۰
به بهانه پیروزی های اخیر حوثی ها-4

نگاه بازیگران موثر به تحولات یمن/گروههای تأثیرگذار داخلی و خارجی

  • ۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

تحولات یمن نشان می دهد که گره های فعال در این کشور پنج دسته هستند که از میان آنها انصارالله مهمترین گره محسوب می شود.

سرانجام با اعلامیه حوثی ها مبنی بر کنترل کامل دولت یمن، انحلال پارلمان و اعلام ساختار جدید اداره کشور، حلقه موفقیت های شیعیان این کشور پس از سالها مبارزه تکمیل شد. به همین دلیل با توجه به موقعیت راهبردی یمن در شماره های قبل علت اهمیت یمن برای قدرت های خارجی و همچنین وضعیت شیعیان این کشور مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به حساسیت بالای تحولات اخیر یمن، در این شماره ضمن معرفی بازیگران موئثر در تحولات این کشور، نگاه هر یک از آنها به این رویدادها را بررسی می کنیم. 

بر اساس شواهد موجود به نظر می رسد بازیگران موثر در عرصه سیاسی یمن را بتوان به پنج گروه تقسیم کرد. نخستین بازیگر موثر جنبش انصار الله است که آنها را می توان به عنوان نماینده شیعیان برنده فعلی رویدادهای یمن دانست. این گروه چهل و پنج درصد جمعیت یمن را تشکیل می دهند و اصلی ترین مطالبه آنها رفع محرومیت های ناشی از دولت گذشته و حق برابری با بقیه گروه های یمنی است. 

دومین گروه موثر اهل تسنن و دیگر اقلیت های داخلی یمن هستند که خود به چند دسته تقسیم می شوند. دسته اول که اکثریت این گروه را تشکیل می دهند، افرادی هستند که خود از فساد و ضعف ساختاری حکومت های گذشته ناراضی بوده و در اصل جنبش انصارالله را فرصتی برای گذار از شرایط گذشته می دانند. این افراد یا با اقدامات انصارالله موافقند و یا مخالفتی با آن ندارند.

مهمترین دغدغه این دسته حفظ خودمختاری و استقلال شان است و تا هنگامی که شیعیان این اصل را برای آنها تضمین کنند مخالفتی با اقدامات حوثی ها نخواهند داشت. دسته دوم از اهل تسنن افرادی هستند که با تحریک گروه های سلفی و جریان های وابسته به وهابیت در صدد تشدید اختلاف های میان شیعیان و اهل تسنن و منحرف کردن انقلاب یمن به جنگی فرقه ای هستند. این جریان از حمایت همه جانبه کشورهای عربی به رهبری عربستان برخوردارند و هدف اصلی شان به بن بست کشاندن قیام انصار الله و یا تجزیه یمن است. 

عربستان و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سومین بازیگر موثر صحنه سیاسی یمن هستند که پس از سال ها تلاش برای محدودیت و سرکوب همه جانبه شیعیان در یمن و ترویج وهابیت، حیاط خلوت خود را در معرض خطر می بینند. عربستان که در طول نیم قرن گذشته همواره با حمایت از دیکتاتوری های این کشور، در جهت سرکوب هر چه بیشتر شیعیان و به حاشیه راندن آنها گام برداشته است، این بار نیز پیروزی انصارالله را بر نمی تابد و به شیوه های مختلف در جهت حفظ حوزه نفوذ خود اقدام می کند.

پیش بینی می شود با توجه به ضعف و وابستگی اقتصادی یمن به عربستان، تحریم اقتصادی از جمله اقداماتی باشد که ریاض و متحدان آن در جهت تحت فشار قرار دادن قیام مردمی یمن به کار گیرند. حمایت از جنگ داخلی و تجهیز جدایی طلبان مناطق جنوبی برای تجزیه و استقلال از یمن از دیگر اقداماتی است که به پشتوانه قدرت مالی فراوان از سوی مقامات سعودی و متحدان عرب آن مورد توجه قرار خواهد گرفت.

اهمیت این موضوع به این دلیل است که مناطق جنوبی به لحاظ سنتی خاستگاه سنتی القاعده و گروه های تروریستی است و حتی این احتمال وجود دارد که ریاض با جذب جنگجویان خارجی آنها را برای مقابله با انصارالله و شیعیان سازمان دهی کند. علت حساسیت بیش از حد آل سعود نسبت به شیعیان یمن، مجاورت و ارتباط این گروه با شیعیان شرق عربستان است که در صورت سازمان دهی می توانند دسترسی بزرگترین تولید کننده نفت جهان به غنی ترین مناطق نفت خیزش را دچار مخاطره کنند. 

آمریکا به نمایندگی از کشورهای غربی یکی دیگر از بازیگران موثر صحنه تحولات یمن است که تحولات این کشور را عمدتاً از منظر حفظ امنیت بر آبراه راهبردی باب المندب رصد می کند. این تنگه به عنوان شاهراه تجارت آسیا، اروپا و آفریقا دو سوم تجارت دریایی جهان را در خود جای داده است و کمترین تهدیدی به آن می تواند خسارت های جبران ناپذیری بر اقتصاد جهان داشته باشد.

بدین ترتیب در صورت بی ثباتی یا به قدرت رسیدن گروه های تندرو احتمالاً شاهد افزایش پدیده دزدی دریایی در آبهای یمن و یا سومالی خواهیم بود که در فقدان دولت امنیت منطقه را به مخاطره خواهند انداخت. با توجه به موارد فوق و همچنین رقابت های عربستان و کشورهای غربی در معادلات منطقه ای با ایران، احتمالاً این کشورها با به رسمیت نشناختن دولت انصارالله زمینه را برای تشدید فشارهای داخلی و خارجی بر این گروه فراهم خواهند کرد. تعطیلی سفارتخانه های برخی کشورهای غربی و عربی در این راستا ارزیابی می شود. 

جمهوری اسلامی ایران یکی دیگر از بازیگران اثربخش عرصه تحولات یمن است که به رغم تبلیغات فراوان، هیچ گاه سند معتبری دال بر دخالت و حمایت از گروه های داخلی این کشور ارایه نشده است. با این حال به دلیل جمعیت بالای شیعیان، مجاورت با عربستان به عنوان رقیب سنتی ایران در منطقه، و همچنین امکان تسلط بر شاهراه راهبردی تنگه باب المندب به عنوان حلقه اتصال تجارت شرق به غرب، وزن سیاسی و قدرت چانه زنی ایران را در مواجهه با رقبایی همچون آمریکا و عربستان و همچنین پاسخ های احتمالی به تهدیدات آنها افزایش خواهد داد.

اشتراکات مذهبی و همچنین دیدگاه های مشابه حوثی ها در قبال نفی قدرت های سلطه و مشروعیت رژیم صهیونیستی از دیگر مواردی است که به نزدیکی هر چه بیشتر تهران و جنبش انصارالله منجر شده است. بر همین اساس در صورت موفقیت انصارالله در تشکیل حکومتی مقتدر این کشور می تواند پس از ایران، سوریه، لبنان و فلسطین، به عنوان پنجمین عضو محور مقاومت در جهت تضعیف بیش از پیش منافع راهبردی متحدان آمریکا و به ویژه رژیم صهیونیستی گام بردارد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.