۰

منتجب نیا:شورای راهبردی منحل شود،به وحدت می رسیم/چرا یک روزنامه اصلاح طلب تیتر عبور از روحانی زد؟!

  • ۲۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
اصلاح طلبان

قائم مقام دبیر کل حزب اعتماد ملی می گوید: قبول ندارم که روحانی اصولگرای واقعی باشد، کما اینکه قبول ندارم اصلاح طلب واقعی هم باشد.

عبدالله احمدی- زینب صفری: رسول منتجب ‌نیا، سیاست مدار 70 ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و از این روست که همچون مردم آن دیار، سخنور است وته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم‌مقام و از اعضای مؤسس حزب اعتماد ملی است و درشورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده است و در حال حاضر نیز مدیر گروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب‌نیا همچنین سابقه نمایندگی سه دورهٔ اول مجلس شورای اسلامی، ریاست کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده حضرت امام (ره) و رئیس سازمان عقیدتی سیاسی شهربانی سابق کل کشور، مشاور رئیس‌جمهور در دولت اصلاحات، قائم‌مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستاد کل پدافند و عضویت در حزب جمهوری اسلامی را در کارنامه دارد.
رسول منتجب نیا هفته گذشته در کافه خبر حضور پیدا کرد و در گفتگو با خبرنگاران خبرآنلاین به سئوالاتی پیرامون سازوکار وحدت اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس دهم پاسخ داد.

قائم مقام حزب اعتماد ملی که از فعالیت مجدد دفاتر استانی این حزب در سراسر کشور خبرداد، معتقد است که باید زمینه حضور همه گروه های داخل نظام در انتخابات آتی فراهم شود و هیئت های اجرایی و نظارت برای تعیین صلاحیت نامزدها تنها قانون را ملاک و معیار قضاوت خود قرار دهند.

وی همچنین در این گفتگو بخش هایی از وزارت کشور را نیازمند خانه تکانی دانست و عنوان کرد: هنوز در برخی استانداران، فرمانداران و بخش داران در مجموعه این وزارتخانه فعالیت می کنند که نه تنها هماهنگ با گفتمان دولت تدبیر و امید نیستند که دل در گروه رئیس جمهور سابق دارند که این مسئله در آستانه برگزاری انتخابات مجلس دهم توسط این افراد، نگران کننده است.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

به عنوان اولین سئوال، سازوکار وحدت اصلاح طلبان برای انتخابات آینده مجلس را چه می دانید و درباره طرحی برای وحدت به بزرگان اصلاح طلب ارائه دادید، توضیح و در صورت امکان ابعاد آن را تشریح کنید؟

در اتباط با طرح وحدت جبهه اصلاحات، داستان از این جا آغاز شد که بعد از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری، با بررسی عملکرد گذشته اصلاح طلبان، به این نتیجه رسیدم که یکی از عوامل موثر پیروزی آنها در این که کاندیدای مورد نظر خود را به مصدر ریاست جمهوری رساندند،وحدت و انسجام بود، هر چند که کناره گیری دکتر عارف و عوامل دیگر نیز دست به دست هم داد و این اتفاق را رقم زد ولی اگر این اتحاد و انسجام شکل نمی گرفت، معلوم نبود که نتیجه انتخابات این باشد که شاهدش بودیم. به خصوص که فاصله بین کاندیدای اصلاح طلب و دیگران در مرحله اول خیلی زیاد نبود و اگر این انسجام به وجود نمی آمد، به احتمال زیاد این موفقیت بدست نمی آمد.

بعد از انتخابات بود که تصمیم گرفتم بروم با بزرگان اصلاح طلب صحبت کنم و اول از همه رفتم خدمت رئیس دولت اصلاحات و از وی تشکر کردم که نقش خوبی را در انتخابات ریاست جمهوری ایفا کرد، ضمن اینکه گله کردم از گذشته و یادآوری کردم که در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و حتی 88 نیز اگر این تدبیر به وجود آمده بود ، نتیجه دیگری را شاهد بودیم.

بعد از آن طرح پیشنهادی خود را اینگونه تشریح کردم که ما طی سال های اخیر دو تجربه تلخ و شیرین در انتخابات داشته ایم که تجربه تلخ مربوط به انتخابات های 84 و 88 و تجربه شیرین نیز اتفاقی بود که در انتخابات 92 رقم خورد، بنابراین باید از تجربه شیرین 92 استفاده کنیم و سعی کنیم که تجربه تلخ گذشته تکرار نشود.

بعد از آن گفتم که طرح من این است که چون اصلاح طلبان دارای سلایق و گرایش های گوناگونی هستند، نیاز به مرکزیتی دارند که آن ها را با هم هماهنگ و منسجم کند و نقش هدایت گری و مدیریت ایفا کند که بر اساس این پیشنهاد، سه نفر که شخصیت مقبولی در میان اصلاح طلبان دارند بتوانند عهده داراین نقش باشند که به نظر می رسد این سه نفر می توانند با توجه به محبوبیت و مقبولیتی که در این جریان دارند، رئیس دولت اصلاحات، آیت الله هاشمی رفسنجانی و آقای عارف باشند که در انتخابات 92 نقشی ر ایفا کرد که باید به ایشان احترام کرد و جایگاه ویژه ای را برای وی قائل شد.

در ادامه به وی گفتم که پیشنهاد این است که شما و این آقایان هسته مرکزی عالی تشکیل بدهید که هیچ گونه کار اجرایی برعهده نگیرد و دخالت در امور نکند بلکه صرفا هدایت کند و رسالت هدایت گری، شیخوخیت و پدری جبهه اصلاحات را به عهده بگیرد.همچنین گفتم که در زیر مجموعه این هسته مرکزی عالی، یک اتاق فکر نیز نیاز است که وی گفت ما در انتخابات 92 شورای مشورتی داشتیم که نقش خوبی را ایفا کرد و من گفتم بسیار خوب است و نظر من هم این است که این اتاق فکر تقویت شود و حتی اتاق فکر شخص جنابعالی نباشد بلکه اتاق فکرو شورای مشورتی مجموعه کل اصلاح طلبان باشد که تئوری پردازی کند و به شما انتقال دهد و شما برای اجرا، آن را به احزاب اصلاح طلب که امروز شورای هماهنگی جبهه اصلاحات آن ها را نمایندگی می کند، منتقل کنید که ایشان پذیرفتند و این طرح را طرح خوبی دانستند و بر اجرای آن نیز تاکید کردند.

در دیدارهای بعدی هم ایشان گفت که من دارم این طرح را پیاده می‌کنم و مطمئن باشید این کار انجام می شود. از این رو، من تا اسفند سال 93 سه نامه خدمت ایشان ، آقای هاشمی و آقای عارف و اعضای مجمع روحانیون مبارز فرستادم و تمام ابعاد این طرح را تشریح کردم و آنجا تمام بحثم این بود که کار، به دست احزاب و گروههای سیاسی باشد اما شما هدایت ، ارشاد و سیاست گذاری کنید اما بعدها مطلع شدم که بعضی از دوستان در استان‌ها شورای مشورتی تشکیل داده اند و از این رو خدمت رئیس دولت هشتم رسیدم و گفتم که شورای مشورتی، اتاق فکری است که در مرکز وجود دارد و تشکیل آن در استان‌ها معنی ندارد که ایشان هم گفت من هم مخالفم و نباید تشکیل شود وحتی من گفته ام که شورای مشورتی هیچ گونه دخالتی در کارها نکند، بیانیه هم ندهد و همه کارها به عهده احزاب باشد.

شما خودتان عضو شورای مشورتی هستید؟

خیر، بنده عضو نیستم.

پس از آن در یک جمعی، یکی از اعضای شورای مشورتی را دیدم و با او صحبت کردم که او گفت ما استان به استان می رویم و شورای مشورتی تشکیل می دهیم و من هم مسئول یکی از استان ها هستم. تا اینکه خبر رسید مجموعه ای در استان ها تشکیل شده که انتخابات برگزارمی کنند، پرسیدم که شورای مشورتی چنین مسئولیتی را برعهده نشده است، گفتند که یک شورای دیگری است به نام شورای راهبردی مرکب از 8-7 نفر از آقایان که با محوریت آقای موسوی لاری تشکیل شده است و اعضای آن به استان ها می روند و هسته ای را تشکیل می دهند. من دیدم که این کار، کار عجیبی است و موازی با شورای هماهنگی در مرکز و استان هاست که نه مطرح بوده و نه به صلاح است که عده ای را در استان ها جمع کنند و بدون جایگاه قانونی انتخابات برگزار کنند. به آقایان تذکر دادیم، دیدیم که کارخودشان را انجام می دهند. در همین ایام دیدیم که این موضوع در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز به شدت مسئله ساز شده و اکثر اعضا اعتراض دارند و می گویند که شورای راهبردی دارد کار ما را مختل می کند.

در هرحال، من نامه دیگری را در اسفندماه به رئیس دولت اصلاحات نوشتم که جلوی این کار را بگیرید و هر پیشنهادی دارید به احزاب بدهید تا آن‌ها اجرا کنند. گفتند، دوستان می گویند که در بعضی از استان ها به اندازه کافی حزب وجود ندارد و یا بعضی از احزاب فعال نیستند که گفتیم از احزاب مرکز بخواهید که دفاتر استانی خود را فعال کنند،گفتند که ما در بعضی از استان ها در کناراحزاب، شخصیت های موثر سیاسی داریم. گفتیم بگویید شورای هماهنگی آن ها را هم در جلسات خود دعوت کنند و فراگیری داشته باشد.

اتفاقا در شورای هماهنگی هم تصویب شد که در استان ها می خواهند کمیته انتخاباتی تشکیل دهند، افراد حقیقی موثر و مدیران اجرایی سابق را هم دعوت کنند و یک مجموعه قوی و نیرومند باشد.

بعد از نوروز امسال، شورای هماهنگی جلساتی را با شورای راهبردی تشکیل داد ولی ما دیدیم که شورای راهبردی خود را مدعی و متولی انتخابات در میان اصلاح طلبان می داند و می گوید احزاب باید خود را با ما هماهنگ کنند و شورای هماهنگی در مرکز و استان ها باید با ما هماهنگ باشند. من گفتم اینکه اصلا نه در طرح اولیه بوده و نه به صلاح است ولی دیدیم که آقایان اصرار می کنند و سماجت می ورزند. بعد هم شروع کردند به رسانه ای کردن موضوع و انجام مصاحبه های متعدد به خصوص با یکی از روزنامه ها که قرار است شورای راهبردی به جای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در استان‌ها فعال شود، در حالی که این به معنای نادیده گرفتن احزاب است که یک تشکیلات غیرقانونی و موقت را با احزاب جایگزین کنیم. چون این شوراها نمی توانند آرم و تابلویی داشته باشند می خواهند در زمان انتخابات بگوییند که ما تصمیم گرفته ایم، شما بیایید اجرا کنید، این کار درستی نیست و قطعا هم احزاب موضع گیری می کنند و در شورای هماهنگی هم با این طرح مخالفت شد.

اعضای شورای هماهنگی که مثل آقای رهامی خودشان در کمیته راهبردی عضو هستند، در رابطه با این مسئله موضعی نداشتند ؟
آنها یعنی آقایان رهامی، کمالی و حکیمی پور هم به شدت مخالفند اما آن ها به این مخالفت ها گوش نمی دهند و می گویند ما یک سال است که داریم کار می کنیم و تصمیم خود را گرفته ایم و قضیه را تمام شده فرض کرده اند در حالی که بعضی از احزاب اصلا نه در شورای مشورتی و نه در شورای راهبردی نماینده ای ندارند و از حزب اعتماد ملی در شورای راهبردی مهندس نوروززاده شرکت می کند اما نه به عنوان نماینده حزب بلکه به عنوان منصوب از طرف رئیس دولت اصلاحات ، در واقع احزاب در این شورا بدون دخالت هستند.

به غیر از اعتماد ملی چه احزاب دیگری در شورای راهبردی حضور ندارند؟

اغلب احزاب نیستند و در آنجا تنها اعضای کارگزاران و مشارکت هستند در حالی که شورای مشورتی مجموعه ای فراتر از احزاب است و به عنوان یک اتاق فکر اعضایش هر چه بیشتر باشند بحثی نیست. بحث در اجرای کار است.

پس روی شورای مشورتی بحثی نیست؟

نه خیر. روی شورای راهبردی که خودش را متولی کارهای انتخاباتی می‌کند، بحث است وگرنه شورای مشورتی از نامش مشخص است که مشورت می دهد.در جلسه اخیر شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، دوستان نیز به اقدامات شورای راهبردی در استان ها اعتراض داشتند و در نهایت تصویب شد که ما اعلام کنیم به آقایان که ما اصل را بر فعالیت احزاب می دانیم که پروانه قانونی دارند و می توانند ثابت باشند. این شوراها یا اینکه احزاب را به عنوان تشکیلات شناسنامه دار به بازی می گیرند که باید با آن‌ها هماهنگی کرد و در خدمت شان بود اما اگر به بازی نگرفتند و خواستند که احزاب را دور بزنند، ما هیچ مقابله ای نمی کنیم اما خودمان به عنوان حزب اعتماد ملی لیست جدا می‌دهیم. هر چند ممکن است لیست مان هم با آن‌ها یکی باشد اما استقلال خود را حفظ می کنیم و تا به حال هم استقلال داشته ایم و در دوران انتخابات لیست جدا می دادیم.

با این حال و با توجه به اینکه در سال های گذشته چند دستگی اصلاح طلبان نتیجه خوبی در بر نداشته است و اعتماد ملی هم هیچ گاه حاضر نشده در گروهی که اصلاح طلبان برای او تصمیم گرفته اند، قرار بگیرد و معمولا خودش لیست جداگانه داده است، فکر نمی کنید که این کار موضع اصلاح طلبان و خودتان را تضعیف می کند؟

اتفاقا دغدغه و نگرانی ما همین است که این کاری که انجام گرفته موجب تشتت و پراکندگی اصلاح طلبان می شود. یعنی اگر همه اصلاح طلبان مطیع شده و گفته بودند که ما به شورای راهبردی اختیار تام داده ایم، می گفتیم که ما هم تسلیم خرد جمعی هستیم ولی در شورای هماهنگی الان یکی از مشکلات احزاب همین است و احزاب اصلاح طلب مانده اند چه بکنند؟ هر چند جلسه مشترک گرفتیم، حل نشد به دلیل اینکه آقایان سماجت می کنند و می گویند که ما هستیم که تصمیم می گیریم بنابراین آن ها دارند وحدت را به هم می زنند.

ما از اول منادی وحدت بودیم الان هم همان را می گوییم که همان طرح که وحدت و انسجام اصلاح طلبان رادرپی دارد، با شیخوخیت آن سه نفر ادامه پیدا کند و احزاب مجری باشند و تصمیم گیرنده و سیاست گذار آن شورای سه نفره باشند، شورای مشورتی هم که به عنوان اتاق فکر در طرح دیده شده است. آیا این اختلاف است؟ این عین وحدت است اما متاسفانه دوستان با تشکیل شورای راهبردی احزاب را دور زده اند. می گویند این احزاب قانونی، حداقل تا انتخابات خودشان را کنار بکشند تا ما تصمیم بگیریم. بعد در ایام انتخابات، بیایند تصمیمات ما را اجرا کنند. می گویند تا انتخابات کرکره حزب تان را پایین بکشید، ایام تبلیغات انتخابات بروید با برند حزب خود دستورات ما را اجرا کنید. بعد از انتخابات هم ما می رویم و شما می مانید ولی هر چه فکرمی کنیم این به معنی تخریب احزاب، نادیده گرفتن خرد جمعی و شکستن وحدت است که هم مجموعه شورای هماهنگی با آن مخالف است و هم بزرگانی همچون آقای عارف با آن مخالف است.

آقای عارف که در شورای راهبردی نماینده دارند، چگونه مخالف است؟

نماینده دارند ولی با طرح مخالف هستند. آقای عارف مصمم است که اگر آن ها احزاب را به بازی نگیرند، جداگانه تصمیم بگیرند.

با این حساب که سه چهار لیست از اردوگاه اصلاح طلبان بیرون می آید؟

بله، اصلاح طلبان شقه شقه می شوند. یعنی کاری که انجام گرفته کارستان است! و به معنای انشعاب و انشقاق اصلاح طلبان است و هرچه سریع تر معتقدیم که باید جلوی این حرکت نسنجیده و نپخته گرفته شود و بهترین راه هم همین است.

پیش بینی شما چیست فکر می کنید با این وضعیتی که وجود دارد، برای انتخابات مجلس اصلاح طلبان به یک وحدت رویه می رسند؟

شکی نیست که حتما باید اصلاح طلبان به وحدت برسند اما شرط رسیدن به این وحدت در گرو یک اراده است که بزرگان اصلاح طلب اعلام کنند که شورای راهبردی جمع شود و همه کارها به احزاب واگذار شود، اگر این اتفاق بیفتد، همه قضایای اختلاف برانگیز تمام می شود. بگویند شورای راهبردی برود در دل شورای مشورتی و به جای شورای راهبردی ما از شورای هماهنگی احزاب بخواهیم که کارها را انجام دهند در این صورت کار تمام است و انسجام شکل گرفته است.یعنی اگر این تصمیم گرفته شود اتحاد و انسجام اصلاح طلبان کامل می شود و مشکلی نیست اما اگر این تصمیم گرفته نشود، منشاء اختلاف می شود و مسئول آن هم کسانی هستند که این بدعت را گذاشتند و این کار اشتباه را مرتکب شدند و آن وقت دیگر نمی توانند پاسخ گو باشند.

چون حزب اعتماد ملی در برهه های مختلف خودش لیست جداگانه داده و حاضر نشده ائتلاف کند و چون سرنوشت دولت روحانی به اصلاح طلبان گره خورده، این تصور از شما می رود که قرار است از روحانی عبور کنید و در تحلیلی که روزنامه آرمان از این موضوع داشته، این گونه برداشت شده است، شما این برداشت را چقدر درست می دانید؟

بسیار تعجب می کنم از یک روزنامه که خودش را اصلاح طلب می داند،چنین تحلیلی را در صفحه اول روزنامه منتشر کرده است و بعد هم یک تیتر بسیار تند و تیزی بر خلاف واقع نوشته است و خیلی گله مندم به حدی که وقتی شنیدم باورم نشد تا اینکه روزنامه را دیدم خیلی متاثر شدم که یک رسانه بیاید نوک حمله را متوجه آقای روحانی کند در حالی که ما هر روز در حمایت از دولت صحبت می کنیم. حرف هایی که این تحلیل گر زده است، من را به یاد آن داستانی انداخت که گفت: « خسن و خسین هر سه دختران معاویه اند!» گفتند که اولا خسن و خسین نیست، حسن و حسین است، بعد هم هر سه نبودند دو نفر بودند، بعد، دختر نبودند و پسر بودند و مهم تر از همه اینکه فرزندان علی و فاطمه (علیهم السلام) بودند نه فرزندان معاویه!

ایشان یک داستان تاریخی را نقل کرده از دوران اصلاحات که هیچ ربطی به ما ندارد و بعد با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری 84 و 88 نتیجه گیری کرده است که شما چون در آن دوران ، وحدت را برهم زدید و رئیس مجلس ششم در برابر آقای هاشمی کاندیدا شد، الان هم می خواهید از آقای روحانی عبور کنید. در حالی که جای تعجب است. ازاین مقدمات باطل و معلول نتیجه ای باطل گرفته است. چه ربطی دارد، در انتخابات 84 دبیرکل حزب ما با رای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز که محور اصلی اصلاح طلبان است نامزد شد و در سال 88 نیز ایشان نامزد حزبی ما بودند و امروز هم ما خودمان را حامی آقای روحانی می دانیم و درانتخابات ریاست جمهوری سال 92 هم اگر بررسی کنید خواهید دید که در تمام استان ها بچه های حزب اعتماد ملی در تبلیغ برای اقای روحانی پیشتاز بوده اند و زمانی که دکتر عارف انصراف داد بنده پیغام دادم که همه از روحانی حمایت کنید و همه منسجم شدند و مسئولیت بسیاری از ستادهای آقای روحانی با دبیران استانی اعتماد ملی بود.

بعد از انتخابات هم ما به دولت اعلام کردیم که هیچ سهمی از شما نمی خواهیم و حمایت می کنیم البته انتقادات مان را به صورت خصوصی با آقای روحانی مطرح کرده ایم اما بنده همواره در مصاحبه هایی که داشته ام از دولت حمایت کرده ام و ما تا آخر از آن حمایت می کنیم. حتی خبرنگاری پرسید که شما برای دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری در سال 96 نامزدتان برای انتخابات چه کسی است؟ گفتم که کاندیدای ما دکتر روحانی است و امیدواریم که وی با قدرت بیشتری وارد صحنه بشود و ان شاء الله دولت موفق باشد چراکه موفقیت وی موجب سرفرازی همه ماست.

پس پیش بینی شما این نیست که در سال 96 اصلاح طلبان به رقابت با روحانی می پردازند؟

اصلا این گونه نیست. سیاست اصلاح طلبان این است که آقای روحانی تقویت شود و علی رغم اینکه در بلوک اصلاح طلبان نبود و الان هم به عنوان اصلاح طلب نیست ولی مهم طرز فکر ،شعارها و گفتمان ایشان است که اصلاح طلبی است و ما معتقدیم که ایشان در بخشی از امور موفقیت چشم گیری داشته است.

اینکه شما گفتید گفتمان آقای روحانی اصلاح طلبانه است و عملکرد ایشان هم این موضوع را نشان می دهد، به نظر شما آیا این گفتمان در عملکرد دو ساله ایشان به منصه ظهور رسیده است؟

ببینید شعارها و وعده ها و نویدها یک بحث است و آنچه که پیاده شده و عملکرد فعلی دولت است، بحث دیگری است. در ایام تبلیغات انتخابات و الان هم صحبت های رئیس جمهور از دل ملت و اصلاح طلبان بر می خیزد و مورد قبول ماست و حمایت می کنیم ولی چرا یک نواقصی در عملکرد وجود دارد و به بخشی از وعده ها جامعه عمل پوشانده نشده است به این دلیل است که بخشی ازآن به ساختار نظام برمی گردد که رئیس جمهور همه کاره نیست و بسیاری از تصمیمات ایشان با مشکل مواجه می شود و مراکز قدرتی هستند که نمی گذارند آنچه ایشان می خواهد، تحقق پیدا کند، ثانیا مجموعه ای که با ایشان کار می کنند بسیاری از آن ها با وی هماهنگ نیستند و اگر قلبا هم هماهنگ باشند در اظهار کردن و برخورد کردن با طیف مقابل سکوت می کنند و حمایت نمی کنند.

لذا می بینیم که آقای روحانی باید شخصا وارد صحنه شود، ایده بدهد و از ایده خود دفاع کند و باید به انتقادها پاسخ بدهد. این روش صحیحی نیست چراکه یک رئیس دولت وقتی که استراتژی و گفتمانی را اعلام می کند، اعضای دولت، استانداران و فرمانداران باید همه از آن حمایت کنند و در دولت های گذشته ما شاهد چنین رویکردی بودیم. یکی از اشکالات هم همین مسئله ای است که متاسفانه در بدنه دولت بخشی از افراد، کسانی هستند که دل به دولت گذشته بسته اند، آماری که دوستان می دهند اگر دقیق باشد، خیلی فاجعه است که یک دولت با گفتمان و ایده جدید وارد صحنه شده است، آن گاه 67 درصد کسانی که باید برنامه های دولت را اجرا کنند مخالف نظر دولت عمل کنند ، معلوم است دیگر نتیجه چه می شود!

بنابراین یک سری علل و عواملی است که موجب می شود آقای دکتر روحانی در عملکردش چندان موفق نشود که آن آرمان ها و ایده ها را صد درصد محقق کند ولی در عین حال، ما امیدواریم که با تجدیدنظر، آقای روحانی بتواند کاستی ها را برطرف کند. نکته دیگر این است که من اولین روزی که آقای روحانی در سال 92 به ریاست جمهوری انتخاب شد این پیشنهاد را به وی کردم که یک رئیس دولت وقتی که مسئولیت اجرایی کشور را برعهده گرفت، نمی تواند آن طور که باید فکر کند و تئوری بسازد بلکه نیازمند یک مرکز قوی تولید فکر و اندیشه سازی است. به رئیس جمهور کتبا نوشتم که شما نیاز دارید یک مجموعه اندیشمند، متفکر و طراح داشته باشید که هیچ کار اجرایی نداشته باشد و بنشیند و برای حال و آینده برنامه ریزی کند. این نقص احساس می شود که در دولت وی همچنان وجود دارد.آن هم دولتی که متکی به یک جریان فکری قوی نیست و آقای روحانی به عنوان یک شخص به یک جریان فکری قوی متصل نیست؛ البته من قبول ندارم که آقای روحانی اصولگرای واقعی باشد کما اینکه قبول ندارم اصلاح طلب واقعی هم باشد.

پس به نظر شما از کدام طیف سیاسی است؟

روحانی یک فرد مستقلی است که در قالب های جریانی- حزبی نمی گنجد، من با وی خیلی کار کردم و در شرایط مختلفی با هم بوده ایم.

یعنی همین گفتمان اعتدال که ایشان مطرح کرده اند، ترکیبی از اصولگرایی و اصلاح طلبی است؟

به هرحال، ایشان یک چنین استقلالی برای خودش قائل است. وقتی که این استقلال را دارد، جریان اصولگرا ایشان را دقیقا از خودش نمی داند، جریان اصلاح طلب هم ایشان را از خودش نمی بیند، البته کاندیدای خودش می داند ولی او را از خودش نمی بیند لذا دلبستگی فکری ای که باید با هم داشته باشند، به وجود نمی آید. رئیس دولت هشتم یک جریان قوی به نام اصلاحات پشت سرش بود که با یکدیگر تعامل و دلبستگی داشتند و می دیدیم که کارها به پیش می رفت. الان مجموعه ای که با  آقای روحانی کار می کند،سلایق مختلفی دارند و در دولت می بینیم که هر کدام از اعضای کابینه متعلق به یک بلوکی هستند و این طور نیست که بگوییم یک جریان آن‌ها را دربر می گیرد.

حتی در ستاد ایشان می بینیم که یک مجموعه نیستند . نفر دوم ایشان( معاون اول) متعلق به حزب کارگزاران است یعنی کارگزاران از وی حمایت کرده اما آقای روحانی کارگزارانی نیست. آقای دکتر نوبخت که از نظر تشکیلاتی نزدیک ترین فرد به آقای روحانی است هم تشکیلاتش (اعتدال و توسعه)، تشکیلاتی نیست که بخواهد جریان مواج در کشور باشد، یک حزبی است که برای خودش محترم است ولی یک جریان فکری نیست که بتواند تولید فکر کند.

عده ای معتقدند که ضرورت تغییر استانداران و فرماندارن در وزارت کشور بیش از آنکه واقعت داشته باشد، بزرگنمایی اصلاح طلبان است در حالی که وزیر کشور می گوید 95 درصد آن ها را تغییر داده است، تحلیل شما از این موضوع چیست و اصلاح طلبان در این مورد چگونه باید با دولت تعامل داشته باشند؟

به نظر می رسد، اشتباهی که دولت به خصوص وزارت کشور از ابتدا مرتکب شد این بود که حقی را برای منتقدین و مخالفین خود ایجاد کرد. به این معنا که وزیر کشور رسما گفت که من استانداران را از مجموعه کاندیداهای نمایندگان مجلس یا با مشاوره نمایندگان و ائمه جمعه انتخاب می کنم. این حرفی بود که هیچ وزیر کشور و دولتی تا کنون نزده بود. بنده خودم سه دوره مجلس بودم و همواره تعلق خاطر به مجلس داشته ام و با دولت ها نیز رفیق بوده وهستم.اما این حرف با وجود اصل تفکیک قوا در قانون اساسی،حرف تازه ای است که دولت بگوید که من افرادم را از میان منتخبین شما و از قوه ای دیگر انتخاب می کنم یا حتما ملزم هستم که انتخابم با مشورت شما باشد. آن هم چه افرادی، افرادی که بسیاری از آنها از افراطیون هستند و جزو مخالفین دولت محسوب می شوند و ظرف این دو سال نشان داده اند که چه در مجلس و چه خارج از آن، چگونه چوب لای چرخ دولت می گذارند.

طبیعی است که با این کار، وزارت کشور خودش را دچار یک چالش بزرگ کرده است که نتوانسته تصمیم صحیحی بگیرد. در بسیاری از استان ها دچار مشکل شدند، مجمع نمایندگان استان کاندیداهایی معرفی کردند، وزارت کشور می دید که این کاندیداها منتقد دولت هستند. چگونه کسی که منتقد دولت است می تواند نماینده دولت باشد؟! این بدعتی که گذاشته شد، کار اشتباهی بود و بنده همان موقع گفتم که بسیار حرف اشتباهی است. مشورت اشکالی ندارد و در دوره های گذشته دیده ایم که وزرا یا رئیس جمهوربا نمایندگان مشورت کرده اند اما در نهایت خودشان تصمیم گرفته اند. تفکیک قوا این را اقتضا می کند. دولت روحانی به لحاظ ارتباطی که شخص رئیس جمهور با مجلس داشت و وزیر کشوری که انتخاب کرد نیز ارتباط خوبی با آقای لاریجانی و سایر نمایندگان داشت، آمدند و این تعامل را تبدیل به ایجاد یک حق کردند. در حالی که وقتی حقی ایجاد شد، نمایندگان استان گفتند که یا باید شخص مورد نظر ما در استان ها و شهرها معرفی شود یا ما برخورد می کنیم. مواردی هم بود که وزیر را تهدید به سئوال و استیضاح می کردند. بنابراین این حقی که ایجاد شد، درست نبود.

وزیر کشور دچار این مشکل شده و هنوز هم وجود دارد و هنوز هم اگر بخواهند فرمانداری را جابه جا کنند، وزیر کشور با نمایندگان مواجه است و اگر رضایت نمایندگان را تامین نکند باید منتظر تذکرو سئوال و در بعضی از موارد استیضاح باشد اما اینکه می گویند ما اکثریت فرمانداران را تغییر داده ایم. من به آقای رحمانی فضلی هم نوشته و هم گفته ام که این اصل را ما باید بپذیریم که در دولت گذشته از صدر تا ذیل همه نیروهایی بودند که دلبسته به احمدی نژاد بودند. البته این هم حق شان بوده و اشکالی نداشته است. هیچ بخش داری نبود که فدوی و طرفدار تفکر احمدی نژاد نباشد. مجموعه دولت یک شبکه ای بود ک همه سیاست های دولت را قبول داشتند.

امروز دولت روحانی با چنین شبکه ای مواجه است، حالا یا باید دست از مطالبات مردم بردارد و آن وعده هایی که به مردم داده بگوید که می خواستم این کار را انجام دهم اما زیر مجموعه دولت اجازه نمی دهند و یا اینکه خود را مدیون مردم بداند و تغییر و تحول ایجاد کند. بنده وجدانا، شرعا و عقلا به هیچ وجه راضی نیستم که یک مدیر یا کارمندی را از دولت اخراج کنند ولی فردی را که در دولت گذشته بدون ملاک و معیار آورده اند و رئیس کرده اند، باید تغییر کند چون در دولت احمدی نژاد یک فرد صفر کیلومتری را می آوردند و می شد رئیس یک سازمان گسترده و بزرگ و حتی چند پله بالاتر می آمد و یک مرتبه وزیر می شد!

وقتی همه بدون ملاک آمدند و دل بسته دولت گذشته هم هستند. آیا این حق دکتر روحانی نیست که این مجموعه را با خودش همراه کند؟ بگوید که آقای فلانی! تا به حال رئیس بودید ، شما بروید اتاق بغل مشغول شوید و یک نفر دیگر که همفکر من است بیاید. این حداقل وظیفه اوست ولی متاسفانه این کار انجام نشده است.

اینکه می گویند ما تغییر داده ایم، تغیر به دوصورت انجام می شود. یکی اینکه یک رئیسی را بر دارند و بگویند شما بیایید کارشناس باشید. حالت دیگر این است که این رئیس را از این شهرستان بردارند و برود رئیس یک شهرستان دیگر شود. بسیاری از موارد سراغ داریم که فرد، استاندار یا فرماندار بوده است و در یک استان یا شهر شناخته شده و مردم می گویند فلانی احمدی نژادی است اما از آن استان یا شهرستان او را برداشته اند و حکم او را برای استان دیگری زده اند!

بنده شخصا شاهد بودم و در جایی هم گفته ام که فرمانداری که در ایام تبلیغات انتخاباتی، علیه آقای روحانی کار می کرده و عکس آقای هاشمی را پایین می کشیده، تا چند ماه قبل در آن شهر به عنوان فرماندار حضور داشته و به تازگی او را به شهر مجاور همان شهر انتقال داده اند و در آنجا فرماندار شده است. شاید آماری که وزارت کشور از تغییرات می دهد درست باشد اما عمده این تغیرات جابه جایی بوده است. یعنی دیده اند که یک نفر در یک جایی دیگر تیغش نمی برد و می گویند این که دل بسته به دولت گذشته است، برای او در جای دیگری حکم زده اند که این کار درستی نیست.

با این وجود و این چینش نیروهایی که اشاره کردید شما به عنوان یکی از افراد جریان اصلاح طلب کشور، از برگزاری انتخابات در این شرایط، نگرانی دارید یا خیر؟

بله، به شدت ما نگران هستیم، به لحاظ اینکه یکی از عوامل این نگرانی وجود بعضی از فرماندارانی است که دل به این دولت نبستند و هنوز به دولت گذشته دلبستگی دارند، ثانیا برگزاری انتخابات یک فرآیند طولانی و دقیق دارد که باید برگزار کننده آن فردی کاملا امین، مطمئن و مجرب باشد. لذا من معتقدم و باز هم تاکید می کنم که وزارت کشور باید خانه تکانی بشود. یعنی اگر آقای روحانی مطمئن باشد انتخاباتی که سالم و با ایده ها و آرمان های خودش منطبق است، برگزار شود و مسائل دیگر دخالت نکند، باید مجریان افرادی باشند که واقعا امین باشند و از آنجایی که دولت گذشته در انتخابات فعال است وآن ها جزو رقبای دولت هستند و رئیس دولت گذشته الان دولت در سایه دارد، این نگرانی بیش از گذشته وجود دارد که فرماندار دل بسته به احمدی نژاد، انتخابات برگزار کند.

یعنی شما هم خطر تحرکات انتخاباتی جریان احمدی نژاد را جدی می دانید؟

تحرکش که قطعی است ولی حالا اینکه چقدر برای دولت خطر داشته باشد. بر سر درصد آن بحث های متفاوتی وجود دارد. من معتقدم که اگر دولت خوب عمل کند و ما خوب عمل کنیم خطری ندارد و درصد نفوذشان در میان مردم خیلی کم است ولی بستگی دارد که ما خوب عمل کنیم. شما نگاه کنید یک دولتی سرکار بوده، مهره چینی کرده آن هم در تمام سطوح، حالا رفته کنار الان هم فعال است که با این دولت مقابله کند، بیاید مجلس را در اختیار بگیرد و خودش را برای انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد آماده کند. خیلی خوشبینانه است که بگوییم ما می خواهیم انتخابات مجلسی را با توجه به ایده های خودمان برگزار کنیم. توسط یک مجموعه ای که طبق آمار حدود 50 درصد آن به دولت گذشته دلبستگی دارند. لذا بنده معتقدم که باید این کار انجام بشود و اگر انجام نشود ما دچار مشکل می شویم و دود آن به چشم همه از جمله دولت خواهد رفت.

همین الان دولت روحانی بیشترین ضربه را از بسیاری از همین نمایندگان مشاهده می کند. یک مسئله مذاکره هسته ای که به این جا رسیده است، شخص رهبری حمایت کرده اند و همه اندیشمندان حمایت کرده اند و در حال به نتیجه رسیدن است ، آقایان آمده اند طرح سه فوریتی مطرح کرده اند، آن هم با یک وضعیتی که خودشان به جان هم افتاده اند و می گویند که با امضای جعلی بوده است! می خواهند یک کاری را که مربوط به دولت هم نیست و کلیت نظام تصمیم گرفته است را متوقف کنند حالا این مجلس می خواهد از طریق انتخاب مردم تغییر پیدا کند که در این میان فرمانداران امین مردم و زمامدار تغییر و تحول در نظام پارلمانی هستند، طبیعی است که باید فرماندارانی باشند که کاملا هماهنگ و همراه با رئیس جمهور باشند.

یک چالش دیگری که در انتخابات احتمال می رود که پیش روی اصلاح طلبان باشد، بحث رد صلاحیت هاست، شما فکر می کنید که اصلاح طلبان چه استراتژی را برای این موضوع درنظر گرفته اند؟

در مورد تعیین صلاحیت کاندیداها آنچه که انتظار است از شورای نگهبان این است که باید مصالح کشور و منافع ملی را در نظر بگیرند و دیگر در شرایط فعلی مصلحت نیست که با بهانه های مختلف و خدای ناخواسته انگیزه های سیاسی صلاحیت افراد را زیر سئول ببرند، قانون انتخابات و قانون اساسی مشخص است و مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام هم مشخص است. هم هیئت های اجرایی و هم هیئت های نظارت موظف هستند قانون را اجرا کنند. چهار مرجع را قانون مشخص کرده است. از آن ها استعلام کنند، اگر مراجع چهارگانه صلاحیت فردی را تعیین کردند و گفتند که مشکلی ندارد، دلیلی ندارد که ما بیایم صلاحیت او را زیر سئوال ببریم. یک موضوعی که همیشه مطرح بوده است، موضوع احراز صلاحیت هاست. یک عنوان یا حربه ای که در دست آقایان هیئت نظارت است مسئله احراز صلاحیت هاست. به خصوص با مصوبه ای که مجمع تشخیص مصلحت نظام داشته است و گفته اند که سلیقه ای برخورد نشود و از چهارمرجع استعلام کنند و اگر آنها نظر مخالف نداشتند، افراد تائید بشوند. از این رو، خواهش ما این است که هیئت های نظارت و اجرایی قانونمند عمل کند و اگر در چارچوب قانون عمل کنند مشکلی پیش نمی آید.

بعد هم بهانه ها و عناوین مختلف را مطرح می کنند. الان مسائلی را مطرح کرده اند که در 88 قضایایی اتفاق افتاد، قضایای تلخی اتفاق افتاده همه هم ضربه خوردیم، نظام هم ضربه خورده شکی نیست، حالا باید بیاییم با انگ زدن و چسباندن برچسب به افراد دلسوز کشور، آن ها را بدون دلیل رد صلاحیت کنیم؟!
بله ، ما قانون داریم که اگر کسی در دادگاه صالح محکومیت کیفری موثر داشته باشد نمی تواند پست حساسی را مثل نمایندگی برعهده بگیرد. اما یک کسی که اصلا پای خود را به دادگاه نگذاشته و محکوم نشده است، به صرف اینکه بگویند در یک جریانی حضور داشته است یا اصلاح طلب بوده است. آیا می شود با چنین چیزی کسی را رد صلاحیت کرد؟ قطعا چنین کاری، درست و منصفانه نیست.

پیش بینی شما از این مسئله چیست؟

با توجه به اینکه اصل برائت وجود دارد و ما نمی توانیم آن را نفی کنیم، اگر قانونمند عمل بشود و هیئت های نظارت و اجرایی قانونمند عمل کنند در تائید صلاحیت ها مشکلی نخواهیم داشت. البته گروه ها هم باید مراقبت کنند و افرادی را که رد صلاحیت می شوند، حتی الامکان کاندیدا نکنند و بر این کار اصرار نشود ما که در کشور قحط الرجال نداریم و ممکن است افرادی باشند که خودشان می دانند قانونا تائید نمی شوند، نامزد نشوند.

پیش بینی شما از آینده مجلس چیست آیا مجلس دهم اصولگرا خواهد بود یا اصلاح طلب و اصولا هدف گذاری اصلاح طلبان کسب اکثریت کرسی های بهارستان است یا تشکیل یک فراکسیون اقلیت تاثیرگذار ؟

من معتقدم و با بزرگان هم مشورت کرده ام که بسیاری از دوستان هم نظرشان همین است که ما باید هدف گذاری مان برای کسب اکثریت مجلس باشد و نباید به نصف مجلس و اقلیت اثر گذار اکتفا کنیم چراکه شرایط عمومی کشور ایجاب می کند و شعارها و گفتمان دولت به ما کمک می کند که به دنبال تحقق این هدف باشیم. از سوی دیگر، انسجام اصلاح طلبان که اتفاق خواهد افتاد، موید قضیه است، همه این ها نوید پیروزی اکثریت اصلاح طلبان را می دهد و پیش بینی بنده هم همین است که ما اگر بتوانیم این گره ها را باز کنیم می توانیم اطمینان داشته باشیم که اکثریت مجلس آینده در اختیار جریانی است که اصلاح طلبان و اعتدال گرایان در آن می گنجند یعنی یک چتری است که هم هواداران دولت را شامل می شود و هم اصلاح طلبان را که یک مجموعه می توان برای آن ها تعریف کرد.

29220

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.