۰
استاد دانشگاه مرمره ترکیه با مهر مطرح کرد:

نقش امپریالیسم در دامن زدن به اختلافات ترکیه و ارمنستان

  • ۲۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

به اعتقاد دکتر باریش دوستر، طرفهای اصلی درگیر بر سر موضوع کشتار ارامنه در طی جنگ جهانی اول، ترکیه و ارمنستان به علاوه دیاسپورای ارمنی نیست، بلکه کشمکش اصلی میان ترکیه و قدرتهای بزرگ جهانی است.

به گزارش خبرگزاری مهر، روز جمعه ۲۴ آوریل امسال مصادف با صدمین سالگرد کشتار ارامنه در طی جنگ جهانی اول در واپسین سالهای حیات امراطوری عثمانی بود. حزب اتحاد و ترقی در سال ۱۹۰۸ توانست تا با انقلاب (که در برخی منابع از آن با عنوان کودتا یاد می شود)، به سلطنت ۳۲ ساله سلطان عبدالحمید دوم پایان داده و مشروطه دوم را در دولت عثمانی برقرار سازد. سران این حزب با استفاده از اوضاع حاد و خاص آنموقع امپراطوری توانستند تا تمامی قدرت را قبضه کنند. جنگهای اول و دوم بالکان و جنگ طرابلس غرب نیز بر وخامت اوضاع امپراطوری افزود. کشته و تبعید شدن بیش از ۵ میلیون مسلمان و ترک توسط ائتلاف بالکان که توانسته بودند شکست سختی را بر دولت عثمانی وارد کنند، احساسات ملی گرایانه را در عثمانی شدت بخشید.

با شروع ناگهانی جنگ جهانی اول سران حزب اتحاد و ترقی که انور پاشا، طلعت پاشا و جمال پاشا در راس آن قرار داشتند راه چاره را در ورود به جنگ به همراه متحد سنتی عثمانی یعنی آلمان دیدند. به جز انور پاشا که متولد استانبول بود، طلعت پاشا متولد شهر کارجلی در بلغارستان امروزی و جمال پاشا نیز متولد موتیلنه در یونان کنونی بودند و خاطره خوشی از رفتار مردم مسیحی بالکان با مسلمانان به یاد نداشتند و این نیز در سوگیریهای نظامی و سیاسی این افراد تاثیر بسیاری گذاشت. هر چقدر که جنگ به پایان نزدیک می شد و با شکست های سختی که انور پاشا در جنگ های ساری قمیش، کانال سوئز و عراق متحمل شد و نیز آشکار شدن شکست آلمان در جنگ، سران و طرفداران این حزب که رویاهای خود را بر باد رفته و امپراطوری را در معرض سقوط می دیدند، در افکار خود نیز افراطی تر می شدند.

در طی همین برهه در شرق امپراطوری که جمعیت قابل ملاحظه ای از ارامنه در آن سکونت داشتند و بسیاری از آنان مانند گابریل افندی توانسته بودند تا به مقام وزارت خارجه عثمانی نیز دست یابند، از این مسائل بی نصیب نمانده و به اتهام همکاری با روسها به تبعید اجباری به سوریه و لبنان مجبور شدند. در طی این مهاجرت های اجباری بسیاری از ارامنه جان خود را به انحای مختلف از دست دادند.

مراسم بزرگداشت این واقعه غم انگیزمصادف با صدمین سالگرد آن روز جمعه ۲۴ آوریل در بسیاری نقاط جهان از جمله خود ترکیه برگزار شد و رئیس جمهور ترکیه در پیامی که خطاب به ارامنه ترکیه منتشر کرد، از آنان خواست که وی را در مصیبت خودشان شریک کنند. ولی طبیعتا بزرگترین این مراسم در ایروان برگزار شد و در آن روسای جمهور روسیه، صربستان و فرانسه نیز حضور داشتند.

همچنین در طی روزهای گذشته پاپ فرانسیس دوم رهبر مسیحیان کاتولیک جهان با نسل کشی خواندن قتل عام ارامنه در سالهای پایانی دولت عثمانی خشم مقامات ترکیه را برانگیخت. ترکیه به خاطر عواقب حقوقی که می تواند در پی داشته باشد و همچنین پرداخت غرامت به بازماندگان ارامنه استفاده از واژه نسل کشی را قبول ندارد. از دیگر پیش شرطهایی که ترکیه برای عادی سازی روابط خود با ارمنستان و باز کردن مرزهای دو کشور اعلام کرده است، مسئله قره باغ کوهستانی است که بیش از ۲۰ سال از اشغال آن توسط ارمنستان می گذرد.

در همین رابطه خبرگزاری مهر گفتگویی را با دکتر باریش دوستر نویسنده و استاد ارتباطات دانشگاه مرمره استانبول و منتقد سیاست های حزب حاکم عدالت و توسعه انجام داده است که به شرح زیر است:

دکتر دوستر ۲۴ آوریل امسال مصادف بود با صدمین سالگرد وقایع سال ۱۹۱۵ (کشتار ارامنه در امپراطوری عثمانی)، از داخل خود ترکیه به این مسئله چه دیدگاهی وجود دارد؟ چرا ترکیه و ارمنستان علی رغم گذشت سال های طولانی قادر به حل و فصل اختلافات میان خود نیستند؟

امپریالیسم جهانی با استفاده از این واقعه تاریخی و با استفاده از اصطلاحی همچون «نسل کشی» که معنی بسیار مبهم و وسیعی دارد- هنگامی که یک طرف قضیه خود قدرتهای بزرگ باشند هم، کارآیی ندارد- سعی دارد تا بر ترکیه فشار بیاورد. تا جایی که قدرتهای امپریالیستی با استفاده نکردن از اصطلاحاتی همچون «مقاتله» که به معنی کشتار دو طرفه هست، نشان داده اند که به دنبال حل موضوع نیستند بلکه تلاش دارند تا با استفاده از حل نشدن این موضوع، نفوذ و کنترل خود را بر روی ارمنستان و هم بر ترکیه افزایش دهند. هنگامی که مسئله بین المللی شد، این موقع است که جا و فرصت برای مداخله و دست اندازی قدرت های بزرگ و امپریالیستی باز می شود. درست مثل مسئله کشمیر میان پاکستان و هندوستان، مسئله قبرس میان ترکیه و یونان و مسئله قره باغ کوهستانی میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان.

اینگونه موضوعات یعنی نسل کشی و غیره در غرب سر و صدای زیادی می کنند و برای لابی های مختلف هم تجارت پر سودی است. در اینجا به خوبی شاهد این هستیم که هم پاپ و هم آمریکا و پارلمان اروپایی از این موضوع حداکثر استفاده را می کنند. به عنوان مثال آلمان که خودش بزرگترین جنایتها را در طول دو جنگ جهانی انجام داده است و کارنامه سیاهی در این مورد دارد، با نهایت شگفتی سعی دارد تا وقایع مربوط به سال ۱۹۱۵ را الهام بخش هیتلر و حزب نازی برای ارتکاب جنایتهایش نشان دهد و بدین ترتیب فرافکنی کند. باید دقیق تر به مسئله نگاه کرد که غربی ها بر خلاف بسیاری وقایع وحشتناک تر دیگر که در مورد آن وقایع سکوت اختیار کرده اند، چرا در مورد مهاجرت اجباری و ظلم و ستمی که در حق شهروندان ارمنی امپراطوری عثمانی رخ داده، اینقدر نگران هستند؟ جواب این است: تسویه سیاسی امپراطوری عثمانی که با نام «مرد بیمار» از آن یاد می بردند و همچنین تقسیم جغرافیای تحت حاکمیت آن میان غربی ها که با نام «قضیه شرق» همه از آن اطلاع دارند.

یعنی منظور شما این است که طرفهای اصلی درگیر در این مسئله ترکیه و ارمنستان نیستند؟

طرف های اصلی این قضیه ترکیه و ارمنستان به علاوه دیاسپورای ارمنی نیست. طرف های اصلی درگیر در این مسئله ترکیه و امپریالیسم است. این مسئله یک موضوع تاریخی مربوط به صد سال پیش هم نیست بلکه موضوعی امروزه و معاصر است. مسئله اصلی برخلاف آن چیزی که خیلی ها ادعا می کنند، بر سر تحقیقات تاریخی و مشکل آرشیو و غیره نیست بلکه موضوع کاملا سیاسی است. هدف غرب و قدرتهای امپریالیستی از سرمایه گذاری های گزافی که برای تبلیغات و غیره برای این قضیه انجام می دهند، قسمت کردن درد و رنج ملت ها، شفافیت دادن به وقایع تاریخی، کمک به صلح جهانی و رویارویی ترکیه با تاریخ خود نیست، بلکه موضوع اصلی گناهکار، بی اعتبار و غیر مشروع جلوه دادن ترکیه است.

چون در این موضوع مسئله کاملا سیاسی است به این خاطر هم ملاقات و همکاری تاریخ دانان با یکدیگر، باز شدن تمامی آرشیو ها و سندها و غیره هم هیچ دردی را دوا نخواهد کرد. همانگونه که تاکنون هم نکرده است. راه حل این موضوع سیاسی است. به این دلیل است که طرح مسائل تاریخی و واقعی همچون، جنگهای صلیبی را که با کشتار میلیون ها مسلمان همراه بود را مسیحی ها به راه انداختند؛ در اواخر حکومت عثمانی بیش از ۵ میلیون ترک و مسلمان از بالکان رانده و کشته شدند، کلیساهای مسیحی هم به تشویق و ترغیب تمامی این وقایع هولناک پرداختند و در طول جنگ جهانی اول ارامنه به همکاری با اشغالگران فرانسه و روسیه پرداختند، در حالی که شهروند عثمانی بودند از پشت خنجر زدند و خیانت کردند و ... هم هیچ دردی را دوا نخواهد کرد. چونکه هدف نهایی غرب نه رسیدن به نتیجه ای مفید و دوستانه برای دو طرف، بلکه بیشتر کردن اختلافات هست. سکوت و تشویق غرب در رابطه با ترور بیش از ۴۰ دیپلمات ترکیه مابین سالهای ۱۹۷۳-۱۹۸۵ که به دست گروه تروریستی آسالا انجام گرفت و بیشتر این ترورها هم در کشورهای اروپایی بود، کاملا مشخص کننده این ماجرا است.

اما در روزهای گذشته شاهد بودیم که برخی از رهبران کشورهای اروپایی و مهمتر از همه پاپ فرانسیس دوم در مورد کشتار ارامنه از واژه نسل کشی استفاده کردند که واکنش ترکیه را در پی داشت. نظر شما در این مورد چیست؟

شرکت کردن پاپ در مراسم نسل کشی و و جانبداری وی در این خصوص، باعث پیچیده تر شدن این مساله گشت. استفاده از واژه نسل کشی، این مساله را به یک بحران غیر قابل حل تبدیل کرد. این اتفاق، از جهت نیازهای استکباری مناسب است. مساله نسل کشی ارامنه که یکی از مناقشات میان ترکیه و غرب محسوب می شد، با دخالت پاپ، تبدیل به یک مورد برای اختلاف میان مسلمانان و مسیحیان شد. این برخورد از سوی چهره ای همانند پاپ که علاوه بر شخصیت دینی، از لحاظ سیاسی نیز از قدرت بالایی برخوردار است، به خصوص در زمانی که مبارزه با داعش همچنان ادامه دارد و مدت کوتاهی از حادثه تروریستی مجله فرانسه می گذرد، باعث تشدید مشکلات خواهد شد. اینکه پاپ تاثیرات این برخورد را نتوانسته پیش بینی کند، غیر قابل تصور و باور است. پاپ که سعی در از میان برداشتن اختلافات تاریخی میان کاتولیک ها و ارتدوکس ها را دارد، با شرکت در مراسم نسل کشی و با تقویت روابط خود با ارمنستان، سعی در اعلام رهبری خود بر تمامی دنیای مسیحیت را نیز داشت.

نیروهای استکباری که سالیان سال سعی در ایجاد تفرقه میان شیعیان و سنی ها را داشتند، با پیدایش بعد دینی این مساله نشان دادند که هیچگونه واهمه ای در خصوص استفاده از تفرقه بین مسلمانان و مسیحیان نیز ندارند. نیروهای استکباری برای ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی، علوی و سنی، عرب و کرد، فارس و عرب، ترک و کرد و ... انرژی زیادی مصرف کرده است.

دکتر دوستر رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین، در آخرین لحظات تصمیم گرفت که در مراسم یادبود صدمین سالگرد کشتار ارامنه در ایروان شرکت کند. نظرتان در مورد نسل کشی خوانده شدن این واقعه از سوی رئیس جمهور روسیه که غیر منتظره هم بود چیست؟

هرچند که پاپ و اتحادیه اروپا از کلمه نسل کشی استفاده کردند، اما اوباما با وجود فشار ارمنیان مقیم آمریکا، لابی یونانی و جناح های سیاسی نزدیک به این اقشار، از استفاده این کلمه خودداری کرد. از طرفی دیگر ولادیمیر پوتین علی رغم روابط اقتصادی قوی کشورش با ترکیه، از کلمه نسل کشی استفاده کرد. روسیه که در خصوص بحران سوریه، اوکراین و کریمه با ترکیه نظراتی کاملا متفاوت داشت، از وابستگی ۶۵ درصدی ترکیه در حوزه گاز طبیعی به کشورش نیز آگاه است. روسیه و ترکیه قصد دارند در آینده ای کوتاه حجم مبادلات تجاری بین دو کشور را به ۱۰۰ میلیارد دلار برسانند. هر ساله حدود ۴ ملیون توریست روس وارد ترکیه می شوند. از سویی دیگر پروژه هسته ای آق قویو که اولین پروژه هسته ای ترکیه است، به روسیه سپرده شد و در این پروژه امتیازات بسیاری برای روسیه در نظر گرفته شد. پوتین می داند که درست دست رو نقطه ضعف ترکیه گذاشته است و می تواند بدون ترس از عکس العمل آنکارا، هرکاری که دلش می خواهد بکند. این موضوع برای ترکیه، به خصوص در این روزها که بحث گرایشهای اوراسیایی مطرح است، بسیار نگران کننده است. پوتین با این اظهارات به ایروان این پیغام را می دهد که تحت سلطه روسیه بودن به نفع شماست و نیازی به اینکه به آمریکا بیشتر نزدیک شوید نیست. ببینید، اوباما از کلمه نسل کشی استفاده نکرد، اما من به بهای ناراحت کردن ترکیه از این کلمه استفاده کردم. متحد اصلی شما من هستم و نه آمریکا.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.