• ۵بازدید

باهنر:تابگویم نقی بهتر است یا تقی،می گویند مگر تقواسنج داری؟/من معرف زاهدی به احمدی نژاد نبودم

محمدرضا باهنر

باهنر گفت که وقتی احمدی نژاد زاهدی را برای وزارت علوم معرفی کرده است مدت ها به این فکر می کرده است که این ها چگونه همدیگر را پیدا کرده است.

سيد صادق روحاني: محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي و قديمي ترين نماينده حال حاضر مجلس است. او در گفت و گوي نوروزي اش با خبرآنلاين درباره اختلافاتي که معمولا سر انتخاب نامزدها مي افتد گفت. او همچنين گفت که مي توانسته رئيس مجلس بشود اما به خاطر برخي مصلحت سنجي ها، اين اتفاق نيفتاده است. او همچنين در اين مصاحبه گفت که لاريجاني را مدير سياست مدار مجلس و هاشمي رفسنجاني را عضو هيئت امناي انقلاب مي داند. مشروح گفت وگوي خبرآنلاين در ادامه مي آيد:

شما چند دوره است که نايب رئيس شويد، دلتان نمي خواهد که رئيس بشويد؟

بعضي ها مي گويند که باهنر مي خواهد مرد دوم باشد. بعضي وقت ها موقعيتي پيش آمده که مي توانستم بروم ولي با توجه به برخي از مصلحت انديشي ها نشده است. مجلس ششم خيلي هزينه بر گردن ما گذاشت. استعفاها و تحصن ها و خيلي چيزهاي ديگر بود. مجلس هفتم که دست اصولگرايان افتاد، خيلي ها علاقمند بودند که بين اصولگراها دعوا بشود. خط هم مي دادند. يک عده از ما حمايت مي کردند، يک عده از افراد ديگر حمايت مي کردند. ولي الحمدلله خدا کمک کرد. ما در آن دوره فکر کرديم که حضرت آقا هم نگران هستند که  نکند اين اصولگراها هم  با هم به مشکل بر بخورند. ما پيغام فرستاديم که مطمئن باشيد که ما سر پست با هم دعوا نخواهيم کرد. چراکه اين پست ها را مسئوليت مي دانيم و چيزي نيست که به دنبال آن بدويم. عموما اصولگراها در اين جريانات با هم تفاهم کردند. ولي در مسئله رياست جمهوري دوستان ما نتوانستند با هم ائتلاف بکنند.

شما معروف هستيد به مرد پشت صحنه مجلس. شده که تا کنون وزيري را به دولتي بفرستيد. يک موردي که يک موقعي مشهور شده بود اين بود که آقاي زاهدي که کرماني هم هستند ، از طريق شما به آقاي احمدي نژاد معرفي شده است.

من تا حالا چندين دفعه به اين سوال جواب دادم. شايد به دليل اينکه رسانه ها يا مخاطبين باورشان نمي شود اين سوال تکرار مي شود. اما اين واقعيت دارد و به شما هم مي گويم. موقعي که آقاي احمدي نژاد ليست وزرا را به مجلس داد و من اسم آقاي دکتر زاهدي را در ليست ديدم، يک مدتي فکر مي کردم که آقاي زاهدي و آقاي احمدي نژاد چگونه با هم آشنا شدند؟ چون آقاي زاهدي استاد دانشگاه کرمان بود و همانجا هم زندگي مي کرد و اصلا هم در تهران زندگي نکرده بود و يک مدتي هم عضو شوراي شهر کرمان بود. من شايد مدت مديدي فکر مي کردم که اين ها چگونه همديگر را پيدا کردند. بعد کشف کردم که چون ايشان عضو شوراي شهر کرمان بوده است و شوراهاي شهر مراکز استان ها با هم جلسه مي گذاشتند و آقاي احمدي نژاد  هم شهردار تهران بود ، احتمالا آنجا با هم ديگر آشنا شدند. البته آن موقع که آقاي زاهدي معرفي شد من از او دفاع کردم ولي به هيچ وجه من معرف آقاي زاهدي نبودم. ولي يک جاهايي هم دولت ها مشورت مي کردند. من از دولت اول مقام معظم رهبري تا امروز در مجلس بودم. يادم هست که دولت دوم آقاي هاشمي فکر مي کنم مجلس چهارم بود. در آن موقع خوب مشورت مي شد. به صورتي که يک کميته مشترک بين مجلس و رياست جمهوري گذاشتيم. روي تک تک وزرا تفاهم کرديم. يعني مثلا آقاي هاشمي مي گفتند که اين سه نفر به درد وزارت اقتصاد مي خورد و ما  مي گفتيم که اين دو نفر هم مي خورند،  مي نشستيم و بحث مي کرديم و در نهايت مي گفتيم فلاني خوب است. اينکه من يادم بيايد چند نفر آن هايي بودند که ما معرفي کرديم و چند نفر آنهايي بودند که آقاي هاشمي معرفي کردند، خيلي سخت است. اما چيزي که من يادم هست اين است که ما روي تک تک وزرا تفاهم کرديم. ولي بعد از آن اين روال به هم خورد. مثلا در زمان آقاي احمدي نژاد، ليست که به مجلس آمد ما تازه فهميديم که ايشان تصميم گرفته که چه کند.

 

شما 7 دوره نماينده بوديد و آنگونه که خودتان هم گفتيد با تمام دولت ها هم کار کرده ايد، اگر بخواهيد نمره بدهيد، بهترين مجلس وبهترين دولت کدام مجلس و دولت بودند؟

اين واقعا سخت است. هرکدام از اين ها يک نقاط مثبتي داشتند و يک اشکالاتي هم داشتند. بعضي از بچه ها هستند که مي گويند اگر دوره سازندگي در کشور نبود الآن وضعمان خيلي بهتر بود. من اين را اصلا قبول ندارم. يعني دوران سازندگي ، يک دوران بسيار ضروري بود و نياز بود. يا حتي دولت اصلاحات. دولت اصلاحات عليرغم ميل ما انتخاب شد و ما با مواضع دولت اصلاحات اختلاف داشتيم. اما وقتي فرايند انقلاب را نگاه مي کنيم مي بينيم که همه دولت ها در اين انقلاب سهيم بوده اند. اما مثلا يکي خيلي مي دود. مثلا آقاي احمدي نژاد نسبت به ساير روساي جمهور دوندگي اش خيلي زياد بود. آقاي احمدي نژاد براي اينکه خدمتي به مردم بکند حرص مي خورد. دلش مي خواست خدمت بيشتري بکند. اشکال اين بود که اين کارها بالبداهه انجام مي شد و بالبداهه عمل مي شد و بعد مشخص مي شد که اين کار مشکل دارد. اما اينکه کسي فکر کند که آقاي احمدي نژاد آمده بود و قصد داشت که تورم را به 45 درصد برساند، حتما اينگونه نبود. اما بالاخره يک مملکت 70 ميليون با اين وسعت بزرگ و با اين همه دشمن در دنيا خوب معلوم است که با عقل يک نفر نمي تواند اداره بشود. مثلا بعضي وقت ها آقاي احمدي نژاد چيزي به ذهنش مي رسيد و فکر مي کرد همين است. بنابر اين هرکدام از اين ها يک نقاط مثبتي داشتند و يک نقاط منفي داشتند. اينکه آدم بخواهد مطلق نمره بدهد خيلي سخت است.

آقاي باهنر اين تکليف شرعي چيست که همواره مانع وحدت اصولگراها مي شود؟

ممکن است که يک جاهايي واقعا اين لوث شده باشد ولي يک ريشه واقعي دارد. بالاخره ما در احاديث و روايات داريم که اگر کسي خودش را صالح براي يک مسئوليتي نداند و خود را جلو بندازد او خيانت کرده است. اگر کسي هم خود را صالح براي يک مسئوليت بداند و جلو نرود خيانت کرده است. بنابر اين گرفتن اين پست ها و عرضه کردن افراد مي تواند ريشه شرعي داشته باشد. اينکه يک فردي را قانع بکنند که تو صلاحيتت کمتر از فرد ديگر است کمي سخت است. شايد ما هيچ جا نداشته باشيم که يک عده داوطلبانه بگويند که ديگري صلاحيت داشته باشد. يعني اگر علمي هم باشد، در يک دانشگاه استاد نمره مي دهد و بعد از چند امتحان مشخص مي شود که دانشجوي تاپ کيست. اين کار را در عالم سياست احزاب مي کنند. حالا رياست جمهوري جزو مسايل کلان جامعه است، ما همواره در مجلس هم با اين موضوع برخورد مي کنيم. در حوزه انتخابيه که يک نفر مي خواهد کانديدا بشود، 5 نفر با هم مي گويند که ما هم مي خواهيم کانديدا بشويم. 5 تا هم اصولگرا هستند. اگر ما بنشينيم و به اين ها نمره بدهيم اول دعواست. من به محض اينکه بگويم آقا تقي بهتر از آقا نقي است، مي گويد تو از کجا مي داني ،مگر تقوا سنج داري؟ حرف آن ها هم درست است. ما چاره اي نداريم که بگوييم هر 5 تاي شما خوب هستيد، ما نظر سنجي مي کنيم ببينيم مردم کدام يک از شماها رابيشتر ترجيح مي دهند. کدام يک راي بيشتري داريد. راي بيشتر و کمتر صلاحيت ها را تغيير نمي دهد، اما چون تشخيص صلاحيت ها، تشخيص سختي است، مراجعه مي کنيم به راي مردم. اما اين نمره ها را معمولا در دنيا احزاب انجام مي دهند. ما بعد از جنگ قبول کرديم که يک نفر در نظامي گري خيلي آدم خوب و باهوشي باشد، بالاخره اول بايد ستوان بشود، بعد سروان ، سرهنگ ، سرگرد و بعد امير يا سردار بشود. اگر يک نفر خيلي خوب بود، روز اول نمي گويند که تو برو سردار بشو. ما اول جنگ نيرو نداشتيم و يک جوان 25 ساله هم مي رفت فرمانده لشکر مي شد. اما الآن همه پذيرفتند که اگر کسي مي خواهد سردار بشود، بايد يک مدتي سرهنگ بشود. در عالم سياست ما اين را باور نداريم و فکر مي کنيم که يک نفر مي تواند همان روز اول وزير و نماينده و رئيس مجلس بشود.

اين تقصير آقاي احمدي نژاد نيست؟

نه حالا شما اگر مي خواهيد به آقاي احمدي نژاد چيزي بگوييد من مي توانم آقاي خاتمي را هم نام ببرم. آقاي خاتمي هم در وزارت ارشاد نتوانست تاب بياورد و استعفا کرد و بعد رفت و رئيس جمهور شد.

اگر اجازه دهيد من نام برخي افراد را مي آورم و شما يک جمله درباره آن ها بگوييد:

علي لاريجاني: مدير سياست مداري است.

مرحوم آقاي عسگراولادي: استوانه انقلاب بود.

آيت الله مصباح يزدي: ايده پرداز خوبي براي انقلاب است.

آيت الله هاشمي رفسنجاني: عضو هيئت امناي انقلاب است.

سردار قاسم سليماني: ذخيره خدا براي امروز بود. يعني از معدود فرماندهان لشکري بود که قسمت نبود شهيد بشود. احساس مي کنم که خدا او را براي امروز نگه داشت.

2929

 

 

وبگردی