تحلیل بین الملل؛

عملکرد خیره کننده نیروی مردمی عراق؛ توطئه‌های فزاینده

سیاسی

نیروهای مردمی عراق که با پیروزی های متوالی خود نگاه ها را به خود معطوف کرده اند با توطئه های زیادی از سوی آمریکایی ها و همپیمانان داخلی و منطقه ای آنها روبرو شده اند.

خبرگزاری مهر- گروه بین الملل: بدون شک ژوئن سال ۲۰۱۴ برای عراقی ها فراموش شدنی نیست از این حیث که گروهک تروریستی و تکفیری داعش همانند سایر اقوام خونریز تاریخ به شمال عراق یورش برد و بر سر راه خود به سوی هر هدفی تیراندازی کرد.

البته ظهور و بروز داعش این گونه نبود که ناگاه از زمین سر برآورند بلکه پایگاه و بسترهای لازم را در عراق به ویژه مناطق غربی دارا بودند. در واقع این موضوع به تبعات همسایگی با کشور بحران زده سوریه نیز مربوط می شد زیرا چند ماه قبل از یورش گسترده داعش به استان نینوا و صلاح الدین و بخش های دیگر آنها در فلوجه رد پای خود را محکم کرده بودند و فلوجه را در کنترل خود گرفته بودند.

در دهم ژوئن تروریست های تکفیری پس از اشغال موصل دومین شهر مهم عراق به سوی صلاح الدین سرازیر شدند و مناطق زیادی را در این استان از جمله تکریت مرکز آن را اشغال کردند و به سوی دیالی رفتند و بخش هایی از دیالی را نیز به اشغال خود درآوردند و حتی تا نفتخانه در نزدیکی مرز ایران پیش آمدند.

خطر سقوط بغداد حتمی بود به ویژه که نیروهای ارتش عراق توان رویارویی با این گروهک خونریز را نداشتند. ارتش چند هزاری نفری در موصل از هم پاشیده بود و بسیاری از این نظامیان عراقی یونیفرم خود را از تن درآورند و رهسپار اربیل شدند. در این میان اقلیم کردستان فرصت را غنیمت شمرد و مناطق مورد مناقشه را ضمیمه اقلیم کردستان عراق کرد.

همانطور که گفته شد داعش به یکباره در عراق ظهور پیدا نکرده بود بلکه قبل از آن القاعده و مصعب الزرقاوی و قبل از آن نیز گروه های افراطی به ویژه در مناطق غربی نفوذ داشتند اما دولت عراق توانسته بود که خشونت های القاعده را مهار کند.

علت ظهور و قدرت گرفتن گروهک داعش که قبلا الرقه در سوریه را به عنوان مرکز خود انتخاب کرده بود را می توان به عوامل چندی مربوط دانست؛

۱-مواضع برخی سیاستمداران عراقی که همواره به نفع طرح های خارجی عمل می کردند.

۲-مواضع برخی شخصیت های عشایری و محلی از جمله حاتم سلیمان.

۳-مواقع برخی عناصر فراری تحت تعقیب از جمله طارق الهاشمی.

۴-بی کفایتی برخی فرماندهان ارتش که در برخی از آنها هنوز ریشه های تفکر بعثی را به وضوح می شد مشاهده کرد.

۵-افزایش نارضایتی ها از نوری المالکی و اعتراضات در مناطقی مانند الانبار.

۶-بهره برداری تروریستهای داعش از اعتراضات علیه مالکی و نفوذ به این مناطق.

برخی عوامل دیگر نیز در این زمینه وجود دارد که در این مجال نمی گنجد و به اختلاف نظرهای سیاسی حتی در میان گروههای سیاسی از جمله گروههای شیعی مربوط می شود.

به هر حال همانطور که گفته شد داعش بخش زیادی از عراق را اشغال کرد و در آستانه رسیدن به بغداد بود. ارتش توان نداشت و بدون مقاومت مناطق را یکی پس از دیگری تسلیم می کرد.

در این میان مسئولان اقلیم کردستان در ابتدا تصور می کردند که می توانند از داعش به نفع خود استفاده کنند اما هنگامی که داعشی ها بسیاری از مناطق نزدیک به اقلیم کردستان عراق را اشغال کردند و به دروازه های اربیل رسیدند متوجه خطر شدند.

آمریکایی ها هم که تماشاگر یورش های داعش و جنایات آنها بودند. تکفیری ها همه اقلیت ها را از دم تیغ می گذراندند و اصولا هر ندای مخالفی را در نطفه خفه می کردند. آنها علاوه بر اقلیت ایزدی که ظلم و ستم فراوانی بر آنها روا داشتند و زنان آنها را به کنیزی گرفتند مسیحیان و شبکی ها و حتی سنی ها را از آزار و اذیت های خود بی نصیب نگذاشتند.

پرداخت خراج، اسلام آوردن! یا مرگ سه راهی بود که در پیش روی ساکنان این مناطق گذاشته شده بود.

آری آمریکایی ها تا دو ماه پس از یورش داعش عملا اقدامی انجام ندادند و هنگامی که منافع آنها در اربیل به خطر افتاد تحرکات خود را آغاز کردند و ائتلاف بین المللی با مشارکت بیش از چهل کشور را تشکیل دادند.

همگان تصور می کردند که این ائتلاف داعش را متوقف خواهد کرد اما آنچه داعش را متوقف کرد این نبود بلکه فتوای جهاد کفایی مرجع بزرگ عراقی ها یعنی آیت الله سیستانی بود.

آیت الله سیستانی که قبلا نیز پس از اشغال عراق از سوی آمریکایی ها نقش بسزایی در روند تحولات عراق ایفا کرده بود از جمله در جریان یورش نظامیان آمریکا به نجف و تلاش آمریکایی ها برای درهم کوبیدن سپاه المهدی وابسته به جریان صدر با وجود اینکه در لندن تحت بستری بود به توصیه پزشکان توجهی نکرد و بلافاصله رهسپار عراق شد و از مردم همه مناطق استان های جنوبی و مرکزی و شیعیان خواست که برای نجات حرم حضرت امیر المومین علی(ع) به نجف بروند که مردم عراق این دعوت را لبیک گفتند و با ایجاد سپر انسانی توطئه آمریکایی ها را ناکام گذاشتند.

قبلا نیز آیت الله سیستانی نقش خود را در جریان معاهدات با آمریکا که نهایتا به خروج آمریکایی ها از عراق منجر شد به خوبی نشان داد و آمریکایی ها که در هر معاهده ای معمولا از کشور تحت اشغال امتیازهای زیادی می گرفتند و این کشورها را مجبور به تن دادن به احداث پایگاه های نظامی آمریکایی ها می کردند در عراق با تلاش مرجعیت و برخی افراد دلسوز عراق نتوانستند اقدامی انجام دهند.

شاید همین ناکامی سبب شد که نگاه تحلیلگران به سوی این نقطه معطوف شود که آمریکایی ها به دنبال نفوذ مجدد در عراق هستند و به اصطلاح در حالی که از درب بیرون رانده شده اند این باره از پنجره وارد شوند. بر حسب نگاه این دسته از تحلیلگران داعش می تواند ساخته آمریکا برای تحقق اهدافی که در رسیدن به آن ناکام شده اند موثر باشد.

اما برگردیم به تابستان سال ۲۰۱۴ و یورش داعش و نقش آیت الله سیستانی. مرجعیت دینی با فتوایی که داد نیروی نظامی را به وجود آورد در ابتدا همگان تصور می کردند که این نیرو شانس زیادی را نخواهد داشت و نمی تواند در برابر داعش کاری از پیش ببرد اما گذشت ایام خلاف آن را ثابت کرد.

شاید علت تردیدها به این نیروها به شرایط سیاسی عراق و اختلاف و تشت آراء میان سیاستمداران که از سال ۲۰۰۳ به بعد به یک رویه معمول تبدیل شده بود مربوط می شد.

الحشد الشعبی یا الحشد الوطنی(بسیج مردمی یا ملی) به عنوان نیروهای نظامی مردمی وابسته به موسسات امنیتی عراق شناخته می شوند.

علاوه بر مردم عادی که تحت آموزش های نظامی قرار گرفته اند گروه های مقاومت اسلامی از جمله سازمان بدر که قبلا سابقه مبارزاتی داشته اند و عصائب اهل الحق و گردان های صلح وابسته به جریان صدر و گردان های حزب الله عراق و برخی دیگر از واحدهای نظامی حضور دارند.

همچنین عشایر سنی استان های صلاح الدین و نینوا نیز حضور دارند.

اوج هنر این نیروهای مردمی را در جرف الصخر در شمال بابل که کانون تروریست های داعش بود می توان مشاهده کرد. پس از آن آزادسازی دیالی و در ادامه مناطق مختلف صلاح الدین از جمله العلم و الدور و البوعجیل و نهایتا تکریت را می توان در پرونده درخشان نیروهای مردمی ثبت کرد.

اما همانطور که گفته شد آمریکایی ها از وضع کنونی در عراق راضی نبودند از این رو سرناسازگاری با نیروهای مردمی را بنا گذاشتند. برای آمریکایی ها که یکسره کردن کار داعش را به فرصتی سه ساله و در برخی موارد سی ساله منوط می دانستند عملکرد و پیروزی های نیروهای مردمی خوشایند نبود. شاید آنها فرصتی که برای پایان کار داعش مطرح می کردند در واقع فرصتی برای تحقق اهداف خود می دانستند.

آمریکایی ها هدف خود از تشکیل ائتلاف بین الملل ضد داعش را از بین بردن این گروهک می دانستند و نیرویی به نام نیروی مردمی هم تشکیل شده بود و در حال نابودی و عقب راندن این تروریست ها بود پس مشکل چه بود؟ آری مشکل این بود که آمریکایی ها عادت دارند که همه چیز تحت رهبری آنها باشد یا اگر این گونه نشد با هماهنگی آنها باشد اما درباره نیروهی مردمی عراق این گونه نبود زیرا این نیروها عمدتا ضد آمریکا بودند و اهداف و ایدئولوژی آنها اعم از بدنه آن یعنی نیروهای عادی گرفته تا گروه های مقاومت اسلامی از جمله بدر و گردانهای صلح در تضاد با اهداف واشنگتن بود.

شاید به همین دلیل بود که آمریکایی ها نه تنها کمکی به نابودی داعش نمی کردند بلکه در راستای تقویت آن و مقابله با نیروهای مردمی حرکت می کردند و این به گواه برخی رسانه ها و برخی شخصیت های عراقی است که آمریکایی ها هرگاه داعش در نقطه ای تحت فشار قرار می گرفت برای آن کمک نظامی و غذایی پرتاب می کردند و در برخی موارد نیز مواضع نیروهای مردمی را هدف قرار می دادند و سپس اعلام می کردند که این اقدامی اشتباهی بوده است.

هنگامی که نیروهای مردمی در حال پیشروی بودند توطئه ها علیه نیروهای مردمی شروع شد و دقیقا همان گروههایی که در رشد داعش نقش داشتند این بار نیز با کمک خارجی ها در راستای حمایت از داعش و تضعیف نیروهای مردمی برآمدند.

توطئه ها شامل این بود که نیروهای مردمی در مناطق آزاد شده دست به غارت و چپاول می زنند و منازل ساکنان را می سوزانند. در این میان ادوات آمریکایی ها و همپیمانان منطقه ای آن نیز به موضوع دامن می زدند و سازمان های آمریکایی مانند دیده بان حقوق بشر که در قبال جنایت در بسیاری از کشورها از جمله بحرین و یمن سکوت اختیار کرده و نقش منفعلانه ای دارند این اتهامات را تایید می کردند.

این در حالی بود که نیروهای مردمی به گواه مسئولان ارشد عراقی تحت نظارت فرماندهی کل قوا حرکت می کردند و بودجه خاص در ردیف بودجه سال ۲۰۱۵ نزدیک به ۶۰ میلیون دلار دارند.

دلایل تبلیغات و هجمه علیه نیروهای مردمی را می توان به موارد زیر خلاصه کرد:

-خنثی کردن اهداف آمریکایی و بر باد دادن رویای تسلط مجدد واشنگتن بر عراق.

-نگرانی از تبعات شکل گیری نیروی مردمی که حاضر نیست از آمریکا فرمانبرداری کند.

- نگرانی برخی کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه از جمله سعودی ها که همواره خود را مدعی طرفداری از سنی ها نشان داده اند.

-واهمه از دست رفتن ابزار و مُهره ای که آمریکایی ها با آن بازی می کردند یعنی داعش.

-پیروزی های نیروهای مردمی عملا ناکامی و عجز ائتلاف تحت رهبری آمریکا را به جهانیان نمایان می کند.

-نگرانی از ارتباط و پیوستگی قوی که این نیروهای مردمی با جمهوری اسلامی ایران دارند.

-از بین رفتن پایگاه سیاستمدارانی که عملا نتوانسته بودند برای آزادسازی مناطق تحت اشغال داعش کاری انجام دهند و به طور طبیعی نقشی در آینده نمی توانند در روند سیاسی ایفا کنند.

این نیروها به عنوان بازوی قوی نظامی می توانند در ادامه به دولت عراق برای آزادسازی مناطق تحت اشغال از جمله مناطق باقیمانده استان صلاح الدین، مناطق تحت اشغال داعش در الانبار و نینوا کمک شایانی کنند. از رو دولت عراق باید به طور قوی از این نیروها همانند مرجعیت حمایت به عمل آورد و تحت تاثیر تبلیغات مسموم قرار نگیرد. تبلیغاتی که نتایج آن پس از افزایش حملات علیه نیروهای مردمی در تکریت با جان گرفتن دوباره داعش و اشغال پالایشگاه بیجی می توان مشاهده کرد.

دولت عراق باید از پتانسیل های فراوان این نیروی خود جوش نهایت استفاده را ببرد. هنوز مناطق زیادی از الانبار و نیز نینوا تحت اشغال داعش است و تکفیری ها در غرب عراق جولان می دهند. حیدر العبادی به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح عراق باید با تدبیر لازم برخی تک روی ها را مهار کند به ویژه که در هر جنگی برخی از عوامل از دستورات تبعیت نمی کنند و برخی از طرفداران داعش نیز برای ضربه زدن به نیروهای مردمی وارد عمل می شوند و می کوشند که عملکرد نیروهای مردمی را زیر سئوال ببرند. اقدام هوشمندانه می تواند جلوی اندک بی نظمی هایی که پس از آزادسازی برخی مناطق از سوی نیروهای مردمی رخ می دهد را نیز بگیرد.

العبادی باید توجه داشته باشد که آمریکایی ها اگر در وعده های خود صادق بودند ۳۶ جنگنده اف۱۶ خریداری شده از عراق که بغداد پول آنها را پرداخته است تحویل می دادند آنهم در شرایطی که عراق به آنها نیاز مبرم دارد. آمریکایی ها شاید به دنبال مهار داعش باشند تا منافع آنها را در منطقه به خطر نیاندازند اما قطعا به دنبال نابودی آن نیستند.

فرزاد فرهاد توسکی