۱

اشتباه محاسباتی در بحران اوکراین و رابطه آن با ایران

  • ۱۶بازدید
  • ۱ رای
  • ۰ دیدگاه
اوکراین,ایران و روسیه,روسیه

شاید کم نباشند تحلیل گرانی در یک خطای محاسباتی استراتژیک معتقدند اختلافات روسیه با اروپا و ایالات متحده بر سر اوکراین ممکن است بتواند به تقویت موضع تهران در مذاکرات هسته ای کمک کند. اما این عده فراموش کرده اند نه تنها ریابکف مذاکره کننده ارشد روس در مذاکرات 1+5 بلکه لاروف وزیر خارجه روسیه دستکم دو بار طی ماه های ژوئن و جولای تاکید داشتند موضوع اوکراین هیچ تاثیری بر روند مذاکرات اتمی ایران نخواهد داشت

اينكه آياتهران و مسكو بالقوه مي توانندمتحداني استراتژيك باشند ؟يا صرفا به لحاظ تاريخي و موقعيت ژئو پوليتيكي مجبور اما به گونه اي محتاط و ضرورتي، به همزيستي مسالمت آميز با يكديگررو مي آورند؟بسته به اينكه در مسكو،تهران يا يكي از پايتخت هاي غربي باشيد پاسخ متفاوت است. ولي پاسخ هرچه باشد يك نكته قطعي ست. نگاه اين دو به يكديگر از كيفيت يكساني برخوردار نيست.در واقع مشكل بتوان پذيرفت از ديد مسكو روابط با تهران داراي همان اهميتي است كه تهران براي چنين روابطي ممكن است به آن قائل باشد والبته بالعكس.
مسئله اصلي در روابط ايران و روسيه از ديد كارشناسان سياست خارجي اكنون اين است كه ظرفيت روابط و منافع مشترك دو كشور تا چه حد داراي آن قابليت خواهد بود كه بتواند از اين دو متحداني وفاداردر عرصه بين المللي بوجود بياورد. ظريف در مسكو طي مصاحبه ي مشترك مطبوعاتي خود با لاروف، صرفا آنچه را كه او"نگاه هاي مشترك راهبردي" خواند به خبرنگاران گوشزد كرد كه اگرچه واژه بسيار مهمي در عرف ديپلماتيك تلقي مي شود اما معتقدم او زيركانه از هيچ واژه اي كه منعكس كننده وجود يا ايجاد اتحادي استراتژيك با روسيه باشد استفاده نكرد.شايد وزير خارجه ايران به خوبي متوجه اين نكته بود ماهيت روابط دو كشور مستقل از اينكه سرنوشت مناسبات روسيه با اروپا و ايالات متحده بر سر بحران اوكراين به كجا ختم خواهد شد، در ذات خود داراي آن ظرفيت و قابليت پايدار نيست كه قادر باشد ازآنها در بلند مدت متحداني استراتژيك و وفادار بوجود بياورد.اين كاملا نكته درستي ست كه بحران خونين و ويرانگراوكراين ومتعاقبا رفتار روسيه در حوزه اروپاي شرقي و حتي آسياي ميانه، كه موجي از نگراني هاي امنيتي و سياسي راموجب شده، كرملين را رودروي اروپا و ايالات متحده قرار داده است. اما اين روياروئي الزاما به معناي وجود زمينه اي براي ايجاد اتحاد استراتژيك دو كشوربه خودي خودفراهم نمي كند.شايد كم نباشند تحليل گراني كه در يك خطاي استراتژيك محاسباتي معتقدند اختلافات روسيه با اروپا و ايالات متحده بر سر اوكراين ممكن است بتواند به تقويت موضع تهران در مذاكرات هسته اي كمك كند. اما اين عده فراموش كرده اند نه تنها ريابكف مذاكره كننده ارشد روس در مذاكرات 1+5 بلكه لاروف وزير خارجه روسيه دستكم دو بار طي ماه هاي ژوئن و جولاي تاكيد داشتند موضوع اوكراين هيچ تاثيري بر روند مذاكرات اتمي ايران نخواهد داشت. جين ساكي سخنگوي وزارتخارجه ايالات متحده نيز در همين زمان تاكيد كرد روسيه به طرف هاي مذاكره كننده با ايران در 1+5 اطمينان هاي لازم را داده است.روسيه اكنون و عميقا خود را درگير بحراني سخت كرده و شرايط نشان ميدهد اگر هم بخواهد به اين سادگي قادربه عقب نشيني از آن نيست.در حال حاضر مشخص شده دليل مسكو براي به بحران كشاندن اوكراين و تجزيه اين كشور به لحاظ اخلاقي چندان اقدامي قابل دفاع نبوده ونتيجه آن تنها به مخاطره افكندن امنيت بين المللي منجر شده است. صرف تكيه بر حمايت نظامي و لجستيگي از كساني كه كرملين آنها را روس تبارهاي شرق اوكراين ميخواند در شرايط كنوني به اين نگراني هاي جدي درساير مناطق اروپاي شرقي و آسياي ميانه كه داراي جمعيت هاي زيادي از روس تبارها هستند دامن زده "كه حاكميت سياسي و ارضي آنها در آينده تا چه حد مي تواند از سوي مسكو با بهانه هاي مشابهي مورد تهديد قرار گيرد".اشتباه مسكو شايد اين باشد تصور ميكند مجازات ها و تحريم هاي اقتصادي نهايت روياروئي غرب با تصميمات كرملين خواهد بود.اما اگر هم اينگونه مي انديشد - كه ظاهر غير از اين نيست-در اثباتي ترين حالت چنين تصوري تنها به نزديك شدن متحدان غربي درميان پايتخت هاي اروپاي شرقي و بعضي كشورهاي آسياي ميانه به ناتومنجر خواهد شد وسازمان ناتو و نيز سازمان امنيت و همكاري اروپاطبيعتا از آن حمايت خواهند كرد. يعني همان تصميمي كه اوكراين امروز به آن مي انديشد و ليتواني همسايه روسيه از آن حمايت جدي كرده است.
در چنين بحران جدي و خطر ناكي ست(از نوع بحران هاي دوران جنگ سرد) كه موضوع مناسبات تهران با مسكو مي توانداز جنبه منافع و امنيت ملي ايران با اهميت مضاعف مورد توجه و ارزيابي قرار گيرد.اين كه تهران در بحراني اينچنين آيا قادر است ميان روسيه و غرب قرار گرفته و منافع خود را به دست آورد؟ سوالي است كه دستگاه ديپلماسي ايران بايد به آن پاسخ دهد.اما اگر تجربه تاريخي مي تواند به عنوان بخشي از ديپلماسي مورد توجه باشد(كه نمي تواند نباشد) پس يافتن پاسخي روشن در اين زمينه كارچندان دشوار نيست. matinmos@gmail.com

 

 

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.