۰
مهر گزارش می دهد؛

به نیابت از نایب/ «بزن و در رو» دیگر جواب نمی دهد

  • ۳۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

«سر بریدن با پنبه» را بسیاری از سیاسیون استراتژی دموکرات های امریکا می دانند و از همین روست که در تحولات اخیر در جهان ردپای سیاست استکباری امریکا با دقت بیشتر در زمینه تاکتیک«تعیین نایب»نمایان می شود.

خبرگزاری مهر- گروه سیاست: ایالات متحده در دوره قبل از اوباما رویکرد آشکاری در قبال چالش های بین المللی داشت و تا آنجا که می توانست و در وسع آن بود از قدرت برهنه برای رفع مشکلات تک قطبی کردن جهان استفاده می کرد. این کشور با بهانه های مختلف مثل تروریسم، سلاح های کشتار جمعی و حقوق بشر به کشورها لشگر کشی می کرد و یکه تاز میدان بود ولی به تجربه ثابت شد که تفوق نظامی نمی تواند تسلط کامل برای امریکا دربر داشته باشد.

امریکا اما بعد از دوره بوش کوچک رویکرد دیگری را برای تسلط بلامنازع بر جهان در پیش گرفت که بخشی از آن تابع شرایط و تحولات روز دنیا مثل بحران فراگیر مالی در اقتصاد کشورها بود. امریکا با روی کار آمدن اوباما اینبار رویکردهای سیاسی و پیچیده و همچنین کم هزینه تری را در پیش گرفت که در آن دیگر خود رد پای کم رنگ تری داشت اما سیاست های توسعه طلبانه استکباری با همان کیفیت سابق اجرا می شد.

در سیاست جدید امریکائیان، جاه طلبی و تعصبات کور برخی دولت ها فرصتی برای سودجویی به شمار می رفت و دیگر نیاز به استفاده از سرمایه و قدرت مستقیم امریکا نبود. در این رویکرد امریکا فقط اعتبار خود را در میان می گذاشت و آنانی که پول و قدرت خرج می کردند، نایبان امریکا بودند.

سیاست درگیری نیابتی در جهان

حال ایالات متحده در چند ناحیه با تعدادی از کشورها چالش اساسی دارد. با روسیه، کره شمالی، چین و محور مقاومت در منطقه غرب آسیا. امریکا در منطقه ای که با روسیه چالش دارد اوکراین را به نیابت از خود تهییج کرده و از همان مسیر به ابزارهای متخلف در صدد برتری بر روسیه است.

در منطقه شبهه جزیره کره هم جبهه ای به پیشگامی کره جنوبی تجهیز شده تا در مقابل کره شمالی و سیاست های ضد امریکایی آن بایستد. البته در این رویکرد کشورهایی مثل ژاپن هم حامی بلامنازع کره جنوبی به شمار می روند.

هنوز به دلیل وابستگی های امریکا و گره خوردن اقتصاد امریکا با چین برای این کشور بطور جدی متخاصم نیابتی تعیین نشده است هر چند که از تایوان به عنوان یک کشور و از دالایی لاما به عنوان یک فرد موثر می توان متخاصم جدی برای چین درست کرد ولی هم اکنون نه امریکا به صورت واضح به دنبال برانگیختن دشمنی واضح با چین است و نه چین دوست دارد سرمایه و بازار امریکا را از دست بدهد.

شاید مهمترین چالش امریکا در منطقه غرب آسیا باشد که برای تسلط بر آن با محور مقاوت درگیری جدی دارد. در این منطقه به دلیل پیچیدگی موضوعات و گرفتاری های بجا مانده از دوران قدرت نمایی نظامی امریکا، ایالات متحده ترکیبی از چند نوع تضاد و تخاصم نیابتی را به کار می گیرد.

در این منطقه امریکا نواب زیادی برای خود دارد ولی با این وجود هنوز نه تنها نتوانسته است توفیق جدی کسب کند حتی می توان گفت از لحاظ افکارعمومی روز به روز بیشتر در قهقرا فرو می رود و در نزد مردم تنفر برانگیزتر می شود.

اجرای سیاست های آمریکایی در خاورمیانه توسط نواب

آمریکا در این منطقه ابتدا عربستان و ترکیه را در اختیار دارد و در کنار این دو نیم نگاهی به پاکستان. دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس هم به لحاظ مالی حیاط خلوت امریکا به شمار می روند. این کشورها طی چند سال اخیر به نیابت از امریکا گروه هایی را بوجود آوردند که در سوریه فعال شده و با گل آلوده کردن فضای منطقه به دنبال تامین منافع امریکا و در نهایت اسرائیل بودند.

القاعده، داعش، النصره، جیش العدل و... . گروه هایی بوده اند که با هدف ضربه زدن به محور ایرانی اسلامی در منطقه تشکیل شده و در عین حال از طریق کانال های مالی و عقیدتی کشورهای مرتجع عرب و ترکیه تغذیه شده اند.

اینها گروه هایی هستند که به نیابت از نواب امریکا در خاورمیانه در قالب حرکت های تروریستی و جنگ های منطقه ای جای پای امریکا را در منطقه محکم کرده و در یک بازی دو طرفه هم بازیگری غرب را در زمینه به حاشیه راندن مسئله اصلی دنیای اسلام به عهده دارند و هم حضور نظامی امریکا در منطقه را توجیه می کنند.

نیابت از نائبان اصلی

اگرچه آمریکا سیاست نائب پروری را دنبال می کند اما بسیاری بر این اعتقادند که ایالات متحده خود در سمت مهره برای صهیونیست ها فعالیت می کند. نیابت از اسرائیل از این بابت که تمامی انرژی و هزینه ای که ایالات متحده در این اتفاقات می دهد، در جهت منافع صهیونیست ها بوده و با ایجاد مسائل فرعی در منطقه غرب آسیا توانسته است اشغال فلسطین را به موضوعی دسته چندمی برای دول عربی تبدیل کند.

حتی در مواردی آمریکایی ها نیابت از انگلیس را هم در رویکرد ها و سیاست هایشان به خوبی نمایان ساخته اند که رهبر معظم انقلاب هم مدت ها قبل درباره حرف شنوی امریکایی ها از دولتمران بریتانیایی سخن گفتند و رد پای اطلاعات انگلیسی را در قضایای استفاده از گروه های تروریستی نمایان ساختند.

اما سیاست بهره گیری از واسطه و جنگ نیابتی اینبار بر علیه ملت مظلوم یمن و انقلابیون این کشور در حال تجریه شدن است، حدود ۵۰ روز است که عربستان و چند کشور ذره ای حاشیه خلیج فارس به دستور ارباب شان از زمین، دریا و هوا هر انچه داشته اند بر سر یمنی ها ریختند اما قطعا نتیجه تا به امروز باب مایل انها نبوده است و برخی اعتقاد دارند که احتمال مشارکت مستقیم کشورهای پشت پرده بالا رفته است اما بدون شک با کشاندن یکایک حلقه های بالاتر به ورطه درگیری پای همگان در باتلاقی گیر خواهد افتاد که نشان از گذشتن زمان «بزن و در رو» است.

 

گزارش: حجت پیری

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.