۰

چرا نامه جمهوریخواهان به ایران، سرنوشت خوبی نخواهد داشت؟

  • ۵۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مذاکرات هسته ایران با 5 بعلاوه 1,کنگره آمریکا

خبرگزاری رویترز در گزارشی به قلم «الیزابت کابز هافمن» اقدام 47 تن از سناتورهای آمریکایی در نامه نگاری به ایران را به بوته نقد کشید.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما هافمن در این گزارش نوشته است:
زمانی که سناتورهای آمریکایی و اعضای کنگره این کشور، یک رئیس جمهور جنجالی را دور می زنند تا به صورت مستقیم با دشمن ارتباط برقرار کنند، چه اتفاقی رخ می دهد؟ این اقدام باعث تضعیف ثبات حزب خود آنها و همچنین تضعیف انسجام و یکپارچگی ملت خواهد شد. این موضوعی است که برای «فدرالیست ها» به عنوان حزب سیاسی پرافتخار «جرج واشنگتن»، «جان آدامز» و «الکساندر همیلتون» رخ داد. آیا ممکن است برای حزب جمهوریخواه کنونی نیز اتفاق مشابهی بیافتد؟
روز دوشنبه گذشته، 47 سناتور جمهوریخواه نامه ای را خطاب به مقامات عالی ایران نوشتند تا به آنها اطلاع دهند رئیس جمهور آمریکا نباید مورد اعتماد قرار بگیرد. آنها در این نامه چنین توضیح دادند که هر آنچه که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا وعده دهد، ممکن است پس از آنکه وی دیگر در سمت رئیس جمهور نباشد و نامزد مورد نظر آنها این سمت را در اختیار بگیرد، لغو شود. حملات لفظی شدید حزب جمهوریخواه آمریکا که توسط سناتور «تام کاتن» سازماندهی شده بود را نمی توان دقیقا موازی با سخنرانی های آشوب برانگیز اعضای حزب «فدرالیست» در جریان جنگ سال 1812 دانست. اما این دو اتفاق به یکدیگر نزدیک است. مردم آمریکا هرگز حزب فدرالیست را بابت انجام اقداماتی که نزدیک به خیانت بود، در دوران جنگ فراموش نخواهند کرد.
امروز، «کاتن» و دیگر جمهوریخواهان بابت بی وفایی به رئیس جمهور کنونی آمریکا، مورد تنفر مشابهی قرار دارند. حزب فدرالیست جرج واشنگتن و حزب «دموکرات - جمهوریخواه» توماس جفرسون، به مدت دو دهه به شدت در این خصوص با یکدیگر درگیر بودند. احساسات حزبی در این زمان چنان افزایش پیدا کرد که مجسمه ای به شکل «آدامز» در زمانی که رئیس جمهور بود، ساخته و سوزانده شد. چند سال بعد، «آرون بر Aaron Burr » معاون رئیس جمهور آمریکا «همیلتون» رهبر فدرالیست ها و از دشمنان همیشگی خود را به ضرب گلوله کشت. آن گونه که «جان مارشال»، خوش سابقه ترین رئیس دیوان عالی آمریکا - که در فاصله سال های 1801 تا 1835 این سمت را به عهده داشت- اعلام می کند: «رئیس جمهور، تنها عضو ملت است که در روابط خارجی آن دخیل است. رئیس جمهور تنها نماینده ملت در روابط با کشورهای خارجی است.»
با این وجود، خویشتنداری میان اعضای دو حزب رقیب سیاسی در آمریکا طی سال های نخست شکل گیری جمهوری از میان رفت. در طول 22 سال درگیری میان قدرت های بزرگ - که در آن شاهد انقلاب فرانسه و جنگ های ناپلئون بودیم -، حزب واشنگتن و آدامز حامی برقراری ارتباطات نزدیکتر با انگلیس بود. این در حالی است که حزب «جفرسون» و «جیمز مدیسون» یعنی «دموکرات-جمهوریخواه»، به شدت خواهان تقویت رابطه با فرانسه بود. فدرالیست ها دفتر ریاست جمهوری آمریکا را در سال 1800 به «دموکرات - جمهوریخواهان» تقدیم کردند. این نخستین انتقال دموکراتیک قدرت اجرایی از یک حزب به حزب دیگر بود. اما مخالفان دولت، پس از ورود جفرسون به کاخ سفید، به شیوه ای وحشیانه به وی حمله کردند. مولف «اعلامیه استقلال» نیز بابت سیاست سیاست خارجی خود به مرگ تهدید شد.
پس از آنکه رئیس جمهور «مدیسون» از کنگره آمریکا درخواست کرد در سال 1812 علیه انگلیس اعلام جنگ کند، احساسات علیه وی پررنگ تر شد. دو سال پس از آغاز درگیری های ناخوشایند، برخی از فدرالیست ها پیشنهاد جدایی از «اتحادیه» را مطرح کردند.
بانکداران «نیو انگلند» وام بیشتری را در اختیار «جرج سوم» در مقایسه با «مدیسون» قرار دادند. دولت فدرال آمریکا نیز در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. «کانتیکات» و «ماساچوست» نیز حمایت شبه نظامیان ایالتی خود را از دولت فدرال متوقف کردند. «کالب استرانگ» فرماندار ماساچوست نیز یک فرستاده دیپلماتیک را به انگلیس اعزام کرد تا با دشمن در خصوص یک موافقتنامه صلح جداگانه مذاکره کند. سپس اوضاع به شدت دشوار شد. در سال 1814، 26 نماینده از پنج ایالت «نیو انگلند» برای شرکت در یک نشست محرمانه به «هارتفورد» در کانتیکات رفتند. این نشست که به «کنوانسیون هارتفورد» معروف شد، به صدور فهرستی از درخواست ها انجامید. ضرب الاجل های تعیین شده در پایان این نشست، به اندازه تهدید های ضمنی مطرح شده در آنها مهم نبود.
در صورتی که «مدیسون» به زانو در نمی آمد، «نیو انگلند» ممکن بود از آمریکا جدا شود. این کنوانسیون، سه «سفیر» را برای اعلام شرایط و خواسته های خود به «مدیسون» تعیین کرد، گویی که این افراد، نمایندگان ملت های دیگری بودند. این شرایط نیز چنان بود که گویی افرادی غیر از رئیس جمهور آمریکا، اختیار انتصاب سفیر و برقراری روابط خارجی به صورت مستقیم را داشتند.
«جان بینر» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و دیگر مقامات عالی جمهوریخواه در مجلس، یک مقام ارشد خارجی را برای ایراد سخنرانی به این کشور دعوت کردند.
سخنرانی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در تاریخ سوم ماه مارس، ناقض پروتکل های مطرح شده در قانون اساسی آمریکا شمرده می شود. بنیانگذاران این قانون اساسی در این باره تصریح کرده اند «استقبال از سفرا و سایر وزرای دولتی» وظیفه منحصر به فرد رئیس جمهور است. دعوت بینر از نتانیاهو، ناقض قانون اساسی آمریکا تلقی می شود. نامه سرگشاده «کاتن» به ایران همچنین ناقض روح قانون اساسی آمریکا است. اینکه آیا وی و سایر سناتورهای آمریکایی، واقعا در حال نقض قانون هستند نیز موضوع بحث برانگیزتری شمرده می شود. هر چند «لایحه لوگان» در سال 1799 چنین اعلام می کند که هر شهروند آمریکایی، در هر کجا، بدون اختیارات ارائه شده توسط ایالات متحده، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم هر گونه مکاتبه یا تماس را با هر دولت خارجی یا عوامل آنها درباره اختلافات با آمریکا برقرار کند، بابت این اقدام جریمه یا حداکثر به سه سال حبس،‌یا هر دو محکوم خواهد شد.
البته احتمال این موضوع وجود ندارد که مقامات ارشد مجری قانون آمریکا، برای متوقف ساختن این افراد اقدام کنند. کنگره پیشتر نیز بر خلاف میل رئیس جمهور، در قبال دولت های خارجی اقداماتی انجام داده بود.
اما کنگره آمریکا احتمالا هرگز تا کنون این اندازه به رئیس جمهور در عرصه خارجی بی احترامی نکرده، یا تا این اندازه فعالانه به منظور ایجاد اختلال در مذاکرات بین المللی مداخله نکرده است.
مانند فدرالیست ها در سال 1814، مقامات ارشد جمهوریخواه در حال حاضر خود را وارد شرایط دشواری کرده اند. نباید فراموش کرد که چه بر سر حزب فدرالیست آمد. زمانی که مذاکره کنندگان «مدیسون» موافقتنامه صلحی را با انگلیس امضا کردند، و ژنرال «اندرو جکسون»، نیروهای انگلیسی را یک هفته بعد در نبرد حماسه ای «نیو اورلئان» شکست داد، نمایندگان کنوانسیون هارتفورد همانند افرادی احمق و خائن به نظر می رسیدند. نخستین حزب سیاسی آمریکا زود از بین رفت. هر چند بعدا رای دهندگان میهن پرست، فدرالیست ها را احیا کردند، اما این حزب هرگز نتوانست دوباره سمت ریاست جمهوری را از آن خود کند.
جمهوریخواهان مدرن، تاریخچه بسیار طولانی تری در مقایسه با فدرالیست ها دارند.
حزب «کاتن» از قوام و استحکام بیشتری در مقایسه با حزب «واشنگتن» برخوردار است. اما کاتن بهتر است هشیار باشد. مردم آمریکا هرگز با خیانت -یا اشارات ضمنی به آن- کنار نیامده اند.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.