• ۴بازدید

حبیبی از بحران مالی در حزب موتلفه می گوید:برخی تصور می کنند که حزب به منابع مالی وسیع متکی است

حزب موتلفه اسلامی,اصولگرایان,انتخابات مجلس نهم

محمد نبی حبیبی معتقد است که باید به مسئله هزینه های انتخاباتی به عنوان یک خطر جدی برای نظام توجه ویژه ای شود.

سوگل نورمحمد: کمتر از يک سال تا انتخابات سرونوشت ساز مجلس شوراي اسلامي باقي مانده است و احزاب و تشکل هاي مختلف رفته رفته به تکاپو براي اين انتخابات افتاده اند. حزب موتلفه اسلامي يکي از تشکل هايي است که ذيل جبهه پيروان خط امام و رهبري فعاليت هايش را آغاز کرده است. محمد نبي حبيبي که در آخرين روزهاي سال 93 مهمان کافه خبر بود نيز از فعاليت هاي اين حزب در اين راستا گفت و جلساتي که با جبهه پايداري و ساير تشکل هاي اصولگرا داشته اند. اما بحث بر سر وحدت اصولگرايان تنهاي مسئله اي نبود که در اين گفت و گو مطرح شد. بحث بر سر منابع مالي نامزدهاي انتخاباتي و نيز منابع مالي حزب موتلفه اسلامي از جمله ساير مسايل مطرح شده در اين مصاحبه بود. نبي حبيبي از بحران مالي در حزبي که گفت که برخي از اعضاي آن از جمله ثروتمندترين بازرگانان ايران هستند. او همچنين درباره مسئله پولي که رحيمي به نمايندگان مجلس داده بود نيز گفت که آمار و ارقام آن واضح نيست. مشروح اين گفت و گو را در ادامه بخوانيد:

از مؤتلفه چه خبر؟ بعد از آقای عسگر اولادی اوضاع موتلفه چگونه است؟ یک مقدار از حال و هوای مؤتلفه برایمان بگوييد.

با توجه به مبانی ایدئولوژیک موتلفه اسلامی، این حزب بعد از 51 سال که از مدت عمرآن می گذرد،هیچ تغییر و تفاوتی به لحاظ ایدئولوژیک با روز تاسیس در آن ایجاد نشده است.من معتقدم علت اصلی این عدم تغییر در اصول و مبانی متقن بودن همان مبانی  ایدولوژیکی می باشد که هم در اساس نامه ما و هم به خصوص در مرام نامه حزب مؤتلفه اسلامی وجود دارد. در طول این پنجاه سال، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فضای سیاسی کشور دارای فرازو نشیب های بسیار فراوانی بوده است و حزب مؤتلفه اسلامی در این بیش از نیم قرن تجربه، ثابت کرده است که بر اساس همان مبانی که در ابتدای تاسیس و بر اساس آن مبانی شکل گرفته است  پایبند باقی مانده است. در این قسمت به نظر من انعطاف پذیری حزب مؤتلفه اسلامی در موضوعات روشی و سلیقه ای یک انعطاف قابل توجه می باشد. با این  مقدمه، این توضیح را در مورد سوال شما باید عرض کنم که ارتحال مرحوم آقای عسگراولادی در حزب مؤتلفه اسلامی یک مصیبت بزرگ و جبران ناپذیر خواهد بود. بنده نه در زمان حیات مرحوم آقای عسگراولادی و نه بعد از ارتحال ایشان هیچ کس را قابل مقایسه با آقای عسگراولادی نمی دانم. اما اینکه در آینده آیا کسی مانند آقای عسگراولادی داشته باشیم ، موضوع بعیدی است، ولی با همه این احوال مرحوم عسگراولادی یک میراث بزرگ،  در حزب مؤتلفه اسلامی از خودشان به جای گذاشتند و آن هم متکی کردن تشکیلات حزب مؤتلفه اسلامی به سیستم بود. ایشان به شدت مواظب این بودند که حزب مؤتلفه اسلامی به هیچ شخصی از جمله شخص خود ایشان وابسته باقی نماند و این را خطر بزرگی برای تشکیلات حزبی تلقی می کردند که تشکیلات یک حزب به جای اتکا به سیستم به شخص و یا اشخاص ویژه ای متکی و یا وابسته باشد. تلاش مرحوم عسگر اولادی فقط در حد نصیحت به دوستان اجرایی در حزب موتلفه نبود، بلکه پیگیری می کردند که این نظر خودشان به خصوص در زمان حیاتشان تحقق پیدا کند. به نظر من این خواست مرحوم عسگر اولادی، یعنی متکی شدن حزب به سیستم در زمان حیات پر برکت خود ایشان  تحقق پیدا کرده است. بنابراین بعد از ارتحال ایشان یک تغییری که چشمگیر باشد یا لطمه ای تعیین کننده به موضوعات مدیریتی حزب وارد شده باشد، مشاهده نمی کنیم.

هم مرحوم آقای عسگراولادی و هم آیت الله مهدوی کنی وزنه بزرگی برای جریان اصولگرایی محسوب می شدند به نظر شما ارتحال این دو بزرگوار چه جریان و اتفاقاتی را در جریان اصولگرایی رقم زده است،آیا با در گذشت این دو بزرگوار وحدت اصولگرایان هم چنان حفظ شده است؟

بنده همانطور که ارتحال استاد عسگر اولادی را را یک مصیبت جبران ناپذیر می دانم، در مورد مرحوم آیت الله مهدوی کنی هم همین اعتقاد را دارم . اصولگرایی کاملا متکی به سازمان روحانیت می باشد. ما زمانی که اسمی از سازمان روحانیت می بریم، در راس آن مقام معظم رهبری و در زمان حیات امام خمینی شخص خودامام به عنوان ولی فقیه می باشند. اصولگرایی ،یکی از ادعاهای بزرگ اش که در طول حیات خود ثابت کرده ،تکیه اساسی آن به همین سازمان روحانیت می باشد که پشت سر ولی فقیه زمان ایستادند و یک ظرفیت مشخصی را برای تحقق آرمان های اسلامی ایجاد کرده اند. حال ممکن است در مواردی مانند انتخابات ریاست جمهوری در دوره یازدهم، اصولگرایان به توافق برای معرفی یک نامزد نرسیدند. این قضیه در زمان حیات آیت الله مهدوی کنی بود، ایشان هم با اطلاعی که دارم همه همتشان راگذاشتند که چنین اتفاقی رخ ندهد. یعنی اصولگرایان با نامزد واحد به میدان بیایند، این مسئله یکی از اشتباهات بزرگ جریان اصولگرایی به حساب می آید، چرا که حرف بزرگان را آن طور که باید و شاید محقق نکردند و با نامزد های متعدد به میدان انتخابات آمدند. من با این ترتیب تا زمانی که جریان اصولگرایی پشت سر سازمان روحانیتی که در راس آن مقام معظم رهبری هستند قرار دارد معتقدم که می تواند به اهداف از پیش تعیین شده خود که نهایتا پشتیبانی کامل از آرمانهای انقلاب اسلامی می باشد، دست پیدا کند.

ولی این عدم توافق بر سر نامزدها تنها مختص به انتخابات ریاست جمهوری نمی باشد، بلکه در انتخابات مجلس این اتفاق رخ داد. در حال حاضر با حضور رقیب جدی مانند اصلاح طلبان باز هم امکان به وحدت رسیدن خواهند داشت؟

ما سیاست کلی مان در انتخابات 94 به عنوان حزب مؤتلفه  اسلامی قبل از پایان سال گذشته، یعنی سال 91 بعد از تحلیل هایی که در حزب داشتیم شکل گرفت . سیاست ما برای انتخابات 94در پایان سال 1392این بود که ما همه ظرفیت های حزب مؤتلفه اسلامی را برای ائتلاف اصولگرایان، حول محور جامعتین به کار بگیریم. این سیاستی است که از اواخر سال گذشته شکل گرفت، به عنوان یک سیاست انتخاباتی به حوزه های مختلف مدیریتی حزب مؤتلفه اسلامی رسما ابلاغ شد. فعل انتخاباتی ما از سال گذشته تا به حال و تا به رسیدن به انتخابات حول محور همین دو جمله می باشد. "ائتلاف اصولگرایان با محوریت جامعتین" که نهایتا نتیجه اش این شود، که ما با یک صدا و نامزد واحد در انتخابات سال 94 شرکت خواهیم کرد. خودمان هم مطلع هستیم که این راه ، عادی نیست چرا که در این راه ممکن است با ناهمواری ها و مشکلاتی مواجه شویم . ما این مشکل را قبول داریم ولی لاینحل بودن آن را قبول نداریم. معتقدیم که اصولگرایان با همه مشکلاتی که پیش پایشان برای ائتلاف وجود دارد،اینکه بگوییم این ائتلاف نشدنی است باوری به آن نداریم.لازمه این کار،به عنوان جریان اصولگرایی این است که روی اصول ثبات کامل و روی سلیقه ها انعطاف داشته باشیم. به نظر من با این دو فرمول می شود امیدوار بود که این با کمک  خداوند صورت بگیرد.

به نظر شما این چرخشی که ما در جبهه پیروان شاهد آن هستیم، مواضعی که مخصوصا آقای باهنر می گیرند ،آیا سیاست شما هم در همین چهارچوب است؟

ما عضو رسمی جبهه پیروان هستیم و سعی ما بر این است که در جبهه پیروان هماهنگی وجود داشته باشد. البته آقای مهندس باهنر وقتی که به عنوان رئیس جبهه پیروان هستندو از تریبون ریاست جبهه سخنی را می گویند در واقع این سخن اعضای همه جبهه می باشد. ما در این رابطه با آقای باهنر یا بقیه اعضای جبهه پیروان هیچ اختلاف نظری نداریم. در حال حاضر هم شما، از خود آقای باهنر به عنوان رئیس جبهه پیروان رهبری و امام سوال کنید که سیاست انتخاباتی جبهه چیست؟قطعا پاسخ خواهند داد که  ائتلاف اصولگرایان با محوریت جامعتین.

از نظر شما نقاط اشتراک اصولگرایان با جبهه پایداری در چه می تواند باشد؟

ما جبهه پایداری را یک تشکیلات اصولگرا می دانیم و معتقدیم در آن مبانی که اصولگرایی روی آن شکل گرفته است، اختلافی بین جبهه پایداری،حزب مؤتلفه، جمعیت ایثارگران وبسیاری از تشکل های اصولگرا وجود ندارد. البته منکر وجود سلیقه های متفاوت در بین اصولگرایان هم نیستیم. ما در خود حزب مؤتلفه اسلامی هم، که تشکیلات واحد با سابقه 51 ساله می باشد در شورای مرکزی مان وقتی موضوعاتی مطرح می شود، ممکن است نظرات مختلف و سلیقه های متفاوتی مطرح شود، منتها به این ساز و کار همگی پایبند هستیم، که وقتی یک موضوع مطرح می شود همه نظرات موافق و مخالف گفته شود. ولی بعد از بیان این مواضع مختلف و متفاوت احتمالی هرچه که اکثریت شورا تصویب کردند، همه آن را عمل کنند. در جبهه پیروان خط امام و رهبری هم بنا بر همین است، که در موضوعات مهم همه نظراتشان را بگویند ولی نهایتا با رای اکثریت تصمیم بگیرند.

از منظر اصولگرایان مجلس مطلوب چه مجلسی می باشد؟

مجلس مطلوب اصولگرایان؛ غلبه کامل جریان اصولگرایی با تخصص های گوناگون در انتخابات مجلس می باشد،ضمن این که ما به عنوان مطلوب مان این را بیان می کنیم ،هیچ مخالفتی با وجود رقبای جدی با خودمان نداریم.  باید بگویم ما این رقابت هارا لازم می دانیم به این دلیل که تحرک در فضای سیاسی کشور بیشتر باشد. منتها ما دارای یک خط قرمز هستیم، که خودمان را با آن افرادی که در خط قرمزهستند رقیب نمی دانیم. بلکه خودمان را مخالف با آنها می دانیم و آنان را برخی از معاندان انقلاب و خودمان محسوب می کنیم و آن جریان فتنه88 می باشد. درست است که جریان اصلاح طلبی یک لکه نامطلوبی روی دامنش دارد و آن هم اینکه فتنه در داخل جریان اصلاح طلبی شکل گرفت و رشد کرد. اما به نظر بنده معنی آن این نیست که هر اصلاح طلبی الزاما در داخل فتنه می باشد، ممکن است تعداد قابل توجی از اصلاح طلبان باشند که با فتنه مخالف هستند. منتها در هر صورت لکه فتنه به دامن اصلاح طلبی نقش بسته شده ،که متاسفانه بسیاری از کسانی که جریان فتنه را حمایت کردند از اصلاح طلبان بودند.

احساس نيازي که به وحدت در اصولگرايان وجود دارد به خاطر ترس از رقيب نيست؟

قطعا اصلاح طلبان برای انتخابات سال 94 خیلی جدی تر عمل خواهند کرد تا انتخابات مجلس نهم. یعنی امیدواری شان به این است که در مجلس دهم با توجه به نوع ارتباطاتی هم که با اعتدالیون برقرار کرده اند، امکان پیروزیشان نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است. طبیعتا نباید منکر این شد که رقابت جدی که با اصلاح طلبان خواهند داشت می تواند، یک انگیزه ای باشد برای اینکه اصولگرایان هم برای ائتلاف و هم برای رای آوری در مقابل اصلاح طلبان جدی تر از گذشته  به موضوع ائتلاف نگاه کنند. ولی به این دلیل که اصولگرایان اعتقاد اصلیشان این است که بایستی که برای تحقق آرمان های انقلاب گام بردارند، اصولا کسانی هستند که خود را دلسوز انقلاب می دانند،در اینجا ضرورت دارد که این دلسوزی را در مواردی در قالب ائتلاف و هماهنگی به میدان بیاورند. 

پول هایی که صرف هزینه های پوستر و ...  در انتخابات می شود کم نیست ،هزینه های انتخاباتی در ایران از کجا تهییه می شود؟

برخی از افراد امکانات مالی خودشان در حدی است که می توانند هزینه های انتخاباتی خود را تامین کنند. منتها یکی از خطراتی که معتقدم که اگر به موقع از طرف شورای نگهبان یا دستگاه های اجرایی یا مجموعه نظام حل و با آن خطر مقابله نشود یک اثر مخربی در کل نظام خواهد داشت، این است که پول و امکانات مالی برای رای آوری حرف اول را بزند. بنده در یک سالی از طرف شورای نگهبان مامور شدم که یک حوزه انتخابیه را که شایع بود در آنجا رای خرید و فروش شده بود بررسی کنم. این کار را به عنوان وظیفه ای که شورای نگهبان بر عهده من گذاشته بود انجام دادم ولی در جلسه ای که گزارش می دادم، گفتم من یک خطر مهمتر از این حوزه انتخابیه احساس می کنم و آن این است، که افرادی به صرف اینکه امکانات مالی مشروع و یا نا مشروعی دارند بتوانند با این اهرم برنده بشوند. متاسفانه این نقطه ضعف در حال حاضر وجود دارد. این که چگونه ما باید این خطر را رفع کنیم کار مسئولان انتخاباتی، اعم از شورای نگهبان و دستگاه اجرایی می باشد. مشاهده شده است که برخی از مواقع نامزدی در یک حوزه انتخاباتی به وسیله اشخاصی که براساس منافع شخصیشان پول خرج می کنند پشتیبانی می شود، منتها آن نامزدی که با پشتیبانی مالی افرادی که معلوم نیست سرمایه حلالی را هم کسب کرده باشند به مجلس می رود، قطعا وامدار اشخاص کمک کننده خواهد بود. من معتقدم که این خطر بحث یک حوزه انتخابیه خاص نباید تلقی شود، این خطر، خطریست که کل نظام را تهدید می کند.

نظرتان در مورد نامه آقای رحیمی که گفته شده به نمایندگان مجلس پول داده است، چیست؟

اولا در آمار و ارقام پولی که ایشان گفتند که پرداخت کرده اند یک عدد صریح و واضح اعلام نشد. از ایشان هم خواسته شده بود که آن اشخاصی که از شما پول گرفتند، برای انتخابات اعلام کنید که هنوز این امر صورت نگرفته است. اما در هر صورت من معتقدم اگر نامزد انتخاباتی راضی شود  که از یک مرکز و یا فرد قدرتمند پول بگیرد و کارهای انتخاباتی بکند، باید بداند که مدیون آن فرد یا گروه خواهد بود. اصل این موضوع را من غیر اصولی می دانم و فرقی نمی کند که این کار غیر صولی را چه کسی مرتکب شده است .جریان های سیاسی هر کدام مرتکب این خطا بشوند در هر صورت به عنوان خطاکار تلقی می شوند.

اصلاح طلبان از نامه آقای رحیمی یک سوء استفاده ای علیه جریان اصولگرایی می کنند، فکر می کنید برای اینکه این موضوع به حربه تبدیل نشود نباید یک شفاف سازی مالی در انتخابات به وجود بیاید وهمه احزاب و گروه ها مکلف بشوند و بگویند ما هزینه رااز کجا اوردیم و کجا خرج می کنیم تا دیگر از این حربه استفاده نشود؟

شفاف سازی منابع مالی انتخابات در کشور یک کار بسیار ضرورری می باشد. من بیان کردم که در این زمینه همواره احساس خطر می کنم. اگر قرار باشد، که پول بتواند در دوره های مختلف انتخاباتی تعیین کننده باشد خطرناک است. آیا برای دشمنان اصلی ما، مانند آمریکا سخت است که یک پول کلانی را برای همین موضوع بپردازد تا هر کسی زمنیه دارد به او بدهند. این خطر را من بالاتر از سایر خطرات می دانم.  بنابراین به عنوان کسی که هم در شورای نگهبان مسئولیت مستقیم نظارتی داشته و سال های سال عضو نظارت بودم و هم استاندار سه استان بودم که انتخابات برگزار کرده ام، معتقد هستم که مجموعه نظام این مقوله اثرگذار و تعیین کننده پول در انتخابات را باید بسیار جدی تر از گذشته مد نظر قرار بدهند. در حال حاضر برای قانون انتخابات تجدید نظرهای در نظر گرفته شده که در مراحل تدوین می باشد وهنوز از مرحله تشخیص مصلحت نظام خارج نشده است. توصیه من به بزرگانی که در مجمع تشخیص مصلحت هستند این است که راجع به این قضیه حتما یک سر فصل ویژه و حساب شده  در نظر بگیرند، تا این خطر، اثراش در نظام کمتر باشد. بنابراین شفاف بودن این مقوله مالی  می تواند یک موضوع منطقی درستی باشد.

در انتخابات اتاق بازرگانی، فردی که بیشترین رای را آورد عضو حزب شماست .آیا این یک پیروزی اقتصادی برای حزب مؤتلفه به حساب می آید؟

نفر اول انتخابات اتاق آقای آل اسحاق بودند، که ایشان عضو شورای مرکزی مؤتلفه نیستند ولی عضو حزب می باشند. این نکته را اشاره بکنم که دربیرون، برخی از افراد تصور می کنند که مؤتلفه اسلامی به یک منبع بسیار وسیع مالی متکی می باشد. بنده به عنوان دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی می گویم که ما بحران مالی داریم و این بحران از بعد از مرحوم شدن استاد عسگر اولادی بیشتر شده ما نمی خواهیم از نظر مالی به هیچ فردی وابسته باشیم ،چرا که اگر فرد یا گروهی به حزب کمک مالی کنند، شاید توقعاتی را هم دارند. ما افرادی را در شورای مرکزی داریم، که عضو بازار هستند، تعدادشان هم خیلی کم هست اما نیازمندی های مالی مؤتلفه را منحصرا از طریق  آنها هم تامین نمی کنیم. ما در حزب برای سیستمی شدن و تامین ما یحتاج مالی، برنامه هایی تدوین کرده ایم که سنگینی بار مالی را روی دوش اعضای موتلفه بگذاریم نه روی دوش چند نفر. کسانی که وارد می شوند تازه باید به ما کمک مالی هم بکند نه اینکه ما به آنها کمک کنیم. ما این روش را روش درستی می دانیم، وقتی که یک تشکیلاتی، بار مالی اش را به دوش  اعضا قرار دهد ،که از گزینش های مختلف این حزب گذشته اند و علاقه مند واقعی به حزب هستند. آن خطراتی که احزاب را در متکی شدن به قدرت های مالی که بعد هم تمکین از نظرات آنها را به دنبال دارد می توانند نجات دهند. بنابراین آقای آل اسحاق چه انتخاب بشوند چه نشوند هیچ تغییری در وضعیت مالی حزب رخ نمی دهد.

حزب موتلفه تنها حزبی می باشد که با احزاب خارج از کشور در ارتباط می باشد در این مورد توضیح می فرمایید؟

ما در حزب یک مرکز امور بین الملل داریم، که زیر نظر دبیر کل این مرکز کار می کند. الویت ما در ارتباطات بین المللی ، ارتباط با احزاب اسلامی می باشد. یکی از ارتباط های اصلی ما ارتباط با حزب الله لبنان می باشد و تلاشمان این است که اگر گردهمایی هم انجام می شود، احزاب اسلامی در کنار یکدیگر جمع شوند. چند سال پیش ما یک دعوتی هم از احزاب اسلامی دنیا داشتیم. بنابراین الویت ما ارتباط با احزاب اسلامی می باشد که در راس همه آنها حزب الله لبنان است. اما در ارتباطات بین المللی با احزاب، با حزب کمونیست چین وحزب های مختلف سوریه مراوداتی را داشتیم. به نظر من برای این موضوعات هیچ توجیه خاصی وجود ندارد، وقتی یک حزب می خواهد ارتباطات بین المللی و داخلی داشته باشد لازمه ارتباطات بیم المللی این است که با احزاب خارجی در ارتباط باشیم.

 در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هم خطاها و عبور از خط قرمز هایی وجود داشته است به چه دلیل حزب با اقدامات ایشان مقابله نکرد؟

از دوستان اصلاح طلب و کسانی که چنین سوالاتی را در ذهن دارند، می خواهم که حتی در خفا هم شده بروند و از آقای احمدی نژاد نظرشان را در مورد حزب مؤتلفه بپرسند. اگر ایشان خیلی تعریف و تمجید کردند سوالشان به جاست و ما باید پاسخگو باشیم. اما من به شما عرض می کنم که هم در دوره اول و هم در دوره دوم موارد متعددی انتقاداتی راجع به عملکرد آقای احمدی نژاد داشتند، چه در نامه های محرمانه ای که ما می نوشتیم، چه در موضع گیری های صریحی که به خصوص بعد از پیدا شدن جریان انحرافی که در اطراف آقای احمدی نژاد پیدا شد .من معتقد هستم که، ما به موقع موضع مخالفت با برخی از رفتارهای آقای احمدی نژاد را مشخص کردیم. البته ما با نظر دولت مردان فعلی که همه کارهای دولت نهم و دهم را تخطئه می کنند مخالفیم.بنده یادم هست، آن موقعی که برخی از اطرافیان آقای احمدی نژاد موضوع مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلامی مطرح کردند، اولین تشکیلاتی که یک موضع صریح و بسیار تند علیه این مقوله داشت ،حزب ما بود. حتی من در یک مصاحبه ای هم بیان کردم تقابل مکتب ایرانی و مکتب اسلامی یک راه و رسم شاهنشاهی است. علت این است که در زمان شاه تئوریسین های شاه به این فکر افتادند، که چون رژیم پهلوی یک رژیم بی ریشه می باشد ،برای اینکه هم از اسلام راحت شوند و هم یک ریشه ای برای خودشان پیدا کنند، آمدند ساسانیان و اشکانیان را به پهلوی وصل کردند. در حقیقت آنها می خواستند یک پلی بزنند که پهلوی را از روی پل به هخامنشان و ساسانیان وصل کنند، که چیزی هم با نام اسلام در آن مطرح نمی شد. همین کار را جریان انحرافی از طرف آقای احمدی نژاد انجام می داد. به نظر ما تا زمانی که آقای احمدی نژاد شعار های اصولگرایانه داد و عمل کرد ما پشتیبانی کردیم. انتقاداتی هم که در مورد نوع تصمیم گیریهای ایشان داشتیم بیان کردیم. از دوره دوم ،احساس کردیم که آقای احمدی نژاد از خط قرمز ها عبور می کند .بنده جرم قهر یازده روزه ایشان را یک جرم نابخشودنی می دانم.بنابراین حزب مؤتلفه با هیچ شخصی در رده مسئولان قوای سه گانه عقد اخوت نبسته و نخواهد بست.

در سال 92 یک اتفاق بدی برای جریان اصولگرایی افتاد و آن این که نتوانستند به وحدت برسند و حتی اگر هم به وحدت برسند معلوم نبود که بتوانند در انتخابات موفق باشند  ولی همین که با هم متحد نبودند یک تجربه تلخی بود این تجربه تلخ عبرتی شده برا انتخابات مجلس 94 یا خیر؟

به عقیده من قطعا این امر یک درسی برای همه جریان اصولگرایان شده است،من شواهد مسلمی داردم که این اتفاق یک هشدار جدی برای مجموعه اصولگرایان بود. مراوداتی که با تشکل های اصولگرایان داشتم این مسئله را درک کردم که اصل ائتلاف یک ضرورت دائمی محسوب می شود. اما خود این عمل در انتخابات 92 برای آن دسته از اصولگرایانی که اعتقادی به ائتلاف نداشتند یک درس بزرگی محسوب شد.

مطرح شده است که جریان اصولگرا به دو گروه معتدل و تندرو تقسیم می شودو آن اتفاقی که در سال 82 افتاده به شکل دیگری خودش را نشان می دهد و آن هم تقسیم بندی اصولگرایان به معتدل و تندرو می باشد.

ما معتقد هستیم ،هرفرد یا تشکلی که در اردوگاه اصولگرایی قرار دارد  باید دغدغه ائتلاف بین اصولگرایان  را داشته باشد،ما تا به حال 8 جلسه با جمعیت ایثارگران برگزار کردیم، 2 جلسه با جبهه پایداری داشتیم و یک جلسه بسیار خوب سه ضلعی اخیرا برگزار کردیم و بر اساس سیاست های خودمان سراغ بقیه هم خواهیم رفت و از همان ابتدا هم اعلام کردیم که ما تصمیم جمعی اصولگرایان را که حاصل عقل جمعی آنها به سلیقه موتلفه اسلامی ترجیح خواهیم داد، ولو اینکه حاصل عقل جمعی اصولگرایان با سلیقه متفاوت باشد .یعنی اگر در انتخابات آتی هیچ سهمی هم نصیب حزب نشود ولی جریان اصولگرایی غلبه پیدا کند، ما قطعا پشتیبانی خواهیم کرد. البته یک سری تقسیم بندی هایی از بیرون در حال تحمیل شدن به جریان اصولگرایی می باشد وگرنه ما مشترکاتمان حتی با جببه پایداری که رقیب ما در انتخابات مجلس نهم بود در حال حاضر بسیار زیاد است . معتقدیم مشترکات ما و بقیه اصولگرایان بسیار فراوان می باشد. حزب مؤتلفه ظرفیت های خود را صرف ایجاد در ائتلاف بین اصولگرایان می کند. باب مذاکره را باید برای همه اصولگرایان باز نگه داریم. مؤتلفه اسلامی باید همان مؤتلفه اسلامی باقی بماند. یعنی خودش دارای تحلیل،ارزیابی باشد و به معیار هایش عمل کند و به عنوان یک حزب 51 ساله سعی اش بر این باشد که آن ثبات در اصول در بین اصولگرایان حفظ شود و انعطاف و تنازل از سلیقه ها تحقق یابد و ما در این موضع کاملا مصمم هستیم.

 

29215

 

 

وبگردی