبری ها می گویند و این ها همان کسانی هستند که برای کمک به یحیی هادی به این منطقه رفته بوده و در جنگ هایی که وی به ویژه بر ضد قرمطی ها داشته شرکت کرده و  کشته شده اند . این گورستان یکی از نشانه های روشنی است که بر وجود روابطی عمیق چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ مذهبی و عقیدتی میان زیدیان یمن و زیدیان ایران یا به تعبیر دیگر علویان ایران دلالت دارد.
از این رو کاملا روشن است که ارتباط میان ایران و یمن بسیار فراتر از مسائل سیاسی و یا نظامی است و در طول این 1200 یا 1300 سال این روابط به طور مستمر و ریشه دار وجود داشته و هر دو ملت از آن تاثیر و تاثر پذیرفته اند.
 
برگردیم به اوضاع امروز یمن، به نظر شما موضع انصار الله در قبال عربستان چگونه است؟ آیا آنها در موضع ضعف هستند یا قدرت؟
برای بررسی این سوال اول باید ارتش یمن و ساختار یمن را شناخت. یمن کشور قبایل است و همین موضوع در خصوص ارتش هم صدق می کند یعنی ارتش این کشور هیچگاه یکپارچه نبوده و زیر نفوذ قبایل و عشایر بوده است. قبایل هم در یمن ساختار خاص خود را دارند. همیشه قبیله نفوذ وتسلط خود را بر حکومت داشته است. مجلس نمایندگان یمن هم از ساختار قبایلی یمن جدا نیست. رئیس قبلی مجلس نمایندگان یمن ، شیخ عبدالله بن حسین الاحمر رئیس بزرگترین قبیله به نام اتحادیه قبایل حاشد یمن بود. قبایل بسیاری در یمن وجود دارد اما دو اتحادیه قبایل مهمترین انها هستند. قبایل حاشد و قبایل بکیل.

زیدی ها در کدامیک از این قبایل هستند؟
زیدی ها در قبایل پراکنده هستند ولی در حزب تجمع اصلاح و قبایل متحد آنها نیستند زیرا آنها اخوانی و سلفی هستند. زیدی ها بیشتر در حزب مؤتمر هستند. این ها مقدمه ای بود بر اینکه بگویم ارتش یمن ساختار قبیله ای دارد و هر عضوی از ارتش دارای وابستگی های شخصی(وابستگی به فرماندهان)، مذهبی، قبیله ای و منطقه ای است و هرکس منافع خودش را دارد و هیچوقت یکپارچه نیست.  فروپاشی ارتش در خلال بهار عربی اتفاق افتاد، به خاطر شخص بود که به نظر می رسید ارتش یک پارچه است. ولی در عمق، گسستگی وجود داشت.  در زمان صالح  و حتی تا همین هشت ماه پیش، سرلشکر علی محسن الاحمر فرد قدرتمند ارتش یمن بود. الان در عربستان به سر می برد با سعودی ها متحد شده و قصد دارد برای حکومت به یمن بازگردد.  علی محسن الاحمر اخوانی سلفی است، رقیب علی عبدالله صالح و دشمن زیدی ها محسوب می شود.  علی عبدالله صالح همیشه نگران بود علی محسن برعلیه  او کودتا کند. بنابراین برای اینکه از شر این ژنرال خلاص شود وی را  به صعده فرستاد تا با زیدی ها بجنگد که هم زیدی ها را سرکوب کند و هم احیانا اگر شانس با او یار بود خود الاحمر هم توسط زیدی ها کشته شود.با توجه به تعلقات و وابستگی های مختلف اعضای ارتش، این جنگ های داخلی باعث شد انسجام واقعی در ارتش به وجود نیاید. علی عبدالله صالح شش جنگ بر ضد زیدی ها در صعده یمن تحمیل کرد و در این مدت ارتش خسته و فرسوده شد و خیل عظیمی کشته بر جای گذاشت. ارتش هم ارتشی بود که برای شمال یمن بود و عمده آن را زیدی ها تشکیل می دادند. خیلی از همین ارتشی ها حاضر نبودند به جنگ زیدی ها بروند. ارتش به شدت دچار فساد مالی و اداری بود حقوق سربازان را فرماندهان می گرفتند. سالی 600 میلیون دلار بودجه بخش تدارکات ارتش بود که حیف و میل می شد. ارتش به خاطر همین فساد گسترده و تعلقات قبیله ای که در ارتش وجود داشت، دچار از هم گسیختگی شد.

الان ارتش عملا طرف کیست؟
از زمان بهار عربی ارتش تقریبا از هم پاشید و الان به سه بخش تقسیم شده است. عده ای به علی عبدالله صالح وفادار مانده اند و از او فرمان می برند.  بخش دوم اخیراً  به عبد ربه منصورهادی اعلام وفاداری کرده اند و بخشی هم با انصار الله هستند و آنها را یاری می کنند.

 آیا این حرف درست است که انصارالله با صالح ائتلاف کرده اند؟
این اتهامی است که الان متوجه زیدی ها شده است.  این خیلی واقعیت ندارد شاید عملا اتفاقی افتاده که ارتش طرفدار صالح، یا بخشی از ارتش با انصار الله از دوسال پیش همکاری داشتند تا به یک هدف مشترک دست پیدا کنند اما اینکه صالح با رهبر انصارالله نشسته باشند و  قرار و مدار ائتلاف و اتحاد گذاشته باشند از هر دوطرف تکذیب شده است. خیلی روشن است گاهی در صحنه عملی و در میدان عمل چند گروه متعارض یک هدف مشترک دارند و ناگفته و نانوشته در مسیر آن هدف با یکدیگر همراه می شوند. این به معنی ائتلاف و اتحاد میان آنها نیست.

انصارالله سوای از دشمن خارجی که عربستان است در داخل با چه کسانی در جنگ است؟
در حال حاضر در یمن مثلثی وجود دارد که  یک راس آن علی عبدالله صالح،  راس دیگر علی محسن الاحمر و راس سوم آن عبد ربه منصورهادی است. در عمل همه این ها به همراه قبایل طرفدارشان بر ضد انقلاب مردمی یمن هستند و انصارالله  و بلکه مردم یمن برای پیروزی کامل ناچار از مواجهه با این جریانها هستند. علی عبدالله صالح آن دو راس دیگر مثلث را رقیب خود می داند چراکه معتقد است سقوطش در زمان بهار عربی نتیجه اقدامات و توطئه های محسن الاحمر و همین طور معاونش منصورهادی بوده است که پس از او رئیس جمهور شد. الان صالح، قصد انتقام از انها را دارد. محسن الاحمر رقیب منصور هادی هم محسوب می شود هادی او را یک مزاحم قلمداد می کند. محسن الاحمر در سه سال گذشته از لحاظ اقتدار فرد شماره یک در یمن بوده است که بعد از برآمدن انصارالله این ژنرال کهنه کار به قطر، بعد ترکیه و در اخر به عربستان فرار کرد، زیرا آگاه بود که اولین هدف انصارالله است. در حال حاضر گفته می شود علی محسن الاحمر به عنوان وابسته نظامی در سفارت یمن در عربستان مشغول شده است. اما منصور هادی به آلت دست و عروسک خیمه شب بازی سعودی ها تبدیل شده است.

اطلاق کلمه حوثی ها  به زیدی ها درست است؟ رسانه های همسو با جریان ضد مقاومت بیشتر از آنکه روی انصارالله تاکید کنند بر روی واژه حوثی ها تاکید دارند.
این اطلاق و استفاده از لفظ حوثی ها برای مخاطب قرار دادن جریان انصار الله درست نیست و تعبیری است که بیشتر مخالفین انصارالله آن را به کار می برند و هدفشان شخصی کردن این جریان است.  حوث نام یک شهری است بین صعده و صنعا که خانواده بدر الدین الحوثی پدر عبد الملک الحوثی رهبر انصار الله منتسسب به آن هستند. اینکه یک جریان و یک قیام را به حوثی ها منتسب کنیم و انقلاب نهضت مردم یمن را شخصی کنیم این درست نیست. انصار الله یک سازمان سیاسی نظامی است که متشکل از زیدی ها و سایر مذاهب شیعه است حتی برخی غیر شیعیان مثل شافعی ها هم الان در انصارالله حضور دارند و مردم عادی یمن هم از آنها حمایت می کنند چرا که به دنبال پیروزی انقلاب خود هستند و این مهم را در حمایت و دنباله روی از انصارالله می دانند.

سوالی که پس از حمله نظامی سعودی به یمن و مواضع انصارالله مطرح شده این است که آیا  انصارالله می توانست پاسخ نظامی به عربستان بدهد؟ اگر می توانست چرا پاسخی نداد؟
انصارالله پاسخ را داده است . نماینده انصارالله در تهران چندی پیش در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در پاسخ به این سوال گفت:  عربستان در پی این است که به جهانیان و جهان اسلام القاء کند که انصارالله به دنبال حمله و بمباران حرمین شریفین است و با این ترفند در صدد است جهان اسلام را علیه انصارالله و یمن متحد کند. وی گفت اگرپاسخ ما به سعودی ها نظامی بود ، تمام جهان اسلام را علیه ما متحد می کرد. تحلیلگرهای دیگر هم صحبت نماینده انصارالله را تایید می کنند. هوشمندی انصارالله در همین است که پاسخ نظامی به عربستان نداد. انصارالله در این مدتی که عربستان مرتب بمباران کرده است، در زمین کار خود را انجام داده است ، قصد دارد که تکلیف داخل را یکسره کند و تا پیروزی کامل انقلاب و پاکسازی عناصر القاعده و وابسته به دیکتاتوری پیش برود. همین طور به سمت شهرهای دیگرپیشروی می کند. قصد انصارالله این است که داخل را علیه سعودی یک پارچه کند که در داخل مشکل نباشد تا اگر مذاکره ای انجام شد دست برتر را داشته باشد چرا که در مذاکرات دست برتر با کسی است که در زمین تسلط دارد نه در هوا.

تحلیلی که بیش از حمله عربستان به یمن در محافل دیپلماتیک مطرح بود این بود که انصارالله نباید عدن را تصرف کند چرا که باعث می شود عربستان دست به حمله نظامی بزند. اما برخی مقابل این تحلیل می گفتند که عربستان به هیچ وجه حمله نخواهد کرد.
آنهایی که می گفتند عربستان به هیچ وجه حمله نمی کند، اهمیت و حساسیت یمن را برای عربستان جدی نمی گرفتند. یمن برای عربستان بسیار استراتژیک و مهم است، عربستان یمن راحیاط خلوت خود می داند تا حدی که پرونده یمن در عربستان دست وزیر کشور است. عربستان امنیت یمن را   امنیت خود اعلام کرده است. سعودیها تصور می کنند این دو میلیون یمنی که در عربستان هستند اینها می توانند برای آنان یک خطر امنیتی باشند.
اما اینکه چرا انصارالله عدن را تصرف کرد پاسخ روشنی دارد. آنها هم تمایل نداشتند به سمت جنوب بروند. بعد از اینکه منصور هادی به عدن فرار کرد، عربستان آن منطقه را به یک پایگاه بر ضد انصارالله و کل یمن تبدیل کرد و قصد داشت انجا را پایتخت جدید اعلام کند و از آنجا تجهیز نیروی زمینی برای مبارزه با انصارالله را آغاز کند.
از سوی دیگر به هرحال نباید فراموش کرد که بین عربستان و انصارالله موازنه قدرت وجود ندارد. عربستان هرمقدار سلاح سنگین و پیشرفته و مرگبار که بخواهد در اختیارش قرار می دهند. در حال حاضر ارتش یمن و انصارالله  هواپیما دارند ولی همه آنها قدیمی هستند با یک ارتش از هم گسیخته بدون ابزار، در ثانی اگر هم بر فرض موشک هم داشته باشد، قصد پرتاب به سمت عربستان را ندارند. انصارالله دنبال این است که عربستان  را به حمله زمینی بکشاند زیرا در جنگ زمینی برتری و پیروزی با انصارالله است.

آیا فکر می کنید عربستان دست به حمله زمینی می زند؟
 خسارات حمله زمینی را نظامیان و کارشناسان عرب و غیر عرب بسیار سنگین برآورد کرده اند.خسارت سنگین برای هرکسی که بخواهد به یمن حمله زمینی کند. یمن باتلاق عربستان خواهد شد. 25 میلیون جمیعیت دارد وهمه مردم مسلح هستند. به طور متوسط  هر شهروند یمنی دو الی سه اسلحه سبک و متوسط دارد. انصارالله هم که ارتش و انبار سلاح را در اختیار دارد. شمال یمن کوهستانی است . منطقه یی که عربستان در حال حاضر بمباران می کند صنعا است، که آن قسمت هم تماما کوهستانی است. برای یک دولت خارجی که بخواهد وارد منطقه کوهستانی شود، پیروزی بسیار دشوار است. مصر در زمان جمال عبد الناصر از سال 62 تا 70 میلادی به مدت هشت سال در جنگ داخلی یمن درگیر بود و نتوانست پیروز شود. ناصر هفتاد هزار نیرو در آنجا پیاده کرد اما نتوانستند کاری از پیش ببرند. فرمانده نظامی وقت مصر در یمن و همین طور فرمانده وقت مصر در جنگ کویت اخیرا اظهار نظر کرده اند که محال است که یک دولت خارجی وارد یمن شود و پیروز بازگردد. طرف یمنی در کوهستان جنگ چریکی می کند اما طرف خارجی دارای ارتش منظم است . اهالی یمن مسلح و قبیله یی در سرزمینی کوهستانی هستند، وجب به وجب خاک یمن برای یک ارتش خارجی حکم میدان مین را دارد. همه این عوامل باعث شکست طرف خارجی در جنگ زمینی می شود.

اگر انصارالله عدن را نمی گرفت چه می شد؟
ما با چه فرضی این را می گوییم؟ در چه مرحله ایی؟  در چه مقطعی؟ آیا با فرض اینکه منصورهادی به عدن رفته است می گوییم؟ که چرا انصارالله رفت سمت عدن این خیلی مهم است ، چون حوادث یمن پشت سر هم اتفاق افتاد و مجال پیگیری و تحلیل نمی داد. منصور هادی رفت به عدن و فردای آن روز یا همان روز عربستان سفیرش را به عدن فرستاد برای ملاقات با هادی و رایزنی ها برای نابودی انصارالله. فرار منصور هادی از صنعا به عدن با توطئه و مقدمه چینی عربستان، قطر و امارات بود. آنها قبایل را هماهنگ کردند که منصور هادی وارد عدن شود و آنجا را تبدیل به یک پایگاه نظامی کنند. این پایگاه شامل قبایل حامی منصور هادی بود و در انجا قصد داشتند ارتشی تشکیل دهند و به وفور سلاح و تجهیزات به این قبایل برسانند و اگر لازم شد از همانجا حملات هوایی را علیه انصارالله انجام دهند. در زمان فرار هادی و طرح آنها برای ایجاد پایگاه در عدن، ویژگی مثبتی که برای عربستان داشت این بود که زمین دراختیارشان بود زمینی که الان آنها از دست داده اند. و برای همین عربستان دست آوردی ندارد.

درواقع شما معتقدید عربستان در هر صورت حمله می کرد؟
عربستان قصد داشت صنعا را بگیرد و از طریق پایگاه عدن به صنعا برسد بله به نظر من چه انصارالله عدن را می گرفت و چه نمی گرفت حمله قطعی بود . الان تفاوت این است که انصارالله دست برتر را دارد چرا که زمین را از چنگ رقیب در آورده و آنها فقط هوا را دارند. اما در آن موقع آنها هم هوا را داشتند و هم زمین را و این خیلی خطرناک بود.

مادامی که عربستان یمن را بمباران می کند به نظر شما قوای انصارالله از بین نمی رود؟
آنها صدمه می بینند، ولی شکت نمی خورند. عربستان تا الان دستاورد سیاسی نداشته است. انصارالله و مردم یمن حذف شدنی نیستند. الان دست برتر در زمین با انصارالله است.
 
ما می گوییم عربستان در باتلاق است و شکست خورده است اما آیا این واقعیت را خود سعودی هم می دانند؟ موضع آمریکا در این مهلکه چیست؟
واقعیت این است که جنگی که سعودی آغاز کرده است سرانجام خوبی ندارد. امریکایی ها هم گرچه ظاهرا حمایت می کنند ولی تماما مواضعشان با عربستان یکی و منطبق نیست. بله امریکا از حمله حمایت می کند ولی تا کجا؟ آیا تا هر جایی که عربستان می رود آنها هم می روند؟ پشت صحنه کاری نمی کنند؟ عاقبت باید کار به پای میز مذاکره برسد، یعنی طرفین باید مذاکره کنند و راه حل سیاسی پیدا کنند.

شما چقدر محتمل می دانید که انصارالله اراده کند و پاسخ سنگینی به عربستان دهد؟
حمله موشکی و امثال آن در برنامه انصارالله نیست .من خبر از اهداف انها ندارم ولی با شناختی که دارم آنها پاسخ نظامی سنگین به گونه ای که سعودی ها از آن بهره برداری سیاسی کنند، نمی دهند. زیرا طرف مقابل جبهه برابری ندارد.عاقلانه نیست. وقتی برابر نیستند اگر آنها حمله موشکی کنند صد برابر همین حملات را پاسخ می گیرند و بدتر از همه جهان اسلام را علیه انصارالله متحد می کنند و آنها را متجاوز به حرمین شریفین نشان می دهند. استراتژی انصارالله فعلا این است که کل یمن را بگیرد و یمن را از القاعده پاکسازی کند.

با حساب اینکه ایران با انصارالله پیوندی معنوی از دیرباز داشته است درحال حاضر وظیفه کشورمان در قبال یمن چیست؟ در وضعیتی که سعودی ها هم خیلی علاقمندند پای ایران را به این جنگ بکشانند.
به نظرم دیپلماسی باید فعال شود. دیپلمات ها باید راهی پیدا کنند برای خاتمه جنگ. میانجی ها در منطقه باید فعال شوند کشورهایی که در منطقه متحد ما هستند با کمک سازمان ملل میانجیگری کنند و ما هم کمک کنیم منتهی با این روند عربستان مشکل خواهد داشت. عربستان تا الان نشانه ایی دال بر پایان جنگ نداشته است و به نظر می رسد حاکمان جدید خیلی اهل تعامل و مذاکره نباشند.

کمی پیرامون اختلافات پدید آمده بر سر بحث شش اقلیم توضیح بدهید
بحث تبدیل شدن یمن به شش اقلیم در کنگره گفتگوی ملی، که یک سال طول کشید همراه با بحث کمیته تدوین قانون اساسی مطرح شد. انصارالله و جنوبی ها همان موقع مخالفت خود را اعلام کردند چون سازو کار به گونه ای بود که سهمی از قدرت به آنها نمی رسید و عملا آنها را از همه چیز محروم کرده بودند. بعد از اینکه انصار الله قدرت را در صنعا به دست گرفت ، منصور هادی و کشورهای شورای همکاری و عربستان شدیدا به دنبال طرح شش اقلیم بودند و پیش نویس قانون اساسی را در امارات بازنویسی کردند. خود این یک سوال است که چرا آن را در یمن ننوشتند؟ در پیش نویس قانون اساسی، شش اقلیم را گنجانده بودند. رئیس دفتر منصور هادی، احمد عوض بن مبارک در حال اقدام روند به تصویب رسیدن پیش نویس قانون اساسی بود که انصارالله مانع شد. این پیش نویس در وهله اول باید به امضای هئیت دولت می رسید  بعد در مجلس این کشور و در آخر به آرای عمومی گذاشته می شد. آنجا انصارالله با بازداشت احمد عوض بن مبارک مداخله کرد که آنها می گویند انصارالله دست به آدم ربایی! زده است اما انصارالله از آن به عنوان بازداشت نام می برد. این آغاز بحرانی بود که در حال حاضر شاهد آن هستیم. جنگ انصار الله با ریاست جمهوری و حمله به مقر ریاست جمهوری بعد استعفای هیئت دولت، استعفای منصور هادی و در آخر تصرف مجلس. چرا انصارالله مجلس را تصرف کرد، زیرا استعفای رئیس جمهور باید در مجلس بررسی می شد، انصارالله آنجا را تصرف کرد به این دلیل که اگر با استعفا ی هادی موافقت می شد به صورت خودکار رئیس مجلس، رئیس جمهور موقت می شد و رئیس مجلس، یحیی راعی، از حامیان اصلی عبدالله صالح بود و انگار که عملا دوباره او به قدرت بازگشته است.  بنابراین یمن باز به سمت  قدرت گرفتن عبدالله صالح می رفت. اینجا انصارالله  با آن مقابله کرد. بعد از آن،  داستان بازداشت و حصر خانگی رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت پیش آمد، فرار منصور هادی به عدن و بعد تبدیل عدن به پایگاه نظامی علیه انصارالله. در واقع این ها مسائل و جریاناتی بود که انصارالله را ناخواسته به سوی عدن کشید.

آیا این درست است که عربستان طرح تجزیه یمن را نیز دنبال می کرد
عربستان و شورای همکاری خلیج فارس با تقسیم یمن به صورت دو اقلیم موافق نبوده و نیستند. آنها به دنبال شش اقلیم هستند. یعنی شش ایالت به صورت فدرال. هر ایالت در مسایل داخلی خود استقلال داشته باشد ولی به صورت فدرال اداره می شود. اما سهم زیدی ها از این تقسیم منطقه ای در اقلیم آزال بود که  شامل صنعا، عمران، ذمار و صعده است می شد. یک منطقه ای بین صعده و صنعا که زیر سیطره صنعا قرار می گیرد. درواقع زیدی ها دیگر قدرتی نداشتند و به همین دلیل مخالف طرح شش اقلیم بودند.

شما گفتید انصارالله با بمباران از بین نمی رود. جنگ زمینی هم که محتمل نیست. پس هدف عربستان از این بمباران ها و تخریب و کشتار چیست؟
گاهی خود تخریب و کشتار هم یک هدف می شود، البته از سر استیصال و ناچاری، سعودی اگر در نظر داشته باشد مهره خود را در یمن حاکم کند و  مثلا منصور هادی را دوباره به قدرت بازگرداند آیا این کار با تخریب و بمباران شدنی است؟ پاسخ منفی است.  عربستان در صنعا که هیچ، در عدن هم نمی تواند منصور هادی را دوباره حاکم کند. عربستان به این موضوع کاملا واقف است. به این نکته آگاه است که منصور هادی مهره ای سوخته است. فرض کنیم حالا همه چیز آماده شد و منصور هادی برای حکومت وارد صنعا شد حتی یک روز هم دوام نمی آورد. عربستان بیش از هرکسی به این امر آگاه است که نمی تواند گزینه خود را بر یمن حاکم کند زیرا به اخلاق مردم یمن واقف است و بهتر از هرکسی قوم و قبیله یمن را می شناسد.  باید دیپلماسی فعال شود. نماینده جدید دبیر کل سازمان ملل برای بحران یمن در حال حاضر در صنعا حضور دارد. مذاکرات بین طرف های مختلف باید در همان صنعا انجام شود. انصارالله هم حاضر است با همه گروه ها وارد مذاکره شود.

طرح صلح ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا انصارالله مذاکرات را می پذیرد؟
به نظرم طرحی که ایران ارائه کرد ، آتش بس و کمک های انسانی و گفتگوی ملی و تشکیل دولت فراگیر ملی.  دو بند آخر این طرح ، در راستای دیپلماسی است و بسیار خوب است.  گفتگوی ملی و تشکیل حکومت ملی. یعنی باید یک گفتگوی ملی صورت بگیرد که عربستان ساز مخالف می زند. انصارالله با مذاکره مخالف نیست با محل و شرایط مذاکره در ریاض مخالف است مثلا الان  عربستان خواستار این است که  در ریاض گفتگو صورت بگیرد و همانطور که دیدیم انصارالله حاضرنشد در گفتگوی ریاض کنار محمد بن نایف و محمد بن سلمان و گروه های مختلف به گفتگو و مذاکره بنشیند اما به احتمال زیاد حاضر است با قدرت در مذاکراتی که قرار است در ژنو برگزار شود شرکت کند.

نقش مصر را در این بحران چگونه تحلیل می کنید؟
مصر خیلی همراه عربستان نیست. مصر به خاطر کمک هایی که عربستان کرده است خیلی کمرنگ همراهی می کند. در نظر بگیریم که رسانه های دولتی و شخصیت های برجسته سیاسی مصر اجازه نقد عربستان و اعلام مخالفت خود را دارند. آنها به راحتی بدون مخالفت حکومت مصر مخالفت و انتقادهای خود را از سیاست آل سعود بیان می کنند.

درواقع رویکرد مزورانه در پیش گرفته است؟
مصر درائتلاف ضد یمن حضور دارد. اما مصر به دنبال تشکیل ارتش مشترک بود عربستان به دنبال طوفان قاطعیت. سعودی از مصر نیروی زمینی می خواست که با مخالفت مصری ها مواجه شد. به سراغ پاکستان رفت ، اسلام آباد روشن بیان کرد پرونده را به مجلس ارائه می دهند با علم به اینکه آگاه بودند نظر مجلس درباره ورود پاکستان به جنگ یمن منفی است. اما مصری ها این کار را نکردند. هم حضور دارند هم ندارند. مصری ها درخواست پرداخت فاکتور و هزینه بالای جنگ را کردند سعودی ها حاضر به پرداخت هنگفتی به مصری ها شدند اما باز آنها حاضر نشدند حضور خود را پررنگ کنند. از طرفی مصر تجربه جنگ با یمن را در نظر داشت.

موضع القاعده چیست مستقل است با عربستان هم پیمان است یا گوشه ایی نظاره گر است؟
القاعده در خارج از عربستان ابزار دست سعودی هاست اما در داخل عربستان سعودی اجازه فعالیت ندارد و این شامل یمن هم می شود. عربستان قبایل مخالف انصارالله را حمایت مالی تسلیحاتی ، لجستیک و هرجور حمایتی می کند. داخل قبایل کسانی هستند که از القاعده حمایت می کنند. قبایلی که در مأرب هستند در یک جبهه با القاعده هستند. بنابراین نمی توان تفکیک کرد. 

در مزر عربستان الان حوثی ها با سعودی ها می جنگند؟
بیشتر قبایل درگیر هستند. انصارالله هم هست ولی انصارالله  به درگیری در مرز معتقد نبود شنیدم که گفته بودند: قبایل می خواهند در مرز با سعودی ها بجنگند ما اجازه نمی دهیم.

صحبت هایی که راجع به بحاح می شود که انصارالله تا حدودی هم پذیرفته است چه اندازه صحت دارد؟
انصارالله  ممکن است با روی کار آمدن بحاح موافقت کند. او یک تکنوکرات است. ارتش و نیروی نظامی ندارد.  بحاح امور اجرایی دولت را به عهده می گیرد و از این منظر ممکن است گزینه مورد قبول انصارالله باشد چون  انصارالله از ابتدا نمی خواست خودش را درگیر امور اجرایی معیشتی کند.

انصار الله داعیه حکومت کامل را دارد؟ سهم خودش را چقدر می بییند؟
این قصد را نداشت ، می خواست با گروه های دیگر کار کند اما شرایط جور دیگری رقم خورد. عربستان و منصور هادی سهم انصارالله را قبول ندارند. اصلا قبول ندارند سهمی داشته باشد آنها می گویند انصارالله باید به صعده برود و کاری به سیاست و حکومت نداشته باشد، باید از صنعا و کلیه شهرهایی که در اختیار گرفته خارج و خلع سلاح شود.مشکل این است که آنها حاضر نیستند واقعیت های روی زمین را به رسمیت بشناسند. البته می گویند عربستان حاضر بود که انصارالله را حتی تا صنعا بپذیرد.

انصار الله برای خودش چه اندازه قائل است؟ آیا به دنبال باب المندب است؟
این ها  تبلیغات علیه انصارالله است . باب المندب را برای چه کار می خواهد؟ مگر کسی می تواند با باب المندب کاری کند یا بگوید آنجا را من تصرف کرده ام؟ آمریکا، انگلیس و فرانسه همه در جیبوتی هستند. اسرائیل هم هست. فرض کنید انصارالله در باب المندب هم مستقر شد چه می شود؟ اینکه مدام مطرح می کنند که انصارالله باب المندب را گرفته است و به دنبال تهدید باب المندب است این ها ایجاد ترس و هراس مصنوعی کردن نسبت به انصارالله است. حتی نویسنده مشهور مصری فهمی هویدی هم در مقاله ای به نقش اسرائیل در ایجاد این هراس افکنی اشاره کرده است و کاملا هم درست می گوید. فهمی هویدی در مقاله یی نوشته است : باب المندب را اسرائیلی ها مطرح می کنند. انصار الله قصد تهدید باب المندب را ندارد.

روس ها چه نقشی در یمن دارند؟
روس ها موضع خود را در قطعنامه نشان دادند. به نظرم آنها از رای ندادن به قطعنامه به عنوان یک ابزار استفاده می کنند. حاضر نیستند وارد درگیری شوند . باید در نظر گرفت که آنها با اعراب مناسبات خود را دارند و نمی خواهند زیاد وارد این مقوله شوند. چندی قبل در خبرها بود که یک کشتی اسلحه در حدیده پهلو گرفت که از اوکراین آمده بود. محموله کشتی اسلحه روسی بود. روس ها گفتند طبق قرارداد گذشته که با ارتش یمن داشته اند این محموله را ارسال کرده اند. آن موقع کارشناسان تحلیل کردند این سیلی روس ها به عربستان بود بر سر کاهش قیمت نفت. روس ها وارد نمی شوند زیرا می خواهند اگر در آینده بحث میانجیگری پیش آمد دخالت کنند و به این خاطر نمی خواهند خود را یک طرف قضیه نشان دهند. و دیگر اینکه روس ها رای قطعنامه را وتو نکردند انها رای ممتنع دادند که احتمالا به دلیل وعده هایی بود که عربستان به روس ها داده بود.
این وعده ها با قرارداد نظامی که روسیه با مصر داشته است ارتباطی دارد؟ زیرا مصرکه پولی ندارد اعراب باید این هزینه را پرداخت کنند این همان قراردی است که امریکا هم واکنش نشان داد و گفت هزینه این قرارداد را کدام کشور می خواهد تقبل کند؟
یمن برای روسیه چه نفعی دارد؟ ایران و یمن یک رابطه تاریخی، فرهنگی و عقیدتی دارند و این مهمترین عامل برای کشور ماست و مسائلی که با عربستان سعودی داریم. اما روسیه چه نفعی دارد فرق ما با روس ها در همین نکته است. این تحلیل می تواند درست باشد. روس ها همیشه نشان داده اند که دنبال منافع خود هستند.
 
حمله عربستان به یمن با مذاکرات هسته یی مرتبط بود؟
در حقیقت این حمله، به نظر می رسد ما به ازای تفاهم لوزان بود.  عربستان مخالف مذاکرات است و می خواهد تحریم ها به قوت خودش باقی بماند. عقیده دارد که تحریم ها باعث تضعیف روزافزون ایران می شود. همزمانی مذاکرات لوزان با حمله عربستان به یمن مهم است . در لوزان مذاکرات هنوز برقرار بود که سعودی ها حمله را آغاز کردند.

این همزمانی چه پیامی داشت؟
در حقیقت پیام آنها به امریکا بود. مبنی بر اینکه ما راضی به این مذاکرات نیستیم و نمی خواهیم به نتیجه مثبتی برسد و همچنان خواهان ادامه تحریم های سنگین علیه ایران هستیم. آنها نگران ایران بعد از تحریم هستند که قدرت اقتصادی آن بیشتر می شود. می گویند ما هم اکنون حریف ایران نیستیم چه رسد به روزی که تحریم ها برداشته شود. در جریان مذاکرات لوزان سعود الفیصل به سوئیس رفت و  با وزیر خارجه آمریکا ملاقات کرد. اما سعودی ها از این دیدار خرسند و راضی بازنگشتند و نشان دهنده این بود که سعودی ها در رابطه با مذاکرات بسیار آشفته هستند و مرتب به این روند اعتراض می کنند. آمریکا می خواهد به نحوی سعودی ها را آرام و رضایت آنها را جلب کند. زیرا سعودی ها احساس می کردند با این روندی که ایران و آمریکا در پیش گرفته اند امنیت آنها به خطر افتاده است و آمریکا برای اینکه به آنها نشان دهد همچنان عربستان در زیر چتر حمایت آمریکا است قول و قرار هایی به عربستان دادند و سعودی ها هم در پاسخ به یمن حمله کردند.
عربستان با این حمله به متحد و غیر متحد خود اعلام کرد که یمن برای ما مهم است  و پیامی به آمریکا که از این لحظه به بعد من کار خود را به تنهایی انجام می دهم ، در تاریخ سعودی این اولین بار است که عربستان به تنهایی اقدام نظامی مستقیم علیه کشور دیگری انجام می دهد. در جنگ هایی مانند جنگ صدام با ایران و جنگ کویت پشت جبهه حمایت مالی و لجستیک می کرد.

پیش بینی شما از آینده این جنگ چیست؟
جنگ یمن به این زودی ها تمام نمی شود زیرا تجربه نشان داده است که یمنی ها سال ها درگیر جنگ می شوند. انصارالله در قدرت می ماند و این ماندن به مذاکرات و شرایط زمینی بستگی دارد. اعتقاد من این است که انصار الله قابل حذف شدن نیست. می گویند خاورمیانه به جنگ کشیده می شود از نظر من بعید است.  امریکایی ها تمایلی به درگیری مستقیم در جنگ ندارند، در سوریه مشاهده می کنید امریکایی ها چه کاری از پیش بردند حتی نخواستند وارد خاک سوریه شوند. سوریه محکی است برای ارزیابی آمریکا. امریکا از عربستان در یمن حمایت می کند تنها به این خاطر که می خواهد انصارالله سرکوب شود. می خواهد یک موازنه قدرت ایجاد کند. حتی بعضی معتقد هستند این دامی است برای خود عربستان .

 31049

کد N839831