• ۶بازدید

واکاوی دلایل ترمیم کابینه و تغییر وزیر خارجه انگلیس

انگلیس

مجید تفرشی:

 

اگرچه در نگاه بسیاری، تغییرات جدی رخ داده در هیات دولت ائتلافی در بریتانیا، اقدامی غیرمنتظره و غیرقابل پیش بینی تلقی شد، ولی با توجه به عوامل و عناصر مختلف و به خصوص بر اساس تحولات سیاسی و انتخاباتی ماه‌های اخیر، این ترمیم کابینه و تغییر اعضای هیات دولت توسط دیوید کامرون نخست وزیر کابینه ائتلافی آن کشور، این اقدام را نباید چندان ناگهانی تلقی کرد. در این یادداشت کوتاه تلاش خواهد شد تا به برخی از دلایل مهم و اصلی این ترمیم کابینه توجه شود.


نتیجه غافلگیر کننده انتخابات اخیر پارلمان اروپا و شوراهای محلی و پیروزی ناگهانی حزب تازه تاسیس راست افراطی استقلال بریتانیا (یوکیپ)، که نایجل فاراژ، رهبر آن حزب از این پیروزی به عنوان بزرگترین زلزله سیاسی در بریتانیا یاد کرد، موجب شد تا رهبران هر سه حزب اصلی در سپهر سیاسی آن کشور (احزاب محافظه کار، کارگر و لیبرال دمکرات) با نگرانی جدی تصمیم به بازنگری جدی در آموزه‌ها، روش‌ها و رویکرد تبلیغی و سیاسی خود برای جلب نظر رای دهندگان بریتانیا و جبران این شکست سنگین بیافتند.

ضرورت بازنگری در روش و منش احزاب عمده اگرچه پس از انتخابات اخیر ضروری می‌نمود، ولی با توجه به نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات سراسری آینده در بریتانیا، به امری غیرقابل اجتناب و حیاتی تبدیل شد. بر اساس برنامه از پیش اعلام شده، انتخابات سراسری آینده در بریتانیا قرار است روز پنجشنبه هفتم مه 2015/ 17 اردیبهشت 1394 برگزار شود. با توجه به تجربه انتخابات سال 2010 و عدم کسب اکثریت مطلق آرا توسط هیچ یک از احزاب اصلی و پیچیده‌تر شدن آرایش سیاسی در بریتانیا با حضور حزب یوکیپ و چند حزب دیگر نسبتا جدید، دیگر به ندرت بتوان مانند ادوار گذشته انتخابات، کرسی مطمئن و حاشیه امنی برای هیچ یک از سه حزب اصلی در هیچ یک از حوزه‌های انتخابیه تصور کرد.
در ماه‌های اخیر چندین کارگروه تخصصی و پژوهشی سیاسی، رسانه‌ای، حزبی و دانشگاهی در بریتانیا به آسیب شناسی و ارزیابی شکست بی‌سابقه انتخاباتی احزاب اصلی سیاسی، پیروزی احزاب تازه تاسیس راست‌گرای افراطی و واکاوی کاهش اقبال و رویکرد رای دهندگان به تبلیغات و برنامه‌های احزاب اصلی کلاسیک آن کشور پرداختند و بعضا نیز نتایج تحقیقات و یافته‌های خود را در رسانه‌های خبری، بولتن‌های دانشگاهی و حزبی و اندیشکد‌ه‌های سیاسی مختلف منتشر ساختند.

تا جایی که به حزب محافظه‌کار مربوط می‌شود، کارشناسان و مشاوران وابسته به این حزب، راه‌کارهای جدی برای پرهیز از شکست نشان دادن تغییر رویکرد و چهره آن حزب در جهت پیروزی در انتخابات بعدی و حفظ اکثریت پارلمانی و دولت آینده ارایه کردند. از جمله این توصیه‌ها باید به ضرورت ارایه تصویری متفاوت و نوین از دولت محافظه کار از راه‌های مختلف است. این راه‌ها ایجاد تغیراتی در ساختار حزبی، عضوگیری هر چه بیشتر از زنان، مهاجران، رنگین پوستان و تحرک بیشتر در مناطق دارای ساکنان راست افراطی یا هواداران سنتی احزاب میانه یا چپ بود.
معمولا یکی از معضلات و نقاط ضعف حزب حاکم محافظه کار بریتانیا در بین افکار عمومی این بوده که بسیاری از رای دهندگان این حزب را بیشتر محل فعالیت مردان میان سال سفیدپوست اروپایی تبار می‌دانند. این تصویر سنتی خود نشانگر نقاط ضعف این حزب در کسب آرای مردم در انتخابات بعدی است. از این رو سیاست اخیر کامرون در تغییرات ایجاد شده در هیات دولت خود تا حدی آشکار می‌شود: به میدان آوردن وزرای جدید زن، زنان غیرمجرد دارای فرزند، جوانان، رنگین پوستان و مهاجران.

در این تغییرات کنار گذاردن چهره های مقتدر و باسابقه‌ای چون کنت کلارک و ویلیام هیگ از دولت بسیار جدی تلقی شد. کلارک 74 ساله مدت 48 سال است که نماینده مجلس عوام است و به مدت32 سال در عالیترین سطوح رهبری حزب محافظه کار حاضر بود. او ضمن داشتن سابقه چندین بار وزرات در مقاطع و سمت‌های حساس، تقریبا در همه رقابتها برای کسب رهبری حزب محافظه کار، از زمان رهبری جان میجر تاکنون یکی از نامزدهای جدی و نهایی این رقابت بود، ولی هیچ گاه به این مقام دست نیافت.
به نظر می‌رسد که سیاست جدید ترمیم کابینه دولت ائتلافی دیوید کامرون و وارد کردن چهره‌های نسبتا پرانرژی، جوان، محبوب، کارآمدتر و زنان به دولت، نوعی گزینش هیات دولت جدید در دوران جنگ است. جنگ سیاسی و تبلیغاتی ده ماهه‌ای که به نبرد نهایی در مه 2015 و برگزاری انتخابات سراسری پارلمانی منجر خواهد شد و نتیجه این تغییر آرایش در سپهر سیاسی بریتانیا با اعلام نتایج و برنده آن انتخابات و دولت جدید مشخص خواهد شد. در این مسیر هدف کامرون نخست در درجه اول پیروزی قاطع و پایان دادن به ائتلاف اجباری با حزب لیبرال دمکرات و تشکیل دولت مستقل محافظه کار و دست کم ادامه وضع فعلی و حفظ کابینه ائتلافی خواهد بود.
تا جایی که به ایران و جامعه بین‌المللی مربوط می‌شود، برکناری یا استعفای ویلیام هیگ از وزارت امور خارجه و جایگزینی او با فیلیپ هموند وزیر سابق دفاع، مهم‌ترین تغییر ایجاد شده در ترمیم اخیر کابینه بریتانیا است. ویلیام هیگ اگرچه 53 ساله است، ولی از سن 16 سالگی و زمانی که در سال 1977 در حضور رهبران قدرتمند و مسن محافظه کار در نشست سالانه سراسری آن حزب سخنرانی مهیجی ایراد کرد، تاکنون فعالانه در عرصه سیاست حضور فعال داشته است.
هیگ در مسیر زندگی سیاسی خود ، سمت‌های مختلفی داشته است. از ریاست اتحادیه دانشجویان دانشگاه آکسفورد گرفته تا نمایندگی پارلمان از سن 26 سالگی، تا معاونت وزارت خزانه داری در سن 29 سالگی و دیگر سمت‌ها از قبیل معاون و سپس وزیر امور تامین اجتماعی ووزارت امور ولز. با این همه ستاره اقبال هیگ در سال 1997 و پس از شکست سنگین محافظه کاران در انتخابات سراسری و از دست دادن دولت پیش آمد. در این زمان، هیگ جوان، با شکست دادن رقبای کارکشته‌ای چون مایکل هاوارد و کنت کلارک توانست در سن 36 سالگی به رهبری حزب محافظه کار بریتانیا انتخاب شود. با ابنهمه، هیگ در مدت چهار سال نتوانست کمک چندانی به افزایش موقعیت حزب بکند و با شکست محافظه کاران در انتخابات سراسری 2001، هیگنیز از رهبری حزب استعفا داد.
در فاصله سال‌های 2001 تا 2005 و بین دو انتخابات سراسری، هیگ نسبتا ساکت و غیرفعال بود و بدون داشتن هیچ سمتی، صرفا نظاره گر نبرد قدرت در رهبری حزب خود و نمایندگی پارلمان اشتغال داشت. با این حال، با روی کار آمدن دیوید کامرون به عنوان رهبر حزب محافظه کار، هیگ بار دیگر فعال شد و به عنوان وزیر خارجه در کابینه سایه اپوزیسیون محافظه کار برگزیده شد. فاصله پنج سال تا انتخابات 2010 مجال مناسبی بود تا هیگ که در کارنامه خود هیچ تجربه روابط خارجی نداشت در این مسیر آبدیده شود و بعد از پیروزی حزبش در سال 2010، به عنوان وزیر خارجه جدید بریتانیا معرفی شود.

در طول چهار سال و اندی که هیگ وزیر خارجه دولت ائتلافی کشورش بود، مسایل مختلفی در عرصه منطقه اروپا، جامعه جریان بود. زمانی که هیگ وزیر خارجه شد، دولت محمود احمدی نژاد در سال‌های آخر عمر خود بود. سیاست هیگ و دولت او در برابر ایران و ابعاد مختلف آن، در ابتدا میراثی بود از چالش‌های قبلی به جا مانده از دولت‌های قبلی حزب کارگر، پنج سال حکومت احمدی نژاد، مناقشه آمریکا و اروپا بر سر موضوعات مختلف با ایران، تبعات انتخابات 1388 ایران و شماری دیگر از مسایل بین دو کشور.
تلاش هیگ در ابتدا با تاسی از مشورت و سیاست لرد نورمن لمونت، مرشد و رییس سابق خود و دیوید کامرون، تعامل با ایران وکاهش تنش‌های بین دوکشور بود، ولی به تدریج سیاست محافظه کاران و شخص هیگ در قبال ایران تندتر و شدیدتر شد. تا جایی که در چندین مورد، بریتانیا نه تنها در پیروی از مصوبات ضدایرانی اتحادیه اروپا و شورای امنیت، بلکه خودسرانه اقداماتی را علیه ایران اعمال می‌کرد و با در پیش گرفتن نقش پیشاهنگ، پس از اعمال این سیاست‌ها، روش خود را به اتحادیه اروپا یا شورای امنیت می‌قبولاند.
در این میان نیز طبعا تندروان در هر دو کشور هم هیچ نوع علاقه‌ای به هرگونه بهبود و حتی حفظ روابط دو کشور نداشتند و برای تخریب آن فعال بودند. در عمل نیز با اعمال فشارها و سیاستهای غیردوستانه دولت لندن و سپس با مصوبه مجلس شورای ملی برای کاهش سطح روابط تهران ولندن و نهایتا اشغال سفارت بریتانیا در تهران در آذر 1390/ نوامبر 2011، توسط نیروهای ظاهرا خودجوش و ظاهرا خودسر، عملا روابط دیپلماتیک دوکشور نیز به حال تعلیق کامل درآمد.
در طول 15 ماهی که از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و یک سالی که از زمانروی کار آمدن حسن روحانی سپری شده، به موازات در پیش گرفته شدن سیاست تنش زدایی توسط تهران، روابط ایران و بریتانیا نیز به تدریج بهبود و ترمیم یافت. اینروند در ابتدا با اعلام سفیر غیرمقیم/ ترددی بین دوکشور آغاز شد و در سیر دیگر تحولات، تا جایی پیش رفت که هیگ در آخرین اقدام خود در این روند، برقراری روابط کامل دیپلماتیک، بازگشایی کامل سفارتخانه‌ها و حضور دیپلمات ارشد را در دو کشور اعلام کرد.

اکنون ایران و بریتانیا در آستانه آغاز دوران جدیدی از روابط قرار دارند. کارداران مقیم در هر دو کشور در استانه استقرار کامل در محل ماموریت خود هستند و مذاکرات هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی در وین در حال انجام و در آستانه رسیدن به یک توافق جامع، نهایی و عادلانه است. به نظر می‌رسد که اگر اتفاق غیرقابل پیش بینی و غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، انتخاب فیلیپ هموند وزیر دفاع سابق و سیاستمدار باتجربه، به عنوان وزیر خارجه جدید نیز روند کنونی روابط ایران و بریتانیا را ادامه خواهد داد.

تهران و لندن در دویست و پنجاه سال اخیر، فراز ونشیبهای بسیاری در روابط خود داشته‌اند.ایران دو بار در طول دوجنگ جهانی توسط نیروهای بریتانیا اشغال شده و هر دو کشور پرونده قطوری از اعتراضات و شکایات علیه یکدیگر دارند. با این همه آشکار است که در هر دو سو با روی کارآمدن سیاستگران معتقد به بازی برد-برد و ضرورت تنش زدایی، عزم رهبران دو کشور برای تغییر شراط گذشته و بهبود روابط دوجانبه و کمک به یکدیگر برای حل چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و ارتقای سطح مناسبات سیاسی و تجاری با یکدیگر جدی است.

*تاریخ نگار و تحلیل‌گر مسایل بریتانیا

4949

وبگردی