۱

ایزدی: حادثه پاریس نوعی دوقطبی ملی-مذهبی و چرخه‌ای از خشونت در اروپا پدید می آورد

  • ۲۴بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
فرانسه,داعش

پیروز ایزدی در گفتگو با خبرآنلاین از ابعاد موضوع تقابل های نژادی و دینی در اروپا و فرانسه می گوید

سعید جعفری- فرانسه و پاریس جهان را در شوک تازه‌ای فروبرد. حمله ستیزه جویان مسلمان به دفتر مجله طنز آن‌هم به بهانه چاپ کاریکاتوری از ابوبکر بغدادی خلیفه خود خوانده جریان موسوم به دولت اسلامی موضوع خطر افراط‌گرایی را بیش از گذشته برای اروپاییان روشن ساخت. جوانان مهاجر الجزایری با حمله به دفتر مجله شارلی ابدو چهار کاریکاتوریست از جمله سردبیر این مجله را به قتل رساندند. پیروز ایزدی کارشناس مسائل اروپا در گفتگو با خبرآنلاین معتقد است اگر بحران اقتصادی در اروپا برطرف نشود، گروه‌های دست راستی و رادیکال اروپایی هر روز بیش از پیش طرفدار پیدا می‌کنند.

حادثه حمله به دفتر مجله طنز فرانسوی دوباره توجهات را به موضوع در حال گسترش تقابل‌های نژادی و دینی در اروپا جلب کرده است. در این مسیر چقدر جریان‌های دست راستی اروپا و تا چه اندازه مهاجرین مسلمان نقش داشته‌اند؟

اتفاقی که در مورد فرانسه می‌توان مطرح کرد این است که در سال‌های اخیر و به‌ویژه طی دو دهه اخیر در خصوص قوانین حجاب محدودیت‌هایی را وضع کرد و این موضوع تا اندازه‌ای بر حساسیت‌های جامعه مسلمانان افزود. از سوی دیگر بحث شدت گرفتن مشکلات اقتصادی در اروپا و همچنین فرانسه موجب شده هم نوع برخورد با مسلمانان تا اندازه‌ای تغییر کند و هم بخشی از جامعه، مسلمانان و مهاجرین را مسئول وضعیت فعلی قلمداد کنند. مجموعه این رخدادها موجب گردید تا حتی ناآرامی‌ها و تنش‌هایی هم در حومه شهرها دیده شود و برخی مهاجرین نسبت به‌پیش آمدن وضعیت کنونی معترض شوند. در این شرایط احزاب راست افراطی تقویت شدند و در میان جامعه اروپایی و به‌ویژه فرانسه طرفدار پیدا کردند. ضمن اینکه شعارهایشان بر مهاجری ستیزی استوار بود و اعتقاد داشتند ریشه مشکلات کنونی کشور و از بین رفتن فرصت‌های شغلی مهاجرین هستند. درواقع گروه‌های دست راستی با سپر قرار دادن مهاجرین سعی می‌کردند در افکار عمومی فرانسه طرفدار پیدا کنند و طبیعتاً پیگیری چنین روندی سبب شد نظر افکار عمومی نسبت به مسلمانان منفی‌تر شود. در ادامه این روند ما شاهد بودیم که گروه‌های افراطی هم مهاجرین و مسلمانان ناراضی را جذب کردند و باعث پیچیده‌تر شدن اوضاع شده است.

نتیجه این تضادها را چگونه می‌توان مطالعه کرد؟ آیا دولت‌ها از استمرار و شدت یافتن این تنش‌ها استقبال می‌کنند؟

طبیعتاً دولت‌ها از این زمینه طرفداری نمی‌کنند چراکه شدت یافتن افراط‌گرایی باعث می‌شود خود آن‌ها هم در انتخابات آتی پیروز نشوند و جای خود را به احزاب رادیکال و دست راستی بدهند. اما در خصوص بخش اول سؤال شما و اینکه نتیجه این تضادها چه خواهد شد باید اشاره کنم که دولت‌ها باید تلاش کنند سیاست‌های چندفرهنگ گرایی را بیشتر مورد توجه قرار دهند. طبیعتاً این روندها موجب می‌شود مشکلات میان اقلیت و فرانسوی الاصل ها کاهش یابد. طبیعی است که مهاجرین با هویت‌های پیشین خود وارد این جامعه می‌شوند و لزوم توجه به سیاست‌های چندفرهنگ گرایی موجب می‌شود این مشکلات مدیریت و کنترل شود.

مهاجرین بر باقی ماندن در ارزش‌ها و آداب و رسوم جامعه مبدأ تأکید دارند و به جای پذیرفتن فرهنگ، مبانی جامعه هدف، کماکان سعی می‌کنند بر همان روال پیشین خود حرکت کنند و به جای حل شدن و احترام به نظم جدید، تلاش می‌کنند شرایط جامعه هدف را به چالش بکشند و این تضاد طبیعتاً موجب بروز و ظهور مشکلاتی می‌شود. در این شرایط نمی‌توان مهاجران را برای اصرار بر صادر کردن آداب و رسوم خود در جامعه جدید مقصر دانست؟

ببینید اساساً مهاجرینی که به‌طور مثال امروز در فرانسه هستند شاید نسل‌های دوم و سومی از مهاجرین باشند. به‌این‌ترتیب که پدران آن‌ها به دلیل مشکلات معیشتی و همچنین وضعیت نابسامان اشتغال تصمیم گرفته‌اند به فرانسه مهاجرت کنند و بخشی از آن‌ها خود تصمیم به این سفر نکرده‌اند و امروز به دلیل اقدام پدرانشان در فرانسه یا دیگر کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند. درنتیجه آن‌ها انتظار دارد که دولت به آن‌ها اجازه دهد که هویت نخستین خود را پاس بدارند، اما از سوی مقابل دولت فرانسه تأکید دارد که مهاجرینی که به این کشور می‌آیند باید هویت پیشین خود را فراموش کنند و به ارزش‌های جامعه جدید عادت نمایند.

بر این اساس شما آینده این تقابل‌ها را چگونه می‌بینید؟

متأسفانه این روند باعث می‌شود نوعی دوقطبی ملی و مذهبی در اروپا ایجاد شود و درنتیجه انتهای چنین مسیری چرخه‌ای از خشونت خواهد بود. اما در نقطه مقابل راه‌حل این بحران این است که دولت فرانسه به مسلمانان اطمینان دهد که از آن‌ها در مقابل تهدیدات احتمالی دفاع خواهد کرد و اجازه نمی‌دهد گروه‌های دست راستی و افراط‌گرا برای آن‌ها مشکلی پیش بیاورند.

با این تفاسیر تا چه اندازه موضوع قدرت گیری جریان‌های دست راستی و افراط‌گرا در کشورهای اروپایی محتمل است؟

واقعیت این است که با توجه به بحران‌های اقتصادی احزاب دست راستی قدرت بیشتری پیدا کردند و با ایده‌های نژادپرستانه خود سعی می‌کنند مسائل و مشکلات اقتصادی جامعه اروپایی را به گردن مهاجران بیندازند. درواقع همان‌طور که اشاره کردم این گروه‌ها از مهاجرین به‌عنوان سپر بلااستفاده می‌کنند. در این شرایط و تا وقتی‌که بحران اقتصادی و مشکلات شغلی همچنان در اروپا وجود داشته باشد طرفداری از ایده‌های دست راستی و مهاجر ستیزی همچنان قوی خواهد بود.

49308

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.