۲

روایت رئیس مرکز پژوهشهای مجلس از انتخابات 88: لاریجانی هیچگاه ساکت فتنه نبوده است

  • ۹بازدید
  • ۲ رای
  • ۰ دیدگاه

فارس نوشت:

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت: خسارتی که در سال 88 به انقلاب وارد شد غیر قابل جبران است این که مقام معظم رهبری با دردمندی آن را می‌گویند برای این است که کاملاً خسارت را دیده‌اند.
کاظم جلالی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، در جلسه شورای عمومی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل ضمن تبریک عید غدیر خطاب به دانشجویان گفت: این که شما برادران و خواهران بخشی از زمان خوب زندگی خودتان را به فعالیت‌های اجتماعی و صیانت از ارزش‌های انقلاب اسلامی خصوصاً در سنگر دانشگاه، می‌گذرانید باید تشکر کرد و برای رویکردی که برای شما عزیزان وجود دارد، باید تبریک گفت.

بخشهایی از سخنان جلالی:
-در شهرهای بزرگ تجربه نشان داده است که لیست‌ها کارساز است اما در شهرهای کوچک لیست اثرِ زیادی ندارد، من 4 دوره است که نماینده شهرستان هستم و در دولت‌های مختلف آمده ام، مردم در شهرهای کوچک شناختشان روی اشخاص است و شاید رأی شان از شهرهای بزرگی مانند تهران دقیق تر باشد.

-با انتخابات ریاست جمهوری تحولات در کشور شکل گرفته است و این که چه ائتلاف‌هایی شکل خواهد گرفت، سه جریان اصلی در انتخابات مجلس حضور خواهند داشت، یک جریان کلی به نام اصولگرایی خواهد داشت و در اصولگرایی نیز باید نسخ‌شناسی و کالبد شکافی شود.

-جریان دیگری به نام اصلاح‌طلبی وجود دارد که این دو جریان به شکل سنتی تا کنون در انتخابات مختلف حضور پیدا کرده‌اند، از انتخابات ریاست جمهوری گذشته یک رویکرد جدیدی هم ایجاد شده است، نمی‌خواهم بگویم این رویکرد جدید معنایش این است که اساساً عقبه تشکیلاتی سنگین است، نه! شاید عقبه اصولگرایی و اصلاح‌طلبی در داخل کشور جا افتاده است اما آن چیزی هم که به عنوان اعتدال شکل گرفته است این هم می‌تواند یک جریان دیگری برای انتخابات باشد.

-در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز دیدید که اگر چه ساز و کاری برای وحدت ایجاد شد اما تقریباً ساز و کار وحدت ایجاد نکرد و کاندیدهای شاخص اصولگرا همه در صحنه ماندند، با این که می دانستند ماندنشان می تواند سمتی رود که هیچ کدام پیروز نشوند ولی همه ماندند لذا باید ساز و کار اندیشید.
-آن چیزی که من می‌فهمم این است که در داخل اصولگرایی یکسری تنگ‌نظرانه‌هایی وجود دارد که باید تکلیف شان مشخص شود آنها فقط خودشان را اصولگرا می‌دانند و هرکسی نقدی کرد دیگر اصولگرا نیست و از دایره اصولگرایی دور می‌شود. به نظر می رسد نگاه خوبی نیست، البته معمولاً این گونه بوده است که هر زمان قدرت را بدست گرفت سعی کرد در گروه محدودی متمرکز شود و هرزمانی هم که قدرت دستش نبود، مقداری تسامحش بیشتر شد.

-این باید روشن شود در طول سالیان گذشته خسارت‌های زیادی از تنگ نظری دایره اصولگرایی دیده‌ایم، خودش خسارت دید و این که اصولگرایی درگیر با خودش شود و بحث پالایش کردن و رسیدن به اصولگرایی ناب! اصولگرایی ناب هم فقط ماییم و این روند را به جایی می رساند که بقیه حذف می شوند این باید علاج شود یا برخی از نگاه های تندروانه که در اصولگرایی وجود دارد، باید در یک جایی مشخص شود.

-مثلاً می‌گوییم می‌خواهیم وحدت پیدا کنیم، چهار سال پیش که قرار این نبود، خدا انشاءالله حضرت آیت‌الله مهدوی کنی را شفاعت کند، وی با آن سن و کهولت و مشکلات، محوریت را به دست گرفتند و باید دید چه کسانی در مقابل این شخص وحدت را بر هم زدند؟ مگر ایشان ساز و کار را درست نکرد؟ در جلسات قرار بود 8+7 تشکیل شود که شد 6+7 حضور داشتند، 7 نفر عبارت بود از سه نفری که با آقای احمدی‌نژاد صحبت کرده بودند (قبل از این که آن 11 روز خانه نشینی انجام شود)، آقای احمدی‌نژاد قرار بود اصولگرایی را به وحدت برساند لذا با مرحوم عسگراولادی و آقای حداد عادل و آقای ولایتی با هم صحبت کردند.

-بعد که دیگر خانه‌نشینی انجام شد، قرار شد جریان اصولگرایی با محوریت آقای مهدوی کنی پیش رود، آیت‌الله مهدوی کنی این سه نفر را حفظ کردند و 4 نفر دیگر را نیز که دو نفر از جامعه مدرسین و دو نفر از جامعه روحانیت، 7 نفر شدند.

-از این طرف هم قرار بود دو نفر از جبهه پیروان خط امام و رهبری بیایند، دو نفر جمعیت ایثارگران و رهپویان و دو نفر هم آقای قالیباف و لاریجانی نماینده بفرستند و دو نفر هم جبهه پایداری بفرستد. جبهه پایداری در آن ائتلاف شرکت نکرد آقایان می گفتند مراد شما چه وحدتی است؟ فلسفی، نظری؟ شخص آیت الله مهدوی کنی در آن دوره ناراحت شدند و در جلسه گفتند ما می‌فهمیم وحدت یعنی چی!

-تجربه موفقی در آن مجلس نشد و این هم از ریاست جمهوری! چرا موفق نیست؟ مگر ما نمی‌فهمیم وحدت ضرورت دارد چرا به نتیجه نمی‌رسیم؟ چون خوب آسیب‌شناسی نمی کنیم و هرکدام می خواهیم محوریت در دست خودمان باشد و هرکدام هم میخواهیم سهم بیشتری داشته باشیم و به دیگران نیز سهم ندهیم، شاید اگر آسیب شناسی شود به بسیاری دلایل دیگری هم برسیم، مبنایش هم این نیست که فقط یک نفر اشتباه می کند، نه! نمیخواهم غیر منصفانه بگویم.

-بحث آخر؛ بحث دولت و جریان اعتدال است که دولت می خواهد چه کار کند؟، آیا پشتِ اعتدال می‌خواهد جریان شکل بگیرد و البته این به عملکرد یک سال آخر دولت، بسیار مرتبط است و اگر دولت بتواند بخشی از مشکلات را حل کند و اقبال عمومی سمت دولت باشد، قاعدتاً دولت می تواند از جریان اعتدال استفاده کند، اگر موفقیت‌هایش زیاد نباشد خصوصاً در دو حوزه تورم و رکود توفیقات دولت زیاد نباشد که همین دو حوزه به عوامل بسیاری در صحنه داخلی و بین المللی بر می گردد، آن زمان دولت و جریان اعتدال شاید با مشکلات بیشتری مواجه شوند.
-خلاصه کلام این است که این سه جریان از اکنون شکل می‌گیرد و رایزنی‌ها شروع می‌شود باید دید این‌ها در چه قالبی شکل می گیرد و به چه سمتی پیش خواهد رفت که شاکله تعامل این سه جریان نتیجه مجلس شورای اسلامی در دوره دهم می شود.

-از هیچ چیزی برای خودمان کاسبی ایجاد نکنیم. ما می‌گوییم هم‌دیگر را حذف و خراب نکنیم. مثلا روز 22 بهمن رئیس مجلس را با مهر بزنیم آیا اصولگرایی است؟ اگر اصولگرایی است باید تعطیلش کنیم.

-مثلا وقتی خواستند سفارت انگلیس را بگیرند ما گفتیم این کار را نکنید. آن وقت ما شدیم غیر. رفتند گفتند ما می‌خواهیم لانه جاسوسی دوم را ایجاد کنیم. قبل از هر حرکتی باید از شرایط بین المللی دریافتی داشته باشیم. از ابزارهای غلط استفاده نکنیم.

-ما قطعا یک سری اختلاف نظر داریم. اتفاقی که در مجلس افتاد چه بود؟ مگر ما به دنبال وحدت اصولگرایی نبودیم؟ دوستان آمدند و در جلسات 8 +7 که شده بود 6 + 7 کل مجلس را به گروگان هیات رئیسه گرفته بودند. یعنی اگر می خواهیم کاظم جلالی رئیس مجلس شود جریان را جوری بچینیم که در انتها کاظم جلالی رئیس شود.

-موقعی که 8 + 7 لیستش را داد جریان اصولگرایی رای آورد. ولی بسیاری از کسانی که رای آوردند در لیست 8 + 7 نبودند. وقتی به مجلس آمدند گفتند ما با این‌ها نمی‌توانیم جمع شویم. برای اینکه اینها از اصولگرایان حمایت کردند و ما را حذف کردند. آمدند گفتند ما باید فراکسیون اصولگرایان را تشکیل دهیم. فراکسیون اصولگرایان می شود همه نماینده‌های مجلس به جز اصلاح طلبانی که تابلودار باشند..

-گفتند قبول نداریم. 7، 8 نفر اصلاح طلبان تابلودار که هیچ، اقلیت‌های دینی هم هیچ. گفتیم اقلیت های دینی چرا اصولگرا نباشند؟! آقایی داریم به نام «بسپوریا» نماینده آشوری ها در مجلس، من شاید چندین ماموریت با وی خارج از کشور بودم. این نماینده آن قدر در دفاع از انقلاب و نظام کارآیی دارد که ما کارآیی نداریم.

-گفتند ما 35 تا 40 نفر فتنه‌گر در مجلس داریم. گفتیم ما دیگر این را نمی پذیریم. کسی که از فیلتر شورای نگهبان گذشت از نظر ما دیگه فتنه گر نیست. فتنه حوزه تخصصی شورای نگهبان است. شما نمی توانید به نماینده مردم که رای آورده بگویید فتنه گر. اینجا بود که ما اختلاف نظر پیدا کردیم. ما چندین جلسه گذاشتیم بنده بودم از آن طرف هم آقای زارعی و آقای زاکانی بودند. بعضی از جلسات هم در دفتر آقای ابوترابی برگزار می شد.

-حالا فلسفه چه بود؟ فلسفه این بود که رأی لاریجانی در فراکسیون کم بشود. آنجا هر کسی را که احساس می‌کردند که به لاریجانی بعدا رای می‌دهد در لیست اصولگرایان قرار نگیرد یا در حداقل قرار بگیرد. مثلا کسی مثل بنده را نمی‌توانستند حذف کنند هم عضو 8+7 بودم هم در شاهرود بعد از 4 دوره بیش از 60 درصد رای آوردم. هیچ وقت هم نیاز نداشتم کسی تابلو پشت سرم بگیرد.

-در مجلسی وارد شدیم که یک عده‌ای آمدند که می‌گویند ما اصلا مکانیزم 8+7 را قبول نداریم. این را به آقای زاکانی گفتم که اینها با شما حرف دارند می گویند اینها ما را حذفمان کرده بودند، حالا شدیم اصولگرا؟ چطور دیروز که لیست را می بستید اصولگرا نبودیم؟ امروز که رای آوردیم شدیم اصولگرا؟ ما با آن مباحث سر و کار داشتیم. بر این اساس بود که فراکسیون رهروان ولایت شکل گرفت.

-حالا اشکال دارد شما حتی اگر کسانی رنگ و لعاب اصلاح طلبی هم دارند ولی اصلاح طلبی شون اصلاح طلبی مبتنی بر ارزش های دینی است. مثلا آقای پزشکیان فردی فوق العاده ارزشی است. زندگی اش را من مطمئنم از خیلی از اصولگرایان اصولگرایانه تر است. چطوری ما بگوئیم نه تو نیستی؟! حالا این یکی از آن نگاه‌های جاهلی نیست؟ ما برای همین انقلاب نکردیم که اینطوری همدیگر را نگاه نکنیم؟ لذا این فراکسیون شکل گرفت.

-در بحث وزیر علوم اختلاف نظر بود. بین فراکسیون اصولگرایان و رهروان ولایت ما نتوانستیم به جمع بندی برسیم. به همین دلیل اعلام نظر فراکسیونی نکردیم. بخشی از اصولگرایان سفت و سخت بودند که این کار را کار درستی نمی دانستند. می گفتند اگر قرار است اتفاق خاصی پس از آن روی ندهد بهتر است هزینه نکنیم.

-من از رای دفاع نمی‌کنم. اتفاقا مقام معظم رهبری فرمودند دانشگاه باید سیاسی باشد. اما راست است که نباید دانشگاه باشگاه جریانات سیاسی شود. امام(ره) هم در گذشته فرمودند سلامت آینده ما وابسته به سلامت دانشگاه ماست.

-منظور من این بود که شما نمی توانید بگویید در مجلس همه باید اینگونه رای دهند. مجلس محل تضارب آراست. مقام معظم رهبری هم تاکید کردند که ما باید مجلس زنده ای داشته باشیم. اکثریت نمایندگان اگر نظر صریح مقام معظم رهبری را بدانند به آن عمل می کنند.

-نمونه‌اش وزیر آقای سید شمس الدین حسینی عزیز که وزیر اقتصاد بودند، زمانی که سر مساله سه هزار میلیارد استیضاح می شدند وقتی فهمیده شد باید به گونه ای دیگر عمل شود خود لاریجانی آمد به عنوان مدافع وی صحبت کرد. از این نمونه زیاد داریم. البته مشی آقا، مشی ورود و دخالت در امور قوا نیست مگر جایی که احساس کنند مصلحتی وجود دارد یا ضرری متوجه کشور می شود.

-من 4 سال در مجلس هستم و فکر می کنم فقط یک سوال از وزیر پرسیدم افتخار می‌کنم چون وقت نظام را نگرفته ام چون فایده ندارد، یک موردی در مجلس به نام تذکرات اجرایی داریم فقط به این درد می‌خورد که وقت مجلس را می‌گیری و بنده می‌گویم هیچ فایده ای ندارد و این هم باید عوض شود. مشکل ما همین است که باید حرف زد برای مثال نماز جمعه تریبون است و باید حرف زد اما همه جا نماز جمعه نیست و باید کار کرد و اصلاح کرد.

-: من رئیس مرکز پژوهش‌ها نیز هستم. از من باید بپرسید اصلی‌ترین مسائل چیست که مغفول واقع می شود؟ ما به کدام سمت می رویم، درفرهنگ، سیاست خارجه، سیاست خارجه کجا هستیم؟ از همین آقایون تریبونی یک سوال کنید که شما هرروز حرف می زنید چند طرح برای اصلاح وضعیت اداری کشور دارید؟

-ما انقلاب اسلامی کرده‌ایم اما سیستم ادارات ما مانند همان زمان شاه است. چه کاری کرده‌ایم؟ چند طرح اقتصادی داریم؟ وضع اقتصاد چگونه است؟ من اتفاقاً نماینده شهرستانی هستم و هیچ کس مثل این نماینده ها کف خیابان نیست، من گاهی با قصاب های شاهرود جلسه داشته ام و گفته اند آقای جلالی ما هیچ چیز دور ریز دیگر نداریم، همه چیز را به مشتری می دهیم و برخی گریه می کنند که چرا چربی های دور ریختنی را به مشتری می دهیم؟.

-یک زمانی آقای ناطق نوری رئیس مجلس بود و ما هم آن زمان هنوز وارد مجلس نشده بودم،یک موضوعی را به وی گفتیم، ناطق نوری گفت در مجلس می گویند شب اول قبر ما همه باید خودمان جواب دهیم و تو و فرد دیگری که جایِ ما نمی آید، فراکسیون حزب نیست و یک گروه منضبط نظامی و تشکیلاتی نیست، مثلاً در مجلس شاید ده ها فراکسیون باشد و در مجلس چون کار بر اساس رأی است شاید گاهی جابه جایی یک رأی تصمیم عوض شود، شما تلاش می کنید رایزنی کنید عوض کنید منظور از فراکسیون همین است.

-چه کسی باید در کشور فساد را بررسی کند؟ آن مرجع واقعاً مجلس نیست و قوه قضائیه مسئول است و مجلس فقط تحقیق و تفحص می‌کند و اثر حقوقی بیشتر از این ندارد، آن وقت مجلس رأی گیری می کند که تحقیق و تفحص را به دستگاه قضا بفرستد یا خیر! البته دستگاه قضا اگر احساس کند در جایی تخلف اتفاق می افتد وارد می شود.

-سازمان بازرسی کل کشور، دیوان عدالت اداری، دستگاه قضائی همه این ها برای همین است. فرض کنید مجلس کاملاً تحقیق و تفحص کرده و کاملاً تشخیص داده دانشگاه آزاد فساد دارد، این پرونده از این که در افکار عمومی خوانده می شود درست است اما دقیقاً باید به دستگاه قضا رود و دوباره از ابتدا بررسی شود و اگر دستگاه قضا به خلاف تفحص مجلس برسد حکم را دستگاه قضا صادر می کند..

-به مواضع ما در سال 88 دیگر نباید برگردید چون روشن بود، تلاش هایی که ما انجام دادیم فکر می‌کنم پنهان و پوشیده نیست اما در مورد ساکت فتنه و کاسب فتنه درست می گویید نباید شکاف ایجاد کنیم اما وقتی این عبارت ها را خلق می‌کنند در مقابل هم خلق می شود و من تأیید نمی کنم که کار درستی است.

- آن زمانی که با من مصاحبه کرده بودند، حتی آن روزنامه نگاری هم که آمده بود با من بحث می کرد، یک هفته قبل از مصاحبه روزنامه اعتماد، آن جمله من را زدند و خبرنگاران مصاحبه کردند و من گفته بودم که خسارتی که در سال 88 به ما وارد کردند خسارت بسیار بالایی است و این گونه نیست که بشود راحت از آن گذشت.

-خسارتی که در سال 88 به انقلاب وارد شد غیر قابل جبران است و این که مقام معظم رهبری با دردمندی آن را می گویند برای این است که کاملاً خسارت را دیده اند، بردی که از جهت مشارکت مردم داشتیم.

-من یادم است که در کشورهای دنیا اصلاً برند ایران بالا رفته است و کار به جایی رسید که بازنده شدیم. من یادم افتاد که در سال 88 یک جلسه در الجزایر داشتیم و در آن جا یک بیانیه نوشته بودند که ما انتخابات ایران را به ملت ایران تبریک می گوییم و از مردم ایران می خواهیم که وحدت خودشان را حفظ کنند، آقای دکتر لاریجانی آنجا بودند و من در کمیته نگارش بودم و گفتند بگویید یعنی چی که به ما تبریک می گویند انتخابات که تبریک ندارد و نتیجه انتخابات باید تبریک گفته شود.

- این که چه می گویند که ملت ایران وحدتش را حفظ کند؟ ملت ایران وحدتش را حفظ می کند بیگانگان نباید دخالت کنند. من به جلسه رفتم و کشور های دیگر نیز نشسته بودند و گفتم از برادران الجزایری تشکر می کنیم که این بیانیه را نوشته اند اما ما خواهش می کنیم که نتیجه انتخابات را تبریک بگویید. دوم این که ملت ایران وحدت دارد بیگانگان در کشور ما دخالت می کنند. در آنجا خانمی به نام «زینب» بود که نماینده مجلس مصر بود، پیرزنی بود که مرده است، در آنجا گفت نه ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم و انتخابات که نتیجه اش معلوم نیست که تبریک بگوییم.

-چون آن زمانی بود که حضرت آقا، پنج روز تمدید کرده بودند که شورای نگهبان نظرش را بدهد. من با زبان خوب گفتم درست است که معلوم نیست اما شما ساز و کارهای قانون اساسی ما را که نمی توانید نقض کنید هر چیزی بر اساس قانون اساسی ما نتیجه انتخابات شد آن تبریک دارد.

- گفتم ما کشوری هستیم که هر 4 سال یکبار رئیس جمهورمان عوض می شود و این شانس را نداریم که در یک کشوری زندگی کنیم که 30 سال رئیس جمهور همان یک فرد باشد، من بچه بودم آقای حسنی مبارک رئیس جمهور بود و الان من یک پیرمردی شدم هنوز هم ایشان رئیس جمهور است.

-آن چنان من در آن جلسه داغ کردم و تند حرف میزدم که یادم می آید که احد ناطق نوری که در آن زمان نماینده بود، در سالن را باز کرد و دید من داد می زنم، در را بست رفت و گفت چی شده که عصبانی شده ای؟ یک زمانی بود که به لاریجانی ساکت فتنه می گفتند، ما هیچ زمان ساکت فتنه نبودیم و وی هم نبود..

-من هم تأیید می کنم و حرف ما همین است که اولین شرط اصولگرایی این است که ما به تعهداتی که می دهیم پای بند باشیم پس تا کنون ملتزم نبودیم، دومین نکته این است که کدام بخش اصولگرایی چه در 8+7 و چه در انتخابات ریاست جمهوری به جز آقای ولایتی دیگر کدام بخش اصولگرایی بود که با بقیه اصولگرایان کار نکرد.

 


45231

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.