۰
با ارزیابی مواضع حماس در قبال آخرین تحولات فلسطین و منطقه؛

مشعل: مقاومت فلسطین مایه فخر جهان عرب و اسلام است/جهان باید فریاد خشم امت اسلام را بشنود

  • ۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حماس

رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» در مورد انجام هر گونه اقدامی که به مقاومت در مسیر مبارزه‌اش علیه شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیستی، وحشی گری‌های این رژیم و طرح‌های اشغالگران برای یهودی سازی قدس و هتک حرمت اماکن مقدس اسلامی لطمه بزند، هشدار داد و آن را یک اشتباه در حق میهن برشمرد و تاکید کرد که اشغالگران تاکتیک‌هایی خاص را در قبال مسجد الاقصی پیش گرفته اند تا با کمترین واکنش از سوی فلسطینیان، عرب‌ها و مسلمانان طرح‌های خود را به نتیجه برسانند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» در گفتگویی مفصل با روزنامه «الشرق» چاپ قطر خاطرنشان ساخت که وقت آن رسیده است تا جامعه جهانی فریاد خشم امت اسلامی را بشنود، فریادی که حد و مرز نمی‌شناسد و هدف آن، یاری مسجد الاقصی است.

وی با تاکید بر آنکه هدف گرفتن اماکن مقدس اسلامی توجیهی کافی برای موجودیت مقاومت است، خاطرنشان ساخت که مقابله با طرح‌های یهودی سازی با مقاومت و نیز سوق دادن مردم به سمت انقلاب علیه صهیونیست‌ها امکان پذیر است.

این رهبر فلسطینی در ادامه از امت اسلامی و عربی به ویژه کشورهای مصر، اردن، عربستان سعودی و مراکش خواست تا به حکم موقعیت ویژه ای که از آن بهره مند هستند، به مسئولیت خویش در قبال مسجد الاقصی جامه عمل بپوشانند.

رئیس دفتر سیاسی حماس با اشاره به اینکه آزادسازی مسجد الاقصی تنها مسئولیت فلسطینیان نیست بلکه تمام عرب‌ها و مسلمانان در این زمینه مسئولیت دارند، از دولت وفاق ملی خواست تا با سرعت بخشیدن به روند ایجاد سرپناه، بازسازی نوار غزه، درمان زخمی‌ها، رفع محاصره و گشودن کامل گذرگاه‌ها به وظیفه ای که در قبال غزه و رفع آثار جنگ دارد، عمل کند.

رهبر حماس هشدار داد که نباید به دشمن اجازه دخالت و تصمیم گیری در مورد بازسازی نوار غزه و تعیین ساز و کار مربوط به این موضوع داده شود.

وی در توصیف عملکرد دولت وفاق ملی در موضوع غزه، آن را کند بر شمرد و از این دولت خواست تا در قبال نوار غزه و کرانه باختری رفتاری مشابه و یکسان داشته باشد.

مشعل در توصیف عملکرد تشکیلات خودگردان در موضوع پیگیری جرائم دشمن صهیونیستی و همچنین پیوستن به اساسنامه رم را یک تعلل غیرقابل توجیه خواند و خواستار تشکیل جلسه چارچوب رهبری موقت سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در سریع‌ترین وقت ممکن شد و تاکید کرد که این موضوع می‌تواند باعث مشارکت همگانی در اداره امور فلسطین و اتخاذ تصمیمات سیاسی تاثیرگذار باشد.

وی ابراز داشت که جنگ اخیر علیه غزه وحدت و انسجام ملی فلسطینیان را ثابت کرد و آنچه حماس، گردان‌های قسام و مقاومت انجام دادند جایگاه حماس در وجدان ملت فلسطین، جهان اسلام و عرب به عنوان یک الگوی افتخار آمیز در مقابله با یک دشمن ددمنش را به ثبت رساند.

این چهره، همچنین در گفتگوی خود به حادثه انفجار در بخش مصری رفح و اقدامات ناشی از آن اشاره کرد و با تاکید بر اینکه اقدامات انجام گرفته مربوط به مصر است و حماس در آن دخالت نمی‌کند، نسبت به هر گونه تلاش برای گل آلود کردن رابطه این جنبش با کشورهای عربی به ویژه مصر هشدار داد و گفت که متهم کردن حماس به دست داشتن در انفجارهای بخش مصری رفح بی اساس می‌باشد و هیچ سند و مدرکی در این باره وجود ندارد و نسبت دادن اتهام مشارکت در حوادث رفح یک اقدام غیرمنطقی است.

وی همچنین از آمادگی حماس برای همکاری و مشارکت در هر گونه تحقیقی که قاهره درباره حوادث روی داده در بخش مصری رفح انجام می‌دهد، خبر داد و ابراز داشت که مصر این حق را دارد که امنیت خود را حفظ کند؛ ولی اتخاذ برخی تدابیر در همسایگی نوار غزه خارج از چارچوب مسئولیت‌های ملی نظام مصر است.

متن کامل این گفتگو از نظر خوانندگان محترم می‌گذرد:

س: بگذارید بحث را با بستن مسجد الاقصی شروع کنیم. برای اولین بار مسجد الاقصی توسط دشمن صهیونیستی بسته شد و با وجود سنگین بودن این جرم، هیچ واکنشی همسطح با این ماجرا را از سوی طرف‌های عربی، اسلامی یا فلسطینی ندیدیم. در آغاز بفرمایید نظر شما درباره این اقدام که در واقع آغاز یک مرحله جدید در وضعیت قدس و سرنوشت این شهر می‌باشد، چیست؟ ارزیابی تان از واکنش کشورهای عربی در قبال این موضوع چیست؟

ج: دشمن صهیونیستی در اجرای برنامه جنایتکارانه خود برای یهودی سازی قدس و مسجد الاقصی چندین تاکتیک را پیش می‌گیرد تا به این ترتیب بتواند با کمترین واکنش از سوی فلسطینیان، جهان عرب و کشورهای اسلامی، آنچه را که می‌خواهد به انجام برساند. تاکتیک نخست، حرکت مرحله به مرحله و وارد آوردن ضربات مستمر و مکرر است تا به این ترتیب بتواند واکنش‌های جهان عرب، کشورهای اسلامی و جامعه بین‌الملل را تحت کنترل خود بگیرد (تا مبادا از کنترل خارج شود).

تاکتیک دوم، سوء استفاده از بحران‌های موجود در منطقه و معطوف کردن توجه رسانه‌ها و سیاستمداران منطقه ای و بین‌المللی به این بحران‌ها است. تاکتیک سوم، استفاده از ضعف گزینه‌های تحت اختیار حکومت رسمی فلسطین (تشکیلات خودگردان) است و علاوه بر آن، از تاثیر برگه‌های قدرت تشکیلات خودگردان کاسته شده و مقاومت نیز حضوری در کرانه باختری ندارد. در سایه این تاکتیک‌ها، دشمن برای سرعت بخشیدن به برنامه‌های خود برای یهودی سازی قدس، تغییر بافت جمعیتی این شهر، دگرگون ساختن هویت تاریخی آن و واداشتن ساکنان این شهر به مهاجرت می‌کوشد و می‌خواهد طرح خود در خصوص هدف قرار دادن مسجد الاقصی، زیر پا گذاشتن حرمت آن و تقسیم زمانی و مکانی اش را به اجرا برساند تا از این رهگذر، مقدمات لازم را برای ویران کردن مسجد الاقصی و ایجاد معبد کذایی شان فراهم آورند. اقدام اخیر صهیونیست‌ها در بستن مسجد الاقصی به روی مسلمان یک اقدام خطرناک و بی سابقه بوده و تمامی این مسائل، ما را وا می‌دارد تا بگوییم: مسجد الاقصی دیگر با خطر رو به رو نیست؛ بلکه در قلب خطر قرار دارد. ما معتقدیم که پاسخگویی به جرائم و طرح‌های دشمن صهیونیستی در مورد قدس و مسجد الاقصی اساسا با تکیه بر دو گزینه امکان پذیر است. گزینه اول، مقاومت و سوق دادن ملت به سمت انقلاب علیه اشغالگران است زیرا این کار، دشمن را از اقداماتش باز می‌دارد؛ البته این تنها مسئولیت حماس نیست؛ بلکه تمامی گروه‌ها و رهبران فلسطینی در این عرصه مسئولیت دارند. تمامی مسئولان فلسطینی باید به وظیفه ملی، سیاسی و تاریخی خود در قبال مسجد الاقصی جامه عمل بپوشانند. خطراتی عظیم و بی سابقه این مکان مقدس را تهدید می‌کند. درباره گزینه دوم باید گفت که از تمامی دولت‌ها و ملت‌های عربی و اسلامی، جنبش‌ها، رهبران، اندیشمندان، گروه‌ها، علما، نویسندگان، تمامی مسلمانان و مسیحیان و همه کسانی که قدس و مسجد الاقصی برای شان اهمیت و ارزش دارد، انتظار می‌رود که به حمایت جدی از این شهر و مسجد بپردازند و فریاد خشم خود را به گوش جهانیان برسانند. باید این خشم فراتر از حد و مرزها باشد. این پیام ما (فلسطینیان) به امت اسلامی است.

س: ولی می‌گویند که ساکنان قدس و کرانه باختری آمادگی انقلاب علیه دشمن صهیونیستی را ندارند و از این رو، هر گونه بحث درباره انتفاضه سوم صرفا یک حرف است. نظر خود را در این رابطه بفرمایید.

ج: ملت فلسطین در طول 100 سال اخیر هیچ گاه دست از مبارزه، جهاد، مقاومت و فداکاری نکشیده است. در تمامی مراحل، قدس و مسجد الاقصی در قلب ملت ما جای داشته است، همان طور که امت اسلامی و عربی نیز چنین احساسی را نسبت به این شهر و این مسجد دارند. مشکل از ملت فلسطین و آمادگی اش برای انقلاب و مقاومت نیست، مشکل ضعف سیاست‌ها و گزینه‌های رسمی (تشکیلات خودگردان) است. مقاومت حق ملت فلسطین می‌باشد و هیچ جایی برای بحث در این رابطه وجود ندارد. صرف حضور اشغالگران در فلسطین توجیه ضرورت وجود مقاومت است. شهرک‌سازی‌ها، کشتار و بازداشت روزمره شهروندان فلسطینی توجیه ضرورت وجود مقاومت است. یهودی سازی قدس و هدف قرار دادن مسجد الاقصی توجیه ضرورت وجود مقاومت است. به این ترتیب، هیچ احدی اجازه ندارد که حق ملت فلسطین برای مقاومت در برابر صهیونیست‌ها را مصادره کند و هر گونه اقدام یا تلاش برای سلب کردن این حق از ملت فلسطین، تعقیب مقاومت و خلع سلاح آن، آرام سازی اوضاع قدس برای اشغالگران و جلوگیری از انفجار بمب خشم مردم در برابر صهیونیست‌ها آن هم در سایه تداوم روند یهودی سازی قدس و حمله به مسجد الاقصی یک اشتباه ملی است و البته به جایی نیز نمی‌رسد؛ زیرا با نظر فلسطینیان خشمگین، انقلابی و حامی قدس و مسجد الاقصی همخوانی ندارد.

س: آیا پیش‌بینی می‌کنید که انتفاضه سوم روی دهد؟

ج: بخشی از این آتش در زیر خاکستر و بخشی دیگر در بالای آن است. هر چقدر هم مانع در این مسیر وجود داشته و هر چقدر هم برای سرکوب آن تلاش صورت گیرد؛ ولی به اذن الهی این دسیسه‌ها به نتیجه نخواهد رسید و آتشفشان خشم ملت فلسطین در برابر اشغالگران خواهد خروشید. در روابط میان فلسطینیان، حفظ آرامش امری مطلوب است؛ ولی در مقابل اشغالگران که اقدام به شهرک‌سازی، کشتار، یهودی سازی و زیر پا گذاشتن حرمت مسجد الاقصی و اماکن مقدس اسلامی مبادرت می‌ورزند، دیگر جایی برای آرامش نیست بلکه باید تمامی ابزارها به سمت مقاومت و مبارزه پیش رفت.

س: ولی توافقی که با دولت وفاق ملی کرده اید و نیز توافق نامه آتش‌بسی که اخیرا با «اسرائیل» به امضا رسانده اید، از فضای تحت اختیارتان برای مقاومت کاسته است. شما به گونه ای درباره مقاومت صحبت می‌کنید که گویی بستر برای این امر باز است.

ج: بنده به این نکته واقفم که حجم چالش‌های فرا روی مقاومت فراوان است؛ زیرا مقاومت خطری برای موجودیت اشغالگران است و متاسفانه این امر به مذاق برخی عرب‌ها و فلسطینیان خوش نمی‌آید و با برنامه و دیدگاه آنان همخوانی ندارد؛ ولی ملت فلسطین در طول تاریخ موانع را پشت سر گذارده و بر آنان مستولی گشته است. بله! این موانع شاید استارت مقاومت را به تاخیر بیندازد و فاصله میان هر بار ظهور آن را زیاد کند؛ ولی نمی‌تواند باعث لغو کامل آن گردد. به هر حال، مقاومت ملت‌ها مانند موج‌های پشت سر هم است و با خود جزر و مد دارد؛ ولی ملت فلسطین به یاری حق می‌تواند بر موانع موجود چیره شود و در عین حال، بر برقراری وحدت ملی و ساماندهی اوضاع داخلی نیز تاکید دارد. هیچ تعارضی میان مقاومت و تحقق آشتی و وحدت ملی وجود ندارد. برقراری این آشتی هرگز به قیمت حذف مقاومت نبوده و نیست؛ زیرا مقاومت گزینه ملت ما در مقابله با اشغالگران است. در خصوص آتش‌بس اخیر در غزه باید خدمت‌تان عرض کنم که این آتش‌بس بخشی از طبیعت مقابله با اشغالگران است؛ زیرا برخی مواقع، این مقابله آرام و برخی مواقع شدید است؛ ولی در هر حال، این آتش‌بس در چارچوب برنامه‌های مستمر مقاومت انجام می‌پذیرد تا اینکه اشغالگری به پایان برسد و تجاوزات دشمن متوقف گردد. فرصت را مناسب می‌دانم و به ملت عزیزمان در قدس درود می‌فرستم، مردم عزیزی که دختران، پسران، کودکان و سالمندان شان خط مقدم دفاع از قدس و مسجد الاقصی و تمامی اماکن مقدس مسیحی و اسلامی هستند. از همین جا، به عزیزان مان در اراضی اشغالی 48 که سال‌ها مسئله مسجد الاقصی و قدس دغدغه اصلی و محور مبارزات روزمره‌شان بوده است، درود می‌فرستم. آنها به همراه عزیزانمان در قدس خط مقدم دفاع از مسجد الاقصی هستند.

س: کار سر و سامان دادن به اوضاع داخلی به کجا رسیده است؟

ج: مهم و اصل، وجود وحدت در فلسطین است؛ ولی همان‌طور که می‌دانید، سال‌ها است که به خاطر دخالت‌های خارجی از یک سو و مخالفت عملی با نتایج انتخابات سال 2006 از سوی دیگر شکاف بر جامعه مستولی شده است؛ ولی پافشاری ملت فلسطین منجر به آغاز روند آشتی گردید. بلکه! مشکلات و موانعی در این مسیر وجود دارد که ما به یاری حق آنها را پشت‌سر می‌گذاریم. این مسئولیت مشترک همه است که موضوع اجرای مفاد تمامی پرونده‌های آشتی ملی را پیگیری کنند؛ البته با روحیه‌ای وحدت بخش و قائل به مشارکت ملی.

س: اما چگونه این احساس مشارکت ملی و اتحاد عینیت خواهد یافت؟

ج: خدمت‌تان عرض کردم که موانع و مشکلاتی در این مسیر وجود دارد و همان طور که می‌دانید در مورد تشکیل دولت وفاق ملی توافق صورت گرفت و این دولت عملا تشکیل شد. بماند که حمله اخیر اشغالگران به نوار غزه ما را از تکمیل بقیه پرونده‌های آشتی ملی بازداشت و عملکرد دولت نیز با کندی در انجام وظایف و عدم انجام برخی مسئولیت‌ها همراه است. ما از دولت وفاق ملی می‌خواهیم تا به شکلی کامل و برابر به مسئولیتی که در قبال کرانه باختری و نوار غزه دارد، جامه عمل بپوشاند. ملت ما در نوار غزه همچنان عدم حضور (کمرنگ بودن نقش) این دولت را احساس می‌کنند و اعتقاد دارند که دولت، کاری برای رفع دغدغه‌های مختلف و گوناگون شان انجام نداده است. به هر حال، تجاوز اخیر اشغالگران به نوار غزه و ویرانگری‌ها، آوارگی‌ها و کشتارهایی که با خود به دنبال داشت، می‌طلبد که دولت برای ایجاد سرپناه، امدادرسانی، بازسازی نوار غزه، درمان زخمی‌ها، رفع محاصره، گشودن کامل گذرگاه‌ها و تامین نیازهای هموطنان مان در نوار غزه و تحقق خواسته‌های‌شان گام بردارد.

س: ولی در طرف مقابل، کسانی هم هستند که جنبش حماس را به ناکام گذاردن آشتی ملی متهم می‌کنند.

ج: خیلی آسان است که یکی از طرف‌ها، دیگران را متهم کند؛ ولی در هر حال، همه می‌دانند که حماس تلاش‌های بسیاری را برای تحقق گام‌های مربوط به آشتی ملی و تشکیل دولت وفاق ملی صورت داده است و از این رو، این اتهامات فاقد اعتبار است و به همین خاطر، ما هیچ توجهی به آن نمی‌کنیم؛ ولی با این وجود می‌گوییم: تحقق آشتی ملی یک مسئولیت ملی است که مشارکت همه را می‌طلبد. همه در این باب مسئول می‌باشند. چیزی که در حال حاضر انتظار می‌رود، آن است که اجرای بقیه گام‌ها و مسائل مورد توافق در آشتی ملی مورد پیگیری قرار گیرد که از آن جمله می‌توان به برگزاری جلسه فوری مجلس قانونگذاری فلسطین اشاره کرد. بر اساس توافق، قرار بود که این جلسه بعد از گذشت یک ماه از تشکیل دولت وفاق ملی برگزار شود. برقراری آزادی‌های عمومی در کرانه باختری و نوار غزه، تحقق آشتی اجتماعی، بسترسازی برای اجرای انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان و مجلس قانونگذاری و شورای ملی فلسطین، تعیین زمان برگزاری انتخابات، تسریع در برگزاری نشست کادر رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین برای تحقق بخشیدن به اصل مشارکت در مدیریت تصمیم گیری‌های سیاسی از دیگر پرونده‌های مورد توافق بود. حرکت در چارچوب یک راهبرد مبارزاتی مشترک در سطح ملی برای مقابله با اشغالگران صهیونیست نیز در چارچوب همین مسائل مورد توافق جای می‌گرفت.

س: برخی‌ها معتقدند که توافق نامه آشتی به امضا رسیده میان شما و تشکیلات خودگردان مانع از پیشبرد برنامه‌های نظامی تان و محدود کردن آن می‌شود تا جایی که حماس پس از آن، دیگر توان مقاومت مسلحانه و نظامی را نخواهد داشت؟

ج: از نظر اصولی، در هر گونه توافقی که برای تحقق آشتی داخلی و تقویت وحدت و همبستگی ملی صورت می‌گیرد هرگز به مقاومت، لطمه ای وارد نخواهد آمد. ملت ما یک ملت تحت اشغال است و از این رو، مقاومت حق بدیهی و وظیفه طبیعی آحاد مردم و گروه‌ها به شمار می‌رود و نباید هیچ بحث و مناقشه‌ای در مورد این حق صورت گیرد و هر گونه اقدام برای دور کردن مقاومت از راهبرد مبارزاتی اش، عملا منجر به تثبیت اشغالگری و شهرک‌سازی‌های رژیم عبری می‌شود. در سال‌های اخیر که شاهد شکست مکرر مذاکرات و تاریک بودن افق حل سیاسی مسئله فلسطین بودیم، این نکته ثابت شد که به جز مقاومت، عامل دیگری نمی‌تواند اشغالگران را از برنامه‌های شان بازدارد و مانع از اجرای طرح‌های شان گردد و آنها را مجبور به تغییر رفتارشان نماید. ما در عمل و از زمان آغاز گفتگوهای ملی فلسطین در سال 2003 (قاهره)، در تمامی توافق نامه‌های مان بر گزینه مقاومت تاکید نمودیم. سند وفاق ملی که در سال 2006 به امضای ما و دیگر گروه‌های فلسطینی رسیده و به عنوان مرجع در برنامه‌های سیاسی فلسطین به شمار می‌رود، به صراحت بر ضرورت اتخاذ راهبرد مقاومت تاکید دارد.

س: آنچه که رسما اعلام شده است، حکایت از وجود اختلاف میان دو برنامه و پروژه مختلف دارد. برنامه اول که محمود عباس سکاندار آن است و برنامه دیگری که حماس رهبری آن را برعهده دارد. اولی در تلاش برای همکاری امنیتی با «اسرائیل» می‌باشد و دومی راه مقاومت در برابر «اسرائیل» را پی گرفته است. با این وجود، باز هم شما می‌گویید که نوعی ساماندهی در روابط داخلی وجود دارد. چگونه اجرای این ساماندهی امکان‌پذیر است، آن هم با این اصول متناقض؟

ج: در عمل و در مدیریت روابط داخلی مان در ماجرای پرونده آشتی تنها دو گزینه پیش‌رو داریم. اولی، مراجعه به توافق نامه‌ها و اسناد به امضا رسیده است که نمونه آن را خدمت‌تان عرض کردم و به طور ویژه، می‌توان به سند وفاق ملی اشاره داشت. گزینه اول اقتضا می‌کند که به مفاد این توافق نامه‌ها پایبند باشیم و براساس آن رفتار کنیم و منطق مشارکت ملی را پیش بگیریم که البته پایبندی به این گزینه، بهتر و یک رفتار کاملا طبیعی می‌باشد که مطمئنا منافع ملی فلسطین را تحقق می‌بخشد و این همان چیزی است که ما در جنبش حماس به آن باور داریم و همه را نیز به پذیرش آن دعوت می‌کنیم. گزینه دوم آن است که هر کدام از ما بر اساس راهبردی عمل کند که به آن باور دارد که البته این راه حل نیست. ما این گزینه را آزموده‌ایم و دیدیم که در صورت تعارض برنامه‌های سیاسی و میدانی، چطور توان و انرژی فلسطینیان هدر می‌رود و اختلافات و درگیری‌های تاسف بار ناشی از این تعارض برنامه‌ها چه تاثیری بر عملکرد ملی ما و وزن مبارزاتی مان در مقابله با دشمن مشترک یعنی اشغالگران صهیونیستی دارد.

س: تا این لحظه، عملا دو ماهی از پایان تجاوزات دشمن صهیونیستی به نوار غزه و توافق نامه آتش‌بس به امضا رسیده در قاهره گذشته است؛ ولی وضعیت کما کان مشابه شرایط پیش از جنگ است. نظر خود در این خصوص را بفرمایید؟

ج: بی تردید، عواملی مختلف و طرف‌هایی متعدد بوده اند که اجازه نداده اند تا پیروزی نظامی و عملکرد مبتکرانه و شگفت انگیز مقاومت در مقابله با تجاوزات اخیر دشمن صهیونیستی نتیجه خود را در آن سطح مطلوب نشان دهد و باعث رقم خوردن دستاوردهای سیاسی، تحقق خواسته‌های ملی و برقراری آشتی ملی گردد. ما و هموطنان فلسطینی مان مصمم بر اجرای تمامی خواسته‌های این ملت هستیم از رفع محاصره و بازگشایی گذرگاه‌ها گرفته تا ایجاد سرپناه و بازسازی ویرانه‌هایی که اشغالگران در جنگ غزه بر جای گذاردند. همه ما باید با اتحاد و همبستگی، به مسئولیت خود در خصوص مقابله با تهدیدات، چالش‌ها و موانع پیش رو جامه عمل بپوشانیم تا به امید خدا، از این طریق بتوانیم خواسته‌های ملی مان را محقق سازیم و حق خود در خصوص داشتن بندر، فرودگاه و هر چیزی را که باعث رهایی ملت فلسطین در نوار غزه از چنگال محاصره و مجازات‌های جمعی گردد، بستانیم تا از یک شرایط طبیعی در زمینه زندگی، رفت و آمد و سفر آزادانه برخوردار شوند.

س: ولی تا این لحظه گذرگاه‌ها بسته و محاصره اعمال می‌شود. آیا حماس گزینه‌های دیگری برای اجرای موارد مندرج در توافق نامه آتش‌بس را دارد؟

ج: ما به خوبی از موانع و چالش‌ها با خبر هستیم؛ ولی برای گذر از این مشکلات و موانع و تحقق خواسته‌های ملت خویش مصمم هستیم و در این زمینه از هر گزینه ای استفاده می‌کنیم که در راس این گزینه‌ها مقاومت در سرتاسر اراضی اشغالی و شعله ور کردن آتش خشم ملت فلسطین علیه اشغالگران صهیونیستی است. من معتقدم که جنگ اخیر یک پیام روشن برای جهانیان داشت، پیامی مبتنی بر اینکه غزه نمی‌تواند تحت محاصره بماند؛ ولی برای رهاندن ملت فلسطین از چنگال اشغالگری، شهرک‌سازی، محاصره و گرفتن حقوق مشروع این ملت نیاز به مقاومت و مبارزه بیشتر و اراده، پافشاری و کسب دستاوردهای فزون تر داریم.

س: باید جلسات و نشست‌هایی با حضور شما و طرف میانجیگر امضای توافق نامه آتش‌بس در ماه گذشته انجام می‌گرفت؛ ولی خبر تعویق زمان آن اعلام شد. آیا این کار به معنای اخلال در توافق نامه است یا قرار دیگری با شما گذاشته شده است؟

ج: بله! قرار بود یک جلسه در اواخر ماه گذشته برگزار شود؛ ولی به خاطر آنچه اخیرا در منطقه سینا روی داد، موضوع به تعویق افتاد و تا الان هیچ تاریخ جایگزینی برای از سرگیری مذاکرات غیرمستقیم در قاهره تعیین نشده است. این مسئولیت مشترک تمامی فلسطینیان است که از طریق این دور از مذاکرات غیرمستقیم و نیز با توسل به ابزار اعمال فشار علیه اشغالگران، برای پیگیری خواسته‌های ملت وارد عمل شوند؛ ولی این مسئولیت برادران مصری نیز هست که به حکم موقعیت شان به عنوان میانجیگر و ناظر مذاکرات غیرمستقیم و انعقاد توافق نامه آتش‌بس، دشمن اشغالگر را تحت فشار قرار دهد.

س: ولی میانجیگر مصری از میزبانی مذاکرات عقب نشینی کرده است. این طور نیست؟

ج: نه! آنها به خاطر تحولات اخیر در سینا، مذاکرات را به تعویق انداخته‌اند.

س: در موضوع کنفرانس بازسازی غزه، شما ملاحظاتی را در مورد ساز و کارهای اجرای تصمیمات کنفرانس قاهره اعلام داشتید. چه توجیهی برای مخالفت خود با این ساز و کارها دارید به ویژه آنکه شما در حال حاضر نیاز به بازسازی نوار غزه دارید؟

ج: هدف مطلوب بازسازی خانه‌ها و محله‌های مسکونی، ساختن دوباره زیرساخت‌های ویران شده توسط دشمن و ایجاد سرپناه برای هموطنان عزیزی است که بهای سنگین این شرایط را با تخریب خانه‌ها و نابودی منافع شان از دست دادند. هر چیزی که مانع این بازسازی شود یا آن را به تعطیلی بکشاند، قابل قبول نیست و به همین خاطر، ما ملاحظات خود را در مورد سازوکارهای اعلام شده برای بازسازی نوار غزه اعلام داشتیم و بر مخالفت خود با هر ساز و کار یا محدودیتی که عملا باعث تبدیل روند بازسازی به یک فرآیند کند و غیرسودمند گردد و تناسبی با نیازهای اصلی ملت ما نداشته باشد، تاکید می‌کنیم. ضمنا ما نمی‌پذیریم که به دشمن صهیونیستی (یعنی مسئول تمامی این ویرانی‌ها) اجازه ابراز نظر در مورد عملیات بازسازی و ساز و کارهای مربوط به آن داده شود. ما هر گونه برخورد گزینشی یا تبعیض آمیزی را که باعث محرومیت هر کدام از هموطنان مان از حقش در مورد بازسازی ویرانه‌های بر جای مانده از اقدامات اشغالگران و تجاوزگری شان گردد، رد می‌کنیم؛ زیرا این حق آحاد ملت است و هیچ استثنایی وجود ندارد.

س: آیا شما به کنفرانس بازسازی نوار غزه و کمک‌های مادی که در آن جمع و به غزه منتقل می‌شود، امید زیادی را بسته‌اید؟

ج: کنفرانس بازسازی غزه که اخیرا در قاهره تشکیل شده، مسئولیت جامعه بین‌الملل بوده است؛ زیرا آنچه در غزه گذشت جنایتی زشت در حق بشریت و هولوکاستی بود که اشغالگران علیه ملت ما مرتکب شدند. دشمن صهیونیستی در قبال جرائمی که مرتکب شده، نیز مسئول است. جامعه بین‌الملل نیز در زمینه بازسازی نوار غزه، ایجاد سرپناه برای شهروندان فلسطینی و تسریع در پایان محاصره مسئول است. ما بازسازی نوار غزه را از جامعه بین‌الملل گدایی نمی‌کنیم؛ بلکه از آنها می‌خواهیم تا به مسئولیت سیاسی و اخلاقی خود در قبال ملت مورد تهاجم قرار گرفته ما جامه عمل بپوشانند و مقداری از اشتباهاتی که در حق مردم ما مرتکب شده است، جبران کنند. این جامعه بین‌الملل بود که در طول 51 روز هیچ کاری را برای متوقف کردن ماشین تخریب و ویرانگری رژیم عبری نکرد و حتی برخی کشورهای بزرگ مهمات و تجهیزات کشتار و ویرانگری بیشتر را در اختیار صهیونیست‌ها قرار دادند. ما به نوبه خود از هیچ تلاشی در این زمینه (بازسازی) فروگذار نخواهیم کرد و از تمام وسایل و ابزارهای تحت اختیارمان استفاده می‌کنیم. از آنجایی که بازسازی نوار غزه مسئولیت همه افراد است، بنده از طریق روزنامه موقرتان از تمامی طرف‌های دولتی و غیردولتی فلسطینی، عربی، اسلامی و بین‌المللی از جمله انجمن‌ها و سازمان‌های منطقه ای و بین‌المللی می‌خواهم تا هر کدام با توجه به موقعیت و امکانات خود برای بازسازی هر چه سریع‌تر نوار غزه وارد عمل شوند و با شتاب برای التیام زخم‌ها و آلام نوار غزه دست به کار شوند؛ زیرا انجام این کار حقی است که غزه به گردن همه ما دارد.

س: شما با چه ساز و کاری موافق هستید و چه ساز و کاری را در مسئله بازسازی نوار غزه رد می‌کنید به ویژه آنکه ساز و کار رد شده از سوی شما، در نهایت همان طرح سازمان ملل متحد بوده است؟

ج: جامعه جهانی باید بداند که بازسازی نوار غزه یک خواسته حزبی و گروهی نیست؛ زیرا آنهایی که خانه‌های شان را در جریان جنگ از دست داده اند گرایش‌های سیاسی مختلف و متفاوتی داشته اند. از این رو، انتظار می‌رود که خانه‌ها و املاک تمامی کسانی که در جریان جنگ غزه متضرر شده اند صرف نظر از گرایش حزبی و گروهی شان بازسازی شود و ما هم از هر گونه تلاش جدی برای تحقق این هدف استقبال می‌کنیم.

س: شاید بتوان گفت که وضعیت در سینا در حال حاضر نگران کننده است. برداشت شما از وضعیت کنونی حاکم بر سینا چیست؟

ج: بروز حوادث تاسف بار در سینا چیز جدیدی نیست و متاسفانه سال‌ها است که از این اتفاقات می‌افتد. این حوادث دل ما را به درد آورد، همان طور که هر حادثه دردناک دیگر در این کشور یا آن کشور دل انسان را به درد می‌آورد. خون و جان مصری‌ها برای ما عزیز است همان طور که خون و جان هر شهروند عرب، مسلمان و هر انسانی برای ما اهمیت دارد؛ ولی در حال حاضر، این یک موضوع داخلی مصری است که ما در آن دخالت نمی‌کنیم.

س: ولی شما را متهم کرده اند که حماس در قاچاق اسلحه و هدف گرفتن سربازان مصری که در منطقه سینا روی می‌دهد، دخالت دارد.

ج: این یک اتهام دروغ و بی پایه و اساس است و طرح این اتهام بدون ارائه هیچ سند و مدرکی و تنها در چارچوب اهدافی خاص صورت می‌پذیرد. این ظلم به حماس و اهالی غزه است. نمی‌توان قبول کرد و از نظر منطقی نیز این نکته قابل پذیرش نیست که منطقه ای کوچک مانند نوار غزه که مساحت آن از 360 کیلومتر مربع تجاوز نمی‌کند و سال‌ها با محاصره، گرسنگی، بسته بودن گذرگاه‌ها و حملات دشمن دست و پنجه نرم نموده و در مدتی کمتر از شش سال سه جنگ را تجربه کرده است، امنیت منطقه سینا را تهدید کند، منطقه ای که مساحت آن چندین برابر کل فلسطین است. نمی‌توان پذیرفت که هر حادثه ای در سینا روی می‌دهد، غزه به عنوان مسئول آن معرفی شود. از این رو، از تمامی مسئولان کشور دوست و برادر مصر درخواست می‌کنم که دست از طرح اتهام علیه غزه و حماس بردارند و اگر اطلاعات یا شواهد و قرائنی مشخص دارند، ما آماده همکاری برای تحقیق در این زمینه هستیم؛ ولی اینکه حماس و نوار غزه مسئول حوادثی شناخته شوند که هیچ ارتباطی با آنها ندارد، کار درستی نیست. من قاطعانه و با اطمینان کامل می‌گویم و پیش از این در هنگام بروز حوادث قبلی به برادران مصری اعلام کردیم که برای انجام تحقیقات مشترک در این خصوص آمادگی کامل داریم که این موضوع دلیلی بر جدیت، بی گناهی و تاکید ما بر حفظ امنیت ملی مصر است. ما همچنان نیز بر آمادگی خود تاکید می‌کنیم و بنده یقین دارم که برخی مسئولان مصری در اعماق وجود خود به این نکته اعتقاد دارند که حماس بری از این اتهامات است. در گذشته و وقتی طرف مصری خواستار مساعدت حماس برای تحقیق در حوادث مذکور شد، جنبش برای حفظ امنیت ملی مصر با آنها همکاری کرد و البته سازمان اطلاعات مصر و برخی مسئولان دستگاه‌های نظامی این کشور که شاهد همکاری ما بوده اند، در این باره شهادت می‌دهند تا جایی که برخی از آنها به مقامات مصری می‌گویند که برای خدمت به امنیت ملی مصر، همکاری و تقویت روابط با حماس یک ضرورت است.

س: آیا منظورتان همکاری‌های مربوط به دوره ریاست جمهوری مرسی است؟

ج: ما در تمامی دوره‌ها و با تمامی مسئولان مصری همکاری داشته ایم. چه در دوره حسنی مبارک و حاکمیت شورای نظامی و چه در دوره ریاست جمهوری محمد مرسی. ما در انجام هیچ گونه همکاری کوتاهی نکردیم.

س: آیا این همکاری‌ها بعد از محمد مرسی، رئیس جمهور مصر قطع شد؟

ج: قطع نشد. برخی ارتباطات محدود کما کان وجود دارد.

س: آنچه در سینا روی دارد چه از حیث ایجاد منطقه حائل و چه از حیث تخریب تونل‌های زیر زمینی باعث تغییر وضعیت اهالی غزه می‌شود. این طور نیست؟

ج: آنچه در سینا جریان دارد، از دو وجه برخوردار است. یک وجه آن مربوط به مسائل داخلی مصر است که ما هرگز در آن دخالت نمی‌کنیم و وجه دوم آن مربوط به نوار غزه است که تاثیر منفی بر آن دارد. ما معتقدیم انجام هر کار یا اتخاذ هر تدبیری در منطقه همجوار نوار غزه که باعث وخامت اوضاع ملت ما و شدت محاصره و رنج‌های ملت فلسطین گردد، خارج از چارچوب روابط برادری و مسئولیت قومی افراد است. این حق هر کشوری در دنیا است که امنیت خود را با ابزارهای لازم و مورد نیاز تامین نماید؛ ولی آنچه که در اینجا برای ما از اهمیت برخوردار می‌باشد، آن است که نوع ابزارهای انتخاب شده منجر به افزایش رنج‌های ملت ما شود آن هم در برهه کنونی که وقت پایان دادن کامل به محاصره نوار غزه فرا رسیده است. در همین چارچوب، امیدواریم که قاهره سریعا برای گشودن گذرگاه رفح میان مصر و فلسطین دست به کار شود و باید فعالیت در گذرگاه رفح مانند فعالیت در هر گونه گذرگاه بین‌المللی میان دو کشور همسایه باشد آن هم دو کشوری که با همدیگر دوست و برادر هستند و یکی از آنها همچنان گرفتار اشغالگری است و گذرگاه رفح تنها راه ارتباطش با جهان خارج است.

س: در حال حاضر، وضعیت کنونی گذرگاه رفح به چه صورت است؟

ج: گذرگاه رفح از زمان وقوع حوادث اخیر سینا بسته است. پیش از آن نیز، گذرگاه برای مدتی کوتاه باز می‌شد که پاسخگوی نیاز هموطنان مان در غزه نبود. از این رو، بنده دوباره خواستار بازگشایی آن هستم.

س: آیا به حکم روابط تاریخی تان با جماعت اخوان المسلمین، شما بخشی از بهای فاکتور بحران صورت گرفته میان نظام حاکم بر مصر و جماعت اخوان المسلمین را می‌پردازید به ویژه آنجا که بحث سینا مطرح می‌شود؟

ج: مجازات ما فلسطینیان با هر عنوان و با هر تفسیری صورت گیرد، قابل قبول نیست. حماس یک جنبش آزادیبخش ملی است و تنها جنگ ما با اشغالگران صهیونیست می‌باشد. از این رو، اصل در آن است که تمامی کشورهای اسلامی و عربی از ما حمایت کنند و ما فقط فشار مقابله با اشغالگران را تحمل کنیم نه هیچ چیز دیگر را. ما ریشه‌های فکری و تاریخی مشترک با اخوان‌المسلمین داریم؛ ولی ما یک جنبش با ساختار سازمانی مستقل هستیم که فعالیتش صرفا محدود به فلسطین و در چارچوب آرمان ملی اش است. ما فقط به مقابله با اشغالگران صهیونیست و تجاوزاتش می‌پردازیم و هرگز در امور اخوان المسلمین مصر و هیچ کشور دیگری در دنیا دخالت نمی‌کنیم و از این رو، نمی‌توان پذیرفت یک دولت یا حکومتی که با اخوان المسلمین یا هر گروه سیاسی دیگر در کشور خود مشکل دارد، آن را در موضعش نسبت به حماس و ملت فلسطین دخالت دهد. این حق دیگران است که با ما اختلاف نظر داشته باشند زیرا همه انسان هستیم؛ ولی هیچ کس در امت عربی و اسلامی این حق را ندارد که ما فلسطینیان را دشمن خود بر شمارد و علیه ما خصومت بورزد بدون آنکه ما در این میان گناهی کرده باشیم. ما جنبش مبارزی هستیم که از ملت خود دفاع می‌کند و نماینده امت عربی و اسلامی در مقابله با پروژه صهیونیسم است، پروژه ای که همه ما را تهدید می‌کند. ما باری بر روی دوش امت عربی و اسلامی نیستیم؛ بلکه مایه سرافرازی آن و پشتیبانی برای امنیت و منافع شان در مقابله با یک دشمن مشترک هستیم. همه ملت‌های مسلمان و عرب این نکته را درک می‌کنند که مقاومت فلسطین همان طور که در جریان جنگ اخیر غزه ظاهر شد، مایه فخر و مباهات جوامع عربی و اسلامی است.

س: ولی محمد مرسی، متهم به همکاری اطلاعاتی با شما است و از این رو، می‌توان گفت که در نظر مصر، شما مستقیما یک دشمن محسوب می‌شوید؟

ج: جنبش در همان زمان به این اتهام پاسخ داد و اگر ارتباط ما با زعما، روسای جمهور و مسئولان کشورهای مختلف باعث می‌شود تا در معرض اتهام به همکاری اطلاعاتی با ما شوند، پس بسیاری از رهبران و مسئولان امت عربی و اسلامی در معرض این اتهامات عجیب و غریب قرار خواهند گرفت.

س: وقتی برای امضای توافق نامه آتش‌بس راهی مصر شدید، آیا پیش‌بینی شما این بود که توافق نامه به اجرا می‌رسد (یا آنکه می‌دانستید) هدف طرف صهیونیستی صرفا برقراری آتش‌بس و تعلل در بقیه مسائل است؟

ج: در سال 2005، حماس و گروه‌های فلسطینی با آتش‌بس تقریبا یک ساله که تحت نظارت و با وساطت مصر بود، موافقت کردند. بعد از آن، برادران مصری در مقابل التزام و پایبندی رژیم اشغالگر قدس متولی نظارت بر تمامی آتش‌بس‌هایی از این نوع شدند که در سال 2012 و 2014 همین اتفاق افتاد. دشمن صهیونیستی در سایه پایداری مقاومت ملت فلسطین مجبور به امضای توافق نامه‌های آتش‌بس شد که به برخی از آنها متعهد ماند و برخی دیگر از آنها را نقض کرد. این هم یک نبرد میان ما و دشمن صهیونیستی است. ما امیدی به حرف‌های اشغالگران نداریم؛ بلکه بعد از خداوند متعال، تکیه به قدرت پایداری خویش و توان مان برای نبرد فرسایشی علیه دشمن و نیز اعمال مستمر فشار به اشغالگران داریم تا به روند محاصره و تجاوزات خود علیه نوار غزه خاتمه بخشند و در مقابل خواسته‌ها و حقوق ما که در راس آنها پایان اشغال فلسطین، قدس و اماکن مقدس اسلامی قرار دارد، سر تسلیم فرود آورند.

س: ولی نظام حاکم بر مصر متفاوت از نظام‌های قبلی است. برخی‌ها معتقدند که روابط شما با مصر بسیار محدود شده و با وجود آنکه مصر شما را محاصره کرده است، از محکوم نمودن مصر و اعلام اعتراض به آن اجتناب می‌ورزید.

ج: شکل برخورد و مقابله ما با دشمن اشغالگر یک چیز است و اینکه چگونه روابط مان با کشورهای عربی و اسلامی را مدیریت کنیم، یک چیز دیگر است. در واقع، این صحبت‌ها و حرف و حدیث‌ها باعث تحریک ما و تغییر در سیاست‌ها و حساب و کتاب‌های مان نمی‌شود. ما به عنوان رهبران فلسطینی برای خود عرف‌ها، سیاست‌ها و معادلاتی را در مدیریت مواضع خود و روابط مان با کشورهای عربی و اسلامی داریم و تفاوتی ندارد که ما با آن کشور توافق داشته باشیم یا نداشته باشیم. ما در تعامل با امت اسلامی و عربی عالی‌ترین میزان مسئولیت پذیری را نشان می‌دهیم و بر وحدت جهان عرب و اسلام تاکید داریم و نمی‌خواهیم میدان درگیری دیگری (غیر از میدان مقابله با صهیونیست‌ها در فلسطین) باز کنیم و حتی اگر برخی‌ها رفتاری قساوت بار نسبت به ما داشته باشند، باز هم به خاطر ملت و آرمان فلسطین و به خاطر منافع امت عربی و اسلامی آن را تحمل می‌کنیم. در ماجرای مقابله با دشمن صهیونیستی و مقاومت در برابر اشغالگران نیز باید بگویم که جهانیان از شجاعت و صلابت ما در این عرصه با خبر است.

س: اگر جلسات دیگر مربوط به مذاکرات آتش‌بس برگزار نشود، سرنوشت توافق نامه مربوطه چه خواهد شد؟ آیا شما همچنان به آنچه در نشست اول تان با مسئولان مصری گذشته است، پایبند خواهید ماند یا آنکه نظرتان تغییر خواهد کرد و شما توافقات اتخاذ شده در اولین نشست تان را لغو خواهید کرد؟

ج: ما هر راهی را که بتواند باعث تحقق مطالبات ملت فلسطین گردد، می‌آزماییم و موضوع مذاکرات غیرمستقیم آتش‌بس را پی خواهیم گرفت. این موضوع تنها مسئولیت ما نیست؛ بلکه یک مسئولیت مشترک ملی به شمار می‌رود به ویژه در سایه وضعیت کنونی که یک دولت وفاق ملی وجود دارد. ضمنا ما از دیگر گزینه‌ها و ابزارها نیز استفاده می‌کنیم؛ زیرا نبرد ما با اشغالگران تمام عیار و در تمامی بخش‌های سرزمین فلسطین است.

س: آیا ممکن است که حماس به صورت یک جانبه در مورد احداث بندر، فرودگاه و نیز دیگر گام‌ها تصمیم گیری کند؟

ج: حماس بخشی از جامعه فلسطین است و بر این نکته تاکید دارد که از طریق اتحاد و یکپارچگی ملی به منافع ملت و حقوقش جامه عمل بپوشاند.

س: در این وضعیت که حماس مسئولیت مدیریت نبرد با دشمن صهیونیستی را دارد، اگر دولت وفاق ملی کاری در خصوص بازگشایی گذرگاه‌ها و رفع محاصره انجام ندهد، این جنبش چه خواهد کرد؟

ج: بی تردید دولت وفاق ملی مسئولیت سنگینی را بر عهده دارد و از آنجایی که مسئولیت دو منطقه کرانه باختری و نوار غزه بر عهده این دولت است، باید تمام توان خود را جهت بازگشایی گذرگاه‌ها، پایان بخشیدن به محاصره نوار غزه، تسریع در روند ایجاد سرپناه، بازسازی و ایجاد بندر و فرودگاه را به کار گیرد. دولت باید به روند تحقق اهداف مذکور تسریع ببخشد به ویژه آنجا که بحث بر سر بازسازی نوار غزه می‌باشد. دولت وفاق ملی باید به مسئولیت خود در قبال اقشار مختلف ملت عمل کند. ما همچون گذشته بر همکاری با برادران مان در جنبش فتح و دیگر گروه‌ها برای اجرای طرح‌ها و پرونده‌های آشتی تاکید داریم. ما بر انجام فعالیت‌های مشترک و برداشتن گام‌های مشترک برای تحقق مطالبات، منافع و حقوق ملت خود تاکید داریم و بر داشتن یک رفتار مسئولانه در مقابله با مشکلات پافشاری می‌نماییم؛ ولی به هر حال، همه باید به مسئولیت خود و وظایف شان جامه عمل بپوشانند. ما از برادران مصری به حکم موقعیتی که به عنوان میانجیگر و ناظر آتش‌بس دارند نیز می‌خواهیم که اشغالگران عبری را برای انجام تعهدات شان تحت فشار قرار دهد.

س: ولی این ناظر و میانجیگر مصری، فلسطینی‌ها و حتی اعضای حماس را به دو دسته تقسیم می‌کند که برخی از آنها قابل قبول و برخی از آنها غیرقابل پذیرش هستند؟

ج: باور و دیدگاه نظام‌ها و دولت‌های عربی و اسلامی درباره گروه‌ها و احزاب فلسطینی، تغییری در مسئولیت آنها در قبال ملت فلسطین که یک ملت واحد است و چندین دهه تحت اشغال قرار دارد، ایجاد نمی‌کند. صرف نظر از دیدگاه و باوری که طرف‌های عربی یا غیرعربی به حماس دارند و آن دسته بندی ای را که از اعضا و رهبران آن ارائه می‌کنند؛ ولی اصول تعامل میان طرف‌های سیاسی تغییر ناپذیر و مبتنی بر تعامل با رهبران و چهره‌های برجسته هر کدام از طرف‌ها است. از این رو، همان طور که ما اعلام کردیم در امور داخلی دیگران مداخله نمی‌نماییم، هرگز نمی‌پذیریم کسی در امور داخلی ما مداخله نماید.

س: ولی تا این لحظه هیچ بخشی از توافق نامه آتش‌بس به اجرا نرسیده است؟

ج: همان طور که گفتم، این یک چالش برای فلسطینیان است که مقابله با این چالش تلاش مشترک همگانی را می‌طلبد.

س: بعد از حادثه انفجاری که اخیرا در بخش مصری رفح روی داد، می‌گویند که نوار غزه به سمت یک محاصره هولناک تر و شدیدتر از گذشته حرکت می‌کند.

ج: محاصره مستمری که از هشت سال پیش شروع شده و تا به امروز ادامه دارد، نه در گذشته باعث شکسته شدن اراده ما شد و به یاری حق، در آینده نیز باعث شکسته شدن بنای اراده ما نمی‌گردد. این محاصره باید پایان یابد. مسئولیت برادران عرب مان به ویژه مصری‌ها آن است که به ما در پایان بخشیدن به این محاصره، مقابله با فشارهای دشمن و تهدیدات آنها کمک کنند. ملت بزرگ فلسطین به یاری حق از سد این محاصره خواهد گذشت.

س: آیا شما در مورد اجرای توافق نامه آتش‌بس به امضا رسیده خوش بین هستید؟ یا بهتر بگویم، آیا شما نسبت به رفع محاصره نوار غزه خوشبین هستید؟

ج: بنده در مورد این حق و این موضوع حیاتی از منطق خوش بینی و بد بینی استفاده نمی‌کنم؛ چون بنده یک تماشاچی نیستم که صرفا به منویات دیگران و سیر حوادث اتکا کرده و کاری صورت ندهد. بنده یک رهبر فلسطینی هستم و به همراه دیگر رهبران فلسطینی برای انجام مسئولیت مشترک مان در ستاندن حقوق ملت فلسطین، رهاندن این ملت از چنگال اشغالگران و تحقق آزادی و استقلال حقیقی تلاش می‌کنیم و برای رفع محاصره و پایان دادن به رنج‌های ملت فلسطین می‌کوشیم و به امید حق، تمامی موانع پیش رو را بر خواهیم داشت.

س: یدیعوت آحارونوت اعلام کرده است که در پاکسازی نوار مرزی مصر با فلسطین و انجام عملیات علیه نیروهای مقاومت در غزه، نیروهای صهیونیستی با ارتش مصر همکاری می‌کند و دستگاه‌های امنیتی صهیونیستی حمایت‌های اطلاعاتی و لجستیکی لازم را از ارتش مصر در این زمینه به عمل می‌رسانند و اگر هم شرایط اقتضا کند، به صورت مستقیم در انجام عملیات مشارکت خواهد کرد. آیا معتقدید که این کار در حکم نقض توافق نامه آتش‌بس است؟

ج: ما اخبار و اطلاعات خود را از رسانه‌های صهیونیستی نمی‌گیریم. اگر برخی مسائل تنش زا وجود داشته باشد، مسئولان مصری مسئول توضیح در این رابطه هستند. به معادله اصلی و اساسی در این باره بر می‌گردم: ما یک دشمن داریم که همان رژیم صهیونیستی است. برای مقابله با این دشمن و سیاست‌ها و تجاوزگری‌های شان، ما قواعد و سیاست‌های مخصوص به خودمان را داریم. در خصوص رابطه مان با مصر و دیگر کشورها باید عرض کنم که این رابطه مبتنی بر قواعد و سیاست‌های دیگری است.

س: به موضوع مدیریت روابط با کشورهای عربی بپردازیم. بعد از جنگ غزه، برخی طرف‌ها و کشورهای عربی شما (فلسطینیان) را دسته بندی کردند و قصد ندارند با شما دیدار کنند. آیا حلقه بر حماس تنگ شده و روابطش با جهان عرب بعد از تجاوز اخیر دستخوش ضعف شده است؟

ج: منطقه امروز شاهد وضعیتی پیچیده و آکنده از نابسامانی‌ها، بی ثباتی‌ها و درگیری‌ها است. منطقه آبستن وضعیتی دشوار در روابط میان کشورهای عربی است به ویژه در سایه بحران‌ها و پرونده‌های حل ناشده ای که در سوریه، عراق، یمن، لیبی و دیگر کشورهای عربی قابل مشاهده است. متاسفانه اختلافات و تعارض گسترده ای در برنامه‌های کشورهای عربی وجود دارد و متاثر از عوامل منطقه ای و بین‌المللی است. از آنجایی که حماس به عنوان یک جنبش فلسطینی جزئی از جهان عرب است و در قلب آن قرار دارد مطمئنا تاثیر مثبت یا منفی از شرایط جهان عرب می‌پذیرد. درست است که تحت تاثیر شرایط نابسامان و مضطرب حاکم بر جهان عرب، روابط حماس با کشورهای عربی تحت تاثیر قرار گرفته و در ظاهر امر نیز چنین بر می‌آید که در سایه این شرایط، میزان روابط حماس با دیگر کشورهای عربی رو به کاهش است؛ ولی بنده با اطمینان کامل می‌گویم که ما وضعیت مثبتی در روابط دیپلماتیک خود با کشورهای عربی و اسلامی داریم که برخی از این روابط علنی و برخی دیگر غیرعلنی است که ما قصد صحبت کردن درباره آن را نداریم. صبر و تحمل ما در تعامل با امت عربی و اسلامی زیاد است و شرایط حاکم بر کشورهای مسلمان و عرب را درک می‌کنیم و هر شکل رابطه دیپلماتیک (پنهانی یا علنی) که متناسب با اوضاع شان باشد، برای ما قابل قبول است؛ ولی به هر حال، حماس به توانایی‌های خود و پروردگارش تکیه دارد و مطمئن است که این جنبش مورد اهتمام کشورهای مذکور است و این کشورها به صورت علنی و غیرعلنی و به شکلی رسمی و غیررسمی به ما کمک می‌کنند حتی اگر در ظاهر، وضعیت به شکل دیگری بنماید. در پی جنگ اخیر غزه و عملکرد برجسته ای که مقاومت از طریق راهنمایی رهبران و عملکرد شاخه نظامی خود نشان داد، پرده از جایگاه جنبش در وجدان و تفکر ملت‌های مسلمان و عرب برداشته شد و حتی این موضوع در میان نظام‌ها و دولت‌های مختلف نیز مشهود است.

س: ولی رفت و آمدهای خالد مشعل به پایتخت‌های عربی مطمئنا محدود شده است. این طور نیست؟

ج: این حرف درست است؛ ولی همان طور که گفتیم این موضوع متاثر از شرایط پیچیده کنونی است و کادر رهبری جنبش نیز این شرایط را درک می‌کند و نمی‌خواهد آنها (مسئولان کشورهای مختلف عربی) را در تنگنا قرار دهد؛ ولی تعداد طرف‌ها (نظام‌هایی) که بدون هیچ توجیهی، موضع منفی در قبال ما اتخاذ می‌کنند محدود است. از این رو و با توجه به این شرایط دشوار، ما رهبران جنبش بیش از پافشاری بر علنی شدن روابط مان با دولت‌های عربی، بر مضمون این روابط و تضمین تداوم حمایت‌های مختلف این کشورها تاکید داریم؛ زیرا علنی کردن این موضوع در این شرایط نابسامان و وضعیت پیچیده سیاسی جهان عرب، می‌تواند برای آنها مشکل زیادی ایجاد کند. ما «به دنبال انگور هستیم و قصد مقابله با تاکبان را نداریم.»

س: ولی ائتلاف‌های صهیونیستی آمریکایی موجود در منطقه، حماس را یک سازمان تروریستی بر می‌شمارند و برخی کشورهای عربی نیز حماس را در لیست تروریسم جای می‌دهند.

ج: در جهان عرب، کشوری نیست که حماس را در لیست تروریسم جای دهد. شاید برخی کشورهای عربی موضع منفی نسبت به حماس داشته باشند و بدون هیچ توجیهی ما را مورد هجمه قرار دهند؛ ولی هیچ کدام از آنها نام حماس را در لیست تروریسم قرار نمی‌دهند. عرب‌ها از صمیم قلب به این نکته اعتقاد دارند که حماس یک جنبش مبارز است. آنها به این نکته افتخار می‌کنند که حماس از عزت خود دفاع می‌کند. آنها بر این باورند که حماس به ویژه در جنگ اخیر خود علیه غزه باعث سربلندی تمامی عرب‌ها، مسلمانان و فلسطینیان شده است. حماس نیز از اینکه بخشی از امت عربی و اسلامی است، به خود می‌بالد و با وجود آگاهی نسبت به عیوب و نواقص فراوان امت اسلامی و عربی، باز هم به عقبه اسلامی و عربی خود افتخار می‌کند. نتانیاهو بارها کوشید تا در این شرایط که غرب و آمریکا مشغول جنگ علیه تروریسم هستند، آنها را فریب داده و علیه حماس تحریک کند؛ ولی دولت آمریکا و دیگر کشورهای غربی علی رغم اینکه نام حماس را در لیست تروریسم قرار داده‌اند و سیاست‌های جانبدارانه‌شان از رژیم عبری کاملا مشهود است؛ ولی فریب حرف‌های تحریک آمیز اخیر نتانیاهو علیه حماس را نخوردند تا جایی که در جریان جنگ اخیر غزه، آمریکایی‌ها مبادرت به انجام مذاکره با حماس کردند که البته این مذاکره به شکل غیرمستقیم و از طریق طرف‌های دیگر بود. حماس یک بازیگر اصلی در مسئله فلسطین است و علاقه یا تنفر طرف‌های مختلف نسبت به حماس و یا توافق یا اختلاف نظرشان با این جنبش هیچ تاثیری بر این امر ندارد. حماس نه تنها یک جنبش ملی گرای فلسطینی، بلکه محوری ترین گروه مبارز در فلسطین است. علاوه بر این، حماس بخشی از پارلمان و نظام سیاسی فلسطین را تشکیل می‌دهد. با وجود حرف‌های تحریک آمیز رژیم عبری و جانبداری آمریکایی‌ها، عرب‌ها این موضوع را درک می‌کنند.

س: ولی دوستان حماس در جهان امروز عبارتند از قطر (در جهان عرب) و ترکیه (در جهان اسلام و جامعه بین‌الملل). این در حالی است که هیچ قدرت دیگری علنا در کنار حماس نیست.

ج: همان طور که پیش از این نیز گفتم، همه واقعیت آن چیزی نیست که در ظاهر می‌بینیم. به نظر بنده این موضوع نیاز به توضیح بیشتر یا اشاره به اسامی کشورهایی مشخص ندارد. از سوی دیگر، حماس در وجدان جوامع عربی، اسلامی و انسانی مایه افتخار به شمار می‌رود؛ زیرا با وجود اختلال در موازنه قدرت، این جنبش قدرتی استثنائی را در مقابله با دشمن وحشی صهیونیست و تجاوزات این دشمن به نمایش گذاشت، دشمنی که قوی ترین ارتش منطقه را در اختیار دارد. در میان عرب‌ها و مسلمانان منصف و در نگاه بسیاری از ملت‌های جهان، حماس از یک جایگاه متمایز و مهم برخوردار است که البته پی بردن به این مطلب کار زیاد سختی نیست. حماس یک نمونه متفاوت از دیگر نمونه‌هایی (همچون داعش) است که نتانیاهو نام آنان را می‌برد و می‌خواهد نام حماس را نیز در کنار آنان بگذارد. اولا حماس یک جنبش مبارز است که از قدرت، صلابت، شجاعت و توان ابتکاری بالا در مقابله و رویارویی با دشمن برخوردار است. ثانیا، حماس دارای یک تفکر اعتدال گرا و به دور از تندروی، افراطی گری و انحراف است. ثالثا، حماس دارای یک تفکر باز سیاسی درخصوص ارتباط با طرف‌های فلسطینی، کشورهای عربی و اسلامی، منطقه و جامعه جهانی است. به لطف الهی، حماس یک الگوی متمایز را ارائه کرده و در تئوری و عمل و در گفتار و کردار، این الگو را پیاده کرده است. این حرف اصلا به معنای آن نیست که ما بی اشتباه هستیم و هیچ نقطه ضعفی نداریم. ما هم انسان هستیم؛ ولی از اشتباهات مان درس می‌گیریم و برای رفع نواقص و نقاط ضعف خود تلاش می‌کنیم و می‌کوشیم تا به امید حق، بر موانع موجود فائق بیاییم.

س: سوال را به شکل دیگری می‌پرسم: اخوان المسلمین امروز و در شماری از کشورهای عربی به عنوان یک سازمان تروریستی بر شمرده می‌شود و شما خواسته یا ناخواسته فرزند مشروع این سازمان هستید و نام تان در لیست سازمان‌های تروریستی قرار دارد حتی اگر کشورهای مختلف این موضوع را علنی نکنند؟

ج: اولا اگر با حساب و کتاب‌های ریاضی و مهندسی هم موضوع را بررسی کند، باز هم این یک نتیجه گیری اشتباه است؛ زیرا با وجود آنکه حماس دارای ریشه‌های فکری و تاریخی مشترک با اخوان است؛ ولی یک جنبش مستقل می‌باشد و وابستگی به هیچ سازمانی ندارد. حماس یک جنبش آزادیخواه ملی است که جنگش با اشغالگران قدس است و حوزه فعالیت مبارزاتی اش تنها منحصر به فلسطین و دفاع از آرمان ملی اش محدود می‌شود. ثانیا، هیچ کدام از کشورهای عربی، حماس را به عنوان جنبش تروریستی اعلام نکرده اند و از این رو، هیچ توجیهی برای این نتیجه‌گیری اشتباه وجود ندارد. اگر کسی هم مواضع (مخالف) پنهانی نسبت به ما داشته باشد، ما خود را در پاسخگویی به آن ملزم نمی‌دانیم.

س: حتی اخوان‌المسلمین در کشورهای مختلف هم یک صدا نیستند. برخی اعضای اخوان المسلمین در مراکش و تونس، سیاست‌های اخوانیون مصری را رد می‌کنند. تحلیل شما از این موضوع چیست؟

ج: این مسئله داخلی اخوان المسلمین است که ورود به آن هیچ فایده ای ندارد. ضمنا هر چیزی که در این خصوص گفته می‌شود، ضرورتا درست نیست.

س: اجازه بدهید که به سراغ موضوع رابطه‌تان با ایران برویم. بعد از بحرانی شدن روابط تان با این کشور در دوره بعد از حوادث سوریه که با خروج تان از این کشور عربی همراه گردید، آیا باز هم شواهد و قرائن جدیدی وجود دارد که نشانگر بهبود روابط تان با تهران باشد؟

ج: در موضعگیری نسبت به حوادث سوریه، اختلافاتی میان ما و مسئولان ایرانی پیش آمد. بی‌شک، این موضوع روابط ما را تحت تاثیر قرار داد؛ ولی این روابط همچنان پا بر جا است و ادامه دارد و تماس‌ها و ارتباط‌های‌مان مستمر و قطع نشده است. روابط ما با جمهوری اسلامی ایران تاریخی و طولانی است. ما هرگز حمایتی را که ایران از مقاومت به عمل آورد، فراموش نمی‌کنیم. رابطه ما با کشورها به معنای همسویی کامل مواضع ما با مواضع آنها نیست و این سیاستی است که حماس در تعاملش با همه کشورها دارد. حماس با کشورهای عربی و اسلامی و کشورهای مختلف در دنیا ارتباط دارد، ارتباطی که در راستای خدمت به آرمان فلسطین و نبرد با اشغالگران باشد. این ارتباط در چارچوب سیاست‌ها، قواعد و ضوابط مشخص شده توسط رهبران جنبش صورت می‌پذیرد. از سوی دیگر، حماس بخشی از امت اسلامی و عربی است و برای خود اصول و ارزش‌های اخلاقی خاصی دارد که در عین ارتباط با دیگران و تحقق منافع و نیازهایش، به آن اصول پشت نمی‌کند. حماس در مدیریت روابط خود دائم بر اساس منطق تامین منفعت عمل نمی‌کند؛ بلکه می‌کوشد تا بین تحقق منافع و حفظ اصول و ارزش‌ها پل ایجاد کند، موضوعی که باعث می‌شود تا این جنبش گاهی اوقات چیزهایی را از دست بدهد؛ ولی مهم تر از همه آن است که ما خودمان، وجدان مان، پایبندی مان به ارزش‌ها و اخلاق را از دست ندهیم و در عین حال بر سیاست همیشگی خود در خصوص عدم دخالت در امور دیگران پایبند باشیم.

س: چند ماه پیش شایعه شد که احتمالا سفری به ایران دارید؟

ج: تا به امروز بحثی در مورد زمان سفر بنده صورت نگرفته است.

س: ولی می‌گویند که یک محموله تسلیحاتی از ایران ارسال شده که از طریق سودان و منطقه سینا وارد نوار غزه شده است.

ج: همان طور که پیش از این گفتم ایران از ما حمایت مالی و تسلیحاتی کرده است؛ ولی بعد از اختلافاتی که در زمینه بحران سوریه پیدا کردیم، این حمایت تحت تاثیر قرار گرفت. اما اینکه ایران چگونه این حمایت را از ما می‌کرد، موضوعی است که در رسانه‌ها درباره آن صحبت نمی‌کنیم.

س: ولی در جریان جنگ اخیر اعلام شد که هیچ‌کدام از موشک‌های مورد استفاده در جنگ اخیر از خارج وارد نشده است به جز موشک گراد که تنها موشک وارداتی محسوب می‌شود.

ج: اجازه بدهید وارد جزئیات این موضوع نشویم.

س: آیا برنامه ای برای توسعه روابط تان با کشورهای عربی و حتی رابطه با سوریه ندارید؟

ج: در حال حاضر، موضوع ارتباط با سوریه در برنامه ما مطرح نیست. در خصوص روابط مان با کشورهای عربی و توسعه آن، باید خدمت تان عرض کنم که با توجه به راهبرد و استراتژی که در نبرد با اشغالگران داریم و با ایمان به این مطلب که مسئله فلسطین مسئله امت اسلامی و عربی است، ما بر داشتن روابطی قوی با عقبه عربی و اسلامی خود و نیز پیوند با جامعه انسانی پافشاری می‌ورزیم. آرمان ما یک آرمان عدالت خواهانه است و در ارتباط با محیط منطقه ای و بین‌المللی است. سرنوشت قدس، اماکن مقدس اسلامی و مسیحی برای همه مهم است. پروژه صهیونیسم نه تنها خطری برای عرب‌ها و مسلمانان، بلکه تهدیدی برای جامعه بشری است. تمامی اینها حماس را وا می‌دارد تا گزینه‌های ارتباطی خود را توسعه دهد و در عین حال، به ارزیابی روابط کنونی اش بپردازد به ویژه در سایه شرایط پیچیده، نابسامان و متغیری که در اطراف ما جریان دارد. حماس به دنبال آن است تا از این ارزیابی درس بگیرد.

س: در گذشته، روابط خوبی با حزب‌الله داشتید؛ روابط تان با حزب‌الله در برهه کنونی چگونه است؟

ج: همان طور که همه می‌دانند، روابط ما با حزب‌الله تاریخی و طولانی دارد. مقاومت در برابر اشغالگران نقطه تلاقی ما و حزب‌الله بود؛ ولی در موضعگیری نسبت به بحران سوریه، با هم اختلاف نظر پیدا کردیم. ما در جنبش حماس همیشه بر استفاده از تمام توان و پتانسیل امت اسلامی و عربی برای مقابله با صهیونیست‌هایی که سرزمین و اماکن مقدس اسلامی را اشغال کرده اند و تهدیدی برای تمامی مسلمانان و عرب‌ها هستند، تاکید داشته و داریم.

س: اگر داعش از شما بخواهد که راه را برایش باز کنید تا به مقابله با دشمن صهیونیستی بپردازد، پاسخ شما به این گروه چه خواهد بود؟

ج: بنده به سوال‌های فرضی پاسخ نمی‌دهم. ملت فلسطین در سرزمین خود حضور دارد و ده‌ها سال است که در کنار تمامی احزاب و گروه‌های مبارز به مقابله با اشغالگران می‌پردازد. ملت فلسطین یک ملت زنده و مبارز است و به امید حق می‌تواند از سرزمین و اماکن مقدس خود دفاع کند.

س: پس ملت فلسطین نیازی به نیروی نظامی ندارد و نیازش مربوط به حوزه سلاح است؟

ج: ملت فلسطین نیازمند سلاح، پول، حمایت سیاسی و دیپلماتیک، پشتیبانی رسانه‌ای و مردمی و حقوقی است. ملت فلسطین احتیاج به آن دارد که امت اسلامی و عربی در نبرد عدالت‌خواهانه‌اش علیه اشغالگران در کنارش باشند. مردم ما نیاز به حمایت تمامی آزادیخواهان جهان دارد.

س: گروهی در حجم و اندازه داعش ظهور می‌کند و کنترل مناطق گسترده ای از عراق و سوریه را در اختیار می‌گیرد و باعث جلب شدن تمامی توجه‌ها به سمت خود شده و تصور وجود یک دشمن جدید را در منطقه ایجاد می‌نماید؛ شما چه برداشتی از این حادثه می‌کنید؟

ج: ما عادت کرده‌ایم و یاد گرفته‌ایم که به ظاهر مسائل و رخدادها نگاه نکنیم تا اینکه مبادا فریب دشمن را بخوریم و در برنامه‌ها و جنگ‌های‌شان شریک شویم، جنگ‌هایی که آنها بر می‌افروزند تا به این ترتیب، امت عربی و اسلامی را مشغول نموده و ذهن آنان را با به راه انداختن جنگ در اینجا و آنجا، از توجه به دیگر مسائل باز دارند. بی‌شک، جهان عرب آبستن شرایطی دشوار و ظهور جریان‌ها، تفکرات، گروه‌ها و پدیده‌های متعدد است که می‌توان آنان را به صورت‌های مختلف و براساس معیارهای متفاوت تقسیم‌بندی کرد؛ ولی سوال اینجاست که چگونه این جریان‌ها و افکار مجال ظهور یافت؟ چه کسی این پدیده‌های نو ظهور را ایجاد کرده است؟ اگر مطالعه‌ای از این پدیده‌ها داشته باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که برخی از آنها ریشه در یک طیف خاص از افکار را دارد که از شرقی‌ترین نقطه تا غربی ترین نقطه جهان اسلام شاهد حضورش هستیم. ظهور برخی از این پدیده‌ها و گروه‌ها واکنشی به ظلم و سیاست‌های قساوت بار امنیتی است که برخی نظام‌ها در سرکوب ملت‌های خویش، حذف آزادی‌ها و عدالت اجتماعی از آنها استفاده می‌کند. برخی از این پدیده‌ها واکنشی به جبهه بندی‌ها یا درگیری‌های مذهبی در برخی کشورها است که با خود کشتار، تبعیض و خصومت را به دنبال دارد. برخی از این پدیده‌ها واکنشی به سیاست جانبدارانه آمریکا از رژیم عبری و پاسخی به تجاوزات، اشغالگری‌ها و جنگ‌هایش در منطقه است که نمونه آن را در افغانستان، عراق و دیگر مناطق شاهد بودیم. ضمنا ظهور برخی از این گروه‌ها و پدیده‌ها ناشی از احساس ظلمی است که عرب‌ها و مسلمانان معتقدند در حق آنان روا داشته شده و هر وقت برای آزادی خواهی، اصلاح طلبی، عدالت‌خواهی و برقراری دموکراسی دست به کار شدند برخی قدرت‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مانع از آن شدند.

درستی هرگونه برداشت درباره ظهور پدیده‌ها، افکار و گروه‌های جدید در منطقه بدون بررسی شرایط و عوامل ظهور آن کاری اشتباه است همان طور که مشارکت در حمله طراحی شده توسط ایالات متحده و تبدیل شدن به هیزم آتش آمریکا کار درستی نیست. بله! در میان امت اسلامی بروز اختلال، مواردی از انحراف فکری و دینی و صحنه‌هایی هولناک از کشتار و تعدی به جان انسان‌ها را شاهد هستیم. این درست است و یک حقیقت دردناک، غیرقابل قبول و محکوم شده است. ما مخالف هر گونه قتلی هستیم که به خاطر اختلافات طائفه ای، ملیتی، دینی و نژادی صورت پذیرد. ما به دنبال تسامح و همزیستی هستیم. ما مخالف سلاح هستیم مگر آنکه این سلاح علیه اشغالگران استفاده شود. این سیاست ما است؛ ولی این وضعیت پیچیده و مشکلات داخلی و خارجی که امت اسلامی و عربی آن را تجربه می‌کند، نیازمند راه حل‌های ترکیبی و آگاهانه است که بر برداشت و تحلیلی عمیق و نیز درک کامل شرایط و عوامل تاثیرگذار در موضوع استوار باشد. این مسئله اقتضا می‌کند که در درمان این پدیده‌ها از گزینه‌های عربی و اسلامی استفاده کنیم، گزینه‌هایی که مبتنی بر منافع و اصول اسلامی و عربی باشد نه اینکه در چارچوب برنامه‌ها و حساب و کتاب‌های آمریکا به دنبال حل این مسائل باشیم.

س: از این پرسش‌های سخت می‌گذریم و به سوالات راحت تر می‌پردازیم. زنان فلسطینی به خاطر آرمان فلسطین مبارزه کردند، از جان خود گذشتند و خانواده شان آواره شدند؛ ولی به اندازه کافی به آنها اجازه نقش آفرینی داده نمی‌شود؟

ج: زنان فلسطینی همچون زنان در دیگر مناطق دنیا پنجاه درصد جامعه را تشکیل می‌دهند و وضعیت موجود در فلسطین به زنان یک ویژگی و جایگاه افزون تری داده است. زنان فلسطینی از زمان آغاز مسئله فلسطین چه در دوره قیمومیت انگلستان و چه در دوره اشغالگری صهیونیست‌ها در فعالیت‌های مبارزاتی شرکت داشته اند. زنان فلسطینی هم به عنوان مبارز و هم به عنوان شهادت طلب علیه اشغالگران جنگیدند. آنها به اسارت صهیونیست‌ها درآمدند و در زندان‌های رژیم عبری مقاومت کردند. آنها تبعید شدند و مورد ترور و کشتار قرار گرفتند و پا به پای برادران فلسطینی خود در برنامه ریزی برای عملیات علیه دشمن، انتقال مجاهدان به محل‌های اجرای عملیات، انتقال سلاح و آموزش‌های نظامی شرکت داشته اند. برخی از خواهران فلسطینی شهادت طلب بودند که به طور ویژه در جریان انتفاضه دوم به انجام عملیات‌های شهادت طلبانه اقدام ورزیدند. زنان فلسطینی در فعالیت‌های سیاسی مشارکت دارند و در نهادهای سیاسی فلسطینی به عنوان عضو پارلمان و عضو کابینه به ایفای نقش می‌پردازند. زنان در نهادهای وابسته به سازمان آزادیبخش و در عرصه‌های رسانه ای نیز فعالیت دارند. در کنار این همه، زنان فلسطینی در هنگام غیبت سرپرست خانواده چه پدر یا شوهر باشد و چه پسر و برادر کار بزرگی انجام می‌دهند و تمام مسئولیت بر عهده آنان می‌افتد و بار سنگینی را در ساختار خانواده بر دوش می‌کشند. زنان فلسطینی در پایداری و مقاومت ملت فلسطین و همدردی با خانواده‌های داغدیده نقش مهمی دارند. به اختصار باید گفت که زنان فلسطینی همچون گذشته در قلب میدان نبرد با دشمن هستند.

س: آیا از شما خواسته شده است تا میان جماعت اخوان المسلمین و نظام مصر میانجیگری کنید؟

ج: نه. چنین اتفاقی نیفتاده است.

س: اطلاعاتی در دست است که نشان می‌دهد شماری از رهبران حماس در قاهره به سر می‌برند و با رهبران اخوان المسلمین دیدار داشته اند. آیا موضوع میانجیگری در میان است؟

ج: این خبر درست نیست و هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است.

س: همزمانی اتفاقات سینا با رخدادهای قدس، آیا صرفا یک تصادف است؟

ج: رخدادهای منطقه سینا دارای بافت و سیاق خاص خود است و یک مسئله داخلی مربوط به مصر می‌باشد؛ اما آنچه در قدس و مسجد الاقصی جریان دارد، در یک بافت و سیاق جداگانه جای می‌گیرد و مربوط به نبرد شدید و تمام عیاری است که علیه پروژه صهیونیسم و طرح‌های تجاوزگرانه اشغالگران انجام می‌گیرد، طرح‌هایی که ملت و امت ما را هدف گرفته است. دشمن صهیونیستی از زمان اشغال قدس شرقی در سال 1967 و حتی پیش از آن یعنی از زمان اشغال بخش غربی قدس در سال 1948 تلاش می‌کند تا سیطره خود بر این شهر را تقویت کند و ضمن اسکان صهیونیست‌ها در آن، به یهودی سازی این شهر مبادرت ورزد و هویتش را دگرگون سازد. صهیونیست‌ها برای ساختن یک تاریخ کذایی و دروغین درباره حضور خود در قدس، حفاری‌های بسیاری را در این شهر انجام دادند؛ ولی موفقیتی کسب نکردند. مسجد الاقصی بارها در معرض آتش‌سوزی و اقدامات خرابکانه مستمر قرار گرفت و هنوز هم با خطرات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند. در نبرد برای محافظت از مسجد الاقصی، تنها فلسطینیان مسئول نیستند؛ بلکه این نبرد میان عرب‌ها، مسلمانان و تمام انسانیت از یک سو و اشغالگران از سوی دیگر است. نباید موضوع دفاع از مسجد الاقصی را با دیگر پرونده‌ها خلط کنیم. نباید حساب و کتاب‌هایی را پیش بکشیم که باعث تضعیف حس مسئولیت پذیری امت اسلامی و عربی در قبال مسجد الاقصی گردد. نجات قدس و حمایت از مسجد الاقصی باعث احیای روحیه مقاومت و انقلاب در مردم ما شده است و می‌بینیم که مجاهدان و شهادت طلبان برای دفاع از این مکان مقدس پا پیش گذاشته اند که نمونه آن را در اقدامات شهید عبدالرحمن شلودی، شهید معتز حجازی و شهید ابراهیم عکاری می‌بینیم که برای دفاع از عزت قدس و مسجد الاقصی بپا خاستند و نظامیان رژیم عبری و صهیونیست‌ها و شهرک نشینان صهیونیست را هدف قرار دادند و علیه آنان عملیات‌هایی را انجام دادند که شجاعت و ابتکارشان در این عملیات‌ها همه را انگشت به دهان گذارد. برای قدس و مسجد الاقصی باید هر گونه فداکاری و ایثار را انجام داد و در این نبرد شرکت جست و تمامی حمایت‌ها و پشتیبانی‌ها را (در خصوص حفظ مسجد الاقصی) انجام داد. مصر به حکم جایگاهش در میان کشورهای عربی و اسلامی و اردن به حکم پیوند ویژه اش با فلسطین، کرانه باختری و مسجد الاقصی مسئولیت بیشتری دارند. اردن اخیرا مواضع مثبتی را اتخاذ داشته است که البته ما این مواضع را می‌ستاییم و خواستار افزایش آن هستیم. مراکش نیز به حکم ریاست کمیته قدس نیز مسئولیت بیشتری دارد. عربستان سعودی نیز به حکم زعامت دینی اش مسئولیت بیشتری در مقایسه با دیگران دارد. حفاظت از مسجد الاقصی مسئولیت ترکیه، اندونزی، مالزی، ایران، پاکستان، کشورهای خلیج، کشورهای شمال آفریقا و کل جهان اسلام و عرب است. حفاظت از مسجد الاقصی مسئولیت جامعه بین‌الملل می‌باشد. قدس پایتخت تاریخی و دینی تمام جهان به شمار می‌رود. این سرزمین ظهور بیشترین تعداد پیامبر و ادیان آسمانی را شاهد بوده است. تاریخ بشری در قدس مجسد می‌شود. این شهر پل ارتباط زمین با آسمان و محل اسرا و معراج پیامبر است. قدس روح و جان امت عربی و اسلامی و قلب تپنده آن می‌باشد و به همین خاطر، باید مسئله قدس را با جدیت و مسئولیت پذیری دنبال کنیم و از تمامی گزینه‌ها همچون مقاومت، انقلاب، نبرد تمام عیار با دشمن استفاده نماییم و آماده فداکاری برای آن باشیم.

س: آیا شما در مصر زندانی هم دارید؟

ج: خیر

س: در دیگر کشورهای عربی چطور؟

ج: خاطرم نیست؛ ولی ممکن است برخی افراد به اتهام تایید و حمایت از حماس در بازداشت به سر ببرد.

س: آیا معتقدید که منطقه به سمت یک چالش و جنگ مذهبی پیش می‌رود؟

ج: متاسفانه و با قلبی آکنده از اندوه باید بگویم که رد پای بروز این چالش مشهود است. متاسفانه منطقه عربی و اسلامی امروز تحت تاثیر عوامل تحریک زایی است که به سمت این چالش و جنگ سوقش می‌دهد به ویژه در سایه اقدامات خشونت بار طائفی و مذهبی و سیاست حذف و حاشیه رانی که در جهان عرب و اسلام شاهد هستیم و اساس آن نیز بر اختلافات مذهبی استوار است. در کنار این موضوع، برخی قدرت‌های بین‌المللی هستند که از این اختلافات و درگیری‌های مذهبی در کشورهای عربی و اسلامی استفاده می‌کنند و مردم ما را به جان همدیگر می‌اندازند. برانگیختن موضوع اقلیت‌ها و بازی با این برگه، یک سیاست استعماری قدیمی است که همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرد. ضمنا قدرت‌های استعمارگر از اشتباهاتی که ما در کشورهای مان و در روابط مان با یکدیگر انجام می‌دهیم، سود می‌برند و این نکته ای است که باید به آن توجه داشته باشیم و در داخل آن را حل کنیم و جلوی عوامل تنش زا را بگیریم. جنگ مذهبی خطرناک است و باید همه در مقابل آن بایستند. درست است که در کشورهای عربی و اسلامی شاهد تنوع دینی، مذهبی و نژادی گسترده ای در کشورهای عرب و مسلمان هستیم؛ ولی این چیز جدیدی نیست. امت اسلامی و عربی صدها سال است که این تنوع را در خود جای داده؛ ولی راه همزیستی را پیش گرفته و با معادلاتی دقیق و آگاهانه با اقلیت‌ها تعامل کرده و تسامح فراوانی را از خود به نمایش گذارده است و در کنار آن، بر وحدت مسلمانان و عرب‌ها در مقابله با دشمنان و حملات خارجی تاکید داشته است. ما امروز امیدواریم و همه را به این نکته دعوت می‌کنیم که منطق خردورزی را پیش گیرند و خود را از برافروختن آتش جنگ‌های مذهبی دور نگاه دارند و تمام توان خود را صرف نبرد اصلی شان علیه اشغالگران صهیونیست بنمایند و در برابر هجمه خارجی‌ها علیه امت اسلامی چه به صورت اشغالگری باشد و چه به صورت تجاوز و حمله بایستند و برای پیشرفت، عدالت، آزادی‌های عمومی، دموکراسی، اصلاح و پیشرفت جهان عرب و اسلام که البته منفعت همه را به دنبال دارند، بکوشند.

س: چند روز پیش، نود و هفتمین سالروز وعده بالفور را در حالی پشت سر گذاشتیم که مجلس عوام انگلیس چند هفته پیش به شناسایی کشور فلسطین رای مثبت داد. سوئد نیز کشور فلسطین را به رسمیت شناخت. آیا جامعه بین‌الملل دارد احساس گناه می‌کند و به عدالت خواهانه بودن آرمان فلسطین پی می‌برد؟

ج: دو تحول مهم در سال‌های اخیر روی داده که با خود این تغییرات مثبت و حائز اهمیت را در برخی کشورهای غربی به همراه داشته است. با وجود محدود بودن این تحولات و تغییرات؛ ولی شواهد و قرائن از افزایش آن حکایت دارد. تحول اول، روشن تر شدن وجهه زشت رژیم عبری است، رژیمی که کودکان را می‌کشد، خانه‌ها و محله‌های مسکونی را ویران می‌نماید، غیرنظامیان بی پناه را هدف قرار می‌دهد و به ترور و کشتار هدفمند افراد مبادرت می‌ورزد. رژیم صهیونیستی که به بهانه هولوکاست تشکیل شده، خودش هولوکاستی دیگر را علیه فلسطینیان به راه انداخته است. با توجه به همه این مسائل و علی رغم برخورداری رژیم اشغالگر عبری از حمایت قدرت‌های بزرگ بین‌المللی، خشم و نفرت نسبت به رفتارهای قلدر مآبانه صهیونیست‌ها در سراسر جهان افزایش یافت، رفتاری که وجدان انسانی را به شدت تحت تاثیر قرار می‌داد. تحول دوم همان پایداری رو به رشد فلسطینیان است. دیگر در نظر ملت‌های جان، مردم فلسطین صرفا یک قربانی ضعیف نیستند؛ بلکه ملتی هستند که شجاعانه و با دلاوری شگفت انگیزی در برابر اشغالگران می‌ایستند. همان طور که می‌دانید تفکر غربی به قدرت ایمان دارد و از دلاوری خوشش می‌آید. این شجاعت و دلاوری به وضوح در جریان جنگ اخیر مشهود بود. در این جنگ، غزه این منطقه کوچک پنجاه و یک روز در مقابل قوی ترین ارتش منطقه ایستادگی کرد. از این رو و در سایه این دو تحول مهم، کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا، آسیا و بسیاری از مردم در شهرهای اروپا و ایالات متحده مواضعی را در حمایت از ملت فلسطین اتخاذ کردند. تمامی شواهد و قرائن نشان می‌دهد که تغییرات حقیقی و ملموسی در ماه‌های اخیر و در جریان جنگ غزه در زمینه اعلام همبستگی ملت‌های جهان با مردم فلسطین به وجود آمد و نگرش آنان نسبت به این مردم را تغییر داد و همین امر، باعث آن گردید تا سیاست‌های رسمی برخی کشورها تحت تاثیر قرار گیرد که نمونه این تغییر را در موضع سوئد نسبت به شناسایی کشور فلسطین و نیز تصویب طرح به رسمیت شناختن کشور فلسطین در مجلس عوام انگلیس دید. ضمنا رشد حمایت‌ها از ملت فلسطین در میان کشورها و دولت‌های آمریکای لاتین و دیگر مناطق نیز از نتایج همین دو تحول است. درسی که باید ما از این موضوع بگیریم آن است که با مبارزه و مقاومت بیشتر علیه اشغالگران صهیونیست، پرده برداشتن از اقدامات وقاحت بار این رژیم و افزایش فشارهای سیاسی، دیپلماتیک، مردمی و حقوقی علیه تل آویو و نیز تحت تعقیب قرار دادن اشغالگران در سازمان‌های بین‌المللی و منطقه ای باعث می‌شود تا نقاب از چهره اشغالگران برداشته شود و چهره زشت آنان عیان گردد و حمایت از صهیونیست‌ها هزینه ای سنگین برای سیاست‌های غربی داشته باشد. این در حالی است که در جا زدن در دایره مذاکرات و تداوم روند به اصطلاح مذاکرات «صلح» باعث بهبود وجهه رژیم عبری می‌شود و به این رژیم اجازه می‌دهد تا برای خود وقت بخرد و طرح‌ها و پروژه‌های خود برای احداث شهرک‌های صهیونیست نشین و یهودی سازی پیش ببرد و بر تجاوزات خود علیه مسجد الاقصی شدت ببخشد و آن بخش باقی مانده از سرزمین فلسطین را مصادره کند و پس از آن نیز جامعه جهانی را فریب دهد و دروغ‌های خود را از پشت میز مذاکرات و از طریق دیدار با مقامات فلسطینی و عربی به جهانیان بفروشد.

س: ماجرای پس گرفتن شکایت‌ها و کیفرخواست‌های ارائه شده علیه جنایتکاران رژیم صهیونیستی چیست؟

ج: تلاش‌هایی از سوی فلسطینیان برای این کار (تنظیم کیفرخواست علیه جنایت‌های اشغالگران) صورت گرفت که البته وزیر دادگستری دولت وفاق ملی نیز به آن اشاره داشت؛ ولی متاسفانه این تلاش‌ها متوقف گردید که مطمئنا این یک کار اشتباه بود. در عین حال، تعلل غیرقابل توجیهی در پیوستن به اساسنامه رم صورت گرفت، اساسنامه ای که به ما فلسطینیان اجازه می‌داد تا مقامات رژیم عبری را در دادگاه جنایی بین‌المللی محکوم کنیم به ویژه در پرتو همبستگی رو به افزایش با آرمان فلسطین در عرصه‌های بین‌المللی و بعد از جنایت‌های هولناک و ویرانگری‌های بی سابقه ای که در حمله اخیر خود علیه نوار غزه مرتکب شدند. تحت پیگرد قرار دادن رژیم عبری در تمامی محافل بین‌المللی و محاکمه رهبران این رژیم به عنوان مجرم جنگی یک مسئولیت فلسطینی است که نباید در اجرای آن تاخیر کرد. وظیفه رئیس تشکیلات خودگردان آن است که در سایه شرایط مناسب امروز و در پرتو حمایت تمامی گروه‌های فلسطین از این اقدام (عضویت در اساسنامه رم) سریعا برای انجام این اقدام دست به کار شود.

س: شما به موضوع پایداری ملت فلسطین پرداختید و گفتید که چگونه گردان‌های قسام در جریان جنگ اخیر با امکانات تحت اختیار خود همه را غافلگیر کرد، امکاناتی که احدی تصور آن را نمی‌کرد. در این شرایط، فشارهایی از سوی نتانیاهو، تشکیلات خودگردان و نظام حاکم بر مصر علیه حماس صورت می‌گیرد تا جایی که برخی گزارش‌ها نشان از آن دارد که عملیات ارتش مصر، تلاشی برای فشردن گلوی حماس است آن هم از طریق یک برنامه مشترک سه جانبه. سرنوشت پایداری ملت فلسطین و ساخت موشک‌هایی که جهان را انگشت به دهان گذارد، در روزهای آتی چه می‌شود؟

ج: بی‌شک، تلاش‌های گسترده ای برای خلع سلاح مقاومت در نوار غزه، تضعیف گزینه‌های جنبش حماس و دیگر گروه‌های مبارز فلسطینی و ممانعت از دست یابی جنبش مذکور به سلاح صورت گرفت؛ ولی این تلاش‌ها به شکست انجامید. بله! این امکان وجود دارد که تلاش‌ها و تکاپوهای صورت گرفته باعث تاخیر و تعویق زمان دست یابی به هدف شود؛ ولی این موضوع به امید حق هرگز باعث توقف روند مقاومت و ناکام گذاردن تلاش‌های گروه‌های مبارز فلسطینی برای دست یابی به سلاح و ساخت آن نمی‌شود.

پایداری و موفقیت در رویارویی با تهدیدات اساسا ریشه در اراده و برنامه ریزی دارد و اراده چیزی نیست که بتوان آن را محاصره کرد. اراده محاصره ناپذیر است، عقل و اندیشه محاصره ناپذیر است، ایمان محاصره ناپذیر است، برنامه ریزی محاصره ناپذیر است، ابتکار ملت ما در مقابله با اشغالگران و دفاع از اماکن مقدس حد و مرز نمی‌شناسد.

س: آیا گردان‌های قسام اسیر صهیونیست در اختیار دارد؟

ج: بله! این پرونده ای است که نمی‌خواهیم در رسانه‌ها به جزئیات آن بپردازیم. تاکید بر این نکته کافی است که ما خود را در قبال آزادی اسرای فلسطینی دربند زندان‌های صهیونیستی متعهد می‌دانیم.

س: چرا ابومازن تا این لحظه مصوبه ارجاع پرونده جنایت‌های اشغالگران قدس به دادگاه جنایی بین‌المللی را به امضا نرسانده است؟

ج: این سوال را از آقای ابومازن بپرسید. ما و تمامی گروه‌های مقاومت فلسطین از ایشان خواستیم تا سریعا برای انجام این امر دست به کار شود.

س: به موضوع وحدت و همبستگی ملی بپردازیم. بعد از امضای توافق نامه آشتی به ویژه در سایه اظهارات نتانیاهو مبنی بر تلاش مستمرش جهت به شکست کشاندن روند آشتی موضوع آشتی به کجا رسید؟

ج: یکی از اهدف نتانیاهو پیش و پس از تجاوز به نوار غزه تلاش برای به شکست کشاندن آشتی ملی و مانع تراشی در مسیر تحقق این هدف بوده و هست؛ زیرا تداوم روند شکاف در میان فلسطینیان به نفع او است و از همین رو، ما به دنبال به شکست کشاندن تلاش‌های نتانیاهو هستیم و بر به نتیجه رساندن آشتی ملی و عبور از موانع پیش روی آشتی پافشاری می‌نماییم. این مسئولیت همگان در فلسطین است.

س: در ابتدای بهار انقلاب‌های عربی، گفتید که این انقلاب‌ها تاثیر مثبت بر مسئله فلسطین خواهند داشت و یک انقلاب بهاری برای ملت فلسطین به دنبال خواهند داشت؛ ولی امروز می‌بینیم که این بهار تقریبا در تمامی کشورهایی که شاهد انقلاب بوده است، رو به زمستان گذارده است. آیا این روند رو به عقب، بر مردم فلسطین نیز تاثیر گذارده است؟

ج: ملت فلسطین جزئی از امت عظیم اسلامی و عربی است و بی تردید از شرایط موجود در آن و نیز تحولات و رخدادهایش تاثیراتی مثبت یا منفی می‌پذیرد. این نکته از نظر تاریخی برای همه محرز است که تحولات در روند حرکت امت‌ها حکم یک تولد سخت را دارد و بروز این تحولات یک فرآیند سریع و آسان نیست. امت‌ها و ملت‌هایی که در تاریخ خود شاهد تحول و خیزش‌های بزرگ بوده اند که نمونه آن را نیز در اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا شاهد بوده ایم، مراحل مختلفی را پشت سر گذارده اند و رنج‌ها، اختلافات و تحرکات ضد انقلابی گسترده ای را شاهد بوده اند؛ ولی اراده تحول در نهایت نتیجه بخش بوده و به پیروزی رسیده است و به امید حق، این اراده در جهان عرب و اسلام نیز به موفقیت دست خواهد یافت و البته امیدوارم که این پیروزی اراده‌ها، با کمترین میزان خسارت و مشکلات همراه باشد و منافع عرب‌ها و مسلمانان را به دنبال داشته باشد. صرف نظر از اختلاف دیدگاهی که در خصوص بهار عربی و موافقان و مخالفان آن وجود دارد و صرف نظر از اینکه برخی افراد آن را یک پدیده گذرا می‌دانند و برخی دیگر همچنان آن را حامل خبرهای جدید می‌داند؛ ولی برخی‌ها که تاریخ را مطالعه می‌کنند، می‌دانند که کسی توان متوقف کردن تحولات بزرگ تاریخی را ندارد هر چند که این تحولات با دردها و مشکلاتی رو به رو شود؛ زیرا این تحولات برخاسته از خواست جمعی ملت‌ها و امت‌ها است و تصمیمی نیست که اتخاذش در اختیار یک فرد باشد و بگوید که این تغییر را می‌خواهم یا با آن مخالفم. آنچه ما انتظار انجامش را از اهل رای و خرد در جهان اسلام و عرب داریم، آن است که برای به موفقیت رسیدن این تحولات و پیشرفت و خیزش طبیعی ملت‌ها بکوشند آن هم با کمترین هزینه و به دور از هر گونه خونریزی و حذف. این حق همه هست که در ایجاد تحول و چیدن میوه‌های آن شریک باشند. در مورد تاثیر این حوادث بر ما فلسطینی‌ها باید عرض کنم که بی هیچ شکی، سلامت امت اسلامی و حرکت آن به سمت وضعیت بهتر و بهره مندی مسلمان و عرب‌ها از اسباب قدرت و پیشرفت و استقلال در تصمیم گیری‌ها مایه قدرت ما فلسطینیان در مقابله با اشغالگران می‌باشد. قدرت ما در گرو قدرت عرب‌ها و مسلمانان است. ملت فلسطین دائما امید لطف از امت اسلامی و عربی دارد؛ ولی در عین حال، به مبارزات خود ادامه می‌دهد و برای آزادسازی سرزمین خویش و باز پس گرفتن حقوق خود می‌کوشد و صرف نظر از اینکه تحولات صورت گرفته در محیط اطرافش بر پاشنه مورد نظر آنان می‌چرخد یا نه، ملت فلسطین در همه حال برای امت عربی و اسلامی آرزوی خیر می‌کند و پیش از هر چیز امیدش به خداوند متعال است.

س: ارزیابی شما از نقش قطر در حمایت از مقاومت ملت فلسطین و اهالی نوار غزه چیست؟

ج: از جمله معیارهای عدالت، رحمت و لطف الهی این است که هر کس به وظیفه خود در قبال دیگران جامه عمل بپوشاند و افراد نیازمند حمایت را مورد پشتیبانی قرار دهد و در کنار مظلومان قرار بگیرد، خداوند سبحان به او پاداش و اجر می‌دهد. بنده عادت کرده ام که در دیدار با رهبران و مسئولان جهان عرب و اسلام دائما این حدیث پیامبر مکرم اسلام را برای شان ذکر می‌کنم که می‌گوید: «صنائع المعروف تقی مصارع السوء» (کارهای نیک جلوی حوادث بد را می‌گیرد) نقش قطر در حمایت از مسئله فلسطین کاملا روشن است تا جایی که این کشور در صف کشورهای عربی و اسلامی در حمایت از مسئله و مردم فلسطین است، کشورهایی که برای کاستن از رنج‌های ملت فلسطین و حمایت از پایداری این ملت و نیز مشارکت در پروژه‌های ایجاد سرپناه، بازسازی نوار غزه و رفع محاصره این منطقه کارهای زیادی صورت می‌دهند و به یاری قدس و مسجد الاقصی می‌شتابند و در کنار آرمان فلسطین هستند.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.