۰

تاجیک: سیاست خارجی عربستان با آمریکا زاویه پیدا کرده است

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

نصرت الله تاجیک، سفیر سابق ایران در اردن گفتگویی با هفته نامه مثلت درباره مسائل یمن و عربستان داشته است که در پی می خوانید:

دربار سعودی در هفته‌ای گذشت، شاهد تغییر و تحولات مهمی بود. طبق حکم پادشاه عربستان؛ وزیر امور خارجه، ولیعهد و جانشین ولیعهد این کشور تغییر کرده و مهره‌هایی از خاندان سدیری جایگزین شدند. «سعود الفیصل» که از سال 1975 عهده‌دار وزارت خارجه عربستان بود، پس از 40 سال فعالیت در عرصه سیاست خارجی جای خود را به «عادل الجبیر» سفیر سابق این کشور در واشنگتن داد. «محمد بن نایف» که از 16 پیش عهده‌دار وزارت کشور بود،‌ به دستور ملک سلمان در جایگاه ولیعهدی قرار گرفت. انتخاب بن نایف به عنوان ولیعهد، جایگاه پیشین وی را خالی گذاشت. به همین دلیل، «محمد بن سلمان» فرزند پادشاه و وزیر دفاع سعودی، به عنوان ولیعهدِ ولیعهد منصوب شد.
برای بررسی عزل و نصب‌‌های اخیر در هیئت حاکمه سعودی، با «نصرت‌الله تاجیک» استاد سابق دانشگاه دورهام انگلیس و کارشناس مسائل خاورمیانه گفت‌وگو کردیم. وی در سال‌های ابتدایی انقلاب به عنوان مشاور وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه خدمت می‌کرد و در زمره دیپلمات‌های بازنشسته کشورمان محسوب می‌شود. تاجیک در سال‌ 1368 برای ماموریتی دوساله به عنوان رایزن فرهنگی عازم لندن شد. وی همچنین از سال 1378 تا 1382 به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در اردن خدمت کرده است.

دلیل انتصابات جدید ملک سلمان چیست؟ آیا قدرت طلبان داخلی و خارجی با استفاده از وضعیت جسمانی پادشاه جدید مهره‌های خود را سر کار آورده‌اند؟ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی از این عزل و نصب‌ها چیست؟
این تغییرات خیلی غیر طبیعی نیست. یک پادشاه جدید روی کار آمده و طبیعی است که تیم جدیدش را بچیند. مهم جهت گیری و روند چینش است. به نظر میرسد روند آغاز شده همچنان به سمت تمرکز قدرت در دست افراد خاص در خاندان سعودی باشد و از جهت فرهنگ قبیلگی به سمت قدرت گیری بیشتر سدیریها است. مدتها است که در ادبیات سیاسی منطقه بحث بحران جانشینی مطرح و نظریه پردازان زیادی معتقدند که حکومت سعودی همچنان از جزیره ثبات فاصله میگیرد و به سمت بحرانی شدن اوضاع داخلی پیش میرود. شرایط منطقه ائی و روند درگیریهای داخلی دنیای عرب بعد از بیداری و خیزش مردم منطقه در سال 2011 که بدنیال هویت، کرامت و برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه بودند نیز بر وخامت اوضاع داخلی عربستان کمک نماید. در این شرایط حاکمیت سعودی به سمت بستن فضای اجتماعی برای کنترل جامعه است و مردم به دنبال احقاق حقوق خود. این تعارض خواستها و اهداف به تدریج اوضاع را به ضرر حاکمان عربستان رقم خواهد زد. تداوم وضعیت کنونی که کشوری با یکهزار میلیارد دلار ذخیره ارزی و از دوستان آمریکا که نه تنها بوئی از دموکراسی و ازادی نبرده است نیز آمریکا را در موضع سخت و غیر قابل دفاعی قرار میدهد. آینده وضعیت دولت عربستان سیسات منطقه ائی آمریکا را هر چند که بخواهد در منطقه هزینه نکند دچار سردرگمی میکند.البته رزیم صهیونیستی نفعش در دل‌مشغولی جهان عرب به اوضاع داخلی خود است تا مسئله اشغال فلسطین به تدریج فراموش شود.

با توجه به شهرت محمد بن نایف به سزار مبارزه با تروریسم و اداره وزارت کشور،‌ انتصاب وی به عنوان ولیعهد باعث بسته‌تر شدن فضای پلیسی عربستان سعود عربستان می‌شود؟ آیا ولیعهد جدید سعودی سرکوب شیعیان شرق عربستان و صداهای مخالف را بیش از پیش ادامه می‌دهد؟
بهر صورت همانگونه که گفتم وضعیت عربستان در یک شرایط تناقض گونه است. برای کنترل اوضاع داخلی و قوام بخشی و انسجام بین وفا داران به طیفی از خاندان سلطنتی و از سر گذراندن بحران جانشینی هیئت حاکمه عربستان دست به اقداماتی میزند که نهایتا" همین اقدامات مانند دست و پا زدن در مرداب است و بیشتر در آن فرو میروند. نحوه سیاست و حکومت و کیفیت مدیریت جامعه در عربستان با واقعیات دنیای کنونی نمی خواند. اقدامات تند داخلی و خارجی همچون حمله به یمن پوست خربزه ائی است که به زیر پای حاکمیت سعودی افتاده است.در عربستان دولت مدرن به عنوان دولتی که ناشی از گردش قدرت باشد شکل نگرفته است. حاکمیت سعودی ناشی از تعاملات و موازنه قبیله ائی و شاه جدید راه سلطنت فرزندش را هموار میکند. برای حکان سعودی اراده مردم مفهومی ندارد که قائل به برقراری آزادی و دموکراسی باشند. این طرز تفکر نمیتواند پاسخگوی انتظارات داخلی و جذب مشارکت مردم در تحولات اجتماعی باشد. لذا سیستم اعطای مال برای جذب حتی وابستگان و وفاداران به خاندان سلطنتی دنبال میشود و برای امور گوناگون جایزه تعیین میشود. برقراری سیستم تشویق و تنبیه در اداره جامعه خوبست ولی خریدن افراد بجای ایجاد انگیزه چسبندگی اجتماعی و تشکیل طبقه حامی قابل تداوم نیست.

انتصابات اخیر ملک سلمان به معنای کودتای سدیری‌ها و کنار زدن دیگر فرزندان عبدالعزیز است؟ با توحه به تعلق داشتن ملک سلمان و ولیعهد جدید به دودمان سدیری، انتصابات جدید باعث نافرمانی شاهزادگان و تلاش برای کسب قدرت می‌شود؟ با توجه به اینکه برخی چهره‌های مطرح مانند بندر بن سلطان، خالد بن سلطان، طلال بن عبدالعزیز، سعود الفیصل و متعب بن عبدالله در مراسم بیعت با ولیعهد و جانشین وی شرکت نکردند.
البته من بیش از آنکه به نافرمانی و سرپیچی شاهزادگان که عموما" دستشان آلوده و خودشان به منافع هیئت حاکمه وابسته هستند، چشم امید داشته باشم احساس میکنم مردم و قشر جوان و دانشگاهی سعودی تداوم این وضعیت برایشان کم کم غیر قابل تحمل میشود. من یکی از اهداف حمله به یمن را ایجاد انسجام داخلی و بسیج افکار عمومی برای دفاع سعودی از کیان عروبت میدانم و هدف دومش اقدامات تاخیری در بحران جانشینی و هدف دیگرش مبارزه جوئی با سیاست خارجی ایران.

با توجه به حملات هوایی عربستان علیه یمن و یمنی بودن مادر مقرن بن عبدالعزیز، می توان ارتباطی میان عزل وی و عملیات نظامی آل سعود پیدا کرد؟
در حکومت عجیب غریبی همچون سعودی با فرهنگ قبیله ائی و قرون وسطائی همه احتمالات هست. اما اقدامات نظامی کور و به خاک و خون کشیدن مردم بیگناه و فقیر یمن آنقدر مشمئز کننده است که نیازی به وجود چنین قرابتهائی ندارد. اما در ساز و کار غیر دموکراتیکی که قائم به نظرات شخصی اعم از اینکه جوان باشد و یا پیر این عملیات غیر مسئولانه، ماجراجویانه و انتحاری عاقبت خوشی برای سعودیها ندارد و یمن حاکمیت عربستان را به مرداب خواهد کشید. این سومین باخت منطقه ائی سعودی بعد از عراق و سوریه است. در سیاست خارجی فرصت اشتباه زیاد نیست. یکی کافی و دو تا زیاد و سه تا خودکشی است. این اقدامات دولت عربستان دنبال کردن نظریه بیرون آمدن از بحران با بحران است.


با توجه به نزدیک بودن ایالات متحده و عربستان و نقش‌آفرینی آل سعود در راستای اهداف و منافع آمریکا، عادل الجبیر چه کمکی به نزدیک‌تر شدن این دو کشور می‌کند؟ آیا سعود الفیصل کارآیی خود را از دست داده بود؟ با توجه به این موضوع که عادل الجبیر سال‌های طولانی به عنوان دیپلمات و سفیر سعودی در واشنگتن و نیویورک حضور داشته است.
اهداف سیاست خارجی سعودی و مشخصا" راهبرد و تحرکات عربستان در منطقه باآمریکا زاویه پیدا کرده است. سعودیها برای قبولاندن و تحمیل اهداف و خواستهای منطقه اشان به آمریکا مایوس شده اند. البته آمریکا نیز به دلایلی که موضوع این بحث نیست و مشخصا" هزینه زا بودن حضور با قدرت در منطقه، مانند گذشته سرمایه گذاری نمیکنند و از این رو از دیدگاه سعودیها آمریکا به بی عملی و انفعال افتاده است. لذا سعودیها با چنین تحلیلی سیاست خارجی پرخاشگرانه تری را در منطقه دنبال خواهند نمود تا به تحلیل خودشان جلوی بلند پروازیهای سیاست خارجی ایران در منطقه را بگیرند. وزیر خارجه قبلی عربستان مریض و احتمالا" با اتخاذ چنین راهبردی از سوی پادشاه جدید مخالف بوده است. وزیر خارجه جدید اگرچه نسبت به سیاستهای ایران در منطقه تند رو تر است ولی قدرت مانور زیادی برای جذب آمریکائیها ندارد. مشکل آمریکا و عربستان ساختاری است و نه صرفا" عملکردی و عملیاتی.


انتخاب سفیر پیشین عربستان در آمریکا به عنوان وزیر امور خارجه، تغییر در سیاست خارجی عربستان ایجاد می‌کند؟این تغییرات مثبت است یا منفی؟ وضعیت جمهوری اسلامی ایران در نقشه سیاست خارجی عادل الجبیر چه خواهد بود؟ آیا تلاشی برای بهبود روابط با ایران صورت می‌گیرد؟ با توجه به اینکه عربستان سعودی و ایالات متحده ایران را متهم به تلاش برای ترور وی کردند اما هیچ وقت مدرکی دال بر اثبات ادعای واهی خود ارائه ندادند.
تغییر سفیر فرع بر تغییر سیاست خارجی است. هیئت حاکمه عربستان سه تا چهارسالی است که تغییر رویه داده است و برای سیاست خارجی ایران شمشیر را از رو بسته است. ولی الان طاقتش به سر رسیده است و می خواهد با یک عملیات انتحاری از بحران خارج شود. عربستان با خیانت به بیداری عربی به آمریکا کمک کرد تا بتواند به مدیریت این خیزش بپردازد. سرخوردگی مردم عرب منطقه از آنچه در مصر، لیبی، سوریه، یمن و بحرین اتفاق افتاد به بحران هویت و مشروعیت دامن زد. عدم وجود هویت مردمی و غیر مشروع تلقی شدن حاکمیت سعودی. جهتگیری سیاست خارجی عربستان علیه ایران و نگاه تخاصم گونه اش نسبت به ایران یک سابقه 4 ساله دارد که به تدریج فاصله دو کشور را زیادتر نموده است و وزیر خارجه حتی اگر انگیزه داشته باشد نیز نمی تواند به تنهائی و جدای از دولت و حاکمیت اقدامی انجام دهد.


انتصاب محمد بن سلمان به عنوان ولیعهدِ ولیعهد در کنار سمت وزارت دفاع، دایره نفوذ وی تا چه حد گسترش می‌یابد؟ گسترش نفوذ شاهزاده جوان سعودی چه تاثیری بر «عملیات بازگرداندن امید به یمن» دارد؟ این انتصاب تاثیری بر رویکرد آل سعود نسبت به وقایع عراق و سوریه و پشتیبانی از جریان تکفیر دارد؟
این انتصاب بیشتر تثبیت موقعیت پسر جوان شاه و گرفتن بیعت از سران قبایل برای او در اینده است. نسبت سنی بین شاه و ولیعهد به گونه ائی است که احتمال شاه شدن محمد بن نایف کم و اگر روال به همین گونه باشد زمینه برای تثبیت قدرت پسر شاه آماده است. به نظر میرسد محمدبن نایف بیشتر نقش محلل مقام ولیعهدی را دارد. در مجموع عربستان تصمیم خود در زمینه سیاست خارجی را گرفته است. راهبرد اصلی این کشور در تحولات منطقه ائی کاهش نفوذ و زمین گیر کردن سیاست خارجی ایران است. وپیش بینی میشود اگر تحول خاصی اتفاق نیفتد، چهره سیاست خارجی عربستان در منطقه روز به روز خشن تر شود تا سعودیها به اهداف خودشان برسند. و ما نیز باید با دقت و وسواس تحولات این کشور را دنبال کنیم و مواظب باشیم تا بازیهای منطقه‌مان را خودمان طراحی کنیم، نه آنکه به دام آنها بیفتیم.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.