۰

شعرخوانی سفیر ایران در یونسکو برای مذاکره کنندگان هسته ای ایران

  • ۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

احمد جلالی سفیر ایران در یونسکو مطلبی را برای خبرآنلاین ارسال کرده که در آن شعری برای مذاکره کنندگان هسته ای در لوزان سروده است.

شعرخوانی سفیر ایران در یونسکو برای مذاکره کنندگان هسته ای ایراناحمد جلالی سفیر ایران در یونسکو مطلبی را برای خبرآنلاین ارسال کرده که در آن شعری برای مذاکره کنندگان هسته ای در لوزان سروده است.

به گزارش خبرآنلاين جلالي نوشت:

دعايي در شبي از نبرد لوزان

چند روز به عقب بازمی گردم و یاد می کنم از عصر 11 فروردین که اخبار مستقیم از لوزان از طلاطم احوال و دشواری تصمیم ها حکایت می کرد. تا نیمه شب و تا ساعاتی از بامداد 12 فروردین، به بیداری تیم ایران بیدار ماندم، اما این کجا و آن کجا؟ من نشسته بر ساحل و آنان در میانۀ امواج. کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها؟ خیلی ها هم بیدار مانده بودند.


شبی بود و حالی خاص. سورۀ فتح می خواندم به سوی لوزان. و بعد، طاقت نیاوردم و هیجان و اضطراب و دعا را درهم آمیختم ، که حاصل آن مثنوی کوتاهی شد به دعا برای توفیق در خرد ورزی و اعتماد به نفس و نیزسپاس از زحمات تیم مذاکرات و همۀ مدافعان تمامیت ارضی و امنیت و منافع ملی ایران، چه در جبهه های دفاع مقدس و چه در نبرد دیپلماسی. و البته «راهروگر صد هنر دارد توکل بایدش». یادگاری است از حس و حال آن شب و لحظاتی که کمتر پیش می آید. دلم می خواست همان نیمه شب برایشان بخوانم که "خدا قوت"ی باشد، و البته در گرماگرم یک نبرد تمام عیار، نه کارشان اقتضا می کرد و نه حالشان. اما، برای خودم خواندمش تا بماند و نشانی باشد از آن احوال تاریخی برای چون منی که نگران آیندۀ راهبردیِ میهنم هستم. در غربت که هستیم، این نگرانی بیشتر لمس می شود. نگرانی برای مادرم. ایران مادر ماست. یا حق. احمد جلالی، 17 فروردین 1394، پاریس

*******

چو جام، خنده به لب، خون به دل


خدای را،چو دماوندمان بِمان بشکوه
به پشت گرمی ایران، به پشتوانۀ کوه

بمان، که پشت و پناهت نه جوشن و گُرز است
پناهگاهِ عقابان، چَکادِ البرز است

خدای را، به خرد خیزسوی دیوِ سپید
به خواب می بردش تابِ چشمۀ خورشید

زمرد است خرد در هجوم این غوغا
که کور می کند این اژدهای شش سر را

چه باک از غم غوغای طبل و کوس و غریو
که در میانه، خرد خنجری است در دل دیو

چو جام، خنده به لب، خون به دل، بمان ای یار
نِه ای چوچنگ که از زخمه ای بنالد زار

ز هفت خان گذری بایدت، بسوز و بساز
«که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز»

در این مصاف، نه زوبین بجو نه نیزۀ زفت
که هفت خان، همه را با خرد توانی رفت

مگر سپاسِ مرا در تو در رساند باد
خدایِ جان و خرد همچنان پناهت باد

احمد جلالی
برای مدافعان تمامیت ارضی و امنیت و منافع ملی ایران، چه در جبهه های دفاع مقدس و چه در نبرد دیپلماسی، شب دوازدهم فروردین 1394، ساعت یک بامداد، پاریس.

 

 

 

 

 

2929

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.