۰

کاوه افراسیابی: جمهوری خواهان، بیشتر روی مسائل داخلی آمریکا تمرکز خواهند کرد

  • ۸بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
باراک اوباما,انتخابات آمریکا,ایالات متحده آمریکا,مجلس نمایندگان آمریکا,کنگره آمریکا

دکتر کاوه افراسیابی می گوید: پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات میان دوره ای آمریکا فرصتی کوتاه مدت برای مذاکرات هسته ای ایجاد کرده است.

هفته نامه صدا نوشت:

جوانان به صحنه نیامدند، دوستان اوباما شکست خوردند. در انتخاباتی که مشارکت جوانان 18 تا 30 سال حدود 13 درصد بود جمهوری خواهان همیشه در صحنه موفق شدند اکثریت سنا را هم به دست بگیرند تا قوه مققنه را یکدست کنند و کار را برای رئیس جمهور دموکرات و جوان آمریکا سخت تر از این بنمایند. باراک اوباما که این روزها اوضاع مناسبی را تجربه نمی کند و نتایج عموم نظرسنجی ها حکایت از افت محبوبیت شدید او دارد شکست دیگری را در عرصه سیاست داخلی پذیرفت تا حتی سناتورهای دموکرات هم خود را متفاوت از اوباما بخوانند و از طرفدارانشان بخواهند آنها را مانند اوباما نبینند.
نظرات نه چندان دوستانه جمهوری خواهان نسبت به ایران و گفتگوهای هسته ای باعث شده تا این انتخابات برای ما هم مهم و حساس باشد. نتایج هرچند خیلی به مذاق ایرانیان خوش نیامد اما کاوه اسفندیاری معتقد است که «پیروزی جمهوری خواهان می تواند فرصتی کوتاه مدت برای به نتیجه رسیدن مذاکرات میان ایران و 5+1 به ارمغان بیاورد.» برای تحلیل نتایج انتخابات میان دوره ای سنای آمریکا و تاثیر آن بر آینده گفتگوهای هسته ای با استاد دانشگاه بوستون آمریکا گفتگویی انجام دادیم که مشروح آن پیش روی شماست.

همانطور که پیش بینی می شد دموکرات ها نتوانستند اکثریت حداقلی خود در سنا حفظ کنند و قدرت در کنگره آمریکا جا به جا شد. این تغییر آن هم به فاصله دو سال مانده به پایان ریاست جمهوری باراک اوباما چه تغییراتی را سیاست خارجی دولت آمریکا ایجاد خواهد کرد؟

بدیهی است که مسئله این انتخابات و نتایج آن یک شکست سیاسی برای آقای اوباما و حزب دموکرات ایشان تلقی می شود و پیامدهای داخلی و خارجی با خود به همراه خواهد داشت. طی روزهای اخیر و پس از اعلام نتایج انتخابات میان دوره ای مجلس سنای آمریکا مسائل مختلفی از سوی برندگان این انتخابات یعنی جمهوری خواهان مطرح شده و تحلیل آن اظهارات می تواند ما را در ارائه تصویری منطبق تر با حقیقت یاری رساند. در ابتدا باید توجه داشت که مطمئنا نتایج انتخابات ناشی از نارضایتی وسیع بخشی از مردم آمریکا بوده که چنین حضوری پای صندوق های رای داشتند و حزب مخالف دولت را انتخاب کردند. جمهوری خواهان هم با این نتیجه توانستند هم کنترل سنا و هم مجلس نمایندگان را به دست آورند.

آنها برنامه های متعددی دارند برای اینکه از پیروزی خود استفاده کنند و برنامه های خود را به پیش ببرند. مسائل مختلفی به عنوان اولویت های جمهوری خواهان پس از به دست گرفتن اکثریت کنگره مطرح شده است. به عنوان مثال در مقاله اخیر سناتور  جان مک کین و مک کانل (که دیگر رئیس اکثریت جمهوری خواهان در سنا را بر عهده دارد) که در وال استریت ژورنال به چاپ رسید نشان می دهد اعم نگرانی های جمهوری خواهان مسائل داخلی هستند. مواردی چون اشتغال، مسائل اقتصادی، چند لایحه ای که بر سر آن جنگ سیاسی بین دولت و قوه مقننه شکل گرفت که از آن جمله می توان به بیمه اوباما (Obama Care) اشاره کرد در اولویت های جمهوری خواهان قرار دارد و این موارد بیش از مسائل حوزه سیاست خارجی مد نظر آنها قرار دارد. در این مقاله کلیدی مک کین و مک کانل اشاره چندانی به موضوعات خارجی نشده است. بر این اساس می توان پیش بینی کرد که نگاه سیاسی آقای اوباما به ویژه پس از ژانویه که کنگره جدید بر سر کار می آید بیشتر بر مسائل داخلی آمریکا متمرکز خواهد بود هرچند کاملا بی تفاوت نسبت به مسائل خارجی هم نخواهد بود.

از دیرباز همیشه جمهوری خواهان خواهان خواهان اخذ مالیات کمتر از ثروتمندان بودند و دموکرات ها هم بر عکس بر افزایش مالیات این قشر و کاستن از حجم فشار بر طبقه پایین جامعه تاکید دارند. بر این اساس و با توجه به اینکه کنگره به صورت یک دست در اختیار جمهوری خواهان قرار گرفته چه تغییری در اقتصاد ایالات متحده ایجاد خواهد شد؟

من ترجیح می دهم خیلی وارد این مسائل نشوم چون تخصص من دولت آمریکا و اقتصاد این کشور نیست و نمی توانم پاسخ چندان قانع کننده ای در این زمینه دهم. اما اگر به صورت اجمالی و کلی بخواهم سوال شما را بی پاسخ نگذارم مطمئنا در بین جمهوری خواهان و میان معتدل ها و تندروها اتلاف نظرهایی هست و حتی برخی از آنها در این زمینه به دموکرات ها نزدیک ترند تا با شاخه های دست راستی حزب خودشان. فکر نمی کنم این خیلی موضع کلیدی باشد و باید صبر کنیم و ببینیم تا سال 2016 که نامزدها برای انتخابات ریاست جمهوری به میدان می آیند این مسئله تا چه حد به یک موضوع حاد تبدیل خواهد شد.

برخی از سناتورهای جمهوری خواه در یادداشت ها و اظهار نظرهای خود مسئله رابطه آمریکا و ایران را مورد توجه قرار داده اند و حتی پیشنهادات و شرایط سفت و سختی تعیین کرده اند که کنگره توافق جامع ایران و کشورهای 5+1 را بپذیرد، هرچند نیازی نیست کنگره به آن توافقنامه احتمالی رای دهد ولی می دانیم که بخش قابل توجهی از تحریم ها توسط کنگره به تصویب رسیده است و لغو دائمی آنها نیازمند رای کنگره است. شرایط در آن حوزه را چگونه می بینید؟

واقعیت امر این است که مسئله نسبتا پیچیده ای است و به موضوع رابطه بین کنگره و کاخ سفید باز می گردد. اما باید توجه داشت که اختیارات رئیس جمهوری در اصل قراردادهای خارجی است که تحت عنوان اختیارات هیئت مدیره شناخته  میشود و ما قبلا هم شاهد بودیم در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون هرچند کنگره در دست احزاب مخالف بود ولی رئیس جمهوری توانست قراردادهای خارجی را به امضا برسانند و بر مخالفین داخلی خود در کنگره غلبه کند؛ چه بسا مورد ایران هم از این قبیل باشد و ما به زودی شاهد یک قرارداد مشابه میان ایران و آمریکا از این زاویه باشیم.

البته این به اراده سیاسی کاخ سفید و آقای اوباما بستگی دارد و به نظر می رسد او طی ماه های گذشته نشان داده که نظر و اراده او در این رابطه به کدام سمت است. از سوی دیگر باراک اوباما در مصاحبه اختصاصی هفته قبلش در شبکه سی بی اس در پاسخ به اخبار فراوانی که نسبت به نامه اخیر ایشان به رهبری ایران داده قدری عقب نشینی کرد. به طور کلی موضوع لغو یا تعلیق تحریم های ایران موضوعی است که به انحاء مختلف دامن گیر کنگره آمریکا می شود و اعضای مجلس سنا و مجلس نمایندگان بالاخره باید در این خصوص نظر بدهند و رای آنها در این مسئله حائز اهمیت خواهد بود. هرچند چند روز پیش آقای کری در نشستی که با اعضای کنگره داشت تاکید کرد اقلیت کنگره می تواند جلوی زیاده خواهی های اکثریت را بگیرند و در واقع این اظهار نظر ایشان نوعی هشدار به زیاده خواهی های برخی اعضای کنگره بود تا آنها دست از این روند خود بردارند.

اما به هر حال جلب رضایت کنگره ای که اکثریتش دست جمهوری خواهان است برای دولت دموکرات سخت خواهد بود. به ویژه وقتی که بدانیم این دولت دموکرات به پایین ترین حد مقبولیت و محبوبیت خود رسیده است و در نقطه مقابل هم بیشترین میزان مخالفت و ممانعت با یک رئیس جمهور در سپهر سیاسی آمریکا قابل مشاهده است.

این مسئله درست است اما به هر حال فراموش نکنید که با توجه به ملاحظات سیاسی اوباما و دموکرات ها خاصه در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری آتی، آنها بیگدار به آب نمی زنند و قراردادی امضا نمی کنند که از لحاظ سیاسی برای آنها هزینه ساز باشد و واکنش هایی در کنگره به دنبال داشته باشد که در منازعات و مباحث سیاسی داخلی برای آنها دردسرساز شود و بهانه به دست مخالفان بدهد. خود اوباما هم بلافاصله پس از انتشار آرای انتخابات سنا اعلام داشت حاضر به همکاری با کنگره است. بنابراین ما وارد یک دوران جدیدی خواهیم شد. ضمن اینکه به نظر می رسد که تا به حال هم کنگره چندان از جزئیات مذاکرات میان ایران و گروه کشورهای 5+1 بی اطلاع نبوده و اوباما سعی کرده خارج از انزار عمومی اعضای کنگره را در اطلاع بگذارد و آنها را از اهم روندهای جاری در گفتگوهای هسته ای مطلع سازد.

از سوی دیگر به نظر نمی رسد در کنگره یک اتفاق نظر عمومی در مورد مسئله هسته ای ایران وجود داشته باشد. هرچند ما شاهد نامه نگاری برخی از اعضای کنگره به ویژه از سوی جمهوری خواهان به کاخ سفید بوده ایم و جمهوری خواهان نگرانی هایی که راجع به برنامه هسته ای ایران دارند را به اطلاع دولت آمریکا رسانده اند و حتی تاکید کرده اند که نباید ایران هیچ فرصت غنی ساز ی داشته باشد، اما حدس من بر این است که حتی جمهوری خواهان تندرو هم می دانند که طرح موضوع تعطیلی غنی سازی ایران امری غیر ممکن است و در افق احتمالات وجود ندارد. واقع بینی سیاسی در این است که چانه زنی ها با ایران بر سر این مسئله، یعنی تعداد سانتریفیوژها و ابعاد برنامه غنی سازی ایران شکل گیرد همانطور که تاکید کردم من پیش بینی می کنم نظرات اکثریت در کنگره به این سمت باشد و هست. ولی خود موضوع اصلی در جزئیات تعیین می شود و اینکه آیا توافق نهایی در نتیجه مذاکرات فعلی به امضا خواهد رسید یا خیر.

در زمینه مسائل مختلف هم از جمله مسئله سطح غنی سازی، تعداد سانتیروفیوژها، مدت زمان این قرارداد، چگونگی برداشته شدن تحریم ها و مسئله فردو و اراک و باید منتظر ماند و دید چه نتایجی در مذاکرات نهایی به دست می آید و در متن توافق نهایی احتمالی چه مواردی ذکر می شود. با توجه به آن سات که می توان پیش بینی کرد کنگره چه رفتاری از خود بروز می دهد و آیا همراه با دولت آمریکا و کشورهای غربی گام بر می دارد و یا روند متفاوت را در پیش خواهد گرفت. چون اگر این قرارداد، تفاهمی باشد که هم رضایت اروپایی ها را با خود به همراه داشته باشد و هم تحلیلگران و کارشناسان آمریکایی و همچنین اندیشکده های آمریکایی از آن حمایت کنند بحث تندروهای کنگره و حامیان آنها و به ویژه لابی صهیونیست ها به حاشیه خواهد رفت. بنابراین بسیاری از مسائل منوط به آینده نزدیک و مطالعه ابعاد و جزئیات توافق جامع احتمالی است.

شما اشاره کردید که خیلی در مورد مسئله هسته ای ایران اتفاق نظر وجود ندارد و احتمال دارد نظرات متفاوت در این رابطه به گوش برسد اما مطالعه روندهای سیاسی آمریکا به ما می گوید که به ویژه در ارتباط با سیاست خارجی آمریکا در کنگره لابی های اسرائیلی و ایپک نقش پررنگی را در تجهیز فکری و اندیشه ای نمایندگان ایفا می کنند. بسیاری از سناتورها اطلاعات، فکت ها و دیتاهایی که دارند را از لابی های اسرائیلی می گیرند. در نتیجه این باعث نمیشود ما قدری به واکنش کنگره بدبین شویم؟

مطمئنا لابی صهیونیست ها نفوذ زیادی در میان اعضای کنگره دارد و این موضوع را نمی توان انکار کرد. در عین حال نباید در این توان اغراق کنیم و قدرت آنها را مطلق در نظر بگیریم. به خصوص با توجه به تشنجاتی که اخیرا بین کاخ سفید و دولت بینامین نتانیاهو شاهد بودیم این مسئله و توان اثرگذاری لابی های اسرائیلی را باید با تردید جدی تری دنبال کرد. همانطور که اشاره کردم موضوع مهم جزئیات این قرارداد است که واکنش ها را تعیین خواهد کرد. از سوی دیگر باید توجه داشته باشید که در درون دولت صهیونیستی هم اختلاف نظر وجود دارد. بدین معنا که اگر یک توافق هسته ای که جنبه برد برد داشته باشد و برخی نگرانی ها تهدید هسته ای ایران را به حداقل برساند و به جای آن پوئن هایی به ایران داده شود به سود اسرائیل هست یا خیر.

به عبارت دیگر همه اعضای کابینه بنیامین نتانیاهو مانند او فکر نمی کنند و برخی بر این باورند شاید حصول به این توافق و کسب اطمینان از رفع خطر هسته ای از ایران می تواند برای آنها هم مفیدتر باشد. بنابراین نباید از همین حالا نتیجه بگیریم که هر نوع قراردادی با مخالفت کلی و تام اسرائیل و لابی های طرف آن در واشینگتن رو به رو خواهد شد. در حال حاضر و در اظهارنظرهای رسمی و غیر رسمی هر چیزی می توانند به زبان بیاورند ولی زمانی که به پیشینه جریان پی ببریم و موضوع را از دیدگاه آمریکا و منافع ملی این کشور مطالعه کنیم در می یابیم که مسئله از دید منافع آمریکا حدی با نگاهی که اسرائیل به آن دارد متفاوت است. چون ایالات متحده در حال حاضر درگیر جنگ با داعش در عراق و سوریه است و با افق های جدید ژئوپلتیک در منطقه و به هم ریختن معادلات موازنه قوای سابق به ضرر آمریکا هستیم.

از سوی دیگر این مولفه ها و همچنین تهدیدها و فرصت های مشترکی که میان تهران و واشینگتن وجود دارد امکان همکاری میان ایران و آمریکا در منطقه علیه تهدیدهای موجود و بالفعل بروز یافته افزایش داده است. وقتی مسئله را از این زوایه مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم می توانیم به نتایج دیگری برسیم و در آن چارچوب نامه باراک اوباما به مقام رهبری هم در همین ساختار تعریف و تبیین می شود. هرچند در چند روز اخیر و با توجه به فشارهای منفی فراوانی که از سوی تندروها به اوباما وارد آمده، رئیس جمهور آمریکا تا حدی از این موضوع عقب نشینی کرده ولی واقعیت امر از این قرار است که نگرانی ها و منافع مشترک بین ایران و آمریکا با توجه به تهدیدات جدید و در حال افزایش به چشم می خورد. به طور مثال ما شاهد هستیم داعش در زمینه جذب حمایت هم از سوی طالبان و هم از سوی جریانات اسلامی تندرو در سوریه مانند جبهه النصره فعالیت هایی را انجام می دهد و می خواهد وارد ائتلاف های جدیدی شود.

اتفاقات و تغییراتی که هیچکدام از اینها به سود ایران و یا کشورهای حاشیه ای خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا نیست.  بنابراین و با توجه به پارامترهای سیاسی باید موضوع هسته ای و پیچیدگی های آن در شرایط متنوع امینتی آن را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. ضمن اینکه باید در نظر داشت با توجه به اولویت های امنیتی ایران چگونه باید این تحولات جدید را در معادلات مذاکرات هسته ای میان ایران و گروه کشورهای 5+1 دخیل دانست. بدیهی است با توجه به شرایط بسیار غیر قابل پیش بینی و مرزهای پر از تکاپو و پر از دینامیک منطقه سطح و دامنه منافع و نگرانی های مشترک و موازی ایران و آمریکا افزایش یافته و این مسئله مطمئنا تاثیراتی در زمینه نقش قابل توجه گفتگوی هسته ای میان ایران و آمریکا و به طور کلی غرب در پی داشته و خواهد داشت.

بر این اساس در پایان و در مقام جمع بندی مایلم اشاره کنم با توجه به برگزاری انتخابات میان دوره ای سنای آمریکا و نتیجه ای که در آن حاصل شده یک فرصت دو هفته ای برای به نتیجه رسیدن مذاکرات باقی مانده تا آقای اوباما اعضای کنگره جدید را مقابل یک عمل انجام شده قرار دهد. در نتیجه نتایج انتخابات میان دوره ای سنا در کوتاه مدت به نفع مذاکرات است و می تواند زمینه به نتیجه رساندن گفتگوها میان ایران و گروه کشورهای 5+1 را فراهم سازد، هرچند که در میان و بلند مدت ممکن است به ضرر مذاکرات تمام شود و حصول به توافق را با دشواری هایی مواجه سازد.  

52308

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.