• ۴بازدید
شب گذشته انجام شد

بررسی نامه رهبری به جوانان در برنامه «دیروز، امروز، فردا»

نامه رهبري به جوانان

برنامه «دیروز، امروز، فردا» شب گذشته به بررسی ابعاد مختلف نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپایی با حضور صادق خرازی، سفیر سابق ایران در فرانسه و محمد مرندی، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر سیاسی پرداخت. در این برنامه با عمادی مدیر اتاق خبر پرس تی وی و راندی شکسپیر کارشناس و فعال سیاسی انگلیسی ارتباط تلفنی برقرار شد.

برنامه «دیروز، امروز، فردا» شب گذشته به بررسی ابعاد مختلف نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپایی با حضور صادق خرازی، سفیر سابق ایران در فرانسه و محمد مرندی، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر سیاسی پرداخت. در این برنامه با عمادی مدیر اتاق خبر پرس تی وی و راندی شکسپیر کارشناس و فعال سیاسی انگلیسی ارتباط تلفنی برقرار شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)،خرازی در ابتدای این برنامه گفت: این نامه در مقطع بسیار مهمی و بسیار دقیق و حساس مطرح شده است. ما باید ابتدا پیام نامه را درک کنیم و بعد به بررسی این نامه که یکی از پیامهای مهم دینی رهبر ایران و مسلمانان جهان است بپردازیم.

وی افزود: این نامه مخاطبان مشخصی را مورد هدف قرار داده است. در این نامه گرفتاری امروز دو جامعه شرق و غرب کاملا مطرح شده است و سرچشمه‎های ناب اسلام را مورد توجه و سفارش قرار داده است. درحالی که این نامه پیام دردمندانه‎ای است، پرسش‎های جدیدی برای مردم جهان مطرح کرده است که طرح آن‌ها نیازمند شناخت فعل و انفعالات جهانی در دو دهه اخیر است.

سفیر سابق ایران در فرانسه تاکید کرد: مقام معظم رهبری خیلی صمیمانه درخواستهایی را مطرح کرده است که یک نوع واقع بینی را مطرح می‎کند و خطرات پیش روی جوانان امروز را گوشزد می‎کند. این نامه با اشاره به مشکلات جوان مسیحی و مسلمان راه حقیقی اسلام را نشان می‌دهد و بعد نتیجه گیری کوتاهی را مطرح می‌کند. گرچه این نامه دو صفحه است اما یکی از مهمترین پیام‌های یک رهبر دینی به مردم است که می‌تواند تاثیرات کوتاه، میان و بلند مدت داشته باشد به این شرط که سیاست‌گذاری‌های دقیقی در رفتارهای دیپلماتیک و ارتباط های جهانی انجام شود.

در ادامه مرندی گفت: این نامه در مقطع مهمی نوشته شده است. مقطعی که به دلیل حوادث اروپا و مهمتر از آن به دلیل اتفاقات اخیر سوریه، لیبی و مصر و رشد افراط گرایی و افراطیون مهم تلقی می‌شود. در اروپا اسلام هراسی تشدید شده است و و در امریکای شمالی مسلمانان احساس بدی دارند و فکر می‌کنند شدیدا تحت فشار هستند.

وی اضافه کرد: این نامه خیلی دوستانه بود، برخلاف تصویری که غرب از علمای اسلام نشان می‌دهد که تصویر خشنی است. در نامه مشخص است که ایشان به مطالعات انتقادی غربی اشراف خوبی دارند و برای همین نه تنها جوانان بلکه متفکرین نسبت به این نامه حساسیت نشان می‌دهند.

این تحلیل‌گر سیاسی تصریح کرد: در ابتدا که پیام صادر شد من بر این باور بودم که نامه تاثیری ندارد ولی بعد، از انعکاس این نامه در رسانه‌های غربی تعجب کردم. برخلاف معمول که رسانه‌های غربی حرفهای ایشان را منعکس نمی‌کردند یا انعکاس خبر همراه با توهین و نیش بود اما این بار این اتفاق نیفتاد، دلیلش را هم نمی‌دانم.

مرندی ادامه داد: به نظرم در غرب افراد بسیار نگران اوضاع هستند. پس از حمله بوش به عراق مردم غرب ناامید شدند. پس از آن اوباما آمد و توانست فاصله اروپا و امریکا و فاصله مردم و دولت را کم کند. اوباما علیه‌السلام نیست اما هنرمند است. اما پس از آن اتفاقات سوریه و لیبی نگرانی را بالا برد و مردم غرب برایشان روشن شد که غرب چقدر در این قضیه مقصر است. وقتی امریکا می خواست به سوریه حمله کند مردم بقدری معترض بودند و فشار آوردند که فضا کاملا ضد جنگ شود و آنها نتوانستند حمله کنند. امروز باز هم بی اعتمادی به رسانه‎های غربی رشد پیدا کرده است و این می‌تواند دلیل بازتاب پیدا کردن وسیع این نامه باشد.

رادنی شکسپیر، کارشناس و فعال سیاسی در ادامه در ارتباط تلفنی و تصویری با برنامه «دیروز، امروز، فردا» گفت: این نامه به زیبایی و با شفافیت نوشته شده بود. این نامه یک نمونه خوب از لحاظ ویرایش، گفتمان و رسم الخط بود. این نامه به جوانان اروپایی نوشته شده بود چون جوانان آینده جامعه خود را می‎سازند.

وی تاکید کرد: تن و صدای این نامه آرام و متین بود و هیچ تندی نداشت و هیچ ادبیات تهاجمی در آن وجود نداشت و تنها سوالاتی را می‌پرسید. مقام معظم رهبری در این نامه پرسیدند که چرا بین دولتمردان غربی اخلاق‌گرایی فراموش شده است. آنها از نسل جوان سوالهایی پرسیدند تا خودشان بروند و تحقیق کنند و واژه های منفی مانند خشونت و تروریست را خودشان ریشه یابی کنند. رهبری سوالات را برای این مطرح کردند چون اسلام تاریخ کهن و باستانی دارد و جوانان بروند و معارف اسلام را به دست بیاورند. قرائت های زیادی از اسلام وجود دارد و جوان باید کنکاش کند و صرفا چیزهایی که سیاستمداران دیکته می‎کنند را صحیح نپندارد.

شکسپیر تصریح کرد: رهبر ایران سوالات مهمی را مطرح کردند و عکس العمل ها در بریتانیا به این نامه خوب بوده است.

در ادامه خرازی گفت: شخصیت جوانگرای رهبری منحصر به امروز نیست. ایشان از روزهای آغاز زندگی سیاسی خود به عنوان شخصیتی روشن بین، روشن ضمیر و جوان گرا مطرح بودند. هم‌عصران ایشان می‎دانند که مقام معظم رهبری سرمایه گذاری عظیمی را روی ریزش و رویش جوانان گذاشته است. فطرت پاک جوانان غربی آلوده به خواسته‌های ناپاک استعماری نشده است، آنها دنبال آموختن هستند. اعتمادی که به آینده آنها می‎توان داشت باعث شده است که هدف همه قرار بگیرند.

وی افزود: جامعه غرب در کنار خشونت قرار گرفته و به همین دلیل این مخاطب باید مورد توجه بگیرد تا قرائتش از اسلام قرائت اشتباهی نباشد و برای همین باید به قرآن و حقایق دینی توجه شود. اسلام دین رحمت و مسالمت است. از ویژگی های این پیام این است که با هوشمندی زیادی تنظیم شده و آن دید فوبیا دو طرف را کنار گذاشته است. در غرب نگاه اسلام هراسی توسط لابی‎ها و قدرت‎های سیاسی ترویج می‌شود و در کشورهای اسلامی یک نگاه انتزاعی از غرب ستیزی وجود دارد. این نامه، غرب هراسی و ایران هراسی و مرزبندی های متعارف را کنار گذاشته است.

سفیر سابق ایران در فرانسه تاکید کرد: نامه رهبر سه پیام اصلی دارد که عبارتند از معرفت به اسلام ناب، برقراری دیالوگ و گفت‎وگو و ایجاد صلح و زندگی مسالمت‌آمیز. رهبر انقلاب صلح و همزیستی را از مقتضیات جامعه بشری دانستند و تایید کردند این خندق وسیع نادرستی را باید کنار گذاشت. غرب و آمریکا از دوره ای که کمونیست وجود داشت دنبال یک دشمن جدی بودند. روزی شوری به عنوان دشمن اصلی مطرح می‎شد ولی از زمان فروپاشی آن، سیستم سیاسی و مخوف غرب اسلام هراسی را به وجود آورد. آنها می‌خواستند اسلام را به عنوان خطر جدی غرب مطرح کنند و در این راه از هر کاری فروگذاری نکردند.

خرازی گفت: ریشه توحش داعش در اردوگاه غرب شکل گرفت. لابراتوری که تجربه ناکامش را در افغانستان و طالبان دیدیم و اکنون در سوریه آن را می‎بینیم. عجیب این است که آنها در غرب جوان‎ها را مورد توجه قرار داده‌اند تا با فریبکاری آنها را منحرف کنند.

در ادامه برنامه «دیروز، امروز، فردا» مرندی گفت: در غرب سوالات بین جوانان زیاد است. اروپا و امریکا با مشکلات اقتصادی مواجه هستند و اکنون آمریکا با روسیه مشکل دارد و چین دارد قدرت اول اقتصاد جهان می شود. مشکل در غرب افزایش پیدا کرده است و جنگ عراق تاثیر زیادی در بین جوانان گذاشته است. بعد از این جنگ راهپیمایی عظیمی علیه جنگ صورت گرفت در حالی که بی بی سی و همه احزاب طرفدار جنگ بودند.

وی به اشاره به جنگ در سوریه گفت: ابتدا در سوریه جنگ داخلی به وجود امد. همانگونه که ابتدا در لیبی جنگ داخلی صورت گرفت و امریکا در آنجا از القاعده کمک گرفت. بعد از لیبی یکی از رهبران القاعده به ترکیه رفت و نیروها را برای اعزام به سوریه آموزش داد. وقتی ایرانی‎ها در ابتدای جنگ سوریه گفتند که امریکایی‎ها دارند به افراطی‎ها کمک می‎کنند، رسانه‎های غربی ایران را مسخره می‎کردند. حتی در داخل کشور نیز برخی این حرف را قبول نمی‌کردند تا اینکه این هیولا به قدری بزرگ شد که دستش برای همه رو شد.

این کارشناس سیاسی گفت: اتحاد غرب با کشورهای عربی منشأ افراطی‌گری باعث شد آنها اسلام خود را در همه جهان رشد دهند. مساجد اروپایی اسلام تکفیری را رواج داد و غرب آنها را در سوریه مسلح کرد و این شد که نتیجه‎اش را در فرانسه هم می‎بینیم. حال این سوال پیش آمده که چه شد؟ این اتفاقات از خود غرب نشأت گرفته است. این فکر در بین جوانان پیش آمده که غرب دارد خیلی بد کار می‎کند. این باعث سرخوردگی جوانان شده است. رسانه‎ها و قدرتمندان سیاسی که ادعای آزادی می‎کنند سالها نسبت به این موضوع سکوت کردند اما الان همه قبول دارند که در قتل عام سوریه و نابودی لیبی غربی‎ها نقش موثر داشتند. ایران از افزایش این فساد بزرگ در منطقه جلوگیری کرد. اگر بشار شکست می‎خورد سوریه سقوط می‎کرد و در نتیجه عراق هم شکست می‎خورد و یک فاجعه در منطقه رخ می‎داد.

خرازی در ادامه گفت: نمی‌شود همیشه غرب را محکوم کنیم و خودمان را نقد نکنیم. یک قرائت ناصحیحی از اسلام در جامعه وجود دارد که خیلی از جوامع اسلامی به آن آلوده هستند. مشکلی که امروز تحت عنوان فوبیا از اسلام وجود دارد به دلیل همین قرائت نادرست در غرب و اسلام است. تاکنون کسی به عنوان نماد اسلام حقیقی کمتر با مردم جهان سخن گفته و دیالوگ برقرار کرده است. حتی برخی می‎گویند مگر گفت‎وگو بین اسلام و کفر ممکن است.

وی تاکید کرد: نامه مقام معظم رهبری در واقع همه این انحرافات را کنار زده است و می‎گوید در دو سوی این عالم واقعیت هایی وجود دارد. امروز حقیقت دین مورد بی‎مهری قرار گرفته است. بنیاد گرایی در مسیحیت و یهودیت کمتر از اسلام نیست، بنیاد‎گرایی‎هایی که صلح را مورد هجوم قرار داده است.

در ادامه رادنی شکسپیر گفت: در اسلام هراسی واژه هایی مطرح می‌شود که از لحاظ اخلاقی در هر آیینی آن را رد می‎کنند. در غرب عکس‌العمل‎هایی به این شکنجه‎ها وجود دارد.

وی افزود: در اقتصاد غرب نقصان‎های زیادی وجود دارد. مگر همه تئوری‎های غرب درست است که به اسلام هراسی اینگونه دامن زده می‎شود. اکنون موقعیت گسترده‎ای به وجود آمده است که حرف‌های جدیدی بزنیم. داعش حرفی برای زدن به اروپایی‎ها ندارد. اگر فکر جوانان در هر جا به خلاقیت منتهی شود و یک نظام مستقل اسلامی داشته باشیم و آنچه از بیگانگان می‎آید را درک و تحلیل کنیم، اتفاق خیلی خوبی روی می‌دهد. متاسفانه رسانه های صهیونیست خیانت های زیادی به اسلام کردند. دولت انگلیس و امریکا به اسلام خیانت کردند. غرب نتوانست وضعیت جهان را درست کند پس ما به یک بیان شفاف از اسلام نیاز داریم. در غرب این استنباط باید به وجود آید که باید به تفکرات جدیدی پرداخت. متانتی که در کلام رهبر اسلام وجود دارد به همین دلیل است. امروزه انحطاط اخلاقی جوانمان و افکار را تحدید می‎کند. برای اینکه وضعیت بهتری در جهان حاکم شود باید به منافع جوان‎های غربی بیشتر فکر کنیم و برای همین یک اسلام مدرن می تواند کمک زیادی به ما کند.

در ادامه مرندی گفت: تاریخچه رشد گروه‌های تکفیری به بعد از اکتشاف نفت و قدرت پیدا کردن کشورهای حامی وهابیت می‌رسد. هم منافع این کشورها در ترویج این افکار بود و هم غربی‌ها از آن استفاده می‌کردند. به عناون مثال برای تقابل با ایران به طالبان کمک شد. غرب هم این اشتباه را در مورد داعش تکرار کرد و به جای درس گرفتن از تجربه تلخ 11 سپتامبر، در لیبی با تاکیدهای قطر به پرورش داعش کمک کرد. باید گفتمان اصلی اسلام تقویت شود و نگاه تکفیری در کشورهای حامی این تفکر و شبکه‎های ماهواره‌ای مروج از بین برود. ادبیاتی که رهبر در این نامه داشتند در ایجاد این فضای گفت‎وگو خیلی کمک می‎کند.

خرازی در ادامه در خصوص مقایسه نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپایی با نامه امام خمینی(ره)به گورباچف گفت: من لفظ مقایسه را در این باره به کار نمی‎برم. هر دو نامه مهم و تاریخی هستند. امام در نامه خود یک امپراطوری رو به زوال را تشریح کرده بود و آنها را به اسلام دعوت کردند و گفتند این امپراطوری پر طمطراق به زوال می‎کشد و به موزه‎ها می‎رود. آن نامه در مقطع مهمی آمد و تاثیرات مهمی داشت. نامه جدید در مقطع مهم دیگری نوشته شده است. زمانی که جهان با مشکلات زیادی روبروست. اکنون امنیت، معرفت و تروریست بحران همه ملت هاست. جنبه با اهمیت قضیه این است که ایشان همه را به معرفت و شناخت دعوت کردند و گفتند این شناخت ضروری است. این نامه می‎گوید تروریست و اسلام با هم ارتباطی ندارند. این موضوع می‌تواند نسل آینده را بسازد و یک زندگی مسالت‌آمیز را رقم بزند. ایشان می‎گوید بیایید شناخت پیدا کنیم و ارتباط برقرار کنیم و با این ارتباط و دیالوگ جامعه را تشکیل دهید. محیطی که رهبر که در آن نکات نامه را گفتند نشان از شناخت درست از تاریخ اروپا دارد.

وی افزود: در غرب شناختی انتزاعی از اسلام وجود دارد و باید برای آن را چاره‌ای اندیشید. حال این سوال وجود دارد که با این پیام چه باید کرد. باید به حرف زدن در این مورد اکتفا کنیم یا نیازمند حرف زدن اکادمیک در این مورد هستیم. متفکران باید ابزارهای جهانی را به کار گیرند در سازمان های جهانی، سازمان ملل متحد و کنفرانس اسلامی این پیام را تبیین کنند تا درک متقابل از فضیلت‎ها به وجود آید. نمی‎شود گفت در غرب هیچ فضیلتی وجود نداشته است. هنر امروز دنیا غرب و اسلام باید این باشد که چگونه می توان از فضیلتهای مشترک کمک بگیرند.

در ادامه عمادی، مدیر اتاق خبر پرس تی وی در خصوص آمار دیده شدن پیام مقام معظم رهبری در جهان گفت: 16 میلیون بار این پیام در توئیتر منتشر شده است و جزو 22 هشتگ مهم قرار دارد. این خبر تنها نیم میلیون بار در شبکه پرس تی وی دیده شده است. 80 سایت معتبر بین المللی این خبر را کار کردند. این پیام در امریکای شمالی بیشترین مخاطب را داشته است.

وی افزود: در رسانه فارن پالسی لفظ غیر منتظره را برای این نامه به کار برده بودند. رسانه های غربی از این حرکت شگفت زده شدند. این نامه در شطرنج رسانه‌ای توانست رسانه های غرب را آچ‌مز کند. رسانه های غربی فکر می کردند آنها هستند که تصویر ایران را به مخاطبان ارائه می‎دهند ولی آنها در این مورد شکست خوردند.آنها ابزاری مانند توییتر اختراع کردند که برای دور زدن رسانه ها و براندازی و مقاصد سیاسی غرب بود ولی امروز این وسیله توسط رهبر ایران علیه غرب استفاده شد. توییتر توانست بی بی سی، سی ان ان، اسکای نیوز و هر رسانه‌ای که وظیفه اسلام هراسی را داشت دور بزند و مخاطب از طریق توئیتر پیغام اسلام را بشنود.

عمادی تاکید کرد: این یک بازی قوی رسانه ای بود و پیام از طریق هوشمندانه‌ای به مردم جهان رسید. آنها حتی در انتشار این خبر تحلیلی ارائه ندادند و آن را همانطور که بود به مخاطبان ارائه کردند. خانم ولف، مشاور کلینتون درباره این نامه می‌گوید، این نامه که توسط رهبر ایران نوشته شده است دارای مواردی است که به نظر معقول می‌آید. این پیام از کشوری بیرون می‌آید که می‌گفتند پر از افراد خطرناک است. سوالهای خوبی در این پیام مطرح شده است که خود من هم دوست دارم جواب های این سوال را بدانم. این سوالها در من ایجاد تفکر کرده است درحالی که رسانه های غربی اجازه طرح سوال را به مخاطبان نمی‎دهند.

مرندی در ادامه گفت: فضای مجازی هر روز دارد مهم تر می شود و ما به درستی از آن استفاده نمی‎کنیم. دستگاه هایی که باید با خارج در ارتباط باشند در این نوع ارتباطات ضعیف هستند. یک ظرفیت هایی وجود دارد که ما باید از آن استفاده کنیم. باید یک فکر اساسی در این مورد کرد و یک راه حل اساسی برای آن پیدا کرد. فکر می‌کنم این پیام خیلی موثر بوده است. با اینکه من امیدی به رسانه های غربی ندارم ولی در این رسانه ها افرادی هستند که تحت تاثیر قرار می‌گیرند. سی ان ان همیشه ایران را به صورت منفی پوشش می دهد اما در این مورد اینگونه نبوده است. من امیدی به سایستگذاران غربی ندارم اما حتما کسانی هستند که بخواهند نقطه نظرات رهبر را بپذیرند.

وی تصریح کرد: این نامه مخاطب داخلی هم دارد. برخی روشنفکرها و شبه‌روشنفکران و رسانه های داخلی تحت تاثیر غرب هستند. خوب است این افراد که آنقدر تحت تاثیر هستند این سوال برایشان ایجاد شود که این مجله چرا یک کاریکاتوریست را به این دلیل که ضد یهودیت کار کرده بود، اخراج کرده است.

خرازی در ادامه گفت: رسالت بزرگان دین روشنگری است و رهبری با رسالت خاص خود روشنگری کردند. اولین نکته جذاب نامه این است که به عنوان یک رهبر دینی هدف روشنگری است نه کشورگشایی. ایشان آگاهی‌بخشی کردند و دعوت کردند اسلام را بشناسید. ما با یکسری برنامه نمایشی در جهان مواجه هستیم. حمله به مجله شارلی هیچوقت مورد تایید ما نبوده است. اولین کشوری که 11 سپتامبر را محکوم کرد ما بودیم. افکار ما ایجاب می‌کند که در کنار مردم باشیم و از کارهای نمایشی و صوری پرهیز کنیم. ابلاغ پیام کار مهمی است و استفاده از شبکه های اجتماعی مهم است. محروم کردن مردم از شبکه های اجتماعی درست نیست.

وی افزود: در فرانسه کسانی که خودشان حامیان داعش هستند فردای اتفاقات این کشور و کشته شدن افراد به خیابان‎ها آمدند و صاحب عزا شدند و راهپیمایی کردند. جالب است که قطر، ترکیه و اسرائیل صاحب عزا شدند. شکار فرصت‎ها کاری است که در غرب انجام می‎شود و ما در این زمینه ضعف داریم. ما باید در فضای بین الملل و منطقه کار جدید انجام دهیم و فرهنگ گفت و گو را افرایش دهیم. ارتباط با «ان جی او»‌ها و جوانان باید افزایش پیدا کند. ارتباط مقدمه هرکاری است. البته نه ارتباطات از هم گسسته بلکه ارتباطات بین جوان متفکر جهان اسلام و غرب.

انتهای پیام

وبگردی