• ۱۳بازدید

مسئولیت های ما در قبال فروپاشی تمدن

داعش امارت اسلامی عراق و شام ,خاورمیانه

دیاکو حسینی


اوج گرفتن منازعات فرقه ای در خاورمیانه عربی که در سکوت بهت آور قدرت های جهانی رخ می دهد، مطابق معمول روشنفکران را در گوشه و کنار جهان وسوسه می کند تا به کمک مقایسه های تاریخی مقداری از مسئولیت ملل متمدن را نسبت به توحش در حال جریان در سرزمین های جنگ زده رفع کند.
در یکی از این رفع مسئولیت ها، ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا، منازعه شیعه و سنی در عراق و سوریه را با جنگ های سی ساله (1618- 1648) مقایسه می کند؛ نبردی بی رحمانه، کم نظیر و احمقانه که به بهانه اختلافات مذهبی، نبرد قدرت دو خاندان بزرگ بوربون و هابزبورگ را نمایندگی می کرد؛ تنها ثمره تقدیس شده آن، تشکیل نخستین کشورهای ملت پایه ای بود که با ترسیم مرزهای سرزمینی یک مصالحه موقت در اثر بن بست جنگ میان جنگ سالاران اروپایی را نشان می داد. این شباهت تاریخی دلیل موجهی برای کنار نشستن از این جنگ غیرانسانی نیست.
زیگموند فروید یکصد سال پیش به درستی شکل گیری تمدن را محصول تلاش انسان برای چشم پوشیدن از غرایزش می دانست. امروز برای تداوم این تمدن همچنان نیازمند تضعیف غریزه جاه طلبی و نابودی و تقویت غریزه عشق و نوع دوستی هستیم. این وظیفه متمدنانه محتاج اراده های سیاسی است. کاملا غیرواقع بینانه است که انتظار داشته باشیم دولت ها این رسالت را بدون در نظر گرفتن منافع سیاسی انجام دهند و به همین ترتیب، ارجحیت دادن منافع سیاسی به زندگی هزاران انسان بی گناهی که قربانی سیاست های قدرت طلبانه نیز می شوند باید غیرقابل قبول باشد. هدف هرگونه راه حلی باید در درجه اول پایان دادن به جهان هابزی باشد که منطقه موسوم به خاورمیانه گرفتار شده است؛ خشن، وحشیانه و کوتاه. در نخستین روزهای یورش شبه نظامیان داعش به استان های شمالی باختری عراق، پیشنهاد من تشکیل نیروهای واکنش سریع از جانب کشورهای همسایه عراق به درخواست رسمی دولت عراق بود.کمترین تردیدی ندارم که می توانستیم با دیپلماسی متمرکز، کوشا و هوشمندانه حمایت های لازم برای اقدامی سریع و به موقع در عراق را در جامعه بین المللی جلب کنیم و علاوه بر شکست دادن نظامی این شبه نظامیان، یک پیروزی سیاسی را برای ایران ( و احتمالا یک پیروزی معادل برای ایالات متحده ) و البته جهان متمدن را رقم بزنیم. جمهوری اسلامی ایران بطرز عاقلانه ای از درگیر شدن یک جانبه در جنگ عراق خودداری کرد اما متاسفانه هیچ تلاش قابل توجه دیگری که نشان دهنده نگرانی ایران نسبت به پیشروی شبه نظامیان در سرزمین های متحد جدید ما باشد، جایگزین نشد.دولت ایران امیدوار بود که دولت عراق به تنهایی قادر خواهد بود از عهده این گروه های تروریستی و بازگرداندن نظم به کشور برآید؛ در حالیکه برخلاف این تصور، نه تنها نخستین پیشروی های داعش بر اثر ناکارامدی سیاسی و نظامی دولت عراق بود بلکه در همان روزهای اول شاکله و تمرکز خود را نیز فروپاشیده دید. تصمیم گیرندگان ایرانی بیم دارند که دخالت نظامی ایران در عراق، به جنگ شیعه و سنی در جهان اسلام دامن بزند و به تشدید رقابت های منطقه ای منجر شود. ظاهرا توجه نداشته ایم که چه بخواهیم و چه نه؛ این جنگ دهه هاست که آغاز شده و اکنون راه حل اجتناب از آن، رخصت دادن به یکه تازی تکفیری ها نیست. بعلاوه؛ برخلاف سایر همسایگان عراق، دلایل سیاسی ایران برای کناره گیری از این بحران، غیرواقع بینانه است. باید توجه داشته باشیم که از دیدگاه همسایگان عراق که سال ها از این گروه های شبه نظامی در سوریه حمایت کرده اند، یورش داعش به عراق که در عمل به ساقط شدن دولت مرکزی منجر خواهد شد، این متحد ایران را به ناآرامی می کشاند و در همراهی با بحران سوریه ،انرژی بیشتری از ایران خواهد گرفت. از دیدگاه آنها، اتحاد دو کشور شیعی ایران و عراق که یادآور هراس های قدیمی و بی اساس از تشکیل هلال شیعی است، خطری به مراتب بزرگتر از شبه نظامیان داعش است که راه دارازی تا تهدید کردن جدی همسایگان عراق دارند.
غرب به مراتب بیش از همسایگان عراق از پیش روی های داعش نگران است ( هرچند که آنها بطور مستقیم در شکل گیری این گروه ترویستی نقش داشته اند). بیش از 2600 نفر از تروریست هایی که در جنگ های سوریه و عراق شرکت دارند از جوامع غربی عازم این کشورها شده اند که موجبات نگرانی غرب را تدارک می بیند. جیمز کلاپر مدیر اطلاعات ملی آمریکا در گزارشی به کمیته سیاست خارجی سنا گفت: «متحدان القاعده در میان گروه های جهادی در سوریه، آرزوی حمله به خاک امریکا را در سردارند». از نگاه غرب تا زمانی که پیشروی های گروه های تروریستی، در استان های غربی عراق به تقویت قوای نظامی مخالفان اسد در سوریه منجر شود، مفید است اما این پیشروی ها نباید به شکل و اندازه ای باشند که باعث تهدید عراق به فروپاشی سرزمینی و یا فجایع انسانی شود. دولت اوباما در واکنشی غیرقاطعانه به اعزام 860 مشاور نظامی و اخیراً ارسال نیروهای هوایی برای بمباران مواضع داعش اقدام کرد که بدون تردید در بهترین حالت پیروزی های پی در پی این گروه را که به تازگی پیشرفت های چشمگیری در تسخیر نقاط استراتژیک در استان های شمالی و شمال غربی عراق داشته اند، به تاخیر خواهد انداخت. تا زمانی که جهادگرایان سنی سرگرم نبرد در عراق و سوریه باشند و به برتری قطعی دست نیابند تهدیدی برای ایالات متحده و غرب به شمار نخواهند رفت. با این وجود دلیلی وجود ندارد که بیرون که راندن آنها از عراق با منویات غرب سازگار باشد. همزمان با چشم بستن غرب نسبت به فجایع انسانی و مواضع غیرمسئولانه همسایگان عراق، ایران تنها کشوری است که مطابق با ارزش ها و منافع اش می باید در کنار متحد نوپایش بایستد. این اقدام باید در بستر تلاش های بی پایان دیپلماسی منطقه ای و کسب مجوزهای قانونی و مشروع لازم برای دخالت نظامی در عراق انجام گیرد. در قدم اول، ایران باید نیت خود را با سایر همسایگان عراق در میان بگذارد و از دولت عراق بخواهد رسما درخواست کمک نظامی از ایران را اعلام کند. همزمان به جریان انداختن گفتگوهای مشورتی با ایالات متحده و قدرت های غربی نهادهای بین المللی را به منظور تایید اقدام نظامی مشترک علیه داعش به اعتبار به خطر افتادن امنیت و صلح بین المللی به کار بگیرد. از آنجایی که پیوندهای موجود میان بحران های عراق و سوریه در عمل سرنوشت دو کشور را به هم گره زده است، ایران باید نیات جدی خود را پیرامون خاتمه دادن به بحران سوریه نشان دهد. به دلیل تنوع در منافع و بازیگران دخیل در این بحران ها هیچ تضمینی برای موفقیت دیپلماسی وجود ندارد؛ اما حداقل می توانیم مطمئن باشیم که به منزله یک کشور متمدن، تمام تلاش مان را برای حفظ الگوهای تمدن به کار بسته ایم.
4949

وبگردی