3 اشتباه بزرگ واستراتژیک بارزانی

داعش امارت اسلامی عراق و شام ,مسعود بارزانی,باراک اوباما

بارزانی اگر واقعا به دنبال حذف مالکی ازساختار حاکمیتی بود، میتوانست با ایجاد ائتلافی ولو تاکتیکی با مخالفان سیاسی، مشترکا به گونه ای شبه دمکراتیک از نخست وزیر مدعی خلع ید کند.اما او سرمایه اوپوزیسیون ملی را نه تنها به بازی گرفت،بلکه آشکارا حمایت نیروی های قدرتمندی چون فواد معصوم،زیباری،طالبانی ویا برهم صالح و... را هم از دست داد. اشتباه در اشتباه میراث ملا مصطفی برای کردستان عراق و فرزندانش است.

پس از مدتها تعلل و براي اولين بار از سال 2011،پنتاگون اعلام كرد در عراق عمليات محدود نظامي با هدف جلو گيري از پيشروي ارتش اسلامي داعش را آغاز كرده است.آقاي رئيس جمهوري هم بعد از ترديد هاي فراوان بالاخره دست به كار شد و با ناباوري بسيار گفت"دستور عمليات محدود نظامي را صادر كرده اما اينكه در هر بحراني ايالات متحده وارد شود را نمي پذيرد . آقاي اوباما اما تصريح كرد به هيچ وجه قصد اعزام نيرو به عراق را ندارد".همين موضوع موجب تعجب رهبران عراق و نيز دولت اقليم كردستان شده است. ظاهرا از دست ارتش عراق كارچنداني ساخته نيست اما طي 48 ساعته گذشته رهبران گروه هاي شبه نظامي كرد كوشش كرده اند با مسلح كردن حدود 50 هزار جنگجوي محلي ابتكار عمل در قره كش ،موصل و اربيل را در دست بگيرند.گرچه تاكنون موفقيتي كه موجب تغيير معادلات شود بدست نياورده اند. باز پس گيري دو روستاي جویر و مخمور هم با حمايت هوائي جنگنده هاي ايالات متحده طي 24 ساعت گذشته ممكن شده ولي اين به معناي تغيير معادلات نظامي نيست. يك ديپلمات غربي مستقر در اربيل معتقد است" بيش از موضوع نبود سلاح در دست اكراد، علت هاي اصلي شكست ها چند دستگي ميان نيروهاي كرد وعدم توانائي سيستماتيك نيرو هاي شبه نظامي براي نبردي در اين ابعاد است". منابع نظامي نيز با ارزيابي اين ديپلمات موافقند و ميگويند دقيقا به علت همين ضعف بود كه از همان ابتدا بارزاني تمايلي به روياروئي مستقيم با ارتش موسوم به دولت اسلامي نداشت وبه صراحت گفت اين جنگ كردها نيست.اما اكنون كه شرايط بغرنج تر شده بارزاني مشخص نمي كند مسئوليت اين ارزيابي و تصور اشتباه به جز اومتوجه چه كسي ست؟ و اگر كوشش نمي كرد سرنوشت اقليم را از مجموعه عراق جدا كند،آيا فرجام نهائي بحران كنوني نمي توانست به گونه اي ديگر باشد؟ مسلم است همراهي بارزاني در حفظ يكپارچگي عراق فدرال اين امكان را براي عوامل داخلي، قدرت هاي منطقه اي و نيز نيرو هاي بين المللي فراهم مي كرد(شبيه حملات 72 ساعته گذشته) تا در شرايط بهتري قدرت هاي بين المللي و منطقه اي به مقابله با تهديد دولت موسوم به خلافت اسلامي داعش برخيزند و عراق از كمك هاي همه جانبه قدرت هاي جهاني برخوردار مي شد. به اعتقاد من بارزاني 3 اشتباه استراتژيك در بحران كنوني مرتكب شد كه اگر چه نوك پيكان تمامي تقصير ها دقيقا را متوجه اونمي كند اما بي شك اين رهبر كرد را در قبال آنچه كه مي توانست به گونه اي ديگر باشد ،تبرئه هم نمي كند.
اولين اشتباه مخالفت شخصي در قالب رفتار خصوصي با نوري مالكي ودخالت دادن آن با شرايط سياسي كردستان و كل عراق بود.در اينكه شرايط كنوني تا حد زيادي محصول بي كفايتي ها و بي تدبيري هاي نخست وزير است ترديدي نيست ودرست به همين دليل مالكي ديگر زمينه اي فراگير و مشروع در افكار عمومي ونيروهاي سياسي براي تشكيل دولت سوم را ندارد. اما برخورد شخصي بارزاني با مالكي ومتعاقبا تهديد به جداشدن از عراق اكنون منجر به اين شده كه بسياري باور كنند بارزاني پروژه تضعيف دولت مركزي را نه به دليل اصرار مالكي براي ماندن در قدرت و يا دل نگراني نسبت به عراق ، بلكه صرفا به بهاي ايجاد ناامني وتكميل پروژه تجزيه كشور دنبال مي كند. دومين اشتباه بارزاني،اين بود كه مخالفت با مالكي را از مسيري دمكراتيك دنبال نكرد وجاه طلبانه نخواست با قرار گرفتن كنارنيروهاي بالقوه سياسي مانند صدر،حكيم ،چلبي، عبدالمهدي،جعفري،علاوي و حتي سليم جبوري روشنفكر و رئيس بعدي پارلمان به حل مسئله ملي عراق بپردازد. بارزاني اگر واقعا به دنبال حذف مالكي ازساختار حاكميتي بود، ميتوانست با ايجاد ائتلافي ولو تاكتيكي با مخالفان سياسي، مشتركا به گونه اي شبه دمكراتيك از نخست وزير مدعي خلع يد كند.يا حداقل مي توانست زمينه وامكان كنار گذاشتن مالكي را با امنيتي كردن فضاي كشور از مخالفان سياسي نگيرد.اما بارزاني سرمايه اوپوزيسيون ملي را نه تنها به بازي گرفت،بلكه آشكارا حمايت نيروي هاي قدرتمند ساري در بستر عراق چون فواد معصوم،زيباري،طالباني ويا برهم صالح و... را هم از دست داد. بارزاني بايد مي دانست رهبران سنتي و سياسي كرد، به هيچ وجه نه آمادگي همراهي با طرح هاي جاه طلبانه او، فراتر از تشكيلات اقليم كردستان را دارند، ونه اساسا به لحاظ تاريخي و سنت هاي حاكم بر مناطق كردنشين، حداقل تا زمان شكل گيري يك پروسه دائمي و تضمين شده دمكراتيك، اين رهبران رفتن به زير سلطه يك رهبر مطلق العنان و اسطوره خواه را مي پذيرند.مشكل اصلي بارزاني ارزيابي هاي اشتباه او از شرايط است.همان ارزيابي هاي اشتباهي كه حدود 40 سال پيش پدرش ملامصطفي مرتكب شد.سومين اشتباه بارزاني اگر نه همراهي(كه متهم به آن است) دستكم سكوت در برابر اقدامات داعش بود. حدود يك ماه پيش در تحليل شرايط امنيتي عراق طي مقاله اي در خبر آنلاين ياد آور شدم بخش زيادي از توانائي هاي سازمان داعش به ملي گرائي سيستماتيك خاصي باز مي گردد كه در عراق وجود دارد و مورد سوء استفاده داعش قرار گرفته و كاركردي مستقل از ساختار مذهبي آن دارد. داعش به خوبي ميدانست تكيه صرف بر الگوهاي مذهبي در بلند مدت نميتواند از اين سازمان نيروئي كارآمد بسازد،لذا تكيه بر نشناليزم عراقي و عربي به بهانه ايجاد عراقي متحد براي بقاء و جذب نيروبه سياستي محوري تبديل شد. امروز جنگ موصل ، اربيل ،شنگال در شمال جنگي مذهبي نيست و بارزاني و دولت اقليم به اشتباه تصور مي كردند دور ماندن از آتش عربي و مذهبي داعش آنها را در امان نگه خواهد داشت.
يك تحليل گر ارشد غربي مقيم لندن و آشنا به مسائل كردستان ميگويد"از همان ابتدا مشخص بود سازمان تروريستي داعش اقدامات خود را محدود به مبارزات مذهبي و جنگ با شيعيان نخواهد كرد. دليل واضح آن هم حضور گسترده وابستگان به صدام خصوصا نظاميان سابق در بدنه اين سازمان است". به هر حال با توجه به مداخله محدود ارتش ايالات متحده به جنگ بايد ديد روند وقايع به كدام سو خواهد رفت. اما فكر ميكنم رويكرد اين مداخله در نهايت آن چيزي نخواهد بود كه بارزاني ويا مالكي تصور مي كنند . خروج روز گذشته ديپلمات ها و اتباع ايالات متحده از اربيل حاوي پيام بسيار مهمي است.اما تا آنجا كه به كردستان عراق مربوط مي شود معلوم نيست اگر بارزاني مداخله محدود ايالات متحده را به نفع خود فرض گرفته باشد، تبعات چهارمين اشتباه محاسباتي او را چه كسي پس خواهد داد؟اشتباه در اشتباه ميراث ملا مصطفي براي كردسنتان و فرزندانش است.matinmos@gmail.com

 

 

کد N438239