۰
/گزارش / قسمت دوم

تغییر رویکرد طالبان از ایدئولوژی به تجارت

  • ۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

گروه طالبان در افغانستان که همواره سعی داشته خود را با شرایط جدید در این کشور تطبیق دهد پس از آنکه طی دهه‌های 1990 و 2000 دو دوره زمانی متفاوت را با انگیزه‌های ایدئولوژیک و انتقام‌جویی طی کرد، در حال حاضر سومین دوره خود را با انگیزه تجارت و کسب درآمد طی می‌کند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در بخش نخست این گزارش پایگاه "ساوت آسیا چنل" که روز دوشنبه منتشر شد، سیر تغییر و تحول طالبان در افغانستان و منابع درآمد این گروه در دو دهه گذشته به سه دوره "ظهور و ایدئولوژی"، "احیا و انتقام" و "تغییر شکل و تجارت" تقسیم شد. در بخش دوم این گزارش دوره سوم بررسی شده است.

تغییر شکل و تجارت (2009 تا زمان حال حاضر)

با تشدید فعالیت‌های شبه نظامی طالبان منابعی که برای مهار این گروه فرستاده می‌شد نیز افزایش یافت. طالبان از پول‌هایی که به افغانستان فرستاده می‌شد با اعمال مالیات بر میلیاردها دلار هزینه‌ای که صرف قراردادهای توسعه و نقل و انتقال می‌شدند سود برده است. در این میان قاچاق و کشت خشخاش که منابع سنتی کسب درآمد طالبان بودند در مناطقی که کنترل دولت افغانستان و ناتو بر آن‌ها کم بود سودمندی بیشتری پیدا کردند.

پس از آنکه بسیاری از رهبران طالبان کشته شده یا به زندان افتاده یا در پاکستان مخفی شدند نسل جدیدی از جوانان در این گروه روی کار آمدند که نمی‌توانستند به اعتبارات قانونی که به طور آشکار افغانستان را پر کرده بودند دسترسی پیدا کنند.

این افراد با انگیزه کسب سود، اعتبار و حتی رهایی از محدودیت‌های زندگی روستایی و کار در زمین‌های خشک کشاورزی به طالبان پیوستند. بسیاری از مصاحبه‌هایی که در این مقاله انجام شدند فاش ساختند که بسیاری از کسانی که به تازگی به طالبان پیوسته اند زمانی برای دولت افغانستان یا حتی نیروهای کمک به برقراری صلح و امنیت در افغانستان موصوف به ایساف کار می‌کردند و یا تمایل به همکاری با آن‌ها را داشتند اما به دلیل تهدید علیه خانواده آن‌ها یا بیکاری مجبور به پیوستن به طالبان شده‌اند.

رهبران مسن‌تر و ایدئولوژیک‌تر طالبان که عمدتا در پاکستان مستقرند به سختی تلاش می کنند تا کنترل مالی و انضباطی خود را بر گروه‌های شبه نظامی فعال در نقاط مرزی که عمدتا منزوی‌تر هستند بیشتر کنند. شبکه‌های کوچکی که اغلب ماهیت مجرمانه دارند از برند سودآور و قدرتمند طالبان استفاده می کنند بدون آنکه آرمانی فراتر از انگیزه‌های مجرمانه داشته باشند و تنها به گروه های کوچک و بسته خود می‌اندیشند. این گروه‌ها هرچه بیشتر پول‌های خود را به شورای کویته می‌فرستند به جای آنکه صرف دیگر کارها کنند و در پاره‌ای از اوقات از آن‌ها خواسته می‌شود تا فعالیت‌های عاملان تندروی ایدئولوژیک یا بمب گذاران انتحاری را در ازای کسب فرصت‌های همکاری بیشتر تسهیل کنند.

انحراف به سبب تروریسم

امروزه ما در گروه طالبان سازمانی را می‌بینیم که قابل مقایسه با تمرکز خانوادگی مافیای ایتالیا، منافع جنایی کارتل‌های مواد مخدر آمریکای لاتین و ماهیت تجاوزگرانه شبه نظامیان مجاهدین افغانستان در اوایل دهه 1990 است. فراخوانهای رهبران طالبان از محل پناهگاه‌های امن‌شان در پاکستان به منظور تداوم خشونت به نام مذهب و حمایت از کشور دیگر بازتاب ضعیفی در نقاط فقیر حومه‌نشین افغانستان دارد. همان‌گونه که اخیرا نجیب شریفی کارشناس افغان در مجله فارین پالسی تشریح کرد باید منتظر ماند و دید که آیا فراخوانهای مشابهی که از سوی داعش مطرح می‌شوند به طور متفاوتی در افغانستان بازتاب می‌یابند یا خیر؟

مصاحبه‌هایی که ما در این مقاله به آنها ارجاع دادیم اغلب پیش از آن که داعش تبدیل به حضور تهدید‌کننده‌ای در دورنمای ژئوپلتیکی شود انجام شدند. در مجموع در افغانستان امروز گزارش‌های تقریبا روزانه از کشتارهای بی‌رحمانه و نابودگری‌ها توجه را از اقدامات فراقانونی و پنهانی که باعث مداومت کار شریکان این اقدامات و انگیزه همکاری با این افراد می شوند منحرف می‌کند.

تلاش‌ها برای مقابله با شبه نظامیان طالبان باید این بازارهای سیاه را مورد حمله قرار دهد. در آینده ما پنج منبع درآمد اصلی طالبان را در استان‌های هلمند و هرات بیشتر مورد بررسی قرار خواهیم داد. تلاش‌های نظامی و سیاسی سابق برای مبارزه با شبه نظامیان طالبان اغلب شرایط اقتصادی محلی را نادیده گرفته و باعث بدتر شدن این شرایط شده‌اند و اکنون همین شرایط روستاییان عادی افغان را وادار می سازد که تبدیل به شبه نظامی شوند. تغییر مسیر فعالیت‌های فراقانونی و تبدیل آن به اقتصاد مشروع بیش‌تر از مذاکره یا کشتار یا هر چیز دیگری طالبان را تضعیف کرده و در افغانستان ثبات برقرار می‌سازد.»

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.