۰

برای جهان در حال تغییر چقدر آماده ایم؟

  • ۱۹بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایالات متحده آمریکا

این روزها را می شود گفت بهشت رسانه هاست. روزی نیست اتفاقی جدید در عرصه بین المللی توجه رسانه ها و افکار عمومی جهان را به خود معطوف نکند. جهان سیاست خیال آرامش و ثبات ندارد.

حمید احمدی:
این روزها را می شود گفت بهشت رسانه هاست. روزی نیست اتفاقی جدید در عرصه بین المللی توجه رسانه ها و افکار عمومی جهان را به خود معطوف نکند. جهان سیاست خیال آرامش و ثبات ندارد. نظام بین الملل امروز ما مدتهاست با نظم مسلط میانه خوبی ندارد. تروریسم که روزی دشمن دولت ها بود خود تبدیل به بهانه ای برای نزاع بین دولت ها شده و به تعبیری، دنیای روابط بین الملل در تئوری و عمل در حال تجربه کردن و آزمودن یک دور برگردان به جهانی جدید (هر چند برخی معتقد به بازگشت به جهان قدیم اند) است. تحولات، خاموشی نمی گیرند و هر روز از گوشه و کنار جهان و در راس آنها از خاورمیانه شعله های برافروخته آتش نزاع سر بر می آورد.

ملغمه ای از نظم های مختلف غالب در طول دهه های گذشته را می توان مشاهده کرد. شاخ و شانه کشیدن دو ابرقدرت بر سر مسئله اوکراین و زورآزمایی های چندماهه که به نوعی یادآور نظم جنگ سردی و موازنه قدرت در نظام بین الملل در این دوره بود و در نهایت خزیدن دوباره آن دو به مامن های خود از ترس احتمال وقوع نزاع بزرگ بین دو قدرت هسته ای که می تواند به چشم برهم زدنی هر آنچه بشریت در طول صدها سال کاشته است رو به باد فنا بدهند.

«تروریسم» که در همین چند سال پیش پدیده ای نو تلقی می شد، تعیین کننده معادلات بین المللی و منطقه ای شده است. مسیر «زایش»، «پرورش» و «تسلط» تروریسم بر معادلات بین المللی و منطقه ای بسیار نیازمند کارهای آکادمیک است. نظم های نسبی منطقه ای گذشته را بر هم ریخته و ائتلاف های جدید بین المللی-منطقه ای را شکل می دهد ولی همچنان جهان ناتوان از به سامان کردن اوضاعی است که تروریسم باعث و بانی‌اش تلقی می شود. تروریسم در مقیاس بین المللی و جهانی دروغی بزرگ بود که امروز رنگ و بوی واقعیت گرفته و در قامت و شکل و شمایل یک دولت، قدرت های نظامی منطقه ای شناخته شده را در برابر توان خود به زانو درآورده است. با پیشرفته ترین تسلیحات تولید شده در کارخانجات اسلحه سازی اروپا و آمریکا تجهیز شده و خشونت و وحشت را در دیدگان مردم جهان عادی کرده و هر روز همچون دولتی مسلط، با تکیه بر منابع مالی خود، نیروهای تازه نفسی را از سرتاسر جهان به خدمت می گیرند. ارتشی چند ملیتی از گوشه و کنار جهان، از بسته ترین نظام های سیاسی تا اروپای سبز و دموکراتیک ولی با افکار و اندیشه هایی مشابه و یکسان. و در این میان، به عنوان ناظر و شاهدی بر تحولات منطقه، نمی توان «حملات هوایی نیروهای موسوم به ائتلاف علیه داعش» را همزمان با «آموزش گروه های تروریستی در خاک ترکیه توسط واحدهای دیگر از همین نیروهای ائتلاف و گسیل آنها به داخل سوریه» را دید و لبخندی به تمسخر بر این دیالکتیک شگفت انگیر نزد.

«آمریکا» که روزی دخالت های نظامی اش امان از کشورها بریده بود این روزها خود را مواجهه با این سئوال از سوی کشورها می بیند که چرا آمریکا نقش رهبری اش را رها کرده است؟(آنگونه که رسانه های آمریکایی مدتی ست در حال ترویج آن هستند). موضوع «عدم تمایل» آمریکا به ورود به نزاع های منطقه ای تیتر اول و تحلیل بسیاری از رسانه های بین المللی شده است. متحدان چندین و چندساله خود را در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس در مواجهه با تهدیدات (به تعبیر این کشورها) به حال خود رها کرده و این پیام غیرمستقیم را به آنها می دهد که باید روی پای خود بیاستند. به آنها گوشزد می کند که به فکر «پیروزی و تسلط» بر منطقه نباشند و باید به «موازنه قدرت» مورد نظر واشنگتن در این منطقه تن دهند. این رویکرد آمریکا شاید «عدم تمایل» این کشور به اعمال رهبری نباشد، اما می توان بر آن عنوان «تغییر مدل اعمال رهبری» نهاد. شاید واشنگتن در حال تغییر مهندسی حضور خود در جهان باشد. ممکن است از نظر واشنگتن، خاورمیانه دیگر آن اهمیت گذشته و استراتژیک را ندارد؛ و شاید این کشور در جستجوی نقل و مکان به منطقه ای (یا مناطق) دیگر باشد که در راهبردهای کلان این کشور، با هدف بقای ابرقدرتی، از اهمیت بیشتری برخوردار باشند. دست دوستی به سوی کوبای پیر دراز می کند و به ادعای تحلیل گران جهان عرب، با ایران از در مدارا رفتار می کند؛ با این کشور به توافق تاریخی هسته ای نزدیک می شود و در ارتباط با تحولات منطقه ای، لحن و ادبیاتی را نسبت به ایران به کار می برد که برای کشورهای عرب منطقه آزاردهنده است و از آن بوی توطئه احساس می کنند. محدود کردن جهان مقابل آمریکا به چین و روسیه، متمرکز شدن بر مهار این دو قدرت نظامی و اقتصادی و پراکنده کردن متحدان منطقه ای این دو، با برقراری روابط با آنها، شاید بخشی دیگر از همین راهبرد آمریکای اوباما باشد. باید دید جمهوری خواهان (در صورت پیروزی در انتخابات 2016) از آنچه دمکرات ها در این هشت سال بنا نهاده اند، چگونه بهره خواهند برد.

پروراندن کشورهایی کوچک، ثروتمند، بلندپرواز و در عین حال حامی ایدوئولوژیک و مالی شبکه های تندرو و تروریسم و به شدت آسیب پذیر در مقابل تهدیدات و با نظام هایی کاملا بسته در خلیج فارس محصول بیش از سه دهه سیاست ایران هراسی واشنگتن است. سیاستی که به نظر می رسد روزهای پایانی خود را سپری می کند. و در این میان عربستان خود را بیش از هر کشور عرب خلیج فارس متضررتر می بیند. پس از دهه ها رخوت، تن به اصلاحاتی در تغییر هیات حاکمه پیر خود با هدف جلب رضایت نسل جوان و جدید این کشور می دهد تا عربستانی جسورتر را به نمایش بگذارد و در عین حال همزمان، با بداقبالی، نظاره گر این است که رقیب دیرینه (ایران)، در میانهی گردآب های منطقه ای خرامان خرامان و با شکوه و به تعبیر صاحب نظری انگلیسی، همچون شاهزاده های دنیادیده، سر بر می آورد تا دوباره جلال و شکوه تحلیل رفته خود را بازیابد.

جهان دستخوش تحولات گسترده شده و آبستن تحولات جدید است. همزیستی منفعت طلبانه و در عین مسالمت جویانه چند قدرت مسلط، گذشته دستخوش آشفتگی هایی شده است. قدرت های نوظهور (عمدتا اقتصادی) در بین دو راهی جهت گیریهای جدید این قدرت ها سردرگم مانده اند. از فردای جنگ سرد جهان نظم مسلطی را به خود ندیده ولی آنچه که مشهود بود همزیستی قدرت های مسلط و عدم تلاش برای تسلط فردی بر نظام بین الملل از سوی آنها با هدف افزایش منافع و کاهش آسیب ها و تهدیدات بود. زورآزمایی آمریکا و روسیه بر سر موضوع اوکراین، ظهور تمام قد و مسلط تروریسم، تحولات نشآت گرفته از این پدیده، نوع رویکرد و برخوردی که آمریکا با این تحولات در پیش گرفته و حتی توافق جامع ایران با پنج بعلاوه یک (که می تواند تحت تاثیر واکنش برخی از کشورهای منطقه، معادلات را در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس دستخوش تغییراتی بکند)‌ همه و همه گمانه زنی ها را در عرصه بین المللی در خصوص آینده جهان افزایش داده است. متاثر از این تحولات، جهان در آستانه تغییراتی است. باید خود را آماده رویارویی با این تغییرات کنیم.

30849

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.