۰

جوانفکر: روحانی توانست ناپلئونی رای بیاورد/ احمدی‎نژاد هیچ علاقه برای بازگشت به مدیریت کشور ندارد

  • ۷بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
علی اکبر جوانفکر,محمود احمدی‌ نژاد

ویژه نامه نوروزی پنجره نوشت:

بخشهایی از سخنان علی اکبر جوانفکر، مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد:


-در دوره‎‎هاي اخير، شاهد بوده‎ايم که شوراي نگهبان با حرکت در يک مدار بسته، نامزد‎هاي رياست جمهوري را تاييد صلاحيت کرده است. به اعتقاد بنده حتي در نتيجه انتخابات 92 نيز، ملت ايران از آسيب‎‎هاي اين رويکرد عميقا متضرر شده است.

- افرادي مثل آقاي هاشمي رفسنجاني، خود را صاحب و مالک انقلاب و آن را وابسته به خود و خود را وابسته به آن مي‎دانند که اين امر براي انقلاب، يک آسيب جدي محسوب مي‎شود. انتظار اين بود که افرادي نظير آقاي هاشمي با وجود نقش موثري که در مقاطعي از سال‎هاي پس از انقلاب داشته اند، اجازه مي‎دادند که انقلاب نسل به نسل به حرکت رو به جلوي خود ادامه بدهد و نسل‎‎هاي بعد از آن‎ها با انقلاب احساس پيوستگي و تعلق خاطر پيدا کنند.

- عناصري مانند آقايان هاشمي رفسنجاني، ميرحسين موسوي و سيدمحمد خاتمي هر يک به‎زعم‎ خود، داراي پايگاه اجتماعي تعريف شده‎اي بودند و با اين تصور که در يک حرکت منسجم و هماهنگ مي‎توانند قدرت را در اختيار بگيرند، وارد عرصه انتخابات شدند. اشتباه اساسي آن‎ها اين بود که از ابتدا براي دعوا و منازعه پا به عرصه انتخابات گذاشته بودند. آن‎ها قصد انجام يک رقابت سالم، سازنده و منطقي را نداشتند، بلکه آمده بودند تا به هر قيمت ممکن دکتر احمدي‎نژاد را از جايگاه رياست جمهوري به زير بکشند به‎طوريکه آقاي هاشمي رفسنجاني با لفظي همراه با توهين، تصريح کرده بود که هر کسي به‎جز احمدي‎نژاد.

- ميرحسين  موسوي به‎جاي ارائه يک برنامه منسجم کاري براي اداره مطلوب کشور، دکتر احمدي‎نژاد را آماج تبليغات پرحجم خود قرار داد و تخريب شخصيت وي را نشانه‎گيري کرد. او را دروغگو و فريبکار ناميد و کوشيد آمار و ارقام ارائه شده از سوي دولت نهم را خلاف واقع جلوه دهد. موسوي، هاشمي و خاتمي، اين حقيقت را درک نکردند که آقاي احمدي‎نژاد در طول چهار سال فعاليت خود در جايگاه رياست جمهوري، موفق شده بود با ارائه يک کارنامه درخشان عملکردي، اعتماد توده‎‎هاي مردم را جلب کند و ارتباط صميمانه‎اي با آن‎ها و به‎ويژه با طبقات متوسط و پايين جامعه برقرار سازد. ادعاها، اتهامات و هجمه‎‎هاي موسوي براي اکثريت مردم ايران که آثار عملکرد دولت نهم را در جايجاي کشور، پيش روي خود مشاهده مي‎کردند، قابل باور نبود و به همين دليل جبهه موسوي، هاشمي و خاتمي که بعدا کروبي هم به جمع آن‎ها اضافه شد، با شکست سخت و سنگيني مواجه شد. آن‎ها خود را از قبل، پيروز قطعي انتخابات فرض مي‎کردند و با هجمه گسترده سياسي و رسانه‎اي عليه دکتر احمدي‎نژاد، بر اين باور بودند که مردم براي بار دوم به او راي نخواهند داد.

- هيچکس ترديد ندارد که آقاي روحاني از هرگونه پايگاه اجتماعي در کشور بي‎بهره بوده است و من پيروزي او را محصول يک خلأ اساسي و جدي در فضاي رقابت‎‎هاي انتخاباتي مي‎دانم. در واقع يک رقابت ميان شاگردتنبل‎‎هاي کلاس بود و آقاي روحاني توانست به‎صورت ناپلئوني نمره قبولي را کسب کند. از نظر بنده حضور روحاني در جايگاه رياست جمهوري، به معناي بازگشت هاشمي، خاتمي و موسوي به قدرت نيست. درست است که هاشمي همواره خود را بيش از آنچه که هست مي‎نماياند اما او جايگاهي بيش از رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام ندارد؛ مجمعي که به اعتقاد بنده، عملکردش در بسياري از مواقع، نه فقط سنخيتي با قانون اساسي نداشته، بلکه آشکارا در تضاد با آن بوده است.

- آقاي احمدي‎نژاد هيچ علاقه و انگيزه شخصي براي بازگشت به صحنه مديريت عالي اجرايي کشور ندارند و تا‎کنون نيز مطلبي داير بر احتمال اتخاذ چنين تصميمي از سوي ايشان بيان نشده است مگر آنکه تحت تاثير تحولات و اتفاقات سياسي و اجتماعي در کشور، ايشان به احساس تکليف تازه‎اي براي انجام يک وظيفه ملي برسند و حضورشان به يک امر ضروري و حياتي بدل شود يا با مطالبه‎اي عمومي و فراگير مواجه شوند.

 

23231

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.