"امین حطیط" در گفتگو با مهر:

تشریح وظایف محوله به داعش

آفریقا و خاورمیانه

یک کارشناس لبنانی با بیان اینکه سیاست کشورهای حاشیه خلیج فارس مبتنی بر نفاق و دخالت است به تشریح اهداف گروه های تروریستی در منطقه پرداخت.

خبرگزاری مهر گفتگویی را با امین حطیط کارشناس لبنانی درباره تحولات منطقه و گروه تروریستی داعش انجام داده است که به شرح زیر است:

حمله جنگنده های امارات به فرودگاه لیبی را چطور ارزیابی می کنید و چه کسانی در ورای این عملیات قرار دارند؟

پس از سرنگونی نظام اخوان المسلمین در مصر یک ائتلاف منطقه ای متشکل از عربستان سعودی، مصر، امارات و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح شد که هدف آن جلوگیری از تلاش ها برای احیای نظام اخوان المسلمین است. از آنجایی که لیبی هم اکنون شاهد درگیری میان اسلامگرایان و سرتیپ خلیفه حفتر است، بنابراین ائتلاف مذکور به طور خودکار از حفتر حمایت می کند. اخیرا گروه های مخالف حفتر خسارت بسیاری به فرودگاه طرابلس وراد کردند و همین امر زمینه را برای پیروزی های دیگر این گروه ها فراهم کرد، بنابراین محور عربستان سعودی - امارات با کمک و تسهیلات مصر و تحریک ریاض برای از بین بردن عقب نشینی حفتر و فرصت دادن به وی برای جبران خسارت در درگیری با اسلامگرایان فرودگاه لیبی را بمباران کرد.

آیا این حادثه صفحه جدیدی را در زمینه دخالت کشورهای حاشیه خلیج فارس در امور دیگر کشورها خواهد گشود؟

در واقع این عملیات نظامی هوایی نخستین عملیات آشکار امارات در رویدادهای کشورهای درگیر در جهان عرب محسوب می شود و حلقه ای از حلقه های دخالت کشورهای حاشیه خلیج فارس در امور کشورهای عربی محسوب می شود و این دخالت از نظر تاثیرگذاری از دخالت عربستان سعودی در بحرین در چارچوب نیروهای سپر جزیره و نیز دخالت قطر علیه معمر قذافی در لیبی پیش از سرنگونی وی بیشتر است. ما می توانیم بگوییم کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از حمایت مالی، سیاسی و تبلیغاتی خود از حوادث کشورهای درگیر در جهان عرب قصد دخالت نظامی در این کشورها را دارند اما روزی آتشی که در شعله ور کردن آن در دیگر کشورها سهیم بوده اند دامن خود آنها را خواهد گرفت.

آیا اعتقاد دارید کشورهای حاشیه خلیج فارس واقعا به دنبال مبارزه با تروریسم و افراط گرایی دینی هستند یا حمله آنها به اسلامگرایان به دلیل نگرانی شان از سرایت انقلاب های عربی به کشورهایشان است؟

کشورهای حاشیه خلیج فارس در حالتی از دوگانگی در شخصیت و مواضع در قبال تروریسم و سازمان های تروریستی به سر می برند، این کشورها از سویی در تروریسم سرمایه گذاری می کنند و حامی فکری و مالی گروه های تروریستی هستند و از سوی دیگر می شنویم همراه با دیگران دعوت به مبارزه با تروریسم می کنند. همه می دانند گروه تروریستی مادر که "قاعده الجهاد" نامیده می شود با تفکر وهابی تکفیری به وجود آمد و با اموال کشورهای حاشیه خلیج فارس رشد کرد و اکنون این فکر از داعش و جبهه النصره که از رحم القاعده متولد شدند تکرار می شود. کشورهای حاشیه خلیج فارس تا دیروز آشکارا از گروه های تروریستی حمایت می کردند و خواستار تجهیز تسلیحاتی این گروه ها در جنگ با نظام سوریه یا کشتار در عراق بودند، اما پس از احساس خطری که این گروه ها برای عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد داشت کشورهای حاشیه خلیج فارس تظاهر به سیاست دوگانه را آغاز خواهند کرد و مبارزه با تروریسم را مطرح می کنند. در واقع حمایت از تروریسم تا زمانی که در خارج از مرزهای این کشورها است حمایت می شود و مبارزه با آن زمانی آغاز می شود که تهدیدی برای این کشورها باشد.

رابطه کشورهای حاشیه خلیج فارس با گروه های افراطی و تروریستی همچون داعش چیست؟ برخی بر این باورند این گروه ساخته نظام سوریه است و در مقابل برخی آن را دست پرورده غرب و برخی کشورهای عربی برای اجرای سیاست هرج و مرج در منطقه می دانند.

کسی که سیاست کشورهای حاشیه خلیج فارس و رسانه های آنها را دنبال می کند در می یابد که این سیاست مبتنی بر نفاق و دروغ و پنهان کردن حقایق است. در حالی که می بینیم القاعده و فرزندان آن یعنی داعش و جبهه النصره تولیدات آمریکا با تفکر وهابی و پول کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند، اما می بینیم این گروه ها به نظام سوریه کسی که اولین قربانی جنایات این گروه ها بوده است نسبت داده می شوند. این اقدام با هدف تبرئه این کشورها از اقدامات تروریستی و شنیع خود و نسبت دادن آنها به سوریه صورت می گیرد اما این دروغ ها در حال حاضر به طور کامل آشکار شده است و کسی دیگر به آنها توجهی نمی کند زیرا پس از آشکار شدن حقایق ارزش بحث کردن نیز ندارد.

آینده گروه های تروریستی در منطقه را چگونه ارزیابی می کنید و این گروه ها تا چه اندازه ای می توانند به اهداف خود در منطقه دست یابند و آیا جایگاهی در آینده سیاسی خاورمیانه خواهند داشت؟

وظیفه گروه های تروریستی از سوی آمریکا و تحت دو هدف و سقف مشخص شده است. حداکثر هدف آنها تخریب کشورهای عربی باثبات و تبدیل آنها به کشورهای مذهبی و طایفه ای درگیر است تا اسرائیل به عنوان تنها نیروی قوی و بزرگ در منطقه باشد نیرویی که کسی توانایی مقابله با آن را نداشته باشد، اما حداقل هدف گروه های تروریستی در منطقه دارای بعد سیاسی نیست و هدف آن تخریب و ناتوان کردن جوامع و ایجاد دشمنی میان آنها است به گونه ای که به درگیری دائم در مرزهای کشورهایشان منجر شود و آنها را تبدیل به کشورهای شکست خورده کند تا جایی که برای اسرائیل اهمیتی نداشته باشند. تاکنون به نظر می رسد تحقق حداکثر هدف گروه های تروریستی با موانع بسیاری روبرو است، لذا می بینیم حداقل هدف، در حال حاضر مطلوب این گروه ها است.