۱

ادامه ابهام 27 ساله نظامیان و سیاسیون درباره پایان جنگ

  • ۱۳بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
قطعنامه 598

«چرا پس از فتح خرمشهر به دفاع مقدس ادامه دادیم؟» «آیا پذیرش قطعنامه 598 نتیجه رفتار سیاسیون بود؟» این دو پرسش از جمله سوال هایی است که حالا دو دهه است در هفته دفاع مقدس در فضای عمومی کشور به طور مکرر بدان پاسخ داده می شود.

محمود عزیزی: قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت یکی از قطعنامه‌های شورای امنیت است که در ۲۹ تیر ۱۳۶۶، برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق صادر شد و به نسبت قطعنامه های دیگری که تا قبل از آن در خصوص جنگ ایران و عراق منتشر شده بود، بیشتر منافع ایران را تامین می کرد.

27 سال بعد تصمیم ایران به پذیرش این قطعنامه هنوز جریان هایی سیاسی از این موضوع به «آینده نگری برای کشور» یا «خیانت دولتمردان» تعبیر می کنند. در سال 93 برخی فرماندهان نظامی که تا پیش از این کمتر درباره دفاع مقدس و پایان جنگ سخن گفته بودند، در تلویزیون از آن سالها گفتند. از میان چهره های سیاسی هم هاشمی رفسنجانی در گفت وگویی جدید که سایت اطلاع رسانی شخصی وی منتشر کرده به ابهام ها در این باره پاسخ داده است.

جدول ذیل نقطه نظرات چهره های سیاسی و نظامی در طی سالهای اخیر درباره پذیرش قطعنامه 598 است.

برای دیدن اینفو گرافیک ایران چگونه قطعنامه 598 را پذیرفت اینجا را ببینید.

بازخوانی سخنان رهبر معظم انقلاب درباره شرایط منتهی به پذیرش قطعنامه 598 را هم اینجا ببینید.

نام/ سمت

اظهار نظر

هاشمی رفسنجانی/ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

 

 در جلسه ای خدمت امام رفته بودیم برای اینکه بگوییم وضع جنگ اینگونه است . آیا می خواهیم ادامه بدهیم و یا نمی خواهیم ادامه بدهیم؟ نظر قاطع خود را گفتیم که مصلحت نمی بینیم . برای امام سخت بود که در آن شرایط بپذیرند ما قطعنامه را امضاء و قبول کنیم . لااقل تا آن مقداری که ما صحبت می کردیم . جلسه ما در آن شب طول کشید . راهکارهایی هم پیشنهاد شد . ایشان گفتند که ما به مردم گفتیم اگر جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد ، ما ایستاده ایم و در و دیوار پر از جنگ جنگ تا پیروزی و تا رفع فتنه است . اگر الان یکدفعه بیاییم و اینگونه عمل کنیم ، جواب مردم و رزمنده ها را چه باید بدهیم ؟ دل آنها می شکند .

در آن جلسه از اینگونه بحثها بود . ما اینها را قبول داشتیم و روی آنها بحثی نداشتیم . ولی بحث این بود که آیا مصلحت است که الان به این صورت ادامه بدهیم ؟ بحثها اینگونه بود . امام قانع شدند که الان باید این کار را بکنیم و به این مسئله رسیدند که مصلحت است که بپذیریم . منتها بحث بر سر کیفیت بود من پیشنهاد کردم که اگر برای شما اعلام آن سخت است این مشکل را من حل می کنم . من جانشین شما هستم و حق امضاء در این مسائل دارم من می روم و می پذیرم . ممکن است جنابعالی بعد بلافاصله بگویید که او تخلف کرده و باید از من به عنوان فرماندهی کل قوا اجازه می گرفت  . شما آنموقع می توانید مرا محاکمه کنید . فدا کردن یک نفر بهتر از اینهمه مشکلاتی است که پیش آید .ایشان نگاه مهربانانه ای کردند و گفتند : نه ، این خوب نیست . خودشان پیشنهادی دادند که ما از آن پیشنهاد بیشتر متاثر شدیم و آن را قبول نکردیم و گفتیم که این درست نیست .

سردارعلی فضلی/جانشین رییس سازمان بسیج مستضعفین

سهمی فرماندهان و سیاسیون در پذیرش قطعنامه 598 را باید با هم دید. من از جانب فرماندهان یگان های عمل کننده شهادت می دهم، چون جزئی از این بزرگوارها بودم، اراده این فرماندهان در خدمت امام(ره) بود؛ اصلا ما برای نجنگیدن هرگز پیشنهادی را ندادیم، اگر درخواستی شده است در هیات رئیسه نیروهای مسلح و سپاه و... بود و شاید بتوان گفت بی تاثیر نبوده است.

من در آن بخش ورود پیدا نمی کنم ولیکن رزمنده ها خواستار قطع جنگ یا پذیرش قطعنامه نبودند؛ استراتژی امام (ره) را این گونه تفسیر کرده بودیم که طبق فرمایش امام (ره) از باب ادای دین و وظیفه و تکلیف به جبهه آمدیم؛ این مطلب همواره آویزه گوش رزمنده ها بود، اساسا به دنبال این که جنگ را متوقف کنیم یا شرایط پذیرش قطعنامه به امام (ره) تحمیل شود، نبودیم.

اراده رزمنده ها این است که به وظیفه خود عمل کنند؛ رزمنده ها به جبهه برای مقابله با پیشروی دشمن آمدند؛ در هیات دولت آقای میر حسین موسوی نخست وزیر بود، هیات دولت جلسه ایی برگزار کرد و جلسه بی روحی باهم داشتیم. برادران ما از فضای حاکم ناراحت بودند و دغدغه هایی وجود داشت.

دولت آن طور که باید حمایت نکرد.با پذیرش قطعنامه، گروهی از عزیزان از صنایع دفاع اعزام شدند، 5 هزار عزیز از وزارت دفاع خواستند اعزام شوند و با آگاهی ازعدم امکان تامین تجهیزات خود مجهز قصد اعزام دارند؛ هزار چادر، 2500 اسلحه ژسه، 800 آرپی جی هفت، 100 دستگاه بی سیم و...از جمله امکاناتشان  بود. فرماندهان گروهان ها نیز پول برای رسیدگی در اختیار افراد قرار داده بود.

عباس ملکی عضو تیم مذاکره قطعنامه 598 و معاون ولایتی وزیر خارجه وقت

 

امام تعبیر جام زهر را خطاب به رزمنده‌ها گفتند. خوب یادم هست وقتی از نیویورک برگشتیم برخی دوستان ما در سپاه و جاهای دیگر به ما می‌گفتند که شما خیلی جدی نباشید. چون امام (ره) این را تاکتیکی پذیرفتند تا وقت بگیریم و تجدیدقوا کنیم تا بتوانیم نیرو بفرستیم. این شایعات خیلی فراگیر شده بود که بعد امام (ره) آن بیانیه را دادند که «ما همانقدر که در جنگ جدی بودیم در صلح هم جدی هستیم.» خیلی‌ها احساس می‌کردند این همه فداکاری که کردند؛ یک‌دفعه متوقف شد. واقعا اگر امام نبودند؛ کسی نمی‌توانست این کار را انجام دهد.

سردار غلامپور/فرمانده قرارگاه کربلا

این که بعضی سیاسیون می گویند که موضوع تجهیزات باعث پایان جنگ بوده است را من قبول ندارم به چند دلیل. یکی نامه خود امام است که می دانید امام دو نامه در پایان جنگ دادند یک نامه را خصوصی به آقای هاشمی دادند که این را برای توجیه پذیرش قطعنامه برای مسئولان و متولیان بخوانند و یکی هم که عمومی بود و در رسانه هم مطرح شد. امام در آن نامه وقتی اشاره می کنند به درخواست آقای رضایی اشاره می کند اگر کسی از موضع صادقانه بخواند و قضاوت کند متوجه می شود که اظهار نظر امام در رابطه با این نامه یک نوع تمسخر یا انداختن بار پذیرش قطعنامه بر روی دوش نامه آن فرد نیست، امام بالافاصله میگویند که "هر چند ایشان تنها کسی است که هنوز هم می گویند با این شرایط ما آماده‌ایم جنگ را ادامه دهیم". ضمن این که امام که می فرماید شعاری بیش نیست منظورشان محقق شدن خواسته‌های در نامه است.

وقتی از آقای رضایی به عنوان فرمانده میخواهند که خواسته هایت را بنویس و بده تا جایی که بنده اطلاع دارم ایشان نمی دانستند که این نامه را به امام میخواهند بدهند آقای هاشمی  به عنوان فرمانده جنگ به ایشان می‌گویند که در خواست هایت را بده زیرا امام اصرار دارد که جنگ ادامه پیدا کند و قطعنامه را نپذیرفته اند لذا درخواست‌هایت را بنویس و بده ، ایشان هم وظیفه داشتند که به عنوان یک فرمانده نیازمندی‌هایش را بنویسد و خودش هم در نامه نوشته که من می دانم این درخواست‌ها محقق نمی شود. ما از این نمونه قبل از آن نیز داشتیم که ما در طرح عملیاتی نیازمان را نوشتیم و بعد گفته شد که ما حتی بند پوتین رزمندگان را هم نمی توانیم تهیه کنیم چه برسد به چیز دیگر، یعنی شده بود که ما در زمان جنگ درخواست بدهیم و این ها از تأمین آن ها عاجز باشند

حسین فدایی دبیرکل جمعیت ایثارگران

هستند کسانی که حیات سیاسی‌شان وابسته به امام و انقلاب است و شاگرد امام بوده‌ اند ولی به "جنگ جنگ تا پیروزی" اعتقاد ندارند و به هر دلیلی به این نتیجه رسیدند که قطعنامه 598 را بپذیرند و در نهایت هم امام (ره) فرمودند که جام زهر را نوشیدم.

روغني زنجاني/رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه

فرماندهان جنگ با امام جلسه داشتند و مواضع خود را بیان می کردند. حتی شنیدم که اقاي محسن رضایی برای ادامه جنگ بمب هسته ای خواسته بودند. به هر صورت ما در تدارکات معمولی جنگ درمانده بودیم که چنین درخواست های هم مطرح می شد.یعنی سیسم قفل شده بود. استراتری ها با منابع در تعارض بود. هنگامی که مقام معظم رهبری گزارش پایان جنگ را در مجلس فراعت کردند، یگی از همین بزرگان جریان چپ به بیرون از صحن مجلس آمدند و با لحن بسیار توهین امیزی با بنده صحبت کردند. ایشان دردسته همان چپ مرسوم هم بودند یعنی چپی که دولت آقای موسوی را حمایت می کرد. مشکل کشور ما فقدان توجه به نگاه کارشناسی و برنامه ریزی است.

سردار محمد باقری/معاون ستاد کل نیروهای مسلح

به نظر من قطعنامه 598 در تیر ماه 67 پذیرفته نشد و سابقه آن به 3-2 سال قبل از آن باز می گردد؛ هنگامی که پشتیبانی لازم از رزمنده ها در جبهه صورت نگرفت. از سال 65-64  ضعف های ساختاری، زیر ساختی و اساسی ما در جنگ هویدا بود. قبل هم بود ولی دیگر عراقی ها به جایی رسیدند که به شدت قوی شدند؛ اتفاق فاو افتاد و عراق خطر را به جدیت احساس کردند، همه به حمایت از صدام برخواستند؛ اطلاعات موجود است میزان تسلیحات و کمک هایی که به عراق در سال های 65-64 شد قابل قیاس با گذشته نیست.

عراقی ها با 400 هواپیما و 12 لشگر زمینی جنگ را اغاز کردند، این 400 هواپیما در طول جنگ ساقط شد و 12 لشگر منهدم گشت. من مسئول شمارش این ها بودم. ولیکن در روزی که ما قطعنامه را پذیرفتیم عراق 700 هواپیمای روز دنیا را داشت و دارای 56 لشگر بود. یک میلیون رزمنده داشت. ما با یک ارتش قدرتمند این گونه مواجه بودیم.

در مقابل چنین ارتش قدرتمندی هشت ما در گرو نه بود؛ حضرت امام (ره) اعلام می کردند جنگ جنگ تا پیروزی، ایا بدنه کشور به این نحو از جنگ پشتیبانی می کردند؟ و آیا جنگ به این نحو ادامه پذیر بود؟ حوادثی که در بهار 67 اتفاق افتاد و بسیاری از سرزمین هایی که در طول جنگ موفق به تصرف آن ها شده بودیم را دشمن باز پس گرفت، از جمله اتفاقاتی بود که برای آن تصمیم گرفته می شد؛ دشمن تا نزدیکی اهواز آمد و باید برای جنگ تصمیم گرفته می شد.

پذیرش قطعنامه چنین داستانی است؛ نمی توان کسی را متهم ساخت و به عبارت دیگر نمی توان اذعان داشت در مقطع خاص، نامه خاص، شخص خاص، جمله خاص و... سبب پذیرش قطعنامه شد. باید بدنه کشور، بدنه دولت و... از جنگ بهتر از این دفاع و حمایت می کرد تا به آن روز نرسیم، که رسیدیم. آن روز بسیار برای ما تلخ بود؛ بسیاری از رزمندگان آرزوی می کردند زنده نمی مانند و آن روز را نمی دیدند.

حداقل برای سطح راهبردی جنگ روشن بود که تصمیمی غیر از آن نمی شد گرفت و تصمیمی عاقلانه گرفته شد و باید این تصمیم اتخاذ می شد. در آن روز تیر ماه سال 67 اقدامی غیر از آن نمی شد گرفت، باید چاره را قبل از آن می کردیم.

قدیری ابیانه/عضو تیم مذاکره کننده  قطعنامه 598

آقای هاشمی، ولایتی و... در ماجرای قطعنامه 598 به کشور خدمت کردند. دادن نظر کارشناسی به ولی فقیه که معنایش ضدیت با ولی فقیه نیست.اینکه گفته می‌شود جام زهر را به امام خوراندند، بنده قبول ندارم. امام نظرات مشورتی را می گرفت و تصمیم مقتضی را اتخاذ می‌کردند. در جریان قطعنامه هم فرمودند من همه مسئولیت پذیرش قطعنامه را خودم بر عهده می‌گیرم.اگر بگوییم به امام چیزی را تحمیل کردند تا برخلاف مصلحت کشور عمل کند، این جور حرف زدن بیش از اینکه یک اقدام بر علیه این افراد باشد، تضعیف حضرت امام است. امام هیچ‌گاه بر خلاف مصلحت کشور عمل نکردند. حضرت امام کسی نبود که به او چیزی تحمیل شود.

محمد کوثری / فرمانده لشکر محمد رسول الله

 

ازسال 65 به بعد که آمریکایی ها در خلیج فارس حضور پیدا کردند صادرات نفت خام ما کاهش پیدا کرد و به تبع ما عین عراق نبودیم که از سوی کشورهای حمایت شویم. سال 66 ستاد کل نیروهای مسلح تشکیل شد. دولت وقت به ظاهر در این ستاد مسئولیت گرفتند که آقای میر حسین موسوی نخست وزیر به عنوان رئیس ستاد و آقای بهزاد نبوی به عنوان مسئول تدارکات و پشتیبانی ستاد و آقای خاتمی که آن زمان وزیر ارشاد بودند به عنوان مسئول تبلیغات جنگ منصوب شدند. واقعیت این است که آقای هاشمی اواخر جنگ موقعی که دید صحنه هایی در جبهه ها پیش آمده که عراق حالت برتری دارد به آقا محسن گفت:« اگر بخواهید جنگ را با موفقیت تمام کنید به چه میزان اعتبار نیاز دارید؟» ایشان هم نشستند با مشاورینشان مذاکره کردند و نهایتا لیستی را دارند که چیزی حدود «سه میلیارد و چهارصد میلیون دلار» بود. ابتدا آقای هاشمی با آقای خاتمی صحبت کرد. ایشان هم گفت مردم از جنگ خسته شده اند.البته این نظر ایشان بود. بعد آقای هاشمی به آقای موسوی مذاکره کرد و ایشان هم نوشت که «من یک دلار هم ندارم برای جبهه ها بدهم.» در نهایت، آقای هاشمی جلسه ای را با مسئولان کشور ترتیب دادند که خروجی آن نوشتن نامه ای خدمت امام بود.

خیلی از مسئولین فشار می آورند که جنگ تمام شود. رزمندها وقتی فهیمیدند قطعنامه پذیرفته شده، گریه می کردند. در حالی که معمولا کسی برای پایان جنگ نباید گریه کند. احتمال دارد که این مورد به امام تحمیل شده بود.

محسن رضايي/ فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

وقتی قطعنامه 598 صادر شد‌ایران در سال 1366 قطعنامه را به صورت مشروط و غیر علنی می پذیرد.‌ ایران پذیرش خود را به سازمان ملل اعلام می کند و می گوید روی برخی از بندها‌ ایراد دارد. پذیرش غیر علنی قطعنامه 598 نکته‌ای است که تا به حال در سطح جامعه مطرح نشده است اما 21 سال پس از پایان جنگ بد نیست به آن پرداخته شود. خیلی ها فکر می کنند‌ایران در سال 1367 قطعنامه 598 را پذیرفت اما‌ایران یک سال قبلش قطعنامه را پذیرفته بود اما بنا نبود که‌این موضوع افشا شود تا مذاکرات پیش رود و مانعی برای ادامه مذاکرات پیش نیاید.

یکی از اختلافات من با آقای هاشمی اين بود که ‌ایشان پایان جنگ را بیشتر ارتباط می داد به پذیرش قطعنامه 598. البته‌ایشان دو سه سال می شود که موضع خود را اصلاح کرده و به حوادث بعد از پذیرش قطعنامه 598 هم می پردازد.
از سوی دیگرتعدادی از افرادی هم که خود را حزب اللهی می نامند و فرماندهان و مسئولان زمان جنگ را هم متهم می کنند که نتوانستند جنگ را اداره کنند، خوششان می‌اید که بگویند عده‌ای جام زهر را به حضرت امام نوشاندند. منافع‌این ها هم در‌این است که پایان جنگ روشن نشود.

 

/212 29

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.