۱

اظهارات حجت الاسلام رحیمیان درباره آیت الله منتظری،اصلاح طلبان، موسوی،کروبی و احمدی نژاد

  • ۴بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
فتنه حوادث پس از انتخابات خرداد88 ,مهدی کروبی,میر حسین موسوی,آیت الله حسینعلی منتظری

حجت‌الاسلام رحیمیان درباره رویکرد امام به موسوی و کروبی به بیان ناگفته‌ای پرداخت و گفت: امام تذکرات و احیانا تعرض های تندی به طور خصوصی با این آقایان داشتند که درمواردی اینجانب هم حضور داشتم اما هنوز مجاز به بازگو کردن آن نیستم.

وی در گفت وگویی با بیان اینکه فتنه سال‌ 88 یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر انقلاب بعد از انقلاب اسلامی بود، گفت: فتنه‌ای که در واقع شبیه جنگ احزاب بود و تمام دشمنان اسلام، دشمنان انقلاب و دشمنان امام زیر چتر جریانی که اتفاقا مدعی خط امام بودند با هدایت و تحریک سازمان‌های جاسوسی غربی به ویژه آمریکا،‌ صهیونیست‌ها و انگلیس‌ها می‌خواستند نظام را از درون به فروپاشی بکشانند و بسیار حساب شده و دقیق هم عمل کردند؛‌ یقینا سازمان‌دهی دشمن در توطئه علیه نظام دقیق‌تر از دوره حضرت امام بود چرا که در زمان امام و بعد از فروپاشی رژیم شاهنشاهی وابسته به غرب و پس از تسخیر لانه جاسوسی تمام ساختار و سازمان غرب در ایران فرو ریخته بود.

اهم اظهارات حجت الاسلام رحیمیان در گفت وگو با فارس به شرح زیر است:


*دشمن زمینه بروز این فتنه را از سال‌ها قبل و در دوران حاکمیت کارگزاران و سپس حاکمیت جریان اصلاحات و تاحدی هم دردولت نهم به صورت تدریجی فراهم کرده بود و از این رو نمی‌توان فتنه 88 را یک حادثه ناگهانی دانست.

*در فتنه 88 دشمن به سیم آخر زد و افرادی را با صبغه انقلابی و ادعای خط امام برای براندازی به کار گرفت و وجه اینکه عده ای از مردم فریب خوردند و به آنها رأی دادند به خاطر همین سیاست متقلبانه بود.

*در روز قدس علیه روز قدس شعار دادند و این حرکت‌ها زیر چتر موسوی و کروبی اتفاق افتاد از این رو اگر آنها به این لجاجت غیرمنطقی و غیرقانونی خود ادامه نمی‌دادند کار به اینجا نمی‌رسید که ایادی دشمن در کشورمان سازماندهی شوند و زشت‌ترین شعارها را سر بدهند و این مسئله نه تنها زیر چتر آنها اتفاق افتاد بلکه آنها این موضوع را حتی نفی نکرده و برائت نجستند.

*ما دراسلام مسئله برائت از دشمن را در کنار تولی داریم که این مسئله نشانه اصلی ایمان به حساب می‌آید و ائمه معصوم در این باره فرموده‌اند «دین چیزی حب و بعض در راه خدا نیست» یعنی به اندازه‌ای که شما نسبت به امام حسین (ع) تولی دارید از قاتل امام حسین (ع) نیز تبری دارید و اگر تبری نجویید معلوم می‌شود تولی‌تان هم دروغ است اما ما دیدیم در فتنه 88 که شعارهایی بر خلاف اسلام و انقلاب دادند این آقایان نه تنها سکوت کردند که درمواردی باهمین اشرارهمراهی و آنها را تشجیع کردند.

*در روز عاشورا که زشت ترین جنایت را در کشور مرتکب شدند و به عاشورا توهین کردند موسوی برای آنها تعبیر مردم خداجوی را به کار برد، انسان واقعا متحیر می‌شود و نمی‌تواند توجیه کند که چطور اینها می‌گویند ما مسلمان شیعه پیرو خط امام و دوستدار امام هستیم اما در برابر این جنایات روز عاشورا سکوت کردند و بالاتر از آن آنها را مردان خداجوی نامیدند.

* این افراد یا می‌دانند چه اتفاقی علیه مقدس‌ترین مقدسات افتاده و آنها را «مردم خداجوی» نامیدند، یا اصلا نفهمیدند چه اتفاقی افتاده است که اگر نفهمیده باشند مصیبت بالاتر است. آنها در برابر شعارهایی که علیه اصلی ترین میراث امام سر داده شد و شعارهایی همچون جمهوری ایرانی و نه غزه و نه لبنان سکوت کرده و اظهار برائت هم نکردند.

برخی اصلاح‌طلبان از اول خط امام را قبول نداشتند

*یک عده از آنها خود را در نظام و انقلاب جا زده‌اند و به طوری که به صورت ریشه‌ای اعتقاد راسخ به اصول اسلام و انقلاب و امام و ولایت فقیه ندارند این افراد از نوع هواشناس‌هایی هستند که سوار موج می‌شوند و تظاهر می‌کنند اما باطنشان چیز دیگری است و این افراد سر بزنگاه‌ها و سر پیچ‌های حساس لو می‌روند.

* افرادی هم بودند که معتقد به امام بوده‌‌اند و به امام عشق می ورزیدند ، اما کارشان به جایی رسید که دشمنان امام و انقلاب برای آنها و حرکتشان کف و سوت می زدند و آنها نیز تحت تأثیر این فضا راه خود را گم کردند.یک دلیل آن به دلیل گرایش به دنیا بود. دنیا که می‌گویم شامل جاه‌طلبی و شهرت‌طلبی و مطرح کردن خود هم می شود و عامل دیگر رفیق و همنشین بد است چرا که طبق حدیث همنشینی با اشرار باعث بد‌بینی به اخیار می‌شود و انسان آرام آرام در دامن دشمن می غلطد.


آقای منتظری به توصیه امام گوش نکرد و دچار سقوط شد

*امام وقتی به «آن شخص»(آقای منتظری) توصیه کردند که ملی گرا‌ها و نهضت آزادی‌‌ را از خود دور کند این کار را انجام نداد و آن وضعیت پیش آمد.خیلی‌ها را داشتیم که در این مدت که در خط و مسیر انقلاب بودند اهل ذکر بودند اما در اثر هوای نفس و برخی تحت تاثیر دوستی‌ها و همنشینی‌ها، دگرگون شدند. حتی اهل رزم بودند اما وقتی به عنوان ادامه تحصیل به بزم لندن رفتند مَست مسیر شیطان بازگشتند و روزنامه‌هایی راه‌اندازی کردند که در آنها به اصول اسلام و انقلاب حمله می شد.


*آغاز شکل‌گیری مجمع روحانیون با هدف پیشتازی برای تحقق فرامین حضرت امام بوده است. در زمان مسئله قائم مقامی آقای منتظری، مجمع روحانیون تندترین مواضع را داشت و برخی به صورت مشخص اعلامیه دادند اما چه شد که بعد از چند سال کار به اینجا کشید؟ این قابل هضم نیست.
* آنقدر که مقام معظم رهبری برای جذب و حفظ آنها پس از رحلت امام مایه گذاشتند فوق تصوربود. پس از رحلت امام همه ما در مجمع روحانیون به عنوان بیعت خدمت مقام معظم رهبری رفتیم و ایشان گفتند امام درباره شکل‌گیری مجمع روحانیون کار درستی کردند و اگر این کار زمان حضرت امام هم انجام نشده بود من آن را انجام می‌دادم و از این رو به بسیاری از این افراد حکم دادند و تا سالهای طولانی ماهانه به مجمع کمک مالی هم می کردند.
*سعه صدر فوق‌العاده مقام معظم رهبری به اذعان دوست و دشمن کم نظیر است ؛ در فتنه 88 هم شاهد بودیم که ایشان ساعتها با این آقایان و با نمایندگان آنها جلسه گذاشتند و صحبت کردند و بزرگواری در قبال آنها نشان دادند.

حواریون امام چگونه امروز مدافع منتظری شده‌اند

* مکاتبات امام با آقای منتظری بسیار روشن بوده و هیچ لایه پنهانی ندارد. حتی موضع حاج‌احمد آقا که آن رنج‌نامه را نوشت و مطالبی را هم بیان کرد منتشر شد؛ اما چیزی که جای تعجب و سوال دارد این است که برخی از کسانی که خود را جزء حواریون بیت امام و حاج‌ احمد آقا و فرزندان ایشان می‌دانند چگونه امروز همدم مطرودین امام و مدافع امثال آقای منتظری هستند و دوست صمیمی جریان اطراف آقای منتظری شده‌اند؟ من واقعا متحیرم و باید این سوال را از خودشان بپرسید چگونه آنها هم «رنج‌نامه» حاج احمد آقا را در این زمینه چاپ می‌کنند و هم بارنج دهندگان امام و احمدآقا دوست و همدم هستند.

تعرض‌های تند حضرت امام به موسوی و کروبی

*امام برای حفظ نهال نوپای نظام به خصوص در دوران جنگ همه را ملزم به حمایت از دولت می کردند تا کشور دچار فروپاشی نشود. حتی زمان بازرگان امام همه را موظف به تأیید و حمایت کردند تا اینکه قضیه منتفی شد و درباره بنی صدر هم همینطور بود. در زمان بنی صدر نامه‌ای از سوی تعدادی از سران نظام که شهید بهشتی و شهید باهنر هم جزء آنها بودند، خطاب به امام نوشته شد و امام این نامه را خواندند و آن را به من دادند؛ این نامه در واقع رنج‌نامه‌ای علیه بنی‌صدر و گلایه از این قضیه بود که چرا با این همه بلایی که او بر سر کشور آورده همچنان از وی حمایت می‌کنید؟ حتی بزرگان ما آن زمان نمی‌توانستند از جایگاه امام به قضایا نگاه کنند و مسائل کلان را ببینند، امام تا جایی باید بنی‌صدر را نگه می‌داشت تا این دمل خودش سر باز کند و شاید اگر زودتر از این عمل می‌شد این امر مشکل‌ساز بود. لذا تا جایی که صلاح بود امام از او حمایت کرد و بعد از آن هر رئیس‌جمهور و مسئولی مادامی که در آن سمت مشغول بود امام و همچنین مقام معظم رهبری از آنها حمایت کرده‌اند لذا اگر چنانچه آن زمان و آن شرایط احیانا حمایتی بوده به خاطر مصالح کلان نظام بوده که نسبت به همه مسئولان وجود داشت اما در عین حال تذکرات و احیانا تعرض های تندی هم به طور خصوصی با این آقایان داشتند که درمواردی اینجانب هم حضور داشتم ولی به لحاظ خصوصی و محرمانه بودن آن هنوز خودم را مجاز به بازگوکردن آن نمی دانم.

اگر نخست‌وزیری امام فضیلت است، بنی‌صدر هم رئیس جمهور امام بود

*برخی بزرگ‌نمایی می‌کنند که او(میرحسین موسوی) نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس و نخست‌وزیر دوران امام است، خب بنی‌صدر هم رئیس جمهور دوران امام بود، این موضوع که به تنهایی فضیلت نیست، بازرگان هم نخست وزیر دوران امام بود.
*اینکه در انتخابات سال 88 درباره موسوی بزرگنمایی می‌کردند و می‌گفتند او نخست‌وزیر دوران جنگ بوده باید گفت جنگ را بسیج، سپاه و نیروهای مسلح و مردم پیش بردند، درشرایط جنگ مرم کمترین توقع را ازدولت داشتند آن زمان مردم از دولت آسفالت، گاز و تلفن و ... نمی‌‌خواستند در حالیکه الان مردم با کم شدن سرعت اینترنت و بالا رفتن قیمت گوجه فرنگی هم به دولت اعتراض می‌کنند. به علاوه بر فرض این که نخست وزیری زمان امام دارای ارزش باشد و برفرض این که درآن زمان کسی یار راستین امام بوده است خود امام فرموده بود ملاک حال فعلی است وگناه امثال زبیر از دیگران ناپسندتر است

*عمده کسانی که به موسوی و کروبی رأی داده بودند تابع قانون اساسی و پیرو ولایت فقیه بودند، ورای تمام آن 40 میلیون به مثابه رفراندوم رأی به اصل نظام بود اما وقتی رای دهندگان به آن دو دیدند صورت مساله عوض شده خود را عقب کشیدند تا این که آن جمعیت ، نهایتا به چندهزار نفر کاهش یافت و البته زمانی که بعضی از آنها دستگیر شدند مشخص شد عمده آنها اصلا در انتخابات شرکت نکرده‌اند و با هدایت شبکه‌های خارجی دست به آشوبگری میزنند. البته این عده باز هم زیر چتر این آقایان بودند در حالی که اگر آنها چتر خود را جمع می‌کردند این جریان نمی‌توانست ادامه دهد.

*اینکه آقای عارف به نقل ازمقام معظم رهبری گفت «سران فتنه آمریکا و انگلیس هستند» درست است. سران فتنه در واقع آمریکا،‌انگلیس و صهیونیست‌‌ها بودند. پس امثال این آقایان اصل فتنه را قبول دارند. اما فتنه درداخل هم سران وکانونهایی داشت ودشمنان خارجی و سازمان‌های جاسوسی با همراهی آنان توانستند 8 ماه کشور را به آشوب بکشند. پس هم فتنه را قبول کرده‌اند و هم سران آن را.اما سوال این است در فتنه‌ای که در داخل راه افتاد چه کسانی راه فتنه را باز نگه داشتند که این جریان بتواند شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بدهد. بنده خودم دیدم که در روز قدس برخی از این افراد ضمن شعارهای ضد انقلابی با تجری بطری آب را سر می‌کشیدند و تظاهر به روزه‌خواری می‌کردند. اینها زیر چتر چه کسانی این اقدامات را انجام دادند؟ اگر این دو شخص دست ازلجاجت بر می داشتند آیا این جریان باز هم می‌توانست آشوبگری را ادامه دهد؟ در فتنه سال 88 خون آنهایی که کشته شدند وبسیجیانی که مظلومانه به شهادت رسیدند به گردن کیست؟ در قتل ندا آقاسلطان دیدیم که او را چگونه کشتند وپس از چنددقیقه کشته شدن اورادر شبکه‌های اجتماعی پخش کردند و مانند قضیه اسیدپاشی روی آن مانور دادند. این خون‌ها پای چه کسی است؟


هاشمی هم نتوانست موسوی و کروبی را برای همکاری با شورای نگهبان راضی کند

*هرکس خطا کرده وبه فتنه دامن زده باشد قابل دفاع نیست وبایدبازخواست شود بنده از اولین منتقدین به ادبیات آقای احمدی‌نژاد در ایام انتخابات 88 بودم . اما به هر حال اگر درانتخابات مشکل قانونی و تخلف و تقلب بود باید از مسیر قانون حل می‌شد، بنده به آقای جنتی گفتم «اگر در حدی تقلب یا تخلف شده باشد که لازم باشد انتخابات ابطال شود باید انتخابات را ابطال کنیم» که آقای جنتی هم خالصانه این موضوع را تأیید کرد اما آنها برای اعتراض خود نیامدند و همراهی هم نکردند و اگر آن 300 صندوقی که مدعی تقلب بودند به طور کامل ثابت هم می‌شد نهایتا 300 هزار رأی بود و به ابطال منجر نمی‌شد. ضمن اینکه این مسئله مستند نبود و آنها دنبال همین هم نیامدند. از این رو این لجاجت، سرسختی و تقابل باقانون وبیانیه های تحریک آمیزآقایان بود که دشمن ذیل آن جنایت کرد،پس خیانت سران فتنه در داخل بود که سبب جنایت دشمن شد واین یعنی سبب اقوی ازمباشر و یعنی همه خسارتهای مادی ومعنوی خونهای ریخته شده در درجه اول به گردن سبب است . به علاوه ازدشمن انتظاری جز دشمنی وجنایت نیست اماخیانت مدعیان خدمت به مردم ومدعیان خط امام به امام ومیراث امام وشهدا گناهی بس بزرگتر است.

* در ارتباط با رویکرد امام نسبت به نهضت آزادی کافیست شما نامه امام به وزیر کشور وقت را ملاحظه کنید؛ ابراهیم یزدی در اینکه این نامه دستخط حضرت امام است تشکیک کرد و مدعی شد که این دستخط حاج احمد آقاست؛ از این رو حاج احمد آقا از ابراهیم یزدی شکایت کرد و او دردادگاه محکوم شد.کسانی که در نامه امام خطاب به نهضت آزادی تشکیک می‌کنند از خودشان هستند، البته وارثان امام و دفتر امام باید از خط و میراث امام دفاع کنند .

امام با فتنه‌‌گران مماشات نمی‌کردند

*موسوی و کروبی باید از نظام تشکر کنند چون اگر در حصر نبودند قطعا توسط دشمنان انقلاب و دستگاه‌‌های جاسوسی بیگانه ترور می‌شدند تا این موضوع را گردن نظام بیندازند و فتنه‌ای جدید را آغاز کنند و این کاملا روشن است که آنها را می‌کشتند به همان سادگی که ندا آقاسلطان را به قتل رساندند اما در اینجا قضیه تحریک آمیزتر بود.حرف دیگری که آنها می‌زنند این است که این افراد باید محاکمه شوند و بر اساس محاکمه کار شکل بگیرد، البته جواب آنها نیز گفته شده؛ که اگر این آقایان محاکمه شوند، ممکن نیست نتیجه محاکمه اصحاب فتنه را خشنود کند.
*همه کسانی که شهادتشان درارتباط بافتنه احرازشد، تحت پوشش قرار گرفتند.


ادعای حذف شعار مرگ بر آمریکا با بیّنات امام همخوانی ندارد

* حضرت امام شعار مرگ بر آمریکا را پایه ‌گذاری کردند و تا آخر هم ایستادند. از این رو نفی آن نیاز به دلیل دارد، بلاتشبیه درحدیث آمده است وقتی که روایاتی از ائمه نقل می‌شود باید آن را با قرآن محک زد که اگر همسو بود پذیرفته می شود و اگر نه می‌‌گویند آن را به دیوار بزنید؛ خط امام نیز یکسری بیّنات دارند لذا نقل قول‌هایی که از امام می‌شود را باید به بیّنات ایشان ارجاع داد و اگر مخالف بود باید آن را به سینه دیوار زد.

*امام قانون‌گرا ترین فرد بود و این صحبت‌‌ها نوعی مغالطه است. آیا انقلابی‌ گری به معنای بی‌ قانونی است؟ امام فرمود انقلاب ما از نشانه‌های ظهور حضرت ولی عصر(عج) است؛یعنی جنبه انقلابی آن تا انقلاب جهانی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ادامه و گسترش خواهد یافت اما آنجا که نظم و نظامی باشد به خصوص آنگاه که قوانینی مبتنی برموازین شرعی شکل می گیرد، امام و کلا ولی فقیه ملتزم ترین آحاد جامعه به قانون است، همان طور که وقتی فتوا می دهد اولین کسی است که به فتوای خودش عمل می کند.اما اسلام‌‌ شناسی و امام شناسی این آقایان هم مثل به قول امام، اسلام شناسی «کارتر» است.

 

/212 212

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.