• ۲۰بازدید

بریکس، امید قدرت های نوظهور برای احیای موازنه بین المللی

موازنه بین المللی

مسکو - ایرنا - نشست سران گروه بریکس متشکل از چین، روسیه، برزیل، هند و آفریقای جنوبی هفته جاری در آمریکای لاتین در شرایطی برگزار می شود که تحلیلگران مسایل سیاسی از این ساختار بین المللی به عنوان امید قدرت های نوظهور برای احیای موازنه در معادلات جهانی یاد می کنند.

به گزارش ایرنا، دور جدید نشست های دوره ای سران بریکس در ˈفورتالزاˈ برزیل در شرایط اصولاً جدید بین المللی برگزار خواهد شد که در آن غرب به سرکردگی آمریکا به دلیل نگرانی از افول نظام برتری جویانه خود به عنوان نتیجه ظهور قدرت های جدید، برای ایجاد کانون های هرج و مرج مدیریت شده در نقشه جغرافیایی-سیاسی جهان از آمریکای لاتین تا شرق دور تلاش می کند.

کارشناسان مسایل سیاسی با اشاره به چالش کشیده شدن جهان تک قطبی مورد علاقه آمریکا و متحدان غربی اش در سال های اخیر می گویند که بریکس می تواند بستر تازه ای برای تغییر معادلات قدرت در ساختارهای بین المللی در شرایط حضور سایه گونه سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن ایجاد کند.

آنان در تبیین این استدلال خود به بی تحرکی و انفعال سازمان ملل در تحولات جاری منطقه ای و تلاش های یک سویه و فراقانونی آمریکا و متحدانش اشاره می کنند و معتقدند که تنها ایجاد ساختارهای جدید منطقه ای یا بین المللی غیرغربی می تواند به بازگشت نسبی غرب به اصول و مقررات حقوق بین المللی در حوزه رعایت اصل احترام متقابل و حق حاکمیت کشورها کمک کند.

از این دیدگاه سرعت وقوع حوادث چشمگیر و نوسان اوضاع ژئوپلتیکی و اقتصادی در سطح جهانی افزایش یافته است و حوادث یک سال گذشته در قالب رویدادهایی مانند پرونده اسنودن، تشدید جنگ داخلی سوریه و حل و فصل موقت اوضاع از طریق خلع سلاح شیمیایی، رویارویی در مصر در چارچوب بهار عربی و بازگشت ارتش به قدرت به عنوان محرک مناقشه بزرگ در این کشور عربی و بحران اوکراین و در نهایت کشتار داعش در عراق را نشانه های آشکار این وضعیت برمی شمارند.

ولادیمیر داویدوف تحلیلگر روس در توجیه ضرورت های ظهور و تثبیت ساختارهایی مانند بریکس به عنوان نقطه عطف مناسبات یک طرفه بین المللی می گوید: اوضاع جهانی بیش از پیش با ابهام غیرقابل پیش بینی توأم می شود. نه تنها واقعیت بلکه برداشت از واقعیت نیز تغییر می کند. واقعیت مجازی در اغلب موارد جریانات واقعی را به طور کامل تحریف می کند و به سلاح اصلی جنگ اطلاعاتی در مقطع فعلی تبدیل شده است.

داویدوف اضافه می کند: در سایه به هم خوردن موازنه قوا در سطح بین المللی اعمال استانداردهای دوگانه به قاعده عمومی در مناقشه های منطقه ای و جهانی تبدیل شده است.

تحلیلگر روس تشریح می کند: ظهور بریکس و امیدهایی که به این گروه بسته شده است، نتیجه طبیعی و منطقی جستجوی راه های احیای تعادل از دست رفته، باز یافتن جهت گیری های مفقود، تثبیت اوضاع و کاهش هر چه بیشتر هزینه ها و خطرات مرحله انتقالی معادلات جهانی می باشد.

ایده موسسان بریکس نیز از ابتدا همین بود و آنها می خواستند بدون توسل به رویارویی و رفتار علیه کشورهای ثالث، به تقسیم مجدد کنترل شده نفوذ در صحنه جهانی دست یابند.

ناظران آگاه با اشاره به نقاط قوت و در عین حال ضعف نسبی کشورهای عضو بریکس می گویند واقعیت این است که امروزه دیگر نمی توان وزن و نقش اعضای این ساختار بین المللی را که تولید ناخالص ملی شان به لحاظ قدرت خرید ۲۷ درصد سهم جهانی را به خود اختصاص داده است، نادیده گرفت.

آمارهای منتشر شده نشان می دهد که در سال های اخیر سهم کشورهای عضو بریکس در رشد تولید ناخالص جهانی حدود ۵۰ درصد بوده است، ضمن اینکه پنج کشور عضو این اتحادیه بیش از ۳۵ درصد انرژی جهانی را مصرف می کنند و سهم آنها در سرمایه گذاری های اساسی جهانی افزون بر 31 درصد می باشد.

بر اساس آمار و اطلاعات موجود همچنین ذخایر ارز و طلای اعضای بریکس حدود 40 درصد مجموع ذخایر جهانی را تشکیل می دهد و 43 درصد مردم جهان در کشورهای عضو این ساختار بین المللی زندگی می کنند.

کارشناسان مسایل اقتصادی نیز درباره گرایش تصاعدی رشد توان جمعی کشورهای عضو بریکس هم عقیده هستند، ولی واقعیت این است که در ارتباط با قدرت این ساختار مسأله تنها شاخص های رقمی نیست بلکه بریکس به عنوان نماینده تمدن ها و فرهنگ های بسیار مهمی برای ایفای نقش پررنگ تر در معادلات جهانی تلاش می کند.

طرفداران قدرت یابی بریکس می گویند کشورهای عضو این ساختار نمایندگان اساسی پنج حوزه کلیدی تمدنی جهان معاصر هستند و برای آنها آسان تر است که با تشریک مساعی بر شکاف های تمدنی غلبه کنند.

بنا بر اعلام مقام های بریکس نتایج دور اول فعالیت این ساختار و نشست سران آن که از سال 2009 به صورت سالیانه در یکاترینبورگ روسیه آغاز شد، نشان دهنده فعالیت فزاینده در زمینه تعامل پنج کشور عضو است.

تاکنون 23 قالب همکاری و تعامل اعضای بریکس مشخص شده است که شامل دیدارهای مرتب در سطح وزیران خارجه و دارایی، سران نهادهای امنیت ملی، وزارتخانه های اقتصادی و نیز مسوولان صنایع و بخش کشاورزی، بهداشت و آموزش می باشد.

در کشورهای عضو بریکس شوراهای بازرگانی تشکیل شده اند که نماینده شرکت های علاقه مند به فعالیت در بازارهای بریکس می باشند ضمن اینکه قرار است مجمع پارلمانی کشورهای عضو نیز تشکیل شود.

بدیهی است که بریکس به عنوان یک ساختار نوپا با مشکلات و ضعف هایی نیز مواجه است به طوری که ناظران و متخصصان حرفه ای شاغل در مدیریت امور این ساختار بین المللی به شکاف بین دستور روز بریکس و تاخیر در ایجاد مکانیزم های لازم برای اجرایی کردن تصمیمات اتخاذ شده اشاره می کنند.

به عبارت دیگر گفته می شود که فعالیت در این ساختار تاکنون بیشتر رشد کمی داشته است که در صورت ادامه همین امر می تواند به فرسایش قدرت هم افزایی اعضای آن منجر شود.

البته در نشست ۲۰۱۲ سران بریکس در شهر سانیه چین برای رفع این مشکل تدابیری اندیشیده و مقرر شد که تصمیمات سران نه تنها در بیانیه مشترک ذکر شوند بلکه به صورت برنامه اقدام عملی نیز منتشر شود.

حال به نظر می رسد در نشست برزیل با توجه به ضرورت تمرکز تلاش ها در اولویت های کلیدی مشخص شده، قبل از همه تشکیل بانک مشترک توسعه با سرمایه اولیه 50 میلیارد دلار جامه عمل بپوشد. تشکیل این نهاد مالی-اعتباری از این ایده نشات می گیرد که طرح های گسترده مشترک باید پایه های محکم مالی داشته باشند زیرا در غیر این صورت عملی نشده و فقط باعث بی اعتباری اندیشه تشکیل بریکس خواهند شد.

تحلیلگران مسایل بازار در تبیین دلایل تشکیل بانک بریکس می گویند درس های آموخته شده از بحران اخیر اقتصادی جهانی و سیاست تحریم های یکجانبه واشنگتن و بروکسل علیه روسیه، ایجاد مکانیزم های پرداخت های بین المللی به ارزهای ملی، راه اندازی بنیاد بیمه جمعی نقدینگی ارزی با ذخیره جمعی 100 میلیارد دلار که در واقع بنیاد همیاری ارزی خواهد بود، آغاز به کار اتحادیه بورس های بریکس و تأسیس آژانس های اعتباری فارغ از دخل و تصرف سیاسی غرب را برای اعضای این ساختار ضروری کرده است.

روزنامه نزاویسمایا گازتا در مقاله ای در این باره نوشت: هر چند الگوی فعالیت بریکس هنوز جا نیفتاده است و هم اکنون مناسب ترین شیوه عمل آن جستجو می شود اما واضح است که در این زمینه باید به نزدیک کردن اراده سیاسی سران کشورهای عضو پرداخت.

مقاله روزنامه روسی حاکی است: بدون نهادینه کردن بریکس با وضع حقوقی مشخص مشکل بتوان تعامل سازنده با ساختارهای کلیدی بین المللی را راه اندازی کرد که به صورت نهادینه شده فعالیت کرده و برنامه های بزرگ خود را با موفقیت اجرا می کنند.

در مقاله اضافه شده است: بدیهی است غرب نمی تواند به راحتی تشکیل بریکس و ارتقای آن به قلل اقتصاد و سیاست جهانی را مشاهده کند. به همین دلیل بیش از همه ابرقدرت آمریکای شمالی در این زمینه دچار اضطراب شده است زیرا تشکیل بریکس (علاوه بر توسعه سریع چین) نشانه آشکار کاهش حوزه نفوذ آمریکا می باشد.

کارشناسان مسایل سیاسی معتقدند در اصل دو سناریو در ارتباط با واکنش غرب به ویژه آمریکا به شکل گیری بریکس قابل تصور بود که یکی از آنها تطبیق حساب گرانه با تغییرات در تناسب نیروها به نفع مراکز جدید اقتصاد و سیاست جهانی، کاهش خطرات و هزینه ها و توسل بیشتر به روش های دیپلماتیک و نیروی نرم و راه دوم، رویارویی است که ناظر بر یکپارچه کردن غرب در برابر مراکز جدید، تحکیم انضباط داخلی غرب و گسترش شمار کشورهای وابسته به غرب می باشد.

از این دیدگاه باراک اوباما که قبل از آغاز ریاست جمهوری خود جایزه صلح نوبل را دریافت کرده بود، باید گزینه اول را انتخاب می کرد ولی این انتظار برآورده نشد و نیروی جبر دستگاه دولتی و نظامی سیاسی آمریکا این قهرمان صلح را به انتخاب مسیر دیگر سوق داد و سیاست بازدارندگی هدفمند مراکز جدید قدرت جهانی به خط اساسی رفتار وی تبدیل شد.

آمریکا در عمل به گزینه دوم در مواجهه با بریکس به عنوان یک ساختار بین المللی نوظهور، در محورهای آسیا و اقیانوسیه و فرا آتلانتیک وارد عمل شده است و در شرایطی که در اقیانوسیه برای ایفای نقش بازدارندگی در مقابل قدرت یابی روزافزون چین می کوشد، در محور فرا آتلانتیکی برای وابستگی روزافزون اتحادیه اروپا به خود و جدا کردن کامل آن از روسیه سعی می کند.

بدیهی است که غرب با برجسته سازی اختلافات داخلی اعضای بریکس برای تضعیف این نهاد تازه تاسیس تلاش می کند و در همین راستا منتقدان غربی بر واجد شرایط نبودن کشورهای عضو بریکس برای رسیدن به جایگاه ˈمرکز جدید جهانˈ تأکید می کنند.

از این دیدگاه تأکید می شود که روسیه از نظر اقتصادی به مواد خام وابسته و دولت آن بیش از حد قوی و دمکراسی در آن کم است، از نابسامانی های اجتماعی و فضای بسته اقتصادی هند انتقاد می شود، به توان اقتصادی ضعیف جمهوری آفریقای جنوبی و نوسازی آهسته فناوری های آن اشاره می شود، در برزیل ملی گرایی اقتصادی، حمایت از بازار داخلی و مداخله غیر موجه دولت در زندگی اقتصادی برجسته می شود و در نهایت از چین به خاطر تضییع دمکراسی، انحطاط محیط زیست و بی تعادلی های منطقه ای و اجتماعی انتقاد می شود.

حال با توجه به برگزاری دور جدید نشست سران بریکس در آمریکای لاتین و ملاقات آنها با سران کشورهای منطقه به نظر می رسد که کشورهای منطقه از نقش بریکس در معادلات جهانی راضی باشند زیرا این ساختار نوپا را عاملی نیرومند برای تنوع بخشی به مناسبات بین المللی تلقی می کنند.

با وجود اینکه مؤسسان بریکس در ابتدای تشکیل این ساختار قصد داشتند بخش عمده نیروی خود را صرف ˈمعماری مالی جهانˈ کنند، سیر امور نشان داد که مسایل امنیت بین المللی و تحریف اصول روابط بین الملل از سوی بعضی کشورها با برنامه های بریکس در تداخل است و آنان دریافتند که بدون توجه به معادلات جدید ژئوپلتیکی مشکل بتوان راهبرد مشترک اقتصادی را طراحی کرد.

در نهایت این گونه به نظر می رسد که بریکس به رغم تمام نقطه ضعف ها و مشکلات پیش روی خود بارقه جدیدی را در چشمان جامعه جهانی به ویژه قدرت های نوظهور عضو این ساختار بین المللی برای احیای موازنه از دست رفته در معادلات جهانی جرقه خواهد زد.

اروپام/۵۱۸** 1337

وبگردی