۰

میراث آیت الله

  • ۵بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

در روزگاری که «سیاست ورزی» در نگاه بسیاری به معنای گذشتن از مرزهای حقیقت، نادیده گرفتن مصلحت جامعه و برتری دادن تمایلات حزبی و شخصی بر همه چیز تلقی می شود، بروز و ظهور پدیده هایی چون آیت الله مهدوی کنی همچون ستاره ای در شب راهگشاست.

یکم- شاید اگر نبود پیام رهبر عزیز انقلاب در وصف حضرت آیت الله مهدوی کنی و سیاستمداری «صادق» و انقلابی «صریح» خواندن وی، نمی توانستیم هرگز تعریف جامعی از کنش و رفتار سیاسی رئیس مجلس خبرگان داشته باشیم.


در روزگاری که «سیاست ورزی» در نگاه بسیاری به معنای گذشتن از مرزهای حقیقت، نادیده گرفتن مصلحت جامعه و برتری دادن تمایلات حزبی و شخصی بر همه چیز تلقی می شود، بروز و ظهور پدیده هایی چون آیت الله مهدوی کنی همچون ستاره ای در شب راهگشاست.


دوم- از حجم پیام های تسلیت همه جریان های سیاسی کشور برای رحلت حضرت آیت الله مهدوی کنی می توان به چهره فراجناحی ایشان پی برد. مردی که با وجود تعلق خاطرش به جریان اصولگرایی هیچ گاه از «انصاف» و «حق» گذر نکرد. هرجا سخن از مصالح انقلاب بود، با وجود کهولت سن در میانه میدان حاضر بود و هرچه «آبرو» داشت در طبق اخلاص و برای انقلاب گذاشت.


سوم- آیت الله مهدوی کنی دین بزرگی بر گردن «جامعه اصولگرایی» کشور دارد. وی در چند سال گذشته و بخصوص در مجلس قبل و انتخابات ریاست جمهوری همه تلاش خود را برای رسیدن اصولگرایان به ائتلافی جامع و کامل به خرج داد و اگر نبود «بدعهدی» هایی که به تلاش وی برای اتحاد اصولگرایان شد، شاید در اواخر عمر خویش به آرزوی دیرینه ایشان برای اتحاد اصولگرایان جامه عمل پوشیده می شد.


چهارم- بزرگترین میراث حضرت آیت الله مهدوی کنی همان چیزی است که در کلام رهبر عزیز انقلاب تجلی یافت و در دو واژه «سیاستمدار صادق» و «انقلابی صریح» بیان شد. حلقه های گمشده سیاست ورزی در ایران ما و ریشه بسیاری از اختلافات را هم شاید بتوان در همین دو واژه جستجو کرد و به دنبال آن بود. امروز و فردا در کشور عزای عمومی اعلام شده و به طبع آن سخن از جایگاه و شخصیت بزرگ حضرت آیت الله مهدوی کنی در محافل و مجالس بسیار است. عظمت شخصیت معنوی و روحی آن بزرگوار آنقدر هست که این نگرانی وجود دارد که زندگی سیاسی ایشان به عنوان فقیهی صالح کمتر به چشم آید و از آن سخن گفته شود.


پنجم- گروههای اصولگرا و دلسوزان انقلاب شاید اگر چند سالی به عقب برگردند با نگاهی وسیع تر به آنچه آیت الله مهدوی کنی به دنبال آن بود، بنگرند. اتفاقاتی که اگر نمی افتاد شاید منجر به دلخوری و رنجش ماههای آخر عمر مبارک ایشان نمی شد. در آینده نیز خلاء حضور ایشان حس خواهد شد. اما آنچه را که می توان و می شود «میراث» واقعی ایشان خواند و از آن سخن گفت، تلاش برای «اتحاد» جریان های انقلاب البته نه با نگاهی غیر واقعی، بلکه برخاسته از رای و نظر واقعی مردم دانست. آیت الله مهدوی کنی سیاست را همانگونه می دید که در مکتب امام(ره) آموخته بود. رای مردم و خواسته مردم جایگاه والایی در سیاست ورزی داشت. اینها شاید بزرگترین میراث رئیس فقید مجلس خبرگان باشد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.