• ۱بازدید

بازی بزرگ در زمین خزر

خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- یادداشت

احسان معنوی - دانشجوی دکترای علوم سیاسی

در گذر این روزها سیاست خارجی در کانون اخبار ونگاه‌ها قرار گرفته است. دولت تدبیر و امید، به طرزی موثر تحرک دیپلماتیک دارد. تحرک دیپلماسی دولت بر مبنای اعتدال و مصلحت، نویدبخش آهنگ گشایش و موفقیت در روابط خارجی ایران است. دولت یازدهم راهبردهای اعتدالی و عقلائی خویش در سیاست خارجی را می‌آزماید و قصد آن دارد با ظرافت دیپلماتیک تمام ظرفیت‌ها را برای گشایشگری به کار گیرد. تثبیت آرامش در سیاست خارجی و تعامل منطقی با جامعه جهانی و هچنین تقویت رابطه با همسایگان در راهبرد خارجی دولت یازدهم مکمل یکدیگر انگاشته می‌شوند. سیاست منطقه‌ای ایران تابع اهداف بین‌المللی ایران است. آثار راهبرد و نگاه دولت در سیاست خارجی در کلام یا نشست‌های دیپلماتیک تمام نمی‌گردد بلکه آثار این توفیقات ببیش ازهمه خوشایند مردمان ایران است.

از سفر رئیس جمهور به سازمان ملل تا مذاکرات هسته‌ای و نیز دیدار روحانی با ریاست جمهوری روسیه همه نگاه‌ها به تدبیر دولت دوخته شده است. رهاورد دولت از سفر سازمان ملل تحرک دیپلماتیک گسترده در راستای تامین منافع ایران است. حضور اخیر رئیس جمهور روحانی در روسیه و دیدار با همتایان روس و سایر کشورهای حوزه دریای خزر، چند نکته را برجسته می‌نماید؛ که در زیر به آن میپردازیم.

1. نخستین هدف دولت ایران درحوزه دریای خزر، دستیابی به رژیم حقوقی عادلانه و منطبق با موازین حقوق بین‌الملل است. چنانچه رئیس‌جمهور روحانی در سخنان خویش در آستاراخان در ذیل چهارمین نشست اجلاس سران حاشیه دریای خزر عنوان داشتند « تدوین نظام حقوقی جامع و پایدارباید بر اساس اصول و موازین حقوق بین الملل،اصل منصفانه بودن نتایج تحدید حدود، انحصار حاکمیت،حقوق حاکمه، و صلاحیت صرفا پنج کشور ساحلی» صورت گیرد.

نشان دادن فعالیت و بهره‌برداری از همه ظرفیت‌ها برای تحقق منافع ملی است. حضور رئیس‌جمهور روحانی که حضوری در بالاترین سطوح مشارکت کنندگان است نشان می‌دهد دولت تدبیر و امید درصدد است تا از همه ظرفیت‌های منطقه‌ای در روابط خارجی بهره بگیرد. حضور فعالانه روحانی در این مجمع را می‌توان نشانگر اراده و رویکرد دولت یازدهم دانست در داشتن «دیپلماسی فعال» در مقابل «دیپلماسی منفعل» یا «واکنشی ».

2. این حضور را می‌توان همچنین در قالب ارسال پیام به جامعه جهانی ارزیابی کرد؛ چراکه ایران مصمم است جانب تعادل را در روابط خارجی خویش حفظ کند و در عین رویکرد جهانی خود از نقش همسایگان خویش در تامین امنیت و منافع خویش غافل نخواهد بود.

دولت یازدهم امید دارد با قائده حسن همجواری با همسایگان بتواند در اشتراک دیدگاه و تامین مصالح همه کشورها الگوی اقدام جمعی بیابد. در چارچوب همکاری‌جویانه ایران، منطقه می‌تواند به کانون « دوستی و پیوند و صلح» تبدیل شود. چانچه رئیس جمهورروحانی نشست آستراخان را « فرصتی مغتنم برای همکاری بیشتر » دانسته و برگزاری این جلسه را « ابتکاری سازنده، برای تبدیل دریای خزر به نماد حسن همجواری، دوستی و همبستگی» برشمردند.

رویکرد دولت یازدهم شکل دادن به همکاری‌های منطقه‌ای و مشارکت داشتن در ائتلاف‌های پایدار است؛ دراین رویکرد، منطقه پیرامون دریای خزر جایگاهی حساس و نمادین دارد. منافع ملی ایران ایجاب می‌دارد تا در محیط خزر حداکثر همگرائی و حداقل واگرائی وجود داشته باشد. ازین روی رئیس‌جمهور روحانی منشاء اقدامات و اراده جمعی را یادآور شده و می‌گویند « باید به جای اقدامات انفرادی فعالیت های جمعی را مبنای اقدامات خود قرار دهیم، و بپذیریم که تعاملات جمعی بهره‌وری بیشتری را در اختیار همگان قرار می‌دهد» . همکاری جمعی و سرمایه‌گذاری مشترک کشورهای ساحلی خزر ایجاب می‌کند تا منافع همه بازیگران تعریف و مدنظر قرار گیرد. به همین دلیل روحانی اظهار کرد: « تعریف نفع مشترک در همه حوزه‌ها و نهاد مشترک سازماندهی و با سرمایه‌ کذاری مشترک پیشرفت کار سامان یابد».

3. ایران از حضور در منطقه خزر و آسیای میانه و قفقاز ، منافع چند بعدی را دنبال می‌کند. به تعبیر دکتر کاظم سجاد پور از اساتید روابط بین‌الملل« سیاست خارجی ایران ترکیبی از ساختارهای جغرافیایی، استراتژیک، اقتصادی و فرهنگی است».

نفوذ تاریخی ایران در حوزه پیرامون دریای خزر نشانه‌ای است از قدرت فرهنگی ایران؛ بافت فرهنگی و نیز تجارب تاریخی مشترک در کنار پیوندهای زبانی و هویتی این امکان را برای ایران فراهم می‌آورد تا با فعال‌سازی دیپلماسی عمومی، توفیقات بیشتری حاصل کند. بدین دلیل است که دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان ضمن اشاره به امنیت و آرامش منطقه بیان داشتند « می‌توانیم پس از رایزنی‌های فشرده با اتکاء به اشتراکات فرهنگی کهن مان و با تمسک به پیشینه تاریخی دوستی ملت‌های‌مان گام‌های بلندی برای توسعه و ثبات مردم سواحل زیبای خزر فراهم آوریم».

4. باید تصریح داشت که فرصت‌های اقتصادی و نیاز کشورهای منطقه برای جذب سرمایه‌گذاری امکان نفوذ ایران ر افزون‌تر می‌سازد. ازهمین روی نباید ازیاد برد اغلب کشورهای منطقه پیرامون دریای خزر میل به صنعتی شدن و توسعه اقتصادی دارند. این تمایل زمینه را برای تبادل سرمایه انسانی متخصص و نیز سرمایه‌گذاری مالی و صنعتی فراهم می‌آورد. ناظر براین وضعیت رئیس دولت یازدهم با صراحت چنین کلام بر زبان آورد که « در کنار رایزنی برای نزدیکی مواضع در رژیم حقوقی و تحدید حدود» بایست که همکاری‌های بازرگانی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرید. و ابراز امیدواری میکند« ایجاد رفاه و توسعه در سواحل این دریا با توجه به جاذبه‌های فراوان و منحصر به فرد گردشگری، کشتیرانی تجاری و تفریحی، ماهیگیری، شیلات و بخصوص سرمایه گذاری مشترک » حاصل می‌آید.

5. از طرفی دیگر، یکی از نگرانی‌های عمیق برخی کشورهای منطقه ، در حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای در حوزه دریای خزر و آسیای میانه و قفقاز مطرح است؛ این نگرانی مشترک بستری برای تالیف و تقریب رویکردها ایجاد کرده است. روسیه آشکارا از نزدیکی برخی کشورها به حوزه غرب و افزایش ضریب نفوذ قدرت‌های غربی نگران است؛ ایران می‌تواند ازین نگرانی برای متعادل‌سازی بازی یکطرفه روس‌ها در مناسبات سیاسی بین‌المللی با کارت ایران و حتی تنظیم رفتار این دولت در تدوین رژیم حقوقی دریای خزر سود بجوید. در چنین فضایی نگرانی‌های مشترک از جنسی که روحانی بر زبان آورد مانند «تروریسم، صلح منطقه و مبارزه با رادیکالیزم » طرح می‌شوند. برای مهار این نگرانیها ایران اعتقاد دارد« امنیت درونزا» در منطقه شکل بگیرد. چنین است که دکتر روحانی ابراز می‌دارد« نباید اجازه داد امنیت این دریا و سواحل آن به متغییرهایی غیر از منافع جمعی و مشترک کشورهای ساحل آن وابسته گردد».

6. از دگرسو بحث هسته‌ای ایران در میان است؛ پرونده هسته‌ای ایران اینک به آستانه یک تصمیم بزرگ رسیده است . از شواهد آن‌گونه برمی‌آید که در آستانه نقطه عطفی در بازگشایی گره هسته‌ای ایران می‌باشیم.

سفر رئیس‌جمهور روحانی به روسیه و حضور در آستراخان را می‌توان نشانگانی از رویکرد موازنه‌ساز ایران نیز در نظر آورد. درشرایطی که جامعه جهانی شاهد همکاری‌های مثبت ایران با آژانس انرژی هسته‌ای و نیز نقش مثبت ایران در فرایند مذاکرات 1+5 بوده اند، دولت درصدد است تا با ارسال پیام، طرف‌های مذاکره را به «توانایی انتخاب‌های دیگری» متوجه کند. دراین حالت هرچقدر همکاری منطقه‌ای ایران افزایش پیدا کند میتوان شاهد افزایش موقعیت و قدرت ایران بود. ایران درصد است تا با همکاری یک قدرت فرامنطقه ای(روسیه) و نیز همسایگان خویش در منطقه خزر، کمربند امنیتی قابل اعتمادی پیرامون خود به وجود بیاورد.

7- روابط ایران با روسیه در پرتو دریای خزر و نیز معادلات منطقه ای معرف وضعیت چند وجهی است. از طرفی به تعبیر روحانی باید بتوان الگوی « اقدام مشترک» برای حل و فصل مسائل پیدا کرد؛ و از آن سوعلیرغم برخی اصطکاک‌ها با روسیه همکاری استراتژیکی را در موضوعات بین المللی ایران از جمله پرونده هسته‌ای آغاز کند. ایران قصد آن دارد رابطه‌ای استراتژیک با روسیه برقرار کند و در نتیجه با کارت روسیه در آستانه توافق بزرگ هسته‌ای تعادل برقرارسازد. چنانچه روحانی در مصاحبه با شبکه 2 تلویزیون روسیه «ضرورت همکاری میان همسایگان برای مقابله با تحریم‌ها» را بازگو کرده و در ادامه به «دیپلماسی انرژی» میان ایران و روسیه اشاره می‌کند تا پیوندهای محکم میان دوکشور را بازنمائی کرده باشد. به تعبیر یکی از تحلیلگران سیاست خارجی ایران «همسایگان شرقی در بازی دیپلماتیک هوشمندی بیشتری نسبت به همگنان غربی خویش داشته‌اند.» دولت یازدهم راهبرد توازن و تضمین را پیش گرفته است تا ضمن تاکید بر تعهدات و ضمانت‌های متقابل از سایربازیگران بین‌المللی برای موازنه سازی مقابل آمریکا بهره بگیرد. در این فضا ایران سعی دارد تا در کنار روسیه، چین و حتی با فرستادن پالس به اروپا از خلال دیپلماسی انرژی ، فضای مذاکرات را متعادل و موازنه جدیدی برقرار کند.

انتهای پیام

وبگردی